تبلیغات
حوزه علمیه استان مرکزی - ویژه نامه محرم اسیب شناسی نگاهى دیگر به تحریفات عاشورا
حوزه علمیه استان مرکزی
اللهم عجل لولیک الفرج
نگاهى دیگر به تحریفات عاشورا

 

مراسم سوگوارى حضرت سیدالشهدا(ع) از دیرباز نقشى اساسى و غیر قابل انكار به فرهنگ جامعه شیعى داشته و مؤلفه‌هاى بزرگى از هویت مذهبى شیعیان ایران و جهان را شكل داده است.

متأسفانه در طول سالهاى اخیر ـ و شاید به دلیل بی‌توجهى و كم‌كارى هنرمندان و شاعران طراز اول شیعه ـ شاهد برخى از انحرافات و عدول از اهداف راستین این نهضت بزرگ، به‌ویژه در امر مداحى و سینه‌زنى بوده‌ایم. مقاله حاضر به صورت اجمالى به نقد و بررسى برخى از این موارد پرداخته است.

امام علی(ع) در یكى از سخنان خود خطاب به كمیل می‌فرماید: «هیچ حركتى نیست كه انجام دهى مگر آنكه براى آن محتاج به معرفت و شناخت هستى (تحفه العقول ص 17) این امر دلیل روشنى دارد، رسول اكرم(ص) در این باره چنین فرموده است: «كسى كه كار انجام می‌دهد و در آن آگاهى و شناخت لازم را ندارد، آنچه را كه خراب می‌كند، بیش از آن چیزى است كه اصلاح می‌نماید.» این دستور دینى كه غالباً در زندگى روزمره و در امور جزیى به كار گرفته می‌شود، گاه در مسائل بسیار مهم به دست فراموشى سپرده می‌شود از نمونه‌هاى برجسته آن كه در اینجا مورد بررسى قرار می‌گیرد، عزادارى براى امام حسین(ع) است. برگزاركنندگان مراسم عزادارى براى سیدالشهدا(ع) بایستى شناخت و معرفت كامل نسبت به این امام همام و نهضت عاشورایى آن حضرت داشته باشند اما فقدان این شناخت موجب شده تا بسیارى از مجالس سوگوارى امروزى هر چه كه پرشورتر می‌شود، از هدف خود دورتر شود همچنان كه امام صادق(ع) فرموده «كسى كه عملى را بدون بصیرت و آگاهى انجام دهد، مانند رهروى است كه راه را اشتباه پیموده است. لذا هر چه تندتر رود، از مقصود دورتر می‌شود. (اصول كافی، ج 1، ص 54) اثبات این ادعا چندان دشوار نیست. اشعار و نوحه‌هایى كه امروزه در مجالس عزادارى امام حسین(ع) خوانده می‌شود، دلیل روشنى بر صدق دعوى ماست. در ابتدا ویژگیهاى مشترك این اشعار را به اختصار بیان نموده و سپس به بررسى آنها می‌پردازیم.

چشمان یار

همه چیز از چشمان یار آغاز شود. برجسته‌ترین ویژگى رهبر نهضت عاشورا و علمدارش از نظر شاعران و مداحان امروزى چشمان سیاه، ابروان كمان و قامت رعنایشان است، به طورى كه كمتر نوحه یا شعرى را می‌بینید كه بر این ویژگیها تأكید نكرده باشد:

سیاهه چشات جزیره دله

هر كى از نسل توه چه خوشگله

از نگاه تو محبت می‌باره

مردى از مردونگیت كم می‌آره

اسیر شده به تار موى تو دل خرابم

شبا تو دامن خیال صحن تو می‌خوابم

***

همه هستیمو مدیون چشاتم می‌دونی

از همون روز ازل مست نگاتم می‌دونی

***

كار چشماش دلبریه

قد و بالاى قشنگش عجب محشریه

***

اونى كه چشماش قشنگه

یك تنه با صد تا لشگر

مثل مرتضى می‌جنگه

اونا كه یوسفو دیدند

همه دستا رو بریدند

اگه عباسو می‌دیدند

سراشون همه بریدند

***

با اینكه من خوب می‌دونم آدمى بی‌اصل و نسبم

بده اجازه‌اى خدا عشقمو نقاشى كنم

خوب می‌شه قلب عاشقم یك طرح خوشگل می‌زنم

نقش یه مرد پهلوون طرح شمایل می‌زنم

به روى صفحه می‌كشم پیشونى بلند‌شو

ابروهاى كمونی‌شو صورت آسمونی‌شو

تا كه به چشماش می‌رسم كشیدنش چه مشكله

آخه چشاى یار من سیاهه خیلى خوشگله

حدیث كربلا یا حدیث نفس

نكته مهم دیگر این اشعار نفسانیت غالب بر آن است. ظاهراً شاعران و مداحان امروزى آن‌چنان غرق تماشاى چشم و سیماى یار شده‌اند كه فراموش كرده‌اند براى امام حسین(ع) و حماسه كربلا شعر می‌سرایند و نوحه می‌خوانند. شما بایستى در مجلس عزادارى براى سیدالشهدا(ع) به درد دلهاى یك عاشق دل‌خسته گوش كنید، براى او سینه بزنید و اشك بریزید. روشن نیست كه ما باید بر مصائب حسین(ع) بگرییم یا حسین(ع) بر مصائب ما؟

دوستش دارم چی‌كار كنم

چی‌كار با عشق یار كنم

گفته می‌خوام با یك نگاه

عقلتو تار و مار كنم

صید دو چشمونش شدم

كى می‌تونم فرار كنم

دوستت دارم چی‌كار كنم

خودت بگو چی‌كار كنم

كربلا رو از تو می‌خوام

خودت بگو چی‌كار كنم

چون به یه چشم به هم زدن

قربون چشم یار كنم

دوسش دارم چیكار كنم

چی‌كار با عشق یار كنم

خدا حسینو دوست دارم

خودت بگو چی‌كار كنم

***

ایهاالناس، ایهاالناس

شده‌ام شیداى عباس

دل خاطرخواه من شد

عاقبت رسواى عباس

می‌برد دل از هر دو عالم

نرگس شهلاى عباس

***

بعضى وقتا كه دلم حال و هواتو می‌كنه

تو دلم زمزمه كرب و بلاتو می‌كنه

به دلم می‌گم برو سنگ صبور سینه‌باش

كه گذرنامه‌تو مولا خودش امضا می‌كنه

دلامون هوایى كرب و بلا چی‌كار كنیم

غم ما جدایى كرب و بلا چی‌كار كنیم

***

آخر یه روز حاجتمو ازت می‌گیرم

می‌آم تو بین‌الحرمین برات می‌میرم

مجنونم و خوب می‌دونن لیلى پرستم

میون همه دلبرا پاى تو هستم

***

ز هجر كربلات آقا دیگه دارم دق می‌كننم

اگه بذارى من بیام دلمو عاشق می‌كنم

نبینم كربلا تو من می‌میرم

حالا كه دست روزگار به صورتم سیلى زده

جواب زشتى منو آقا تو با بدى نده

از هجر كربلاى تو موهام داره سفید می‌شه

دلم داره از اومدن خسته و ناامید می‌شه

***

حسینیه یا خانقاه

یكى دیگر از ویژگیهاى مهم و مشترك این اشعار تأكید بر دیوانگى و جنون است. عقل‌گریزى از شیوه‌هاى كهن فرار از بار سنگین مسئولیت است، مسئولیتى كه از آگاهى و معرفت نسبت به امام(ع) و نهضت عاشورایى او سرچشمه می‌گیرد. نمایش دیوانگى كه گاه با نوعى رقص پا و حركات سر به طرفین نیز همراه است، از خصائص تشیع صفوى و خانقاهى است. البته این دیوانگان هنوز در مراتب پایین دیوانگى قرار دارند و بر خلاف ادعایشان، جنونشان چندان دیدنى نیست. مراتب بالاتر دیوانگى را می‌توان در دراویش كردستان مشاهده نمود:

اگه دیوونه ندیده‌ای

به ما می‌گن دیوونه

اگه دیوونه شنیده‌ای

به ما می‌گن دیوونه

منم یه روز عاقل بودم

عشق تو مجنونم كرد

ز شهر عقل و عاقلا

یكباره بیرونم كرد

***

سفر عشقو شروع كن دلتو بزن به دریا

بیا یك عده مجنون بشیم آواره شهرها

***

دیوونه چى می‌گه

شده‌ام دیوانه

چى می‌گه دیوونه

خدا شده دیوانه زهرا

دل شده شیدایی

نمی‌رود جایی

از در میخانه زهرا

مكتب حسینى یا میكده حسینی

مدرسه و مكتب حسینى كه درس‌آموز جهاد و شهادت و ایثار و ظلم‌ستیزى است، در این اشعار به میخانه و میكده بدل می‌شود. این‌گونه اشعار ظاهراً از تعابیر عرفانى برخى شعرا از حماسه كربلا، به‌ویژه «عمان سامانی» تقلید شده است. اما روشن است كه تعبیر عرفانى از یك حماسه با عرفان‌زدگى كاملاً متفاوت است. تعابیر عرفانى تعابیرى استعاری، غامض، شخصى و نیازمند تفسیر هستند. اگر این تعابیر را وارد حوزه عمومى كنند و با آن سینه بزنند، به عرفان‌زدگى تبدیل می‌شود. در تاریخ ایران عرفان‌زدگى گرایش منفعلانه‌اى در برابر بی‌عدالتیهاى موجود بوده و در كنار جنون راه گریز مناسبى از مسئولیت و درد آگاهى بوده است.

دوباره خادما در میكده را وا می‌كنن

براى روضه حسین خیمه‌اى برپا می‌كنن

دیواراى میكده رو بیرق و پرچم می‌زنن

فرشته‌ها تو این عزا حلقه ماتم می‌زنن

***

تو بذار كه من بمونم سگ میخونه‌ات همیشه

دیگه دنیا رو نمی‌خوام كنج میخونه‌ات رو عشقه

***

دیوونه حسینم و دیوونه حسینم

خراب و مست گوشه میخونه حسینم

***

بیا اى كه خمار عشقى بر در میخانه ابالفضل

كه شوى مست مست ساغر میخانه ابالفضل

امام، شاه یا ارباب

عدم شناخت لازم نسبت به مقام امامت و ولایت موجب شده تا شاعران براى ستایش امام(ع) او را شاه یا ارباب خطاب كنند و ادبیات را به كار گیرند كه درخور دربار شاهان و سلاطین جور است. مثلاً شاعر یا مداح خود را سگ‌ِ امام(ع) و خاندانش بخواند. این‌گونه عبارات فقط در دربار شاهان ظالم پاداش دارد و در بارگاه امامان معصوم(ع) چیزى جز خوارى و مذل‍ّت نفس نیست:

بگذار آدمیان طعنه ز ؟؟؟ گویم

هر كه خود را سگ كوى تو ؟؟؟ آدم است

هر كى می‌خواد هر چى بگه

من سگ كوى زینبم

بهشت جاودان ز تو

كران و بیكران ز تو

سلطنت جهان ز تو

من سگ كوى زینبم

***

تمام حرف دلم خلاصه در یك كلام

كه من سگ زینب و حسینم والسلام

ملاحظه می‌شود كه ویژگى مشترك همه این اشعار، زمینه‌زدایى از نهضت عاشوراست كه با توسل به نوعى احساس‌گرایى و با چاشنى عشق و عرفان و تصوف صورت گرفته است. چرا باید مدرسه و مكتب حسینى را به میكده و خانقاه بدل سازیم؟ آیا به گفته شریعتی، ما از خون حسین(ع) ماده تخدیرى ساخته‌ایم؟ چرا از ویژگیهاى برجسته امام حسین(ع) چون آزادگی، ظلم‌ستیزى و عدالتخواهى صرف ‌نظر می‌كنیم و فقط چشم و ابروى او را می‌بینیم؟ چرا رابطه امام و امت را به ارتباطى صرفاً عاطفى و احساسى كه سطحی‌ترین ارتباط است، فرو می‌كاهیم؟ چرا امام حسین(ع) را ارباب خطاب می‌كنیم؟ آیا مفهوم ارباب از مفهوم امام جایگاه و مقام سیدالشهدا(ع) را بهتر بیان می‌كند؟

امام حسین(ع) به عاشق و خاطرخواه و بنده و نوكر و دیوانه و مجنون و مست و خمار و سگ و كفتر نیازى ندارد. امام(ع) یاری‌كننده و فریادرس می‌طلبد. فریادى كه در شور و غوغاى چنین مجالسى شنیده نمی‌شود و بی‌پاسخ می‌ماند.

مجالسى كه باید آزادگى و شهادت و ظلم‌ستیزى امام(ع) را مجسم سازد، تصویرگر لب لعل و نرگس شهلا و ابروان كمال یار است. مجالسى كه باید ظلم بنی‌امیه بر حسین(ع) و خاندانش را بازگو كند، نمایشگر حاجات و آمال و آرزوهاى شاعرو نوحه‌خوان است:

وقتى چشام روى هم بسته می‌شه

وقتى دلم از زمونه خسته می‌شه

چشمامو دریا می‌كنم

عقده‌هامو وا می‌كنم

یاد قدیما می‌كنم، یادش به‌خیر

با بچه‌هاى كوچه‌مون

با چادراى مادرامون گوشه یك پیاده‌رو

یاد محرم كرده بودیم تكیه علم كرده بودیم

همه پیرن مشكى به تن سینه و زنجیر می‌زنن

یك قلب كوچیك تو سینه مست و خریدار حسین

***

عشق و عاشقی‌اى كه مفهوم كلیشه‌اى بسیارى از اشعار عاشورایى امروزى است، یك عشق حقیقى نیست؛ بلكه نوعى عشق تین‌ایجرى و بازارى است كه همراه با نوعى رقص پا و آهنگ پاپ اجرا می‌شود، این‌گونه اشعار با اندكى تغییر اشعار خوبى براى یك خواننده لس‌آنجلسى خواهد بود. همچنان كه آنها را هم در عزا و هم در مولودی‌خوانى می‌خوانند. در واقع هیچ تفاوتى در عزادارى و مولودی‌خوانى دیده نمی‌شود، جز اینكه در یكى سینه می‌زنند و در دیگرى دست. این به معناى غلبه صورت بر معناست كه از آن جمله كاهش رغبت نسبت به سخنرانى در برابر نوحه‌سرایى و سینه‌زنى است. اكنون مجالس عزادارى نه با سخنران كه با مداح آن شناخته می‌شود. جوانان به‌ویژه به مجالسى رغبت دارند كه مداح محبوبشان اجراى برنامه دارد. اجراى برنامه مفهوم دقیقى است. مداحان امروزى غالباً بر روى سن رفته و با حركات مختلفى كه از خود نشان می‌دهند، به اجراى مداحى می‌پردازند. ظاهراً مدل لباس و ریش برخى مداحان نیز به صورت مد درآمده است. بدین‌سان فرایند زمینه‌زدایى از نهضت عاشورا به تكامل می‌رسد. پس از تبدیل مكتب حسینى به دربار و میكده و خانقاه، حال باید افتتاح بازار حسینى را اعلام كنیم. شما می‌توانید به این بازار بروید و از جدیدترین كاستها و از مدلهاى جدید لباس و ریش و تسبیح آگاه شوید. بی‌شك ظهور مداح دی‌جی‌ها به رونق این بازار خواهد افزود.

امام حسین(ع) در كربلا شهید شد و ما امروز نهضت او را مثله می‌كنیم. نهضت عاشورا در مجالس امروزى از اول محرم آغاز می‌شود و هم محرم با شام غریبان به پایان می‌رسد. نه پیشینه‌اى دارد و نه پیامدی. آیا امام حسین(ع) خود، خاندان و فرزندانش را به قتلگاه آورد تا ما فقط اشك بریزیم و از چشم و ابروى او سخن بگوییم و بهترین خواستهمان این باشد كه در بین‌الحرمین آن‌قدر سینه بزنیم تا بمیریم؟

آخر یه روز حاجتمو ازت می‌گیرم

میام تو بین‌الحرمین برات می‌میرم

هر زمانى كه حادثه مسجد ارگ اتفاق می‌افتد، نوحه سر دهیم كه:

دیدى آخر حاجتمو ازت گرفتم

میون خیمه غمش آتش گرفتم

امام حسین(ع) در وصیت‌نامه خود هدف قیام را اصلاح جامعه و امر به معروف و نهى از منكر اعلام كردند؛ اما ما هنوز معناى امر به معروف و نهى از منكر را نمی‌دانیم. سیدالشهدا(ع) حدود ده سال امامت شیعیان را بر عهده داشتند؛ اما چرا فقط هفتاد و دو نفر نداى او را لبیك گفتند. بی‌تردید شیعیان زیادى بودند كه آن حضرت را دوست می‌داشتند؛ اما تنها دوست داشتن كافى نبود. عبدالله بن عمر نیز بر حسین(ع) گریست؛ اما به یارى او برنخاست. امام حسین(ع) دو سال (و یا یك سال) قبل از مرگ معاویه خطبه مهمى را براى خواص در منا بیان می‌كند كه اگر در آن زمان مردم به امام زمان خود معرفت می‌داشتند، هیچ‌گاه لازم نمی‌شد تا حسین(ع) خون دهد كه امت به خواب رفته او بیدار شود. امام(ع) در این خطبه خواص شیعیان خود را مورد خطاب قرار می‌دهد و امروزه نیز خواص جامعه ما و از جمله شاعران و مداحان نهضت عاشورا مشمول این خطاب هستند. امام(ع) خواص را این‌گونه مورد عتاب قرار می‌دهد كه «به حق ائمه بی‌اعتنایى كردید، حق ناتوانان را تباه ساختید؛ ولى آنچه را كه حق خود می‌پنداشتید، طلبكار شدید. نه مالى هزنیه كردید و نه جانى را براى آفریدگار آن به مخاطره افكندید و نه به خاطر خدا با گروهى از مردم از در دشمنى درآمدید. شما از خداوند طمع بهشت او، هم‌جوارى رسولانش و امان از عذابش را دارید؟! می‌بینید كه پیمانهاى الهى نقض گردیده و هراسناك نمی‌شوید؛ ولى از براى پیمانهاى پدرانتان می‌هراسید. حال آنكه پیمان رسول خدا(ص) شكسته شده و نابینایان و گنگان و زمین‌گیران رها شدند. نه دل می‌سوزانید و نه درخور جایگاهتان رفتار می‌كنید و نه آنكه را چنین می‌كند، یارى می‌رسانید. بلكه با چرب‌زبانى و سازشكارى نزد ستمگران خود را آسوده می‌سازید. اینها همه چیزهایى است كه خداوند شما را به بازداشتن او و بازایستادن از آن فرمان می‌دهد و شما از آن غافلید.»

سخنان امام(ع) به خوبى وضعیت جامعه اسلامى را در عهد آن حضرت(ع) بیان می‌كند. هنگامى كه خواص جامعه نسبت به بی‌عدالتیها و مفاسد جامعه سكوت اختیار كنند و درخور جایگاهشان رفتار نكنند و به امام زمان خود معرفت و شناخت نداشته باشند و لذا حق آنان را ادا ننمایند، حادثه كربلا اتفاق خواهد افتاد. حفظ دین، اصلاح جامعه اسلامى و امر به معروف و نهى از منكر اهداف قیام عاشورا بودند. این اهداف بایستى در اشعار و نوحه‌هاى عاشورایى حضور داشته باشند. از سوى دیگر نهضت عاشورا الهام‌بخش آزادگى و شهادت و ظلم‌ستیزى است. همچنان كه نهضت عاشورا از اول محرم آغاز نمی‌شود در دهم محرم نیز پایان نمی‌یابد. مكتب حسینى ثمرات زیادى داشته است، انقلاب اسلامى خود از ثمرات این نهضت است و شهدا و جانبازان هشت سال دفاع مقدس درس‌آموزان این مكتب هستند. چگونه است كه براى حادثه‌اى چون حادثه مسجد ارگ به سرعت نوحه ساخته می‌شود و در مجالس عزادارى خوانده می‌شود، اما بزرگ‌ترین انقلاب قرن و هشت سال حماسه حسینى هیچ حضورى در اشعار و نوحه‌هاى عاشورایى ندارد. در پایان اشعار و نوحه‌هایى نسبتاً مناسب كه می‌تواند در این زمینه راهگشا باشد، ذكر می‌شود تا مجالس عزادارى ما همچنان كه به نام حسین(ع) است، در خدمت اهداف و آرمانهاى نهضت عاشورا نیز باشد:

شمشیر كجم راست كند قامت دین را

تطهیر كند خون دلم دین مبین را

طاغوت بیالوده زمین را ز فسادش

از جور و ستم پاك كنم روى زمین را

هرگز ننهم دست، من از قبضه شمشیر

چون برگ بریزم به زمین دشمن دین را

غوغا شود امروز در این عرصه پیكار

پایین كشم از تخت ریاكار لعین را

از نسل على هستم و هرگز نهراسم

خشنود نمایم ز خود آن عرش‌نشین را

***

گر حسین بن على شش ماهه قربان می‌كند

كاخ بیداد و ستم از ریشه ویران می‌كند

از قیام كربلا می‌كند محشر به پا

اى اهل ایمان این است فرمان

بایست جنگید با ظلم و طغیان

گرچه عباس دلاور در نبرد كربلا

می‌شود در راه قرآن دستش از پیكر جدا

از قیام كربلا می‌كند محشر به پا

اى اهل ایمان این است زمان

بایست جنگید با ظلم و طغیان

***

امروز كه روز‌ِ آقایى عشق است

عزت مدینه، ذلت دمشق است

این قیامت كبرى ست

یا قیام عاشوراست

اى حسین عطشان

آفتاب دین را به خضوع است

بدترین غروب و بهترین طلوع است

بشكفتن ارزشهات

روز محو لغزشهاست

از جوشش خونها، پر زند شفاعت

در خانه دلها، در زند شفاعت

تا كه را شود شامل

همچو حر دریا دل

اى حسین عطشان

در خون شهیدان، انفجار نور است

گرچه نقش آنان، پایان ستور است

سینه‌هاى بشكسته

ره به دشمنان بسته

اى حسین عطشان

اسلام یزیدى محكوم زوال است

آیین حسینی، معراج كمال است

طفل بی‌گناه او

بهترین گواه او

این حسین عطشان

***

اى اسیر داغ تو تا ابد جانها

اى به نامت سرفراز، نسل انسانها

اى شهید كربلا كشته راه خدا یا حسین یا حسین

چون تو، كس قربان نشد در ره داور

كرده ایثار خدا اصغر و اكبر

شد تن خونین تو عزت و آیین تو

تو سرت بر نیزه‌ها مشعل ایمان

در اسارت مانده‌اند عترت قرآن

شد سرت آیات نور گه به نی، گاهى تنور

یا حسین آزادگان دل به تو بستند

رهروان راه حق بر تو پیوستند

نهضت حق راه تو عقش را درگاه تو

خط نسل انقلاب، امتداد توست

شیعه آرى زنده است تا به یاد توست

اى عزیز فاطمه رهنماى ما همه

منبع: مجله سوره شماره 16

آخرین پستها

آیة‌اللّه العظمى صافى گلپایگانى کمبودهاى اقتصادى به حساب روحانیت گذاشته نشود یکشنبه 23 مرداد 1390
معاون تبلیغ و آموزشهای کاربردی حوزه های علمیه: شنبه 22 مرداد 1390
متن کامل نامه شورای عالی حوزه به مشاور رییس جمهور و مدیر عامل خبرگزاری ایرنا شنبه 22 مرداد 1390
بیانیه معاون سابق آموزش حوزه های علمیه در خصوص حوادث اخیر شنبه 22 مرداد 1390
قابل توجه طلاب سطوح عالی که درخواست ارتقاء پایه دارند شنبه 22 مرداد 1390
نقشه مرکزمدیریت حوزه علمیه استان مرکزی چهارشنبه 15 تیر 1390
رهبر معظم انقلاب: وضع فعلی عدالت مطلقا راضی کننده نیست؛ دوران آزمون و خطا در مقوله عدالت سپری شده است چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390
مقام و منزلت حضرت آیت الله بهجت در گفتگو با آیت الله مصباح یزدی چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390
استخدام روحانیون در عقیدتی و سیاسی ناجا چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390
کدام مرجع تقلید کامپیوتر را به حوزه آورد؟! چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390
دروس خارج حوزه اینترنتی می شود چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390
حمله مزدوران آل خلیفه و آل سعود به عزاداران حضرت ام البنین(س) چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390
استقلال حوزه خواسته جدی مراجع تقلید است چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390
رهبر انقلاب با اشاره به پیشرفت های اخیر در بخش نشر نسبت به گذشته فرمودند : تارسیدن به نقطه مطلوب فاصله داریم چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390
علت علاقه مصری ها به اهل بیت‌(ع) از نگاه استاد الازهر چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390
شمّه‌ای از اخلاق، صفات و کرامات حضرت فاطمه یکشنبه 18 اردیبهشت 1390
وصایای حضرت فاطمه سلام الله علیها یکشنبه 18 اردیبهشت 1390
فضایل قرانی حضرت فاطمه(سلام الله علیها ) یکشنبه 18 اردیبهشت 1390
پروفسور لگنهاوزن چگونه مسلمان شد؟ یکشنبه 18 اردیبهشت 1390
رهبر معظم انقلاب، در دیدار معلمان:حركت بیداری قطعاً تا قلب اروپا پیش خواهد رفت یکشنبه 18 اردیبهشت 1390
لیست آخرین پستها