تبلیغات
حوزه علمیه استان مرکزی
حوزه علمیه استان مرکزی
اللهم عجل لولیک الفرج

نقشه مرکزمدیریت حوزه علمیه استان مرکزی

نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 15 تیر 1390   ساعت 12 و 24 دقیقه و 17 ثانیه

در انتهای صفحه نقشه ای وجود دارد که ساختمان سفید رنگ وسط نقشه مرکز مدیریت حوزه علمیه استان مرکزی میباشد.

عزیزان مراجعه کننده میتوانند با بررسی  نقشه ازمحل سکونت خود تامرکز مدیریت حوزه علمیه استان مرکزی بهترین وکوتاه ترین راه را انتخاب نمایند.






آیة‌اللّه العظمى صافى گلپایگانى کمبودهاى اقتصادى به حساب روحانیت گذاشته نشود

نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 23 مرداد 1390   ساعت 14 و 09 دقیقه و 35 ثانیه

متأسفانه تعدادى از منحرفان مى‌خواهند روحانیت اصیل را در بین مردم بدبین کنند؛ این افراد حتى کمبودهاى اقتصادى را به حساب روحانیت مى‌گذارند و با کارهاى غیر‌علمى و نسنجیده، مردم را به نظام و انقلاب بدبین مى‌کنند!

به گزارش مرکز خبر حوزه، حضرت آیةاللّه صافى گلپایگانى در دیدار با جمعى از طلاب ممتاز و نخبه حوزه علمیه قم، با اشاره به جایگاه تحصیل علم در آیات و روایات گفتند: یکى از عبادات بزرگى که در دین مقدس اسلام، بر آن تأکید فراوانى شده است، کسب علم و دانش و حضور در جلسه درس مى‌باشد و شاید بتوان گفت، عبادت و جهادى بالاتر از آن نیست.
ایشان با اشاره به آیه‌: »هل یستوى الذین یعلمون والذین لایعلمون»، به مقام علم و عالِم در قرآن کریم پرداختند و افزودند: با علم است که مجهولات براى انسان کشف مى‌شود و با کسب علم مى‌توان جهان را تسخیر نمود.
معظم‌له ادامه دادند: علمى ارزش دارد که ما را به راه راست، کمال و سعادت دنیا و آخرت هدایت کند و آن، همان علوم اسلامى و معارف نورانى اهل‌بیت علیهم‌السلام است که راه بهتر زندگى‌کردن را به ما مى‌آموزند. در واقع، هرچه انسان‌ها براى انسانیت خود لازم دارند، در علوم محمد و آل محمد صلى‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم وجود دارد.
حضرت آیةاللّه صافى در بخش دیگرى از سخنان خود، حوزه‌هاى علمیه‌را میراث گران‌بهاى بزرگانى دانستند که براى رساندن پیام اسلام، از هیچ کوششى دریغ نکردند.
ایشان یادآور شدند: حوزه‌هاى علمیه ما که بیش از هزار‌سال سابقه دارند، باید با استقلال کامل، سنت‌هایى را که بزرگان براى ما به ارث گذاشته‌اند را حفظ کرده و با اخلاص و نیت پاک انجام وظیفه نمایند.
ایشان با اشاره به میراث گران‌بهاى شیعى افزودند: در زمان‌هاى گذشته، بعضى از محدثان بزرگ شیعه، براى دریافت چند حدیث، سفرهاى طولانى را متحمل مى‌شدند و با تحمل زحمات و مشقات فراوان، گنجینه‌ى حدیثى خود را بهتر و پربارتر مى‌نمودند، الآن آن گنج‌هاى طلایى و کتاب‌هاى حدیثى در دست ماست، که باید از آن به بهترین صورت استفاده نماییم.
این مرجع تقلید با بیان این‌که امروز وظایف مهمى بر دوش روحانیت است، تصریح کردند: وظیفه‌ اصلى ما پاسدارى از دین است؛ آن هم دینى که سعادت بشر را تضمین مى‌کند و شما پاسدار آن مى‌باشید.
معظم‌له ادامه دادند: دین براى مردم دنیایى مى‌خواهد که همه در آن با رفاه کامل، امنیت، عدالت و برابرى زندگى نمایند؛ زندگى‌اى که بدون خشونت، کینه و حسد باشد و در آن دروغ و تهمت نباشد و همه با خوشى و آسایش خاطر، به وظایف خود عمل کنند.
ایشان افزودند: ما مى‌گوییم دولت‌ها باید امنیت اخلاقى و جانى مردم را فراهم کنند و با اجراى قوانین اسلام، عدالت واقعى را در جامعه پیاده نمایند؛ ما مى‌گوییم بیت‌المال از آن همه مردم است، و نباید چوب حراج به بیت‌المال زد؛ یک ریال آن محترم است و باید پاسخگوى آن باشند.
این مرجع‌تقلید با اشاره به توطئه دشمنان بر ضد روحانیت تأکید کردند: متأسفانه تعدادى از منحرفان مى‌خواهند روحانیت اصیل را در بین مردم بدبین کنند؛ این افراد حتى کمبودهاى اقتصادى را به حساب روحانیت مى‌گذارند و با کارهاى غیر‌علمى و نسنجیده مردم را به نظام و انقلاب بدبین مى‌کنند.
معظم‌له افزودند: اگر گرانى و تورم در جامعه وجود دارد، به خاطر ندانم‌کارى بعضى از مسئولان است؛ مسئولان باید شرایط اقتصادى را به گونه‌اى رقم بزنند که قشر ضعیف جامعه بتواند آن‌را تحمل کند و بر ضعفا فشار وارد نشود؛ البته همه مسئولیم و نباید از اداى وظیفه، شانه خالى کنیم.
ایشان خطاب به روحانیون اظهار داشتند: البته روحانیون نیز نباید کارى کنند که مردم به اسلام و تشیع بدبین شوند؛ آنها هم باید با تهذیب نفس و اخلاق اسلامى و دورى از مظاهر دنیا و جناح‌بازى‌ها براى مردم الگو بوده و زینت دین باشند و دغدغه آنها فقط حفظ دین باشد.
این مرجع‌تقلید تصریح کردند: ما نیز به نصیحت و تذکر احتیاج داریم؛ نباید خودمان را از موعظه و پند و اندرز بى‌نیاز بدانیم. انشاء‌اللّه‌تعالى همه ما با پیمودن راه صحیح ائمه معصومین علیهم‌السلام بتوانیم رضایت مولا و آقایمان حضرت بقیة‌اللّه عجل‌اللّه‌تعالى‌فرجه‌الشریف را کسب کنیم.

خط انحراف را گوشزد کردیم
ما خط انحراف را گوشزد کردیم و گفتیم که لازم نیست صبر کنیم تا آن‌ها خود را بیشتر نشان دهند؛ همان روز‌هاى سخت که به احکام و دستورات مقدس شرع و قرآن توهین نمودند، باید جلوى آن‌ها گرفته مى‌شد.
به گزارش مرکز خبر حوزه، حضرت آیةاللّه صافى در دیدار مدیر، اساتید و جمعى از طلاب مدرسه الحجة عجل‌اللّه‌تعالى‌فرجه‌الشریف ضمن بیان این مطلب، به وظایف طلاب و حوزه‌هاى علمیه در عصر حاضر اشاره کردند و اظهار داشتند: عصرى که ما در آن زندگى مى‌کنیم، زمانى بسیار حساس و عصر امتحان و تخلیص مى‌باشد؛ همه باید امتحان دهند. هر کسى که خود را به نحوى منتسب به امام زمان ارواحنا فداه مى‌داند، باید از آزمون‌هاى بزرگ در این زمان و فتنه‌هاى آخرالزمان سرافراز بیرون بیاید.
ایشان با تأکید بر لزوم تطابق گفتار و کردار، ادامه دادند: باید صف راستگویان از دروغگویان جدا شود؛ این‌طور نیست که اگر کسى ادعا کرد من منتظر امام زمان عجل‌اللّه‌تعالى‌فرجه‌الشریف هستم، ولى کارها و رفتارش مخالف اسلام و دستورات شرع مقدس باشد، امام زمانى است؛ آنچه اهمیت دارد عمل است، نه گفتار. معظم‌له افزودند: بعضى از مردم همواره به سر و سینه‌ى خود مى‌زنند و فرج آن حضرت را از خداوند درخواست مى‌کنند، اما در عمل فرسنگ‌ها با حضرت فاصله دارند!
این مرجع‌تقلید یادآور شدند: باید نوکرى و خدمت‌گزارى آستان مقدس آن امام عزیز را براى خود افتخار بدانیم و آن را با هیچ چیز دیگرى عوض نکنیم؛ اگر ریاست داشته باشیم، قدرت و جاه و علم داشته باشیم، اما آقا ما را به چاکرى درگاهش قبول نفرماید، خسارت‌زده دنیا و آخرت هستیم.
ایشان، طلاب را به تلاش و کوشش بیشتر در فراگیرى علوم اهل‌بیت علیهم‌السلام فراخواندند و اظهار داشتند: طلاب باید بدانند ما آمده‌ایم که فقط به اسلام و امام زمان عجل‌اللّه‌تعالى‌فرجه‌الشریف و اهل‌بیت علیهم‌السلام خدمت کنیم و براى رسیدن به این هدف بزرگ باید اندوخته‌هاى علمى و دینى فراوانى کسب نماییم و یک لحظه فرصت‌را از دست ندهیم.
حضرت آیةاللّه صافى با اشاره به شبهه‌ها و سؤالات بسیار مردم در عصر حاضر، تصریح کردند: عالم دینى باید جامعیت داشته باشد؛ در فقه، اصول، تفسیر، تاریخ و شناخت دوست و دشمن و فرقه‌هاى ضاله، تبحّر و تخصّص داشته باشد.
ایشان وظایف و مسئولیت‌هاى عالمان دینى را بسیار خطیر خواندند و افزودند: عالم دینى نباید اعتزال گوشه‌گیرى و کنار‌گذاشتن مسئولیت‌ها را براى خود امتیاز بداند. امام زمان علیه‌السلام مرجع، عالم و طلبه‌اى را مى‌خواهند که با مردم باشد و در میان مردم و از آن‌ها جدا نباشد و به وظیفه اصلى خود، یعنى بیان احکام و امر به معروف و نهى از منکر بپردازد.
معظم‌له در توصیه‌هاى دیگرى به طلاب یادآور شدند: به علمى که به‌دست آورده‌اید، قانع نباشید و همیشه و حتى تا هنگام مرگ، در پى کسب علم و فضایل باشید.
این مرجع تقلید با بیان این‌که اوضاع فعلى با سال‌هاى گذشته بسیار متفاوت بوده و این امر، وظیفه ما را خیلى سنگین کرده است، اضافه کردند: هر روز از اطراف جهان سؤال مى‌آید و درخواست راهنمایى و توصیه دارند؛ در واقع، مردم به اسلام توجه پیدا کرده‌اند؛ بنابراین ما باید محاسن و زیبایى‌هاى کلام معصومین علیهم‌السلام را به جهان ارسال نماییم، تا دنیاى تشنه‌ى معنویت، بدین وسیله از فساد و تباهى و ضد‌اخلاق مصونیت پیدا کند.
ایشان در بخش دیگرى از سخنان خود با اشاره به فتنه‌ها و مطالب انحرافى‌اى که در جامعه مطرح مى‌شود، ابراز داشتند: ما خط انحراف را گوشزد کردیم و گفتیم که لازم نیست صبر کنیم تا آن‌ها خود را بیشتر نشان دهند؛ همان روز‌هاى سخت که به احکام و دستورات مقدس شرع و قرآن توهین نمودند، باید جلوى آن‌ها گرفته مى‌شد.
حضرت آیةاللّه صافى با بیان این‌که همه ما مسئولیم و باید پیش خداوند متعال و امام زمان علیه‌السلام پاسخ‌گو باشیم، اظهار داشتند: من همیشه گفته‌ام و مى‌گویم مملکت ما صاحب دارد و صاحب اصلى آن، امام زمان علیه‌السلام است و ایشان بر همه‌ى کارها و گفته‌هاى ما مراقبت دارند.
معظم‌له ادامه دادند: این مملکت، کشور شهیدان، جانبازان و آزادگان سرافراز است، و آن‌چه آنان از ما مى‌خواهند، حاکمیت اسلام و برپایى عدل در کل جامعه است. روحانیت و مردم شرافتمند ایران هرگز از خواسته‌هاى خود، که عزت و سربلندى مملکت و سرافرازى نظام مى‌باشد، کوتاه نخواهند آمد.
این مرجع تقلید در پایان تصریح کردند: روحانیت و طلاب باید سعى کنند غصه‌هاى امام‌زمان عجل‌اللّه‌تعالى‌فرجه‌الشریف را کم کنند و زمینه‌ى ظهور موفورالسرور آن حضرت را فراهم نمایند.
خاطرنشان مى‌شود، در ابتداى این دیدار حجة‌الاسلام والمسلمین طباطبایى مدیر مدرسه الحجة عجل‌اللّه‌تعالى‌فرجه‌الشریف گزارشى از برنامه‌هاى آموزشى این مدرسه ارائه نمود.





معاون تبلیغ و آموزشهای کاربردی حوزه های علمیه:

نوشته شده در تاریخ : شنبه 22 مرداد 1390   ساعت 14 و 56 دقیقه و 37 ثانیه

کمک به قحطی‌زدگان سومالی وظیفه‌ای انسانی و اسلامی است

معاون تبلیغ حوزه های علمیه با تاکید بر ضرورت کمک جامعه جهانی و مسلمانان به قحطی زدگان کشور سومالی، از اختصاص یک روز حقوق کارکنان مرکز مدیریت حوزه های علمیه در ماه مبارک رمضان در این راستا خبر داد.


حجت الاسلام محمدحسن نبوی، معاون تبلیغ حوزه‌های علمیه، با ابراز تاسف از وضعیت ناگوار مردم مسلمان کشور سومالی تاکید کرد: متاسفانه مردم این کشور در قحطی بسیار شدیدی به سر می برند.

وی خواستار کمک جامعه جهانی و به ویژه مسلمانان به قحطی زدگان سومالی شد و تاکید کرد: بحرانی که در کشور سومالی ایجاد شده یک فاجعه انسانی به تمام معنا است و صدها هزار نفر در خطر جدی قرار دارند، در این شرایط نباید مردم این کشور را تنها گذاشت.

وی افزود: مردم سومالی مردمانی مسلمان هستند و از این رو شایسته است که مسلمانان جهان در حد توان خود به آنها کمک کنند تا از این وضعیت رهایی یابند.

حجت الاسلام نبوی با اشاره به روایت معروف پیامبر گرامی اسلام«من سمع رجل ینادی یا للمسلمین فلم یجبه فلیس بمسلم» تاکید کرد: پیامبر گرامی اسلام در این حدیث شریف می‌فرماید کسی که ندای استمداد مسلمانی را بشنود و به او جواب مثبت ندهد مسلمان نیست.

معاون تبلیغ حوزه های علمیه تاکید کرد: روایات متعددی داریم که اگر مسلمانی شب سیر بخوابد و همسایه اش گرسنه باشد مسلمان نیست، امروز مردم کشور سومالی چنین وضعیتی دارند و بر هر زن و مردم مسلمان لازم است که به داد آنها برسد.

معاون تبلیغ حوزه های علمیه افزود: همه باید در حد توان خود به داد قحطی زدگان کشور مسلمان سومالی برسند و کمک های نقدی و غیر نقدی خود را تقدیم آنها کمک کنند.

وی در ادامه ابرازداشت: با هماهنگی های صورت گرفته با دبیرخانه شورای عالی حوزه، کارکنان و پرسنل مرکز مدیریت حوزه های علمیه یک روز از حقوق خود در ماه مبارک رمضان را به قحطی زدگان سومالی اختصاص خواهند داد.

گفتنی است، در پی بحران سومالی و تشدید قحطی در این کشور مسلمان شماری از مراجع تقلید و علما افزون بر کمک های نقدی به قحطی زدگان، اختصاص ثلث سهم امام به آنها را مجاز اعلام کرده اند.





متن کامل نامه شورای عالی حوزه به مشاور رییس جمهور و مدیر عامل خبرگزاری ایرنا

نوشته شده در تاریخ : شنبه 22 مرداد 1390   ساعت 14 و 49 دقیقه و 48 ثانیه

شورای عالی حوزه‌های علمیه در نامه‌ای به علی‌اکبر جوانفکر، مشاور رییس جمهور و مدیر عامل خبرگزاری ایرنا به اظهارات وی مبنی بر کمک 760 میلیاد تومانی دولت به حوزه واکنش نشان داد.


 متن کامل نامه شورای علی حوزه بدین شرح است:

جناب آقای علی اکبر جوانفکر (زید توفیقه)


سرپرست محترم روزنامه ایران


سلام علیکم


با احترام، در سرمقاله روزنامه ایران مورخ 2/3/90 مطالبی در حمایت از دولت محترم بیان شده و به عنوان تیتر اول روزنامه نیز قرار گرفته که موجب سوء تفاهم برای برخی از مومنین و نگرانی علما گردیده، لازم است با رعایت امانتداری نکات ذیل در همان صفحه و با همان کادر به اطلاع عموم برسد.


1- دولت خدمتگزار آقای احمدی نژاد نخواسته از کمک های مالی به مراکز دینی، حوزه ها و یا مصلاهای نماز جمعه استفاده ابزاری کند ضمن آنکه شرایط و مقتضیات زمان در توفیقات دولت ها در نحوه خدمتگذاری به عموم برنامه های مختلف کشور متفاوت است.


2- روحانیت شیعه در طول تاریخ خویش وامدار هیچ گروه، حزب و دولتی نبوده و در کمال استقلال وظیفه الهی خویش که دفاع از حق بوده است را انجام داده ، امروز نیز با پشتیبانی کامل از نظام ولایی و سرفراز جمهوری اسلامی هر کجا نیاز باشد از سر دلسوزی و دفاع از مسیر حق تذکراتی را به دولتمردان داشته و دارد و استقلال خویش را با هیچ چیزی معامله نمی کند.


3- دریافت کمک های دولت برای تامین زیر ساخت ها و امور خدماتی حوزوی با موافقت برخی از بزرگان انجام شده، این در حالی است که کمک هزینه زندگی حداقلی طلاب و فضلا از طریق شهریه مراجع عظام تقلید (حفظهم الله ) تامین می شود.


4- جناب عالی خود خوب می دانید اعتبارات و کمک های دولتی هیچ گاه صددرصد استیفاء نمی گردد به ویژه در سالی که لایحه بودجه آن در دومین ماه سال مالی از تصویب مجلس محترم شورای اسلامی گذشت.


5- هر چند کمک های تخصیصی به حوزه ها و مراکز دینی نسبت به اعتبارات تخصیصی مراکز علمی، رفاهی، ورزشی و ... اندک است ولی اضافه کردن عنوان کمک به حوزه ها در کنار کلمه مراکز دینی با توجه به درصد پایین مبلغ کمک به حوزه ها و برجسته کردن نام حوزه ها و القای آن صحیح به نظر نمی رسد.


در خاتمه یاد آوری این نکته لازم است که دولت محترم آقای دکتر احمدی نژاد نباید نیازمند این گونه دفاع ها باشد. اطاعت کامل از رهبری معظم انقلاب(مدظله العالی) و عمل به توصیه های مراجع عظام تقلید و کسب رضایت ایشان که رضایت امام عصر (عج) را در پی دارد می تواند بهترین دلگرمی دولت و حمایت امت حزب الله را به دنبال داشته باشد.


توفیق روز افزون خادمین به اسلام و مسلمین را از خداوند خواستاریم. اِنَّه ولیُ التّوفیق


دفتر ارتباطات شورای عالی حوزه های علمیه


شایان ذکر است، علی اکبر جوانفکر چند روز پیش در سرمقاله روزنامه ایران، با ارائه آمار و ارقامی از کمک های دولت به حوزه علمیه، آن را نشانه توجه و ارادت رییس جمهور به روحانیت و مراجع دانسته بود


همچنین آیت‌الله مقتدایی مدیر حوزه‌های علمیه کشور، ضمن رد برخی اخبار در مورد میزان کمک دولت به حوزه های علمیه، از بررسی طرحی در شورای عالی حوزه برای عدم دریافت کمک های مالی از دولت خبر داد.
به نقل از مرکز خبرحوزه، آیت‌الله مقتدایی، صبح امروز در گردهمایی معاونین تبلیغ و آموزش‌های کاربردی حوزه‌های علمیه سراسر کشور، در اردوگاه یاوران حضرت امام مهدی‌(عج) جمکران، گفت: چند روز پیش در یکی از روزنامه‌های رسمی که از سوی یکی از مسئولان دولت گفته شده بود 760 میلیارد تومان در سال گذشته به حوزه علمیه کمک شده است، غلط است و ما آن را تکذیب می‌کنیم.

وی با اشاره به این‌که این شخص در کنار حوزه، لفظ مراکز دینی را هم قرار داد، گفت: مراکز دینی شامل حسینیه‌ها، مساجد سازمان تبلیغات، مرکز خدمات حوزه، دفتر تبلیغات اسلامی، جامعةالمصطفی‌العالمیه و... می‌شود؛ این‌که بخواهیم کمک به این جمع را به حساب حوزه علمیه بگذاریم، اشتباه است.

مدیر حوزه‌های علمیه خاطرنشان ساخت: نمی‌دانم طرح این مطالب با چه هدفی صورت می‌گیرد، حال اگر چنین خدمتی هم به حوزه‌های علمیه شده باشد، آیا مصلحت است که بیان شود؟!

وی با اشاره به این که حوزه‌های علمیه توسط مردم و مراجع اداره می‌شوند، گفت: پس از انتشار این خبر تماس‌های فراوانی از سوی بیوت و دفاتر مراجع عظام تقلید و اساتید برجسته گرفته شد، مبنی بر این که ممکن است این خبر در میان مردم تاثیر نا مطلوبی داشته باشد.

آیت‌الله مقتدایی با اشاره به ارائه پیشنهاد شورای عالی به مقام‌معظم‌رهبری مبنی بر این‌که تمامی کمک‌ها به حوزه به دست معظم‌له صورت گیرد، گفت: زمان حضور مقام‌معظم‌رهبری در قم به معظم‌له پیشنهاد داده شد که تمامی کمک‌هایی که به حوزه می‌شود از سوی ایشان انجام گیرد، ایشان هم پذیرفتند که این پیشنهاد را در قالب نامه‌ای به دفتر ایشان تحویل دهیم تا رسیدگی شود.

آیت‌الله مقتدایی همچنین خاطرنشان ساخت: پس از انتشار خبر کمک به حوزه، شورای عالی تصمیم گرفت نامه‌ دیگری مبنی بر تسریع این امر به دفتر مقام‌معظم‌رهبری ارسال کند.

مدیر حوزه‌های علمیه در بخش دیگری از سخنان خود، تلاش معاونان تبلیغ، سراسر کشور را بسیار ارزشمند دانسته و گفت: در این مسیر شناسایی نیازها، اولویت آنها و بررسی ویژگی‌های مبلغی که باید اعزام شود از اهمیت فراوانی برخوردار است.

وی با اشاره به این‌که ممکن است مبلغانی از نهادهای اعزام مبلغ دیگری غیر از حوزه‌ در مناطق مختلف حضور یابند، اظهار داشت: معاونین تبلیغ حوزه باید با آغوش باز از آنان پذیرایی کنند و با آنها همکاری نمایند.

آیت‌الله مقتدایی با تاکید بر نظارت بر کار مبلغان، گفت: مبلغانی چون از نهادهای مختلف اعزام می‌شوند، دارای اخلاق و شیوه‌های متفاوت تبلیغی هستند، برای این‌که خدای ناکرده تبلیغ این بزرگواران نتیجه معکوس نداشته باشد و مردم نسبت به روحانیت، انقلاب و اسلام بدبین نشوند، باید برای فعالیت آنان نظارت مستمر داشت و توصیه‌های تبلیغی را به آنها ارائه نمود.

وی افزود: برای این کار، نظرسنجی از مردم منطقه اهمیت زیادی دارد؛ به گونه‌ای که با گرفتن نظرات آنها و بررسی و ارائه گزارش آن به مسئولان حوزه برنامه‌ریزی‌های بهتر و تأثیرگذارتری صورت خواهد گرفت.

مدیر حوزه‌های علمیه با اشاره به این‌که شرایط نسبت به گذشته تفاوت زیادی کرده است، گفت: امروز در دورترین نقاط کشور افرادی با تحصیلات دانشگاهی وجود دارد؛ از این رو سطح آگاهی بالای آنها، نیازهای بالاتری را ایجاد می‌کند که باید پاسخگوی آن بود.

آیت‌الله مقتدایی در پایان یادآور شد: در این شرایط اگر مردم نسبت به آگاهی و توانایی‌های تبلیغی مبلغان اهتمام پیدا نکنند، آسیب‌های زیادی به وجود می‌آید.





بیانیه معاون سابق آموزش حوزه های علمیه در خصوص حوادث اخیر

نوشته شده در تاریخ : شنبه 22 مرداد 1390   ساعت 14 و 48 دقیقه و 18 ثانیه

مشاهده می شود اظهار نظرهایی در پاره ای از رسانه ها و پایگاه های خبری درباره افراد و نهادهای محترم مطرح می شود که فراتر از انتقاد بوده
حجت الاسلام و المسلمین دکتر عباسی ، معاون سابق آموزش حوزه های علمیه  بیانیه ای در خصوص حوادث اخیر صادر کردند که به شرح زیر می باشد:
بسمه تعالی

برادران عزیز، اساتید ارجمند و فضلای گرامی، به دنبال مسائل اخیر در باب معاونت آموزش، مشاهده می شود اظهار نظرهایی در پاره ای از رسانه ها و پایگاه های خبری درباره افراد و نهادهای محترم مطرح می شود که فراتر از انتقاد بوده، سازگار با اخلاق دینی که سرمشق سلوک ولایتمداران است نمی نماید. دفاع عالمانه از تحول مثبت و انتقاد روشنگرانه ممدوح است، اما تعرض ناروا به هیچ رو قابل توجیه نیست. این عمل اگر از جانب بدخواهان نباشد، قطعاً  از سر ناآگاهی است.
حوزه مبارکه علمیه بر اساس اندیشه ها و آرمان های ولی امرمسلمین (دام ظلّه العالی) و نقطه نظرات مراجع معظم (دامت برکاتهم)، با سیاستگزاری شورای محترم عالی حوزه و تدبیر مرکز معزز مدیریت اداره می¬شود. پاسداشت جایگاه والای هریک از نهادهای مؤثر در حوزه مبارکه ضرورتی تخلف ناپذیر است.
حوزه برکت خیز قم کماکان جایگاه تضارب اندیشه ها در مسیر پویایی و بالندگی است. طرح دیدگاه-های نو و عرضه برنامه های تحول آفرین و نقد منصفانه و عالمانه در فضایی صمیمی و اخوت آمیز به یاری خداوند، آفاق تازه را فرا روی حوزه خواهد گشود.





قابل توجه طلاب سطوح عالی که درخواست ارتقاء پایه دارند

نوشته شده در تاریخ : شنبه 22 مرداد 1390   ساعت 14 و 31 دقیقه و 24 ثانیه

شرایط ارتقای پایه در امتحانات شهریورماه
1- قبولی در همه دروس پایه های قبل
2-دارا بودن نمره 16 در هر درس اصلی همان پایه تحصیلی
3- دارا بودن معدل 15 در مجموع سایر دروس (فقه و اصول)

(طلاب گرامی که شرایط فوق را دارا می باشند جهت ثبت درخواست خود از قسمت درخواستها برای امتحانات سطوح عالی پیام بگذارند.)






رهبر معظم انقلاب: وضع فعلی عدالت مطلقا راضی کننده نیست؛ دوران آزمون و خطا در مقوله عدالت سپری شده است

نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390   ساعت 11 و 18 دقیقه و 44 ثانیه

اسلامی دوران آزمون و خطا را در مقوله عدالت، دورانی سپری شده دانستند و تأکید کردند: در سه دهه اخیر در موارد زیادی، در باب عدالت بصورت آزمون و خطا عمل کرده ایم اما از این پس باید، براساس تعاریف و روشهای متقن حرکت کنیم.

 

90227.jpg


دومین نشست اندیشه های راهبردی در جمهوری اسلامی، صبح امروز با «موضوع عدالت» و با هم اندیشی و تبادل نظر رهبر معظم انقلاب و دهها نفر از اندیشمندان، متفکران، استادان و محققان دانشگاهی و حوزوی برگزار شد.
 
در این نشست 4 ساعته، ابتدا 10 نفر از صاحبنظران و نخبگان در دو بخش نظری و کاربردی  دیدگاههای خود را درباره «مبانی، مفاهیم، ابعاد، کارکردها و ضرورتهای عدالت» بیان کردند.
اولین نشست اندیشه های راهبردی در جمهوری اسلامی، آذر ماه سال گذشته با موضوع الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت برگزار شده بود.
 
* سخنان رهبر معظم انقلاب در این نشست
 
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در این هم اندیشی راهبردی، با تأکید بر ضرورت تلاش جدی و تضارب آرای اندیشمندان و متفکران برای دستیابی به نظریه اسلامی ناب در باب عدالت، کارهای انجام شده برای تحقق عدالت اجتماعی را در سه دهه اخیر خوب ارزیابی کردند اما افزودند: وضع فعلی، مطلقاً راضی کننده نیست چرا که نظام اسلامی به دنبال اجرای حداکثر عدالت و تحقق کامل عدالت به مفهوم یک ارزش مطلق و همگانی است.
 
ایشان، مطالب مطرح شده در این هم اندیشی را پرمغز و مفید دانستند و خاطرنشان کردند: نشست امروز، تنها یک آغاز بود و امیدواریم مبحث عدالت با استفاده از ظرفیت گسترده صاحبنظران سراسر کشور، به گفتمانی نخبگانی تبدیل شود و با استمرار و پیگیری شایسته، به سرانجامی مبارک برسد.
 
ایشان، عدالت را دغدغه همیشگی بشر دانستند و با اشاره به ورود متفکران و اندیشمندان تاریخ بشر به این مقوله خاطرنشان کردند بررسی دقیق نشان می دهد که با وجود نظریه پردازی های مختلف اندیشمندان در مبحث عدالت، نقش ادیان الهی در این مقوله، بی نظیر و استثنایی بوده است.
 
رهبر انقلاب اسلامی، با استناد به قرآن مجید، عدالت را هدف اصلی ادیان برشمردند و افزودند: عدالت، هدف نظام سازی اجتماعی ادیان و حرکت بشر در چارچوب دین بوده است و این اهتمام جدی به عدالت، در هیچ مکتب بشری یافت نمی شود.
 
حضرت آیت الله خامنه ای در تبیین بیشتر تفاوت عدالت در «نگاه ادیان و مکاتب بشری» خاطرنشان کردند: انبیاء علاوه بر تبیین عدالت، برای تحقق آن، عملاً با طاغوتها و ستمگران وارد پیکار می شدند و در معارضه ظالم و مظلوم، همیشه در جبهه مظلومان بوده اند اما نظریه پردازان فقط در حد حرف و کلام به «عدالت» پرداخته اند.
 
ایشان، اعتقاد همه ادیان الهی به منتهی شدن تاریخ بشر به دوران مبتنی بر عدل را سومین «تفاوت «عدالت» در ادیان الهی و مکاتب بشری» دانستند و افزودند: ادیان الهی در نگاه به مبدأ خلقت هستی و بشر – در مسیر حرکت تاریخی ملتها و در تبیین پایان این مسیر یعنی معاد، همواره بر عنصر عدالت تأکید کرده اند که این مسئله ای استثنایی و بی نظیر است.
 
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: براساس همین نگاه دینی بود که «عدالت» در انقلاب اسلامی نیز از همان آغاز، جایگاهی بی نظیر یافت و در شعارهای ملت – قانون اساسی – سخنان و دیدگاههای امام خمینی (رض) و دورانهای مختلف حیات سی و دو ساله جمهوری اسلامی، به عنوان یک ارزش مطلق مورد تأکید قرار گرفت.
 
رهبر انقلاب اسلامی، عدالت را سرلوحه دغدغه های همیشگی نظام اسلامی دانستند و با اشاره به کارهای فراوان و گسترده ای که پس از انقلاب برای تحقق عدالت اجتماعی انجام شده افزودند: این کارهای خوب، راضی کننده نیست چرا که ما براساس نگاه اسلامی، تحقق کامل عدالت و محو هرگونه ظلم را هدف قرار داده ایم که برای پر کردن فاصله وسیع وضع موجود و تحقق عدالت اجتماعی، باید تلاش مستمر، جدی و همه جانبه انجام داد.
 
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به توجه امروز نظام اسلامی برای دستیابی به نظریه  اسلامی ناب در مقوله عدالت افزودند: تا امروز نیز شناخت و تعاریف اجمالی از عدالت وجود داشته است اما باید تلاش کنیم عدالت به گفتمانی زنده و همیشه حاضر در صحنه های مختلف کشور تبدیل شود و در میان نخبگان – مسئولان – مردم و بخصوص نسل جوان همواره به عنوان یک مسئله اصلی مطرح باشد.
 
ایشان در تبیین بیشتر اهداف برگزاری نشست اندیشه های راهبردی درباره عدالت افزودند: برای کاهش فاصله کنونی تا تحقق حداکثری عدالت، باید به روشها و راهکارهای جدید و مؤثر دست پیدا کنیم که این مسئله نیز به هم اندیشی متفکران نیاز دارد.
 
رهبر انقلاب اسلامی دوران آزمون و خطا را در مقوله عدالت، دورانی سپری شده دانستند و تأکید کردند: در سه دهه اخیر در موارد زیادی، در باب عدالت بصورت آزمون و خطا عمل کرده ایم اما از این پس باید، براساس تعاریف و روشهای متقن حرکت کنیم.
 
رهبر انقلاب اسلامی، حرکت کشور در مسیر پیشرفتهای سریع و جهشی را یکی دیگر از عوامل ضرورت توجه بیشتر به مقوله عدالت برشمردند و افزودند: ادامه این حرکت پرشتاب، نیازمند تصمیم گیریهای بزرگ است و اگر در این تصمیم گیریها از عنصر عدالت و «ارتباط عدالت و پیشرفت» غفلت شود، خسارات فراوانی به بار خواهد آمد.
 
ایشان در ادامه سخنانشان با تمرکز بر مبحث نظری عدالت، افزودند: هدف ما رسیدن به نظریه اسلامی ناب و خالص در باب عدالت است که برای دستیابی به این هدف بسیار مهم، باید با نگاه متجددانه و نوآورانه، به منابع اسلامی رجوع کنیم و با استفاده از متدها و فنون خاص این کار، نظریه اسلامی خالص را در مقوله عدالت استخراج کنیم.
 
ایشان در همین زمینه تأکید کردند: در دستیابی به نظریه اسلامی عدالت باید از التقاط و هرگونه مونتاژ نظریه های دیگر بشدت پرهیز کرد و با مراجعه به منابع اصیل اسلامی، این نظریه را استخراج نمود.
 
حضرت آیت الله خامنه ای، تعریف عدالت را در هر مکتب مبتنی بر پایه های هستی شناسی آن مکتب دانستند و افزودند: به همین علت نباید در شناخت نظریه اسلامی عدالت، از مکاتب دیگر، استفاده کرد.
 
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به تفاوت عمیق نگاه اسلام و مکاتب بشری به عدالت افزودند: عدالت در اسلام، ناشی از حق است و عدالت ورزی یک وظیفه الهی محسوب می شود در حالیکه در مکاتب بشری، این نگاه وجود ندارد.
 
رهبر انقلاب اسلامی، تعدد و تضارب آرا را نیازی واقعی در روند دستیابی به نظریه اسلامی ناب در باب عدالت دانستند و افزودند: نباید کسی تصور کند که در این مقوله، با نوعی پیش داوری می خواهیم به برداشتی که در ذهنمان است برسیم بلکه باید تلاش کنیم در پرتو تضارب آرا و نشاط علمی، به آنچه حق و صحیح است دست یابیم.
 
حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: حتی پس از دستیابی به نظریه اسلامی خالص درباب عدالت، تضارب آرا در این زمینه باید همواره ادامه داشته باشد.
 
ایشان افزودند: در این مقطع در واقع باید تلاش کرد به یک جمع بندی قوی – متقن، مستدل و منسجم در باب عدالت دست یافت تا برنامه های درازمدت با اتکاء به آنها تدوین شود.
 
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: پس از این جمع بندی نیز باید پژوهشهای جدیدی بویژه در مباحث کاربردی و روشهای اجرای نظریه صورت گیرد که در این زمینه می توانیم از تجربیات مفید دیگران نیز استفاده کنیم.
 
حضرت آیت الله خامنه ای، ایجاد رشته عدالت پژوهی در حوزه و دانشگاه را، نوعی سرمایه گذاری مفید برای ایجاد و تقویت گفتمان عدالت و تربیت نیروهای توانمند دانستند و افزودند: یکی دیگر از کارهای مهم نظری، یافتن شاخص برای اندازه گیری میزان تحقق عدالت اجتماعی است.
 
ایشان خاطرنشان کردند: برخی شاخص های مطرح در نظریه های غربی در شرایط خاص قابل استفاده است اما بسیاری از آنها ناقص و یا کلاً غلط است بنابراین باید شاخص هایی مستقل برای تحقق عدالت از دیدگاه اسلام تعریف شود.
 
رهبر انقلاب اسلامی، توجه مجلس و شورای نگهبان را به مقوله عدالت در هر نوع قانون گذاری، از کارهای ضروری برشمردند و افزودند: در عرصه عمل باید برای اجرای عدالت اجتماعی کارهای فراوان انجام شود.
 
حضرت آیت الله خامنه ای در پایان سخنانشان، اعتقاد به مبدأ و معاد را در مسئله عدالت، دارای نقشی اساسی خواندند و افزودند: اعتقاد به معاد، و باور داشتن تجسم اعمال در قیامت، موجب نیرو و نشاط عدالت خواهانه می شود و در واقع نمی توان در جامعه ای که اعتقاد به مبدأ و معاد وجود ندارد، عدالت حقیقی را مستقر کرد.
 
ایشان، تلاش هر فرد برای اجرای عدالت درباره خود را نکته مهم دیگری در مقوله عدالت خواندند و افزودند: نگاه عادلانه هر فرد به خود، موجب دوری از گناه و ایجاد حالت خضوع و خشوع در مقابل پروردگار می شود و این مسئله به ایجاد عدالت اجتماعی نیز کمک می کند.
 
سخنان و ارائه مقالات صاحب نظران
 
اولین سخنران این نشست راهبردی در بخش دیدگاههای نظری، دکتر حسین عیوض لو، استادیار دانشگاه امام صادق(ع) بود. دکتر عیوض لو با ارائه دیدگاههای خود درباره «مفاهیم و معیارهای عدالت اجتماعی و اقتصادی در چارچوب الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت» گفت: عدالت اجتماعی به معنای آن است که هرکس در جامعه بتواند پاداش متناسب با شایستگی ها و تلاش خود را دریافت کند.
 
این استاد دانشگاه حق برخورداری برابر از منابع و ثروتهای عمومی – سهم بری براساس میزان مشارکت در تولید و قرار گرفتن اموال در موضع صحیح را معیارها و قواعد عدالت از دیدگاه اسلام خواند.
 
حجت الاسلام ابوالقاسم علیدوست عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، اندیشمند دیگری بود که در دومین نشست اندیشه های راهبردی به تشریح ابعاد عدالت به عنوان «یک سند، قاعده، رویکرد و گفتمان عام در کشف و اجرای احکام اسلام» پرداخت.
 
این استاد حوزه و دانشگاه گفت: با عدالت نمی توان کژدار و مریز برخورد کرد بلکه باید با این مفهوم بنیادی، برخوردی روشمند انجام داد تا به یک گفتمان عام تبدیل شود.
 
حجت الاسلام علیدوست، عدالت را یک قاعده در فقه دانست و افزود: در فهم دلایل و استنباط احکام، باید عدالت را به عنوان یک رویکرد مورد توجه قرار داد و در اجرای احکام نیز، عدالت را، گفتمان حاکم بر رفتار و گفتار مسئولان و کارگزاران قرار داد.
 
سومین سخنران دومین نشست اندیشه های راهبردی، دکتر فهیمه فرهمندپور استادیار دانشگاه تهران بود. دکتر فرهمندپور تحت عنوان «اقتضائات و ملاحظات عدالت جنسیتی با رویکرد دینی» گفت: عدالت را نباید تقسیم کمّی فرصتها و مشاغل در نظر گرفت بلکه در برداشت صحیح از عدالت، تفاوتهای طبیعی زن و مرد پذیرفته می شود.
 
وی افزود: برای ایجاد عدالت بویژه در مشاغل تخصصی باید شایسته سالاری مورد توجه کامل قرار گیرد و در الگوی اشتغال فارغ التحصیلان دانشگاهی تجدید نظر شود.
 
ایجاد عرصه هایی غیر از ورود به دانشگاه برای تأمین نیازهای روانی، علمی و شخصیتی زنان و دختران از دیگر پیشنهادهای خانم فرهمند پور بود.
 
حجت الاسلام سیدعباس نبوی، مدرس حوزه و دانشگاه به عنوان سخنران بعدی، با اشاره به فرمان و امر مکرر پروردگار در قرآن کریم برای اقامه عدل و قسط گفت: باید ضمن نظریه پردازی در مقوله عدالت، شاخص های قابل اندازه گیری نیز ارائه داد.
 
حجت الاسلام نبوی، برابری در فرصتها، رشد ظرفیتها و بکارگیری توانمندیها را سه شاخص مهم عدالت اجتماعی دانست و افزود: باید عدالت اجتماعی را به عنوان بنیان قواعد اجتماعی، راهبرد اصلی «برنامه های توسعه» - و مبنای رشد فرهنگ عمومی مورد توجه قرار داد که متأسفانه نهادهای متولی فرهنگ عمومی به این مسئله کم توجه اند و رهبری و جنبش دانشجویی پیگیر مقوله عدالت اجتماعی هستند.
 
این مدرس حوزه و دانشگاه تأکید کرد: در الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت، عدالت اجتماعی، «کلان راهبردی» است که باید در همه عرصه ها مورد توجه کامل قرار گیرد.
 
پنجمین سخنران هم اندیشی امروز نخبگان و رهبر انقلاب در باب عدالت، دکتر سید محمد میر سِندُسی استادیار دانشگاه امام حسین بود. دکتر میر سندسی با اشاره به مبانی دو نظریه غالب در بحث عدالت یعنی شایستگی و نیاز گفت: در جمهوری اسلامی باید نظریه ای ترکیبی را پیگیری کنیم که در این نظریه تأمین نیازهای عامه مردم مورد توجه جدی است اما راه برای بهره مندی اشخاص براساس شایستگی و تلاش نیز باز است.
 
وی با اشاره به نبود نظریه منسجم و روشن درباب مفهوم عدالت در کشور افزود: به همین علت هر مسئولی روی کار می آید، براساس برداشت خود از مفهوم عدالت، عمل می کند که این برداشتهای فردی گاه با یکدیگر متفاوت و حتی در تعارضند.
 
بخش دوم نشست اندیشه های راهبردی با موضوع عدالت، به مباحث کاربردی اختصاص داشت. در آغاز این بخش، حجت الاسلام سیدعباس موسویان مدرس حوزه و دانشگاه با بررسی «جایگاه عدالت اقتصادی در بانک داری اسلامی» گفت: توزیع منابع بانکی، زمانی عادلانه و در جهت فقرزدایی است که اشتغال زایی و رشد متوازن در تخصیص منابع بانکی مورد توجه قرار گیرد.
 
دکتر موسویان، تخصیص منابع به طرحهای دارای ارزش افزوده، توزیع متوازن منابع، و توزیع عادلانه سود را از اصول و معیارهای توزیع عادلانه منابع بانکی دانست و گفت: نظام بانکداری باید با کاهش حاشیه سود خود، در جهت سود حقیقی سپرده گذاران متحول شود.
 
دومین سخنران بخش کاربردی نشست اندیشه های راهبردی، دکتر الیاس نادران دانشیار دانشگاه تهران بود.
 
وی با ارائه مقاله ای تحت عنوان «عدالت توزیعی و اقتصاد رانتی»، به بررسی مشکلات اقتصادی – اجتماعی پدیده رانت پرداخت. دکتر نادران معتقد است جهت گیریهای عدالت خواهانه پس از پیروزی انقلاب، با وجود فراز و نشیبهای مختلف، در مجموع باعث بهبود توزیع شاخص های درآمدی شده است، اما به علت تداوم ساختارهای اقتصادی مبتنی بر رانت، مشکلات ناشی از این پدیده همچنان ادامه دارد.
 
«عدالت بین نسلی در بهره برداری از منابع طبیعی» عنوان مقاله سومین سخنران بخش کاربردی نشست امروز یعنی حجت الاسلام سعید فراهانی فرد، استادیار دانشکده علوم اقتصادی بود.
 
این استاد دانشگاه، تشریع عادلانه مالکیت دولتی و عمومی بر ثروتهای طبیعی – ساز و کار صحیح توزیع اولیه منابع طبیعی و قوانین لازم برای حفاظت از منابع طبیعی را از اصول ایجاد عدالت بین نسلی در بهره برداری از منابع طبیعی دانست و گفت: از دیدگاه اسلام، دولت دارای جایگاهی است که می تواند با نظارت بر چگونگی استفاده از منابع طبیعی، عدالت را در این زمینه پیگیری و محقق کند.
 
نشست هم اندیشی رهبر انقلاب اسلامی و اندیشمندان و صاحبنظران در باب عدالت با سخنرانی دکتر مجید یاسوری ادامه یافت. وی که دانشیار دانشگاه گیلان است عدالت محیطی را راهکاری برای تحقق توسعه پایدار ملی دانست و گفت: منابع باید میان مناطق مختلف جغرافیایی، متناسب با نیازها و بطور عادلانه توزیع شود تا شکاف اقتصادی – اجتماعی بخشهای گوناگون کشور کاهش یابد و دورنمای زندگی حتی در محرومترین مناطق بهبود یابد.
 
دهمین و آخرین سخنران دومین نشست اندیشه های راهبردی، دکتر محمد جواد لاریجانی استاد دانشگاه بود. وی با عنوان «وضعیت عدالت و حقوق بشر در سطح بین المللی» به تشریح مبانی عدالت در لیبرالیزم غربی و دین مبین اسلام پرداخت.
 
بخشی از دومین نشست اندیشه های راهبردی در جمهوری اسلامی به پرسش و پاسخ محققان و اندیشمندان و «نقد و بررسی» دیدگاههای مطرح شده اختصاص داشت. در این بخش استادان و محققانی که به ارائه مقاله پرداخته بودند به سؤالات و نقدهای حاضران پاسخ گفتند.
 
در آغاز این هم اندیشی دکتر صادق واعظ زاده دبیر این نشست، با اشاره به پیگیری موضوعات نشست اول اندیشه های راهبردی گفت: مقدمات ایجاد مرکزی برای هماهنگی و راهبری تحقیقات مربوط به الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت انجام شده است که این مرکز کلیه ظرفیتهای نخبگانی کشور را برای تدوین این الگوی راهبردی فعال خواهد کرد.
 
دکتر واعظ زاده همچنین با تشریح اهداف دومین نشست اندیشه های راهبردی گفت: تلاش خواهد شد با تکیه بر مطالب ارائه شده و استفاده از همه ظرفیتها «نظریه عدالت» تدوین شود.
 
در پایان این دیدار نماز جماعت ظهر و عصر به امامت حضرت آیت الله خامنه ای اقامه شد.






مقام و منزلت حضرت آیت الله بهجت در گفتگو با آیت الله مصباح یزدی

نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390   ساعت 11 و 14 دقیقه و 59 ثانیه

آیت الله مصباح یزدی اظهار داشت: آیت الله بهجت بر روی دو مساله تاکید فراوان داشتند؛ یکی عمل به دستورات شرع و دیگری انجام واجبات و ترک محرمات، که انسان را می تواند به سعادت برساند و از ویژگی های ایشان این بود که همیشه در فعالیت ها جنبه مثبت را تقویت می کردند

 

Bahjat-Mesbah.jpg


آنچه در پی می آید گفتگویی است که با حضرت آیت الله مصباح یزدی درباره مقام و منزلت حضرت آیت الله بهجت و خاطراتشان از دوران تلمذ در محضر ایشان انجام گرفته و در روزنامه کیهان به چاپ رسیده است.
 
* اجازه بدهید سؤال را از اینجا مطرح کنیم که اولین باری که نام مبارک حضرت آیه الله بهجت (قدس سره) به گوش مبارکتان خورد و اولین باری که آن چهره ملکوتی را شما نگاه کردید و دیدید به یاد دارید چه سالی بود، چه تاریخی بود، در چه مکانی بود؟ اگر از این زاویه وارد زندگی این مرد ملکوتی بشوید خیلی ممنون می شویم.
 
بنده در سال 1332 در مدرسه حجتیه حجره ای داشتم و مرحوم آیه الله بهجت (رضوان الله علیه) مجاور مدرسه حجتیه منزلی داشتند و بطور طبیعی هر روز چند مرتبه ایشان را ما در رفت و آمد زیارت می کردیم، مخصوصاً صبح ها که مشرّف می شدند حرم، گاهی ما هم توفیق داشتیم در بین راه، برگشتن و در حرم زیارت می کردیم یک قیافه نورانی ملکوتی و یک احساس هم علاقه قلبی و هم احساس کوچکی در مقابل عظمت آن روحی که در آن بدن تجلّی داشت داشتیم منتها مبهم، هم به یک سلام و علیکی که در بین راه می کردیم و اظهار ارادت و ایشان هم یک بزرگواری می فرمود.
 
بعدها از دوستان درباره ایشان چیزهایی شنیدیم که هم از لحاظ علمی و هم از لحاظ مسائل معنوی و اخلاقی ایشان امتیازات زیادی دارند و ما هم به طور اجمال به گوشمان می خورد گاهی و تا اینکه این شنیده ها هم باعث این شد که بیشتر علاقه مند بشویم که به نحوی از حضور ایشان استفاده کنیم اگر لایق باشیم.
 
بعدش یکی دو سال بعد بود همان منزل ایشان منتقل شد به گذر عابدین، اینجا یک منزلی اجاره کرده بودند دو تا اتاقی داشت و آقا زاده هایشان هم هنوز کوچک بودند، بله جالب بود که یک اتاق نسبتاً بزرگی بود وسطش پرده ای کشیده بودند، ما که گاهی اجازه می گرفتیم برویم خدمتشان شرفیاب بشویم ما یک طرف پرده می نشستیم آن طرف پرده خودشان و خانواده شان، یعنی در واقع یک اتاق بود که ایشان در آن زندگی می کردند ،هم اتاق زندگی شان با همسر و بچه هایشان بود و یک طرفش هم اتاق پذیرایی شان بود. از آن دوران چیزی که من بخصوص توجهم را جلب می کرد یعنی سؤالی برایم ایجاد می کرد و جوابش را بلد نبودم ایشان خیلی ذکر یا ستّار زیاد می گفتند و این سؤال برای من بود که آخر این همه اسماء الهی چطور ایشان این اسم را زیاد به کار می برد.
 
بعدها یک جوابی حدس زدم ولی هیچ وقت نه جرأت می کردم و نه ابهت ایشان اجازه می داد مثلاً غیر از موقع درس کم اتفاق می افتاد ما جرأت به خودمان بدهیم که چیزی سؤال کنیم. بعدها همچنین به ذهنم آمد یک قرائنی هم بود که ایشان از اینکه اطلاع داشته باشند از اطراف و محیط و اینها خسته می شوند، چون چیزهایی را می دیدند که ماها نمی دیدیم، چیزهایی را می شنیدند که ماها نمی شنیدیم و برای اینکه هم این ارتباطات قطع بشود و کمتر توجه به اینها جلب بشود یا ستّار می گفتند که خدای متعال اینها را پرده ای بیندازد و نبینند.
 
یک چنین جوابی بعدها برای این سؤال پیدا کردیم ولی هیچ وقت من نپرسیدم و سال ها همین حالت محفوظ بود یعنی ذکر یا ستّار را ایشان زیاد می گفتند. معمولاً ایشان روزهای تعطیلی یک ساعتی را اجازه می فرمودند روزهای پنجشنبه غالباً می رفتیم آنجا می نشستیم و ایشان هرچه صلاح می دانستند می گفتند، غالباً هم یا یک حدیثی می خواندند یا یک داستانی نقل می کردند، داستانی که نکته آموزنده ای داشته باشد به اندازه فهم ما بچه گانه، بیشتر از این ما لیاقت نداشتیم، قصه ای می گفتند داستانی از یک استادی یا عالمی، تا اینکه علاقه مند شدیم از معلومات فقهی ایشان هم استفاده کنیم ،چند نفر بودیم از دوستان که غالباً یک نوع عطش معنوی در ما مشترک بود.
 
خدمت ایشان رسیدیم و درخواست کردیم که درس فقهی شروع بفرمایند و ما استفاده کنیم، ایشان هم بزرگواری فرمودند و قبول کردند و در یکی از حجرات مدرسه فیضیه این درس را ما شروع کردیم و بعد از درس مرحوم آیه الله بروجردی(رض) که ایشان مقیّد بودند همیشه درس ایشان شرکت کنند بعد از درس تشریف می بردند مدرسه فیضیه و ما هم چند نفری بودیم آنجا در خدمتشان کتاب طهارت را شروع کردیم.
 
گاهی اتفاق می افتاد که صاحب حجره نبود حالا مسافرتی رفته بود یا بیماریی چیزی داشت ،ایشان در یکی از صفّه های حجره همان جا کنار مدرسه می نشستند و ما هم روی زمین دور ایشان می نشستیم و درس خارج فقه به این صورت برگزار می شد.
 
* شما که در درس فقه این مرد ملکوتی بودید به نظرتان آیا بعد عرفانی ایشان بعد فقهی ایشان را تحت الشعاع قرار نداده بود؟ اگر نظر خاصی در رابطه با درس فقه ایشان دارید بفرمایید.
 
من باید عرض بکنم که ایشان احتراز داشتند از اینکه به عنوان غیر از فقاهت اصلاً شناخته بشوند و در مسائل علمی عرفانی و بحثهای نظری و اینها که هیچ اصلاً اظهاری نمی کردند. مطلبی هم که دلالت داشته باشد بر اینکه خود ایشان یک کمال معنوی دارند چیزی می دانند کشف می کنند از گذشته از حال از آینده، جدّاً خودداری می کردند و کتمان می کردند. آن سال هایی که آن وقت ها ما خدمتشان می رسیدیم کاملاً محسوس بود که ایشان سعی دارند هیچ امر غیرعادی که از همه علما انتظار می رود از ایشان انتظار نرود و ایشان به عنوان دیگری شناخته نشوند.
 
هیچ امری که دلالت داشته باشد بر یک جهت غیرعادی برای ایشان، ابراز نمی کردند، خیلی اشارات بعیدی از کلام هایشان می شد استفاده کرد. یک چیزهایی ما خودمان حدس می زدیم اما هیچ ابرازی از طرف خود ایشان نمی شد.
 
مطالبی هم اگر احیاناً به عنوان مطالب اخلاقی می فرمودند خیلی مطالبی بود که ظاهرش مثلاً یک آیه ای می خواندند، روایتی یا حدیثی یا داستانی نقل می کردند در همین حدّ، بعد طوری برخورد می کردند با ما که اصلاً ما جرأت نمی کردیم، حالا شاید هم از بی لیاقتی بنده بود مثلاً یک سؤال به قول شما عرفانی از ایشان بکنیم و اگر هم اتفاقاً یک وقتی فرصتی می شد یک چیزی عرض می کردیم ایشان یک جوری جواب می دادند که کأنّه یک کلیاتی بیان می کردند تا معلوم نشود که با خود ایشان ارتباط دارد، ولی ما درباره چیزهایی که شنیده بودیم از دوستانی که در نجف داشتند و بزرگان دیگر، قلباً می دانستیم که ایشان مقاماتی دارند اما از خود ایشان هیچ چیزی شاهد نداشتیم و این جریان بود تا این سال های اخیر یک چیزهایی از ایشان ظاهر شد گویا مأموریتی داشتند که اظهار کنند والا در آن سال های قبلی که مربوط به بیش از پنجاه سال قبل است هیچ اظهاری نمی کردند و اباء داشتند از اینکه عنوان دیگری غیر از فقیه به ایشان اطلاق بشود.
 
بله این جریان ادامه داشت تا ما یک درس فقهی شروعی کردیم و عرض کردم کتاب طهارت را ما در طول چند سال خدمت ایشان خواندیم، یک تحولاتی بعدها در زندگی شان پیدا شد و از آن خانه منتقل شدند به یک خانه ای در طرف های خیابان آذر و بازار آنجا و بعد از آن ایشان دعوت شدند برای ... بعد منزلشان همین منزلی که تا اواخر بودند اینجا را خریدند و منزل خیلی کوچک و محقّری بود و ما درسمان را در این منزل برگزار کردیم یعنی خود ایشان اجازه فرمودند و برای درس می رفتیم منزلشان.
 
همچنین اجازه می گرفتیم برای نماز مغرب و عشاء وما در همان جا می ماندیم و به ایشان اقتدا می کردیم. بعدها فرمودند که شاید عین عبارتشان یادم نیست اشاره ای کردند که یک مسجدی اینجا بناست مثلاً ما در آن نماز بخوانیم و دیگر در منزل نیایید. معنی اش این بود که ایشان امامت مسجد فاطمیه را قبول فرمودند بعد از فوت مرحوم آقاشیخ عبدالنبی اراکی (رض) ودیگر تقریباً برنامه ثابتی شد که درس ما در منزلشان بود و برای نماز هم می رفتیم مسجد فاطمیه.
 
چند سال پیش در یکی از فرمایشاتتان فرموده بودید که آن روزها در بین درس حضرت آیه الله بهجت به بعضی از حکایات یا بعضی از مطالبی در خصوص امامت اشاره ای داشتند که ما امروز فهمیدیم که چگونه به درد می خورد، به نظر حضرتعالی در این وضعیتی که چند سال شاید دو دهه ما درگیرش بودیم حضرتعالی بعنوان طلایه دار این حرکت حرکت می کردید نقش آن نکاتی را که ایشان در آن مقطع مطرح می کردند چگونه می بینید ؟
 
ما پیش از درس مقیّد بودیم زودتر برویم پیش از وقت درس بلکه از ارشادات معنوی ایشان به یک نحوی استفاده کنیم، ایشان هم تشریف می آوردند پیش از وقت درس، گاهی یکی دو نفر بودیم که پیش از درس و به طور متفرّق مطالبی همان طور که عرض کردم گاهی حدیثی می خواندند گاهی داستانی نقل می کردند از اساتید و بزرگان دیگران، ابتدا ما فکر می کردیم انتخاب این حدیث یا داستان اتفاقی است.
 
بعدها با دوستان صحبت کردیم گفتیم که بیان این حدیث ها و یا داستان ها مثل اینکه جهت دار است، آن دوست ما گفت که اتفاقاً من حس می کنم که ایشان وقتی یک مطلبی را نقل می کنند مثل اینکه من را مخاطب قرار می دهند، به جهتی مربوط به من دارند می گویند منتها به زبان یک حدیث یا داستان، فرض کنید من اگر یک لغزشی کردم و کس دیگری هم نمی داند حالا در خانه مربوط به خانواده ام و یا مربوط به دیگری ایشان یک داستانی نقل می کردند یا حدیثی می گفتند که تنبیهی بر آن جهت و اشاره ای داشت مثلاً یک چنین اشتباهی کردید شما کار بدی کردید مثلاً و راهنمایی بود که چه کار کنید.
 
این زیاد اتفاق می افتاد که وقتی داستان نقل می کردند یک نگاه خاصی هم به طرف می کردند، بعدها دیگر کم کم ما باور کردیم که اینها جهت دار است همین جوری و به طوراتفاقی چیزی نقل نمی کنند. از جمله گاهی مطالبی را می فرمودند که ناظر به جهات اجتماعی و سیاسی و اینها بود و آن وقت ها هم مصادف شده بود با اوایل جریان نهضت روحانیت و حمله کماندوهای شاه به مدرسه فیضیه و گاهی مطالبی می فرمودند ارتباط پیدا می کرد با این مسائل و گاهی هم همین طوری که شما اشاره فرمودید به مسائل ولایت و خلافت امیرالمؤمنین (ع) و مسائل شیعه و یک سری مطالبی را بیان می فرمودند.
 
من خودم گاهی تعجب می کردم که آقا مثلاً ما که سنّی نیستیم که این مطالب را برای ما بیان می کنید، کسی درباره آن شک ندارد ، ته دلم این جورمی گفت و نمی فهمیدم سرّ اینکه ایشان این قدرروی این مطالب تکیه می کنند چیست. بعدها در این دهه های اخیر کاربرد آن فرمایشات ایشان برایمان روشن شد، مثلاً گاهی می فرمودند که خوب است اگر یک وقت با برادران اهل تسنّن ارتباط پیدا کردید این جوری بحث کنید، یادم هست( حالا این مطلب شاید بیش از چهل سال قبل است ما درس فقه نزد ایشان می خواندیم ،بحث طهارت که تمام شد مکاسب و خیارات را هم ما خدمت ایشان خواندیم، می فرمودند که شما وقتی با اهل تسنّن مواجه شدید نیایید بحث خلافت امیرالمؤمنین را مطرح کنید، بحث را از اینجا شروع کنید بگویید که همه اهل تسنّن در مسائل فقهی به چهار نفر مراجعه می کنند ابوحنیفه و شافعی و مالک و ابن حنبل واینها یا مستقیماً شاگرد امام صادق بودند مثل ابوحنیفه و یا مع الواسطه شاگرد بودند و هر کدامشان درباره امام صادق بیانات جالبی دارند درباره اعتراف به فقاهت و اعلمیت ایشان و مارأیت أفقه من جعفر بن محمد و از این جور تعبیرها. شماها می گویید از این شاگردهای امام صادق تقلید می کنید. در واقع، وقتی از این شاگردها تقلید جایز باشد از استادی که خود این شاگردها به فضل او اعتراف کردند تقلید نمی شود کرد؟! این چه منطقی است، ما از استاد اینها داریم تقلید می کنیم ما شیعه ها کارمان این است که از امام صادق تقلید می کنیم، شما از ابوحنیفه تقلید می کنید از شافعی، بسیار خوب چرا اجازه نمی دهید ما از امام صادق تقلید کنیم .آنها که همه شان اعتراف دارند که امام صادق افقه بوده وهیچ کسی نمی تواند این را رد بکند این منشأ این می شود که آنهایی که اهل انصاف باشند و واقعاً غرضی در کارشان نباشد تصدیق کنند که بله می شود این کار را کرد کمااینکه شیخ شلتوت این کار را کرد وعمل به فقه شیعه را جایز دانست بلکه بعضی قوانین مصر در آن زمان بر اساس فقه شیعه تنظیم شد مثل مسأله طلاق، اهل تسنّن سه طلاقه در یک مجلس جایز می دانند آنها بر طبق قانون شیعه آمدند طلاق را گفتند باید در سه مجلس انجام بگیرد.
 
فرمودند از این منطق وارد بشوید که ما شیعیان از استاد این امام های شما تقلید می کنیم تا آنها منطقاً هیچ دلیلی بر ردّ مذهب ما نداشته باشند ناچار باشند بپذیرند که کار صحیحی می کنید ، وقتی این کار صحیح شد و مذهب شیعه به عنوان یک مذهب رسمی شناخته شد آن وقت مطالعه کتابهای ما برای آنها آزاد می شود ، اگر این کار بشود بسیار ما پیشرفت می کنیم و الان مانعی که هست و آن این است که کتاب های ما را مطالعه نمی کنند،وقتی این کتاب ها مطالعه شد کم کم به حقانیت مذهب ما پی می برند و اقلاً این دشمنی ها دیگر برداشته می شود، خلاصه ایشان پیش از درس گاهی از این جور مطالب می فرمود، امروز ملاحظه می فرمایید بعد از پنجاه سال که از این جریان گذشته ، من هنوز راهی بهتر از این برای ارتباط با اهل تسنن پیدا نکردم، این یک کار خیلی ساده ای است، هر راه دیگری آدم وارد بشود دست انداز دارد، حبّ و بغض ها و بدبینی ها تحریک می شود امادر این راه نه ، راه خیلی ساده ای و هیچ عکس العمل بدی ندارد هیچ تنشی ایجاد نمی کند و باعث ارتباط بیشتر و تدریجاً راهی می شود برای اثبات حقانیت مذهب شیعه، این یکی از راهکارهای کلّی بود که ما از ایشان یاد گرفتیم ولی همچنان این سؤال برایمان باقی بود که ایشان گاهی دلیل می آوردند که واقعاً حق با علی بوده و چند تا از این داستانها مثلاً از شرح ابن ابی الحدید و نهج البلاغه نقل می کردند که در کتابهای خود آنها است جاهای دیگر هست، ما می گفتیم آخر ما که شکی نداریم برای چه اینها را برای ما بیان می کنند؟!
 
اماحالا متوجه می شویم که ایشان پیش بینی می کرد که یک روزی این مسائل مورد نیاز خواهد شد و کسانی در ایران تشکیک می کنند فرض کنید من کنت مولاه فهذا علی مولاه، فکر می کرد این معنایش مولا یعنی دوست او هستند، ایشان آن وقت نقل می کرد که این معنا ندارد که در یک چنین حادثه ای پیامبر علی را بلند کند وبگوید من دوست او هستم، این همه تشریفات و مقدمات و چیزی که در غدیر اتفاق افتاد فقط برای این بود که پیغمبر بفرمایند او را دوست دارم شما هم دوستش داشته باشید به عنوان یک امر عادی؟حالا ما می فهمیم که اینها مورد حاجت هست و ایشان پنجاه سال پیشتر کأنّه امروز را می دید و به ما توجه می داد که روی اینها کار بکنیم.
 
مستحضر هستید آن سلسله نورانی که از مرحوم جودا شروع می شود و ملاحسین قلی همدانی و سیداحمد کربلایی و قبلش هم شیخ علی شوشتری گرچه یک عرفان منزوی مطرح می شود اما وقتی در عمقش نگاه می کنیم می بینیم که یک عرفان ستیز و یک تقوای ستیز هم در آن هست کما اینکه در همان دستورالعمل ملاحسین قلی همدانی ایشان فریاد از تسلط کفّار بر بلاد و حاکمیت دهریون ومادیون دارند و همان نکاتی که الان حضرتعالی به آن اشاره فرمودید تا شاگردانی مانند سیدعبدالحسین لاری و بافقی که از مکتب سیداحمد کربلایی برمی خیزند، این سلسله نورانی خودشان در مقاطع حساس وارد عرصه سیاست شدند حتی در دستورالعمل های اخلاقی شان بیان کردند، یک جا جمله ای از حضرتعالی هست و بسیار جمله زیبایی است و دوست داریم این را بشکافیم که چگونه از نظر این مکتبی که علامه طباطبایی و بعد آقای بهجت ادامه دهنده همان هستند حضرتعالی فرمودید که بزرگترین مشوّق بنده لااقل در پرداختن به مسائل سیاسی و اجتماعی ایشان بودند، دوست داشتیم در این خصوص بیشتر توضیح دهید؟
 
همان طور که اشاره کردم در موقعی که نهضت حضرت امام( رض) و نهضت روحانیت شروع شد و داستان مدرسه فیضیه و حمله کماندوها به مدرسه فیضیه در حضور مرحوم آیه الله العظمی گلپایگانی (رض) طلبه ها مورد هجمه واقع شدند بعضی ها را از بالای پشت بام مدرسه فیضیه پرت کردند در رودخانه در مدرسه، مرحوم آقای بهجت ضمن اظهار حساسیت و تأسف نسبت به این مسائل اصرار می کردند که سعی کنید این حوادث را ضبط کنید بنویسید و ممکن است اینها چندی بگذرد فراموش بشود یا تحریف بشود و مؤکداً اصرار می کردند که نگذارید اینها فراموش بشود و خود ایشان هم در مقام محکوم کردن اینجور کارها و زشتی و عظمت گناه و فجایعی که انجام می گرفت به صورت های مختلف یک نوع مسئولیتی برای خودشان می دانستند که اینها را زنده نگه دارند.
 
و همین که ایشان اصرار می کردند به هر حال ما هم روی علاقه ای که داشتیم و می دانستیم ایشان بی جهت به یک چیزی تأکید نمی کنند از همان وقت ها به فکر این افتادیم که این مسائل را دنبال کنیم چون بالاخره وقتی آدم بخواهد قضایایی را ثبت بکند و یادداشت بکند، باید اطلاعات دقیق داشته باشد، ناچار باید حضور داشته باشد بپرسد تحقیق کند تا دقیقاً ثابت بشود یعنی واقعیت آن طور که هست ثبت بشود و جلوگیری بشود از تحریف ها.
 
روز به روز وقتی جریانات مبارزات داغتر می شد و مزاحمتی که برای روحانیون و منبری ها و زندان و تبعید و اینها پیش می آمد به این مناسبت ها ایشان هم اشاراتی می فرمودند یا اشاره ای که مثلاً چه باید کرد، گاهی حرفهای خیلی ساده ایشان می توانست فتح بابی باشد برای یک نوع فعالیت و بعضی از دوستانی که در درس ایشان شرکت می کردند بخاطر همین تأکیدات ایشان رفتند سراغ فعالیت های اجتماعی و سیاسی، بخصوص در بخش کارهای تبلیغاتی و فرهنگی، یعنی مبارزاتی که از آن زمان شروع شد به رهبری حضرت امام و سایر مراجع یک بعدش ضعیف بود و آن بعد تبلیغاتی و فرهنگی اش بود و اتفاقاً ایشان روی این بعد از مبارزات تکیه می کردند، ما را سوق می دادند به اینکه این جهتش را جبران کنید تقویت کنید و همین باعث شد که ما در این فعالیت ها در حدّ توان و بضاعت خودمان شرکت کنیم و بخصوص به بعد تبلیغاتی و فرهنگی اش اهمیت بدهیم.
 
اینکه من عرض کردم محرّک من در شروع این فعالیت ها همین جهت بود که ایشان تأکید می کردند برای تقویت بعد فرهنگی و تبلیغاتی مبارزه، ما هم روی حسن ظنّی که به فرمایشات ایشان داشتیم این را یک وظیفه مؤکدی برای خودمان می دانستیم و در حدّی که ازعهده ما برمی آمد دنبال می کردیم.
 
* حضرتعالی که در مجلس خبرگان تشریف داشتید نقل است که یک مرتبه حضرت امام مجلس خبرگان را به حضور در درس اخلاق آیه الله بهجت دعوت کردند. اگر خاطره ای در این خصوص دارید بفرمایید.
 
آنچه من نظرم هست این است که مرحوم آیه الله مشکینی (رض) که رئیس مجلس خبرگان بودند نقل می فرمودند که ما خدمت حضرت امام شاید هم گفتند بارها برای مسائل اخلاقی و اینها مطرح کردیم و گفتیم به کی مراجعه کنیم در این گونه مسائل و ایشان می فرمودند به آقای بهجت مراجعه کنید، عرض می کردیم ایشان نمی پذیرند اباء دارند از اینکه مثلاً به این عنوان شناخته بشوند و مطرح بشوند و اینها، امام می فرمودند که باز می فرمودند به ایشان مراجعه کنید اصرار کنید.
 
مرحوم امام کس دیگری را به این عنوان معرفی نکردند . بنده هم از مرحوم آقا مصطفی (ره)شنیدم که می گفتند که حضرت امام نظر خاصی به آقای بهجت دارند و گاهی برای بعضی حاجات و مشکلاتشان به ایشان ارجاع می دادند، حالا نمی دانم ذکر این مطلب چه اندازه بجاست ، جناب آقای مسعودی که تولیت آستانه حضرت معصومه(س) را داشتند ایشان بخاطر اینکه اهل خمین بودند و به منزل امام، زیاد رفت وآمد داشتند نقل می کردند که بارها اتفاق افتاد مشکلی برای امام پیش آمد یا بیماری سختی مثلاً بستگانشان داشتند، ایشان مرا می فرستادند پیش آقای بهجت که برو ببین آقای بهجت چه می گویند و مکرّر اتفاق افتاد که ایشان می فرمودند بروید قربانی کنید گاهی یکی گاهی دو تا گوسفند قربانی کنید و من بلافاصله به دستور آقای بهجت وبا پیشنهاد حضرت امام می آمدم پیش فلان قصابی و گوسفند می گرفتم.
 
مرحوم آقامصطفی راجع به مقامات معنوی ایشان نقل می کردند، بنده هم بلاواسطه از خود آقامصطفی شنیدم که می فرمودند امام معتقدند آقای بهجت خیلی مقامات عالیه معنوی دارند و حتی در ذهنم هست که این تعبیر را کردند که ایشان موت اختیاری دارد، این را مرحوم آقامصطفی از امام درباره آقای بهجت نقل می کرد.همچنین این داستان را افراد موثقی نقل کردند. حالا یادم نیست آقامصطفی نقل کردند یا کس دیگری که یک وقتی امام متوجه شده بودند که آقای بهجت از لحاظ مسائل مادّی در تنگنا هستند، آن موقع مرحوم امام با مرحوم آقای بروجردی رابطه خیلی نزدیکی داشتند . مرحوم آقای بروجردی تازه به قم تشریف آورده بودند و حضرت امام یکی از عناصر اصلی در تثبیت مرجعیت ایشان و اقامت ایشان در قم بودند.
 
ایشان از آقای بروجردی یک هدیه ای را برای آقای بهجت گرفته بودند. وقتی آورده بودند ،آقای بهجت قبول نکردند و ایشان هم خیلی نگران شده بودند که حالا من از آقای بروجردی به عنوان اجبار کمک گرفتم بروم پس بدهم زشت است سوء تفاهم می شود چه کارش بکنم.
 
بالاخره یک راهی به نظرشان رسیده بود که ایشان از مال خودشان به آقای بهجت تقدیم کنند و آن را خودشان بردارند آن را که از آقای بروجردی گرفته بودند، حالا من نمی دانم به چه صورتی این راه را انتخاب کرده بودند، بالاخره آقای بهجت هدیه از شخص امام را از مال شخصی شان قبول کرده بودند اما اینکه از وجوهات بود و از مرحوم آقای بروجردی گرفته بودند ایشان این را نپذیرفتند، این نقلی است از آن وقت.
 
اشاره ای فرمودید به اینکه کرامت واقعی مرحوم آیه الله بهجت در حقیقت همان منظومه فکری و نظام فکری بود که بر اساس آن، رسالت و تکلیف خودش را تعریف کرده بود، اگر بخواهیم این را برای نسل کنونی باز کنیم و یا تدوین کنیم باید روی چه مؤلفه هایی انگشت بگذاریم در زندگی این بزرگمرد، چون حضرتعالی آن بعد کتوم بودن ایشان را مطرح کردید و فرمودید که اصلاً به غیر از این چند سال اخیر ایشان روی این مسأله مطرح نشده بود، کدام یک از ویژگیهای ایشان را ما باید در بین نسل جوان تبلیغ کنیم و خود ما هم روی آن تأسی کنیم؟
 
بنده خیال می کنم چیزی که در زندگی ایشان کاملاً بیّن بود و هر کس اندکی با ایشان معاشرت پیدا می کرد یا از فرمایشات ایشان استفاده می کرد متوجه می شد این بود که ایشان تمام سخنانشان و رفتارشان روی یک محور متمرکز بود وآن اینکه تقرب به خدای متعال یا کمال حقیقی برای انسان جز در سایه اطاعت خدا و عمل به دستورات شریعت حاصل نمی شود.
 
تکیه کلام ایشان انجام واجبات و ترک محرمات بود. هرکه از ایشان می پرسید چه باید بکنیم چه دستور اخلاقی شما توصیه می کنید محورش همین بود انجام واجبات ترک محرمات، تکیه کلام ایشان در تمام مدتی که ما خدمت ایشان می رسیدیم و گاهی صحبت از مسائل اخلاقی و معنوی می شد، مسلّمات شریعت بود، این مطلب را بارها تکیه می کردند که اگر ما آنچه از شریعت می دانیم عمل کنیم خدا آنچه لازم باشد به ما خواهد فهماند، لزومی ندارد که بگردیم دنبال یک چیزهایی که خیلی مجهول هست و یک اسراری هست کسانی می دانند هیچ کس نمی داند، می فرمودند هرچه در شریعت بیشتر روی آن تأکید شده، آیات قرآن و روایات ،بیشتر به آن تأکید کرده دلیل آن است که آن راه ،راه تقرب به خداو مهمتر و مؤثرتر است.
 
ما برای اهمیت رفتارهایمان باید ببینیم خدا و پیغمبر به چه مطلبی بیشتر اهمیت دادند، این باورکردنی نیست که یک راهی برای تقرب به خدا باشد و آن را خدا اختصاص داده باشد به یک اشخاص خاصی بصورت یک سرّی نزد یک کسی باشد خدای متعال از همه بیشتر علاقه دارد که مردم به او نزدیک بشوند، اصل دستگاه نبوت و انبیاء و ائمه را برای این قرار داده که هرچه بیشتر مردم او را بشناسند و به او نزدیک بشوند به او راه پیدا کنند، آن وقت چطور ممکن است آنکه مهمترین راه است آن را مخفی کند از مردم، این معقول نیست.
 
حتماً آن چیزهایی که در شرع بیشتر به آن اهمیت داده شده آنها مقرّبیتش بیشتر است، آن چیزهایی که بیشتر نهی شده و تأکید شده معلوم می شود که آنها خیلی انسان را از خدا دور می کند تکیه کلام ایشان اینها بود، اما در بین مقوله های دینی و عبادی چیزهایی که ایشان خیلی به آنها اهمیت می دادند اصل نماز و توسل به اولیاء خدا مخصوصاً توسل به سید الشهداء و وجود مقدس ولی عصر ارواحنا فداه اینها را به صورت های مختلف تأکید می کردند.
 
اما اینکه یک رمز و راز خاصی باشد و به صورت سرّی باید به یک کسی بیان کرد ،ایشان نه تنها چنین کاری نمی کردند که نفی می کردند، به هر صورت استدلال می کردند که چنین چیزی نیست و این برای این است که ما دنبال این می گردیم که برای نزدیک شدن به خدا یک راه کوتاه میانبری پیدا کنیم که با خواسته هایمان بسازد، دلمان می خواهد دلخواه خودمان عمل کنیم یک ذکری هم بگوییم که این ما را به خدا نزدیک کند، این مال تنبلی ماست والا راه همان است که خودش فرموده.
 
گاهی می فرمودند اگر آدم به همان چیزهایی که می داند وبه مسلمات شرع عمل کند اگر لازم بشود در یک موقعیتی یک کاری انجام بدهد خدا از هر راهی باشد از راه یک انسانی ،یک عالمی، جاهلی یا بچه ای حتی اتفاقی قضیه ای راه را به او نشان می دهد.فرض کنید آدم در کوچه دارد می رود می بیند کاغذ افتاده مچاله شده برای اینکه اسم خدا در آن باشد برمی دارد وقنی می خواهد ببیند که این چیست ،می بیند آن چیزی راکه به درد او می خورد خدای متعال در همان کاغذ مچاله شده برای او مهیا فرموده، گاهی ممکن است آدم از یک کسی اتفاقاً یک حرفی بشنود او دارد برای خودش حرف می زند اما آن راهی باشد که خدا از همان راه به آدم نشان می دهد که چه کار باید بکند.
 
ایشان داستانی در همان وقت هایی که ما می رفتیم خدمت ایشان، نقل کردند که هم سبک تربیت ایشان را نشان می دهد و هم این نکته ای که اشاره کردم خدای متعال از چه راهی آدم را راهنمایی می کند روشن می شود. منزل ایشان در انتهای بن بستی بود که یک طرفش منزل ایشان بود و یک طرف منزل یک شخصی بود که همسایه نزدیکشان بود. دو سه تا بچه کوچک بودند از آن منزل می آمدند و می نشستند کنارمنزل و در واقع این زاویه مشترک بین منزل آقای بهجت و منزل همسایه بود.
 
بچه ها می نشستند آنجا روی سکو بازی می کردند، یک روز ما رفتیم درس ایشان با یک حالت بشّاشی فرمودند که من امروز یک چیزی از این بچه ها یاد گرفتم، تقریباً حاصلش را من به زبان خودم عرض می کنم عین عبارت های ایشان یادم نیست اما مضمونش این بود ما تعجب کردیم آقای بهجت از یک بچه ای که بازی می کردند سر کوچه چی یاد گرفته.فرمودند من اینجا نشسته بودم داشتم مطالعه می کردم یک فقیری آمد درب منزل و به این بچه ها گفت که برو از مامانت نانی چیزی برای من بگیر بیاور، آن بچه گفت که برو از مامانت بگیر، این فقیر گفت که من گرسنه هستم احتیاج دارم تو برو به مامانت بگو یک چیزی به من بدهد، دوباره خیلی صریح گفت برو از مامانت بگیر، دو سه مرتبه این تکرار شد تا این فقیر بالاخره دید نه این بچه ها از جایشان بلند نمی شوند رفت دنبال کارش.
 
آنکه من یاد گرفتم این است که اگر ما خدا را به اندازه مامان حساب می کردیم به اندازه اینکه این بچه می فهمد که هرچه می خواهد از مامانش باید بگیرد، اگر این را ما یاد می گرفتیم که هرچه می خواهیم برویم از خدا بخواهیم بار ما بسته می شد، مشکل ما این است که خدا را کاره ای نمی دانیم نمی رویم سراغ او، این را می فرمود من از یک بچه یاد گرفتم، خوب حالا برای تعلیم ما این را می فرمود چرا که مقام ایشان خیلی بالاتر از این حرف ها بود ولی منظورم این بود که خدا گاهی از راه یک بچه چیزی به آدم می آموزد اگر به آنچه ما می دانیم عمل کنیم خدا بلد است به ما بفهماند که چه کار باید بکنیم.
 
برداشت ما از فرمایشات شما این است که آیه الله بهجت در حقیقت بنیانگذار یک مکتب جدیدی نبود بلکه همان سیره و سلوک معصومین علیهم السلام را احیا کردند و در این عصری که عرفان های کاذب دارد رشد می کند دکّه ها و دکان ها دارد باز می شود باز هم وجود مقدس آقای بهجت به نوعی پیامی برای معضلات امروز بود.
 
مرحوم آقای بهجت برای خودشان کأنّه یک رسالتی قائل بودند که در مقابل خرافات و دکان داری هایی که در این زمینه وجود دارد و کسانی به نام عرفان و مسائل اخلاقی و قطبی و مرشدی و این حرفها دکان داری می کنند و مردم را سرگرم می کنند برای خودشان یک رسالتی قائل بودند که با اینها مبارزه بکنند منتها مبارزه مثبت، یعنی به جای اینکه بگویند فلان کس دارد خطا می کند یا فلان فرقه چنین و چنانند ایشان این جهت را بیان می کردند که راه صحیح، پیروی از اهل بیت و عمل به دستورات شریعت است راه دیگری نیست.
 
به طور کلی سایر فرقه ها و راه ها و بدعت ها و همه اینها را نفی می کردند به صورت مبارزه مثبت یعنی با تثبیت اینکه راه فقط پیروی از اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین هست، سایر چیزها را نفی می کردند و شاید این روز را می دیدند، آن وقت ها البته فرقه تصوف و اینها بود ولی این عرفانهای کاذب به این وسعت نبود اینها تازه رواج پیدا کرده هرگوشه ای یک کسی یک مغازه ای باز کرده و شاید به خاطر همین ها بود که ایشان این مسأله را خیلی روی آن تأکید می کردند که تنها عمل به دستورات شرع، انجام واجبات و ترک محرمات است که انسان را می تواند به سعادت برساند و از ویژگی های ایشان این بود که همیشه در فعالیت ها جنبه مثبت را تقویت می کردند یعنی به جای اینکه یکی یکی با این مکاتب انحرافی و خرافی مبارزه بکنند و اسم ببرند آن مکتب غلط است و فلان است، در مقابلش آن جهت مثبت را ارائه می دادند که اینها صحیح است و ما باید این جوری رفتار بکنیم.
 
* حضرتعالی سالها در خدمت ایشان بودید هم در نماز برکاتی ایشان شرکت کردید ،هم دردرس و محفل انس ایشان شرکت می کردید آیا شخصیتی مانند آقای بهجت با آن هروله هر روزش از مسجد تا حرم بی بی و زیارت عاشورا خواندنش که یادآور توحید و تولی و تبری است برای نسل های آینده، آیا یک چنین شخصیتی قابل تکرار هست یا نه؟
 
اولاً باید اعتراف بکنم که حضور بنده آن سالها در درس ایشان هیچ دلیلی بر اینکه بنده لیاقت استفاده از ایشان را داشتم نیست و خیلی متأسفم و باید اعتراف بکنم که علی رغم اینکه بیش از پانزده سال من مرتب در درس ایشان شرکت می کردم در امور معنوی و اینها لیاقت استفاده از بهره های معنوی ایشان را نداشتم، در حد همین چیزهایی که شنیدم و نمونه هایش را برایتان نقل کردم در همین حدها بود والا من اگر لیاقت داشتم در ظرف این پانزده سال اقلاً یک تکانی خورده بودم یک قدمی برداشته بودم که متأسفانه روز به روز بر گناهانم افزوده شده و بارم سنگین شده.
 
اما نسبت به معرفت مقام ایشان حقیقت این است که دهان بنده کوچک تر از این است که راجع به چنین شخصیتهایی اظهار نظر بکنم که اینها در چه مقامی هستند و کسی مثل آنها هست یا نیست، آنچه من به طور کلی از آموزه های امثال مرحوم آیه الله بهجت و منابع فرمایشاتشان( آیات و روایات) استفاده کردم این است که در هیچ حالی ما حق نداریم ناامید بشویم از وجود بندگان خاص خدا و خدا ذخائری دارد در میان بندگانش که همه را معرفی نمی کند، اولیاء خدا مستور هستند، گاهی مسائلی اقتضاء می کند که بعضی هایشان شناخته بشوند به اندازه ای که مردم لیاقت استفاده دارند.
 
شاید اساتید مرحوم آقای بهجت و کسانی که اساتید ایشان را دیده بودند فکر می کردند بعضی از اساتید کسی مثل آنها پیدا نخواهد شد، ما هم باور نمی کردیم که آقای بهجت چنین مقاماتی را دارند یعنی به عنوان یک بچه ای که آشنا شده بودیم و ایشان را به عنوان یک آدم متدیّن و متعبّد می دیدیم ،اما معلوم شد ایشان مقاماتی دارند که به حسب حدس و گمان ما کمتر کسی به این مقامات نائل شده و خود اینکه آدم بتواند پنجاه سال این مقامات خودش را کتمان کند این چیزی شبیه معجزه است، جای این دارد که خیلی روی این تأمل بشود.
 
آنچه بعدها به طور یقین ثابت شد این است که ایشان از آغاز تکلیفش چیزهایی را داشته که ما بعد از هفتاد سال به آن نمی رسیم یعنی من بیش از شصت سال از تکلیفم می گذرد و همیشه هم دلم می خواسته که در این راه ها پیشرفتی بکنم اما به آنجایی که ایشان روز اول تکلیفش رسیده بوده نرسیدم، به فرض اینکه آخر عمرم برسم تازه شصت سال از ایشان عقبم و حالا این تازه چیزی است که به عقل من می رسد، اختلافات مراتب اولیای خدا چیزی نیست که به این سادگی ها قابل شناختن باشد، کی مقامش بالاتر است چقدر بالاتر هست اینها اثباتش خیلی آسان نیست.
 
ظهور کرامات و این چیزها خیلی دلیل نمی شود، عرض کردم تا چند سال اخیر چیزی از ایشان ظاهر نمی شد اما هیچ از مقامش کم نبود، خیلی مقامات عالی داشت ولی هیچ ظهوری نداشت و نمی گذاشت کسی متوجه بشود، شاید کسان دیگری هم باشند که خدا یک چنین تفضلاتی به آنها فرموده ما نمی شناسیم.
 
این که قضاوت بکنیم هیچ کس مثل ایشان نخواهد شد یا حتی الان هم وجود ندارد یک چنین ادعایی از دهان بنده خیلی بزرگ تر است ، ولی می شود گفت در بین کسانی که می شناسیم لااقل در این زمان کسی به پای ایشان نمی شناسیم و خیلی بعید می دانیم به این زودی ها کسی مثل ایشان پیدا بشود.
 
اما به ضرس قاطع آدم بگوید نخواهد شد و یا نیست ،این یک ادعایی است که از امثال بنده برنمی آید، این کسان دیگری می خواهد که خودشان از این نمد کلاهی داشته باشند، مایی که پیاده ایم و از این دریا پایمان هم تر نشده حق نداریم در این مسائل اظهار نظر کنیم.
 
در رابطه با حفظ مسأله شریعت شما اشاره ای داشتید یک جا هم ما مطالعه ای داشتیم که ایشان حتی در ارتباط با خانواده طلاب هم وقتی چیزی را می فرستادند ،آن شریعت را کاملاً مراعات می کردند کما اینکه در رابطه با شما در یک جایی که ایام مبارزه تشریف داشتید همسر خودشان را فرستادند. در این باره اگر توضیحی دارید بفرمائید.
 
بله حدس ما و شاید بیش از حدس، یقین که ایشان نه تنها واجبات و محرمات را و مستحبات و اینها را حتی المقدور رعایت می کردند آداب شرعی و اجتناب از مکروهات را هم از نظر دور نمی داشتند و شاید بشود گفت که موردی پیش نمی آمد که عملاً بشود مستحبی را بجا آورد جایش باشد و ایشان اقدام نکنند یا مکروهی را بشود از آن اجتناب کنند و ایشان اجتناب نکنند.
 
نمونه های زیادی در طول سالهای زیاد اتفاق افتاده که من دیدم و همه اش یادم نیست ولی یک موردی که خیلی برای من جالب توجه بود همین نکته ای است که اشاره فرمودید. ما یک وقتی در جریانات بعضی مسائل و فعالیتهای سیاسی با دوستان تصمیم گرفته بودیم که یک مدتی متواری بشویم،از جمله آیه الله مشکینی مدتی به اردبیل تشریف بردند ، بعضی دوستان دیگر جاهای مختلف رفتند، بعضی ها هم زندانی بودند که به هر حال آن ارتباطهای پنهانی این اجتماع یا این هیئت کشف شد و بالاخره با توصیه بعضی کسانی که در خود زندان بودند ما بنا گذاشتیم که چندی در قم نباشیم. چندماهی من به اطراف یزد و رفسنجان و آنجاها رفتم، آن وقت ها ما یک زندگی طلبگی ساده ای داشتیم و آنچنان هم نبود که اگر ما نباشیم ، کسی رسیدگی به وضع خانواده مان بکند . بعد از چندی شاید پنج شش ماه گذشته بود از آن موقعیت، خانواده ما گفتند که یک روز همسر حضرت آیه الله بهجت منزل ما تشریف آوردند ویک کیسه برنج با مبلغی پول دادند به ما، و من تعجب کردم ایشان منزل ما را از کجا می دانستند و اینها وقتی می رفتند پشت سر ایشان نگاه کردم دیدم سر کوچه آقازاده شان ایستاده است.
 
حاصل جمع این اطلاعات این شد که مرحوم آقای بهجت مبلغی پول و یک کیسه کوچک برنج که می شد حمل بکنند این را توسط آقازاده شان فرستاده بودند درب منزل ما ولی برای اینکه مرد با خانواده ما تماس پیدا نکند همسرشان را هم فرستاده بودند که وقتی می خواهند تحویل بدهند خانمشان تحویل داده باشند. و این برای من سؤال شده بود که چرا آقازاده شان این هدایا را نیاورده بود خانواده ما نتوانسته بودند این را تحلیل بکنند که این سرّش چه بود، همان یک بار هم همسر ایشان تشریف آورده بودند درب منزل ما، بعدها من متوجه شدم که یکی از مکروهات این است که وقتی مرد خانواده ای درمسافرت است ،کراهت دارد که مرد دیگری در آن منزل برود و با همسر او صحبت کند، یکی از مکروهات این است که اگر کاری هم دارد حتی المقدور مرد با آن خانمی که شوهرش نیست صحبت نکند و ایشان برای اینکه این کارمکروه انجام نگیرد ،آقازاده و همسر شان را فرستاده بودند مخصوصاً که همسرشان منزل ما را هم بلد نبودند آقازاده شان آن امانت را حمل کرده وسر کوچه داده بود به مادر خود و خودش رفته بود سر کوچه ایستاده بود و خانم آورده بودند آن مبلغ را به همسر ما مرحمت کرده بودند.
 
آن وقت من متوجه شدم که ایشان وقتی می خواهد یک کمکی برای کسی بکند تمام آداب شرعی و مستحبات و مکروهاتش را هم رعایت می کند که مبادا یک مکروهی در این جریان انجام بگیرد، حالا اگر مکروهی هم بود برای ایشان مکروه نبود. اما راضی نبودند حتی فرزند ایشان هم مبتلا به انجام مکروهی در این جریان شوند. اولیای خدا چقدر ظرافت در رفتارها را رعایت می کنند و این نکته های ظریف و آدابی که در شرع مقدس وارد شده و رعایتش باعث تقرّب های جهشی می شود چه ارزشی به کارها می بخشد. بله این مکتب آقای بهجت است یعنی مکتب اهل بیت (سلام الله علیهم اجمعین) با رعایت تمام احکام واجب و مستحب و ترک محرمات و مکروهات.
 
* در پایان اگر نکته خاصی دارید بفرمایید.
 
بنده چیز خاصی به نظرم نمی رسد عرض بکنم آنهایی هم که گفتم اتلاف وقتی بود برای شما یا کسان دیگری که بشنوند ولی اگر بنا باشد توصیه بکنم به همان چیزی توصیه می کنم که آقای بهجت به ما یاد دادند و آن توسل به اولیای خدا و در اینجا مخصوصاً برای ما قمی ها و ساکنین قم توسل به بارگاه حضرت معصومه(س) که ولی نعمت همه ما هستند و برکاتشان شامل حال همه شیعیان می شود و در درجه اول ما مسئولیت بیشتری برای شکرگزاری این نعمت و استفاده از این برکات و خدا محبت ما را نسبت به این خانواده و نسبت به شخص حضرت معصومه(س) بیشتر کند و ما را مشمول عنایاتشان قرار بدهد.






استخدام روحانیون در عقیدتی و سیاسی ناجا

نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390   ساعت 11 و 11 دقیقه و 18 ثانیه

دفتر نمایندگی سازمان عقیدتی و سیاسی نیروی انتظامی مستقر در قم از میان روحانیون سطح 2 و 3 جهت استخدام و اعزام به تبلیغ دعوت به عمل آورده است.

اعتقاد و التزام عملی به نظام مقدس جمهوری اسلامی و ولایت مطلقه فقیه، داشتن تابعیت جمهوری اسلامی ایران، عدم عضویت و هواداری از احزاب و گروه­های سازمان­های سیاسی، عدم سوء پیشینه، سلامت کامل جسمی، تلبس به لباس مقدس روحانیت و دارا بودن حداکثر 35 سال سن، را از شرایط پذیرش اعلام کرده است.
 
شایان ذکر است، استخدام رسمی بعد از گذشت سه سال با داشتن شرایط، پرداخت حقوق و مزایا برابر با نظام هماهنگ پرداخت، برخورداری از بیمه خدمات درمانی نیروهای مسلح، بهره­مندشدن از مسکن سازمانی در حین خدمت، دریافت حقوق در میان­دوره و بهره­مندشدن از مزایای بیمه بازنشستگی از مزایای این طرح می­باشد.
 
داوطلبان استخدام با در دست داشتن مدارک مورد نیاز شامل: اصل و تصویر آخرین مدرک حوزوی، آخرین مدرک تحصیلی، تصویر تمام صفحات شناسنامه، تصویر کارت پایان­خدمت یا معافیت تحصیلی و 18 قطعه عکس به نشانی قم خیابان ساحلی 5 پشت دادگستری، دفتر نمایندگی سازمان عقیدتی سیاسی نیروی انتظامی مستقر در قم مراجعه و یا با تلفن های 7722859 - 0251 تماس بگیرند.






کدام مرجع تقلید کامپیوتر را به حوزه آورد؟!

نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390   ساعت 11 و 05 دقیقه و 14 ثانیه

بنیانگذار اولین مرکز کامپیوتری در حوزه علمیه بودند و معجم فقهی ایشان هم اکنون مشتمل بر 7 هزار کتاب فقهی است


حجت الاسلام والمسلمین سید جواد گلپایگانی، فرزند مرجع فقید آیت الله العظمی گلپایگانی همزمان با فرا رسیدن هجدهمین سالگرد ارتحال این عالم ربانی طی سخنانی با اشاره به ابعاد شخصیتی این مرجع عالیقدر جهان تشیع اظهار داشت: ایشان دارای ویژگی های خاصی بوده و با این که در دوران طفولیت علی رغم این که معظم له در سن 4 سالگی مادر و در سن 9 سالگی پدر خود را از دست داده بودند از استعداد و هوش بسیار بالایی برخوردار بوده اند.
 
وی افزود: مرحوم والد از گذراندن تحصیلات ابتدایی در گلپایگان برای ادامه تحصیل به اراک آمد و در حوزه علمیه این شهر از وجود اساتید بزرگی چون آیت الله العظمی شیخ عبد الکریم حائری بهره برد.
 
* هفتادوپنج سال تدریس در حوزه
 
فرزند ارشد آیت الله العظمی گلپایگانی ادامه داد: این مرجع عالیقدر پس از مدتی اقامت در اراک به قم مهاجرت و در آن جا نیز از حضور اساتید بزرگی بهره بردند و پس از مدت اندکی به تدریس و تربیت طلاب پرداختند، به طوری که ایشان 75 سال سابقه تدریس داشتند و بیش از 60 سال آن مربوط به تدریس خارج فقه بود.
 
وی با بیان این مطلب که مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی30 سال بر کرسی مرجعیت و فقاهت تکیه زدند، گفت: معظم له مکتب فقهی خاصی برای خود داشت و در تدریس بیشتر از اصل روایات، بهره می برد و از همین روایات احکام را استخراج می نمود به طوری که انس ایشان با روایات زبان زد بود.
 
* اولین مرجعی که دروس کلاسیک را در حوزه ایجاد کرد
 
حجت الاسلام والمسلمین گلپایگانی با اشاره به این که این مرجع عالیقدر جهان تشیع خدمات زیادی را به حوزه ارائه نمودند، افزود: اهتمام ویژه ای  به حفظ حوزه ها و رفع مشکلات مادی طلاب داشتند و در دوران خفقان ستم شاهی که ظلم و ستم موج می زد با تدبیر خاصی حوزه را رونق بخشیدند.
 
وی گفت: این مرجع تقلید برنامه خاصی برای نظام آموزشی حوزه داشت و اولین مرجعی که دروس ابتدایی حوزه را به صورت کلاسیک در اورد ایشان بودند، همچنین مدارس علمیه ای را ایجاد کردند که بسیار منشاء اثر بوده و بسیاری از افراد امروز، طلبه های همان مدارس ابتدایی همچون علوی و المهدی هستند.
 
فرزند ارشد آیت الله العظمی گلپایگانی با اشاره به تأسیس مدرسه حضرت آیت الله گلپایگانی در قم آن را یکی دیگر از خدمات این مرجع عالیقدر دانست و گفت: این مدرسه امروز یکی از بزرگترین مراکز درسی حوزه می باشد که روزانه بیش از 320 کلاس درس در آن برگزار می شود.
 
وی ادامه داد: در این مدرسه کتابخانه بزرگی تعبیه شده که هم اکنون 14000 جلد کتاب خطی و 90 هزار جلد کتاب دیگر در آن موجود می باشد.
 
 *أسیس اولین مدرسه قرآن
 
حجت الاسلام والمسلمین گلپایگانی، این مرجع عالیقدر را موسس اولین مدرسه قرآن در ایران دانست و گفت: پدرم اهتمام ویژه ای به قرآن و قرائت آن داشت به طوری که در دوران ستم شاهی این مدرسه بزرگ را تاسیس و در آن به ترویج قرآن و تعلیم طلاب به شیوه های نوین پرداخت، ایشان همچنین احترام خاصی به حافظان قرآن قائل بوده و شهریه خاصی به آنان پرداخت می کرد و در زمانی که علمای اهل سنت، شیعه را متهم به قرائت قرآنی متفاوت می نمود، ایشان قرآنی که مربوط به چاپ بغداد بود را در سطح وسیع چاپ و در بلاد عربی توزیع نمود.
 
* فعالیت های بین المللی
 
فرزند ارشد این مرجع فقید با اشاره به فعالیت های برون مرزی آیت الله العظمی گلپایگانی(ره) یادآور شد: ایشان اولین مرکز شیعی را در لندن راه اندازی نموده که فعالیت های خوبی در عرصه دین انجام داده و هم اکنون نیز فعال می باشد به طوری که امروز نماز جمعه شیعیان لندن در این مرکز اقامه می گردد.
 
حجت الاسلام والمسلمین گلپایگانی تصریح کرد: معظم له همچنین در بسیاری از کشورهای خارجی همچون هندوستان، پاکستان، سوریه، لبنان و ... مدارس و مراکزی را جهت ترویج مکتب اسلام راه اندازی نمودند.
 
وی تاسیس بیمارستان آیت الله العظمی گلپایگانی را از دیگر اقدامات و ابتکارات این مرجع عالیقدر دانست که هم اکنون به صورت خیریه برای طلاب و دیگر اقشار مردم خدمات رسانی می کند.
 
* تأکید بر اصل ولایت فقیه
 
حجت الاسلام والمسلمین گلپایگانی فرزند ارشد آیت الله العظمی گلپایگانی در پایان با اشاره به مجاهدت های این عالم ربانی علیه رژیم ستم شاهی تصریح کرد: ایشان اهتمام ویژه ای به ولایت فقیه داشته و قبل از پیروزی انقلاب اسلامی جزوه ای را در این زمینه چاپ نمودند، ایشان یار و یاور امام خمینی (ره) بوده، تعامل خوبی با رهبر کبیر انقلاب داشتند به طوری که امام خمینی(ره) به خاطر این تعامل وصیت می نمایند که نماز ایشان را حضرت آیت الله گلپایگانی به جای آورند.






  • تعداد کل: 14 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  

آخرین پستها

آیة‌اللّه العظمى صافى گلپایگانى کمبودهاى اقتصادى به حساب روحانیت گذاشته نشود یکشنبه 23 مرداد 1390
معاون تبلیغ و آموزشهای کاربردی حوزه های علمیه: شنبه 22 مرداد 1390
متن کامل نامه شورای عالی حوزه به مشاور رییس جمهور و مدیر عامل خبرگزاری ایرنا شنبه 22 مرداد 1390
بیانیه معاون سابق آموزش حوزه های علمیه در خصوص حوادث اخیر شنبه 22 مرداد 1390
قابل توجه طلاب سطوح عالی که درخواست ارتقاء پایه دارند شنبه 22 مرداد 1390
نقشه مرکزمدیریت حوزه علمیه استان مرکزی چهارشنبه 15 تیر 1390
رهبر معظم انقلاب: وضع فعلی عدالت مطلقا راضی کننده نیست؛ دوران آزمون و خطا در مقوله عدالت سپری شده است چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390
مقام و منزلت حضرت آیت الله بهجت در گفتگو با آیت الله مصباح یزدی چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390
استخدام روحانیون در عقیدتی و سیاسی ناجا چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390
کدام مرجع تقلید کامپیوتر را به حوزه آورد؟! چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390
دروس خارج حوزه اینترنتی می شود چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390
حمله مزدوران آل خلیفه و آل سعود به عزاداران حضرت ام البنین(س) چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390
استقلال حوزه خواسته جدی مراجع تقلید است چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390
رهبر انقلاب با اشاره به پیشرفت های اخیر در بخش نشر نسبت به گذشته فرمودند : تارسیدن به نقطه مطلوب فاصله داریم چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390
علت علاقه مصری ها به اهل بیت‌(ع) از نگاه استاد الازهر چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390
شمّه‌ای از اخلاق، صفات و کرامات حضرت فاطمه یکشنبه 18 اردیبهشت 1390
وصایای حضرت فاطمه سلام الله علیها یکشنبه 18 اردیبهشت 1390
فضایل قرانی حضرت فاطمه(سلام الله علیها ) یکشنبه 18 اردیبهشت 1390
پروفسور لگنهاوزن چگونه مسلمان شد؟ یکشنبه 18 اردیبهشت 1390
رهبر معظم انقلاب، در دیدار معلمان:حركت بیداری قطعاً تا قلب اروپا پیش خواهد رفت یکشنبه 18 اردیبهشت 1390
لیست آخرین پستها