تبلیغات
حوزه علمیه استان مرکزی - مطالب هفته چهارم اردیبهشت 1390
حوزه علمیه استان مرکزی
اللهم عجل لولیک الفرج

رهبر معظم انقلاب: وضع فعلی عدالت مطلقا راضی کننده نیست؛ دوران آزمون و خطا در مقوله عدالت سپری شده است

نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390   ساعت 11 و 18 دقیقه و 44 ثانیه

اسلامی دوران آزمون و خطا را در مقوله عدالت، دورانی سپری شده دانستند و تأکید کردند: در سه دهه اخیر در موارد زیادی، در باب عدالت بصورت آزمون و خطا عمل کرده ایم اما از این پس باید، براساس تعاریف و روشهای متقن حرکت کنیم.

 

90227.jpg


دومین نشست اندیشه های راهبردی در جمهوری اسلامی، صبح امروز با «موضوع عدالت» و با هم اندیشی و تبادل نظر رهبر معظم انقلاب و دهها نفر از اندیشمندان، متفکران، استادان و محققان دانشگاهی و حوزوی برگزار شد.
 
در این نشست 4 ساعته، ابتدا 10 نفر از صاحبنظران و نخبگان در دو بخش نظری و کاربردی  دیدگاههای خود را درباره «مبانی، مفاهیم، ابعاد، کارکردها و ضرورتهای عدالت» بیان کردند.
اولین نشست اندیشه های راهبردی در جمهوری اسلامی، آذر ماه سال گذشته با موضوع الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت برگزار شده بود.
 
* سخنان رهبر معظم انقلاب در این نشست
 
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در این هم اندیشی راهبردی، با تأکید بر ضرورت تلاش جدی و تضارب آرای اندیشمندان و متفکران برای دستیابی به نظریه اسلامی ناب در باب عدالت، کارهای انجام شده برای تحقق عدالت اجتماعی را در سه دهه اخیر خوب ارزیابی کردند اما افزودند: وضع فعلی، مطلقاً راضی کننده نیست چرا که نظام اسلامی به دنبال اجرای حداکثر عدالت و تحقق کامل عدالت به مفهوم یک ارزش مطلق و همگانی است.
 
ایشان، مطالب مطرح شده در این هم اندیشی را پرمغز و مفید دانستند و خاطرنشان کردند: نشست امروز، تنها یک آغاز بود و امیدواریم مبحث عدالت با استفاده از ظرفیت گسترده صاحبنظران سراسر کشور، به گفتمانی نخبگانی تبدیل شود و با استمرار و پیگیری شایسته، به سرانجامی مبارک برسد.
 
ایشان، عدالت را دغدغه همیشگی بشر دانستند و با اشاره به ورود متفکران و اندیشمندان تاریخ بشر به این مقوله خاطرنشان کردند بررسی دقیق نشان می دهد که با وجود نظریه پردازی های مختلف اندیشمندان در مبحث عدالت، نقش ادیان الهی در این مقوله، بی نظیر و استثنایی بوده است.
 
رهبر انقلاب اسلامی، با استناد به قرآن مجید، عدالت را هدف اصلی ادیان برشمردند و افزودند: عدالت، هدف نظام سازی اجتماعی ادیان و حرکت بشر در چارچوب دین بوده است و این اهتمام جدی به عدالت، در هیچ مکتب بشری یافت نمی شود.
 
حضرت آیت الله خامنه ای در تبیین بیشتر تفاوت عدالت در «نگاه ادیان و مکاتب بشری» خاطرنشان کردند: انبیاء علاوه بر تبیین عدالت، برای تحقق آن، عملاً با طاغوتها و ستمگران وارد پیکار می شدند و در معارضه ظالم و مظلوم، همیشه در جبهه مظلومان بوده اند اما نظریه پردازان فقط در حد حرف و کلام به «عدالت» پرداخته اند.
 
ایشان، اعتقاد همه ادیان الهی به منتهی شدن تاریخ بشر به دوران مبتنی بر عدل را سومین «تفاوت «عدالت» در ادیان الهی و مکاتب بشری» دانستند و افزودند: ادیان الهی در نگاه به مبدأ خلقت هستی و بشر – در مسیر حرکت تاریخی ملتها و در تبیین پایان این مسیر یعنی معاد، همواره بر عنصر عدالت تأکید کرده اند که این مسئله ای استثنایی و بی نظیر است.
 
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: براساس همین نگاه دینی بود که «عدالت» در انقلاب اسلامی نیز از همان آغاز، جایگاهی بی نظیر یافت و در شعارهای ملت – قانون اساسی – سخنان و دیدگاههای امام خمینی (رض) و دورانهای مختلف حیات سی و دو ساله جمهوری اسلامی، به عنوان یک ارزش مطلق مورد تأکید قرار گرفت.
 
رهبر انقلاب اسلامی، عدالت را سرلوحه دغدغه های همیشگی نظام اسلامی دانستند و با اشاره به کارهای فراوان و گسترده ای که پس از انقلاب برای تحقق عدالت اجتماعی انجام شده افزودند: این کارهای خوب، راضی کننده نیست چرا که ما براساس نگاه اسلامی، تحقق کامل عدالت و محو هرگونه ظلم را هدف قرار داده ایم که برای پر کردن فاصله وسیع وضع موجود و تحقق عدالت اجتماعی، باید تلاش مستمر، جدی و همه جانبه انجام داد.
 
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به توجه امروز نظام اسلامی برای دستیابی به نظریه  اسلامی ناب در مقوله عدالت افزودند: تا امروز نیز شناخت و تعاریف اجمالی از عدالت وجود داشته است اما باید تلاش کنیم عدالت به گفتمانی زنده و همیشه حاضر در صحنه های مختلف کشور تبدیل شود و در میان نخبگان – مسئولان – مردم و بخصوص نسل جوان همواره به عنوان یک مسئله اصلی مطرح باشد.
 
ایشان در تبیین بیشتر اهداف برگزاری نشست اندیشه های راهبردی درباره عدالت افزودند: برای کاهش فاصله کنونی تا تحقق حداکثری عدالت، باید به روشها و راهکارهای جدید و مؤثر دست پیدا کنیم که این مسئله نیز به هم اندیشی متفکران نیاز دارد.
 
رهبر انقلاب اسلامی دوران آزمون و خطا را در مقوله عدالت، دورانی سپری شده دانستند و تأکید کردند: در سه دهه اخیر در موارد زیادی، در باب عدالت بصورت آزمون و خطا عمل کرده ایم اما از این پس باید، براساس تعاریف و روشهای متقن حرکت کنیم.
 
رهبر انقلاب اسلامی، حرکت کشور در مسیر پیشرفتهای سریع و جهشی را یکی دیگر از عوامل ضرورت توجه بیشتر به مقوله عدالت برشمردند و افزودند: ادامه این حرکت پرشتاب، نیازمند تصمیم گیریهای بزرگ است و اگر در این تصمیم گیریها از عنصر عدالت و «ارتباط عدالت و پیشرفت» غفلت شود، خسارات فراوانی به بار خواهد آمد.
 
ایشان در ادامه سخنانشان با تمرکز بر مبحث نظری عدالت، افزودند: هدف ما رسیدن به نظریه اسلامی ناب و خالص در باب عدالت است که برای دستیابی به این هدف بسیار مهم، باید با نگاه متجددانه و نوآورانه، به منابع اسلامی رجوع کنیم و با استفاده از متدها و فنون خاص این کار، نظریه اسلامی خالص را در مقوله عدالت استخراج کنیم.
 
ایشان در همین زمینه تأکید کردند: در دستیابی به نظریه اسلامی عدالت باید از التقاط و هرگونه مونتاژ نظریه های دیگر بشدت پرهیز کرد و با مراجعه به منابع اصیل اسلامی، این نظریه را استخراج نمود.
 
حضرت آیت الله خامنه ای، تعریف عدالت را در هر مکتب مبتنی بر پایه های هستی شناسی آن مکتب دانستند و افزودند: به همین علت نباید در شناخت نظریه اسلامی عدالت، از مکاتب دیگر، استفاده کرد.
 
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به تفاوت عمیق نگاه اسلام و مکاتب بشری به عدالت افزودند: عدالت در اسلام، ناشی از حق است و عدالت ورزی یک وظیفه الهی محسوب می شود در حالیکه در مکاتب بشری، این نگاه وجود ندارد.
 
رهبر انقلاب اسلامی، تعدد و تضارب آرا را نیازی واقعی در روند دستیابی به نظریه اسلامی ناب در باب عدالت دانستند و افزودند: نباید کسی تصور کند که در این مقوله، با نوعی پیش داوری می خواهیم به برداشتی که در ذهنمان است برسیم بلکه باید تلاش کنیم در پرتو تضارب آرا و نشاط علمی، به آنچه حق و صحیح است دست یابیم.
 
حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: حتی پس از دستیابی به نظریه اسلامی خالص درباب عدالت، تضارب آرا در این زمینه باید همواره ادامه داشته باشد.
 
ایشان افزودند: در این مقطع در واقع باید تلاش کرد به یک جمع بندی قوی – متقن، مستدل و منسجم در باب عدالت دست یافت تا برنامه های درازمدت با اتکاء به آنها تدوین شود.
 
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: پس از این جمع بندی نیز باید پژوهشهای جدیدی بویژه در مباحث کاربردی و روشهای اجرای نظریه صورت گیرد که در این زمینه می توانیم از تجربیات مفید دیگران نیز استفاده کنیم.
 
حضرت آیت الله خامنه ای، ایجاد رشته عدالت پژوهی در حوزه و دانشگاه را، نوعی سرمایه گذاری مفید برای ایجاد و تقویت گفتمان عدالت و تربیت نیروهای توانمند دانستند و افزودند: یکی دیگر از کارهای مهم نظری، یافتن شاخص برای اندازه گیری میزان تحقق عدالت اجتماعی است.
 
ایشان خاطرنشان کردند: برخی شاخص های مطرح در نظریه های غربی در شرایط خاص قابل استفاده است اما بسیاری از آنها ناقص و یا کلاً غلط است بنابراین باید شاخص هایی مستقل برای تحقق عدالت از دیدگاه اسلام تعریف شود.
 
رهبر انقلاب اسلامی، توجه مجلس و شورای نگهبان را به مقوله عدالت در هر نوع قانون گذاری، از کارهای ضروری برشمردند و افزودند: در عرصه عمل باید برای اجرای عدالت اجتماعی کارهای فراوان انجام شود.
 
حضرت آیت الله خامنه ای در پایان سخنانشان، اعتقاد به مبدأ و معاد را در مسئله عدالت، دارای نقشی اساسی خواندند و افزودند: اعتقاد به معاد، و باور داشتن تجسم اعمال در قیامت، موجب نیرو و نشاط عدالت خواهانه می شود و در واقع نمی توان در جامعه ای که اعتقاد به مبدأ و معاد وجود ندارد، عدالت حقیقی را مستقر کرد.
 
ایشان، تلاش هر فرد برای اجرای عدالت درباره خود را نکته مهم دیگری در مقوله عدالت خواندند و افزودند: نگاه عادلانه هر فرد به خود، موجب دوری از گناه و ایجاد حالت خضوع و خشوع در مقابل پروردگار می شود و این مسئله به ایجاد عدالت اجتماعی نیز کمک می کند.
 
سخنان و ارائه مقالات صاحب نظران
 
اولین سخنران این نشست راهبردی در بخش دیدگاههای نظری، دکتر حسین عیوض لو، استادیار دانشگاه امام صادق(ع) بود. دکتر عیوض لو با ارائه دیدگاههای خود درباره «مفاهیم و معیارهای عدالت اجتماعی و اقتصادی در چارچوب الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت» گفت: عدالت اجتماعی به معنای آن است که هرکس در جامعه بتواند پاداش متناسب با شایستگی ها و تلاش خود را دریافت کند.
 
این استاد دانشگاه حق برخورداری برابر از منابع و ثروتهای عمومی – سهم بری براساس میزان مشارکت در تولید و قرار گرفتن اموال در موضع صحیح را معیارها و قواعد عدالت از دیدگاه اسلام خواند.
 
حجت الاسلام ابوالقاسم علیدوست عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، اندیشمند دیگری بود که در دومین نشست اندیشه های راهبردی به تشریح ابعاد عدالت به عنوان «یک سند، قاعده، رویکرد و گفتمان عام در کشف و اجرای احکام اسلام» پرداخت.
 
این استاد حوزه و دانشگاه گفت: با عدالت نمی توان کژدار و مریز برخورد کرد بلکه باید با این مفهوم بنیادی، برخوردی روشمند انجام داد تا به یک گفتمان عام تبدیل شود.
 
حجت الاسلام علیدوست، عدالت را یک قاعده در فقه دانست و افزود: در فهم دلایل و استنباط احکام، باید عدالت را به عنوان یک رویکرد مورد توجه قرار داد و در اجرای احکام نیز، عدالت را، گفتمان حاکم بر رفتار و گفتار مسئولان و کارگزاران قرار داد.
 
سومین سخنران دومین نشست اندیشه های راهبردی، دکتر فهیمه فرهمندپور استادیار دانشگاه تهران بود. دکتر فرهمندپور تحت عنوان «اقتضائات و ملاحظات عدالت جنسیتی با رویکرد دینی» گفت: عدالت را نباید تقسیم کمّی فرصتها و مشاغل در نظر گرفت بلکه در برداشت صحیح از عدالت، تفاوتهای طبیعی زن و مرد پذیرفته می شود.
 
وی افزود: برای ایجاد عدالت بویژه در مشاغل تخصصی باید شایسته سالاری مورد توجه کامل قرار گیرد و در الگوی اشتغال فارغ التحصیلان دانشگاهی تجدید نظر شود.
 
ایجاد عرصه هایی غیر از ورود به دانشگاه برای تأمین نیازهای روانی، علمی و شخصیتی زنان و دختران از دیگر پیشنهادهای خانم فرهمند پور بود.
 
حجت الاسلام سیدعباس نبوی، مدرس حوزه و دانشگاه به عنوان سخنران بعدی، با اشاره به فرمان و امر مکرر پروردگار در قرآن کریم برای اقامه عدل و قسط گفت: باید ضمن نظریه پردازی در مقوله عدالت، شاخص های قابل اندازه گیری نیز ارائه داد.
 
حجت الاسلام نبوی، برابری در فرصتها، رشد ظرفیتها و بکارگیری توانمندیها را سه شاخص مهم عدالت اجتماعی دانست و افزود: باید عدالت اجتماعی را به عنوان بنیان قواعد اجتماعی، راهبرد اصلی «برنامه های توسعه» - و مبنای رشد فرهنگ عمومی مورد توجه قرار داد که متأسفانه نهادهای متولی فرهنگ عمومی به این مسئله کم توجه اند و رهبری و جنبش دانشجویی پیگیر مقوله عدالت اجتماعی هستند.
 
این مدرس حوزه و دانشگاه تأکید کرد: در الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت، عدالت اجتماعی، «کلان راهبردی» است که باید در همه عرصه ها مورد توجه کامل قرار گیرد.
 
پنجمین سخنران هم اندیشی امروز نخبگان و رهبر انقلاب در باب عدالت، دکتر سید محمد میر سِندُسی استادیار دانشگاه امام حسین بود. دکتر میر سندسی با اشاره به مبانی دو نظریه غالب در بحث عدالت یعنی شایستگی و نیاز گفت: در جمهوری اسلامی باید نظریه ای ترکیبی را پیگیری کنیم که در این نظریه تأمین نیازهای عامه مردم مورد توجه جدی است اما راه برای بهره مندی اشخاص براساس شایستگی و تلاش نیز باز است.
 
وی با اشاره به نبود نظریه منسجم و روشن درباب مفهوم عدالت در کشور افزود: به همین علت هر مسئولی روی کار می آید، براساس برداشت خود از مفهوم عدالت، عمل می کند که این برداشتهای فردی گاه با یکدیگر متفاوت و حتی در تعارضند.
 
بخش دوم نشست اندیشه های راهبردی با موضوع عدالت، به مباحث کاربردی اختصاص داشت. در آغاز این بخش، حجت الاسلام سیدعباس موسویان مدرس حوزه و دانشگاه با بررسی «جایگاه عدالت اقتصادی در بانک داری اسلامی» گفت: توزیع منابع بانکی، زمانی عادلانه و در جهت فقرزدایی است که اشتغال زایی و رشد متوازن در تخصیص منابع بانکی مورد توجه قرار گیرد.
 
دکتر موسویان، تخصیص منابع به طرحهای دارای ارزش افزوده، توزیع متوازن منابع، و توزیع عادلانه سود را از اصول و معیارهای توزیع عادلانه منابع بانکی دانست و گفت: نظام بانکداری باید با کاهش حاشیه سود خود، در جهت سود حقیقی سپرده گذاران متحول شود.
 
دومین سخنران بخش کاربردی نشست اندیشه های راهبردی، دکتر الیاس نادران دانشیار دانشگاه تهران بود.
 
وی با ارائه مقاله ای تحت عنوان «عدالت توزیعی و اقتصاد رانتی»، به بررسی مشکلات اقتصادی – اجتماعی پدیده رانت پرداخت. دکتر نادران معتقد است جهت گیریهای عدالت خواهانه پس از پیروزی انقلاب، با وجود فراز و نشیبهای مختلف، در مجموع باعث بهبود توزیع شاخص های درآمدی شده است، اما به علت تداوم ساختارهای اقتصادی مبتنی بر رانت، مشکلات ناشی از این پدیده همچنان ادامه دارد.
 
«عدالت بین نسلی در بهره برداری از منابع طبیعی» عنوان مقاله سومین سخنران بخش کاربردی نشست امروز یعنی حجت الاسلام سعید فراهانی فرد، استادیار دانشکده علوم اقتصادی بود.
 
این استاد دانشگاه، تشریع عادلانه مالکیت دولتی و عمومی بر ثروتهای طبیعی – ساز و کار صحیح توزیع اولیه منابع طبیعی و قوانین لازم برای حفاظت از منابع طبیعی را از اصول ایجاد عدالت بین نسلی در بهره برداری از منابع طبیعی دانست و گفت: از دیدگاه اسلام، دولت دارای جایگاهی است که می تواند با نظارت بر چگونگی استفاده از منابع طبیعی، عدالت را در این زمینه پیگیری و محقق کند.
 
نشست هم اندیشی رهبر انقلاب اسلامی و اندیشمندان و صاحبنظران در باب عدالت با سخنرانی دکتر مجید یاسوری ادامه یافت. وی که دانشیار دانشگاه گیلان است عدالت محیطی را راهکاری برای تحقق توسعه پایدار ملی دانست و گفت: منابع باید میان مناطق مختلف جغرافیایی، متناسب با نیازها و بطور عادلانه توزیع شود تا شکاف اقتصادی – اجتماعی بخشهای گوناگون کشور کاهش یابد و دورنمای زندگی حتی در محرومترین مناطق بهبود یابد.
 
دهمین و آخرین سخنران دومین نشست اندیشه های راهبردی، دکتر محمد جواد لاریجانی استاد دانشگاه بود. وی با عنوان «وضعیت عدالت و حقوق بشر در سطح بین المللی» به تشریح مبانی عدالت در لیبرالیزم غربی و دین مبین اسلام پرداخت.
 
بخشی از دومین نشست اندیشه های راهبردی در جمهوری اسلامی به پرسش و پاسخ محققان و اندیشمندان و «نقد و بررسی» دیدگاههای مطرح شده اختصاص داشت. در این بخش استادان و محققانی که به ارائه مقاله پرداخته بودند به سؤالات و نقدهای حاضران پاسخ گفتند.
 
در آغاز این هم اندیشی دکتر صادق واعظ زاده دبیر این نشست، با اشاره به پیگیری موضوعات نشست اول اندیشه های راهبردی گفت: مقدمات ایجاد مرکزی برای هماهنگی و راهبری تحقیقات مربوط به الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت انجام شده است که این مرکز کلیه ظرفیتهای نخبگانی کشور را برای تدوین این الگوی راهبردی فعال خواهد کرد.
 
دکتر واعظ زاده همچنین با تشریح اهداف دومین نشست اندیشه های راهبردی گفت: تلاش خواهد شد با تکیه بر مطالب ارائه شده و استفاده از همه ظرفیتها «نظریه عدالت» تدوین شود.
 
در پایان این دیدار نماز جماعت ظهر و عصر به امامت حضرت آیت الله خامنه ای اقامه شد.






مقام و منزلت حضرت آیت الله بهجت در گفتگو با آیت الله مصباح یزدی

نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390   ساعت 11 و 14 دقیقه و 59 ثانیه

آیت الله مصباح یزدی اظهار داشت: آیت الله بهجت بر روی دو مساله تاکید فراوان داشتند؛ یکی عمل به دستورات شرع و دیگری انجام واجبات و ترک محرمات، که انسان را می تواند به سعادت برساند و از ویژگی های ایشان این بود که همیشه در فعالیت ها جنبه مثبت را تقویت می کردند

 

Bahjat-Mesbah.jpg


آنچه در پی می آید گفتگویی است که با حضرت آیت الله مصباح یزدی درباره مقام و منزلت حضرت آیت الله بهجت و خاطراتشان از دوران تلمذ در محضر ایشان انجام گرفته و در روزنامه کیهان به چاپ رسیده است.
 
* اجازه بدهید سؤال را از اینجا مطرح کنیم که اولین باری که نام مبارک حضرت آیه الله بهجت (قدس سره) به گوش مبارکتان خورد و اولین باری که آن چهره ملکوتی را شما نگاه کردید و دیدید به یاد دارید چه سالی بود، چه تاریخی بود، در چه مکانی بود؟ اگر از این زاویه وارد زندگی این مرد ملکوتی بشوید خیلی ممنون می شویم.
 
بنده در سال 1332 در مدرسه حجتیه حجره ای داشتم و مرحوم آیه الله بهجت (رضوان الله علیه) مجاور مدرسه حجتیه منزلی داشتند و بطور طبیعی هر روز چند مرتبه ایشان را ما در رفت و آمد زیارت می کردیم، مخصوصاً صبح ها که مشرّف می شدند حرم، گاهی ما هم توفیق داشتیم در بین راه، برگشتن و در حرم زیارت می کردیم یک قیافه نورانی ملکوتی و یک احساس هم علاقه قلبی و هم احساس کوچکی در مقابل عظمت آن روحی که در آن بدن تجلّی داشت داشتیم منتها مبهم، هم به یک سلام و علیکی که در بین راه می کردیم و اظهار ارادت و ایشان هم یک بزرگواری می فرمود.
 
بعدها از دوستان درباره ایشان چیزهایی شنیدیم که هم از لحاظ علمی و هم از لحاظ مسائل معنوی و اخلاقی ایشان امتیازات زیادی دارند و ما هم به طور اجمال به گوشمان می خورد گاهی و تا اینکه این شنیده ها هم باعث این شد که بیشتر علاقه مند بشویم که به نحوی از حضور ایشان استفاده کنیم اگر لایق باشیم.
 
بعدش یکی دو سال بعد بود همان منزل ایشان منتقل شد به گذر عابدین، اینجا یک منزلی اجاره کرده بودند دو تا اتاقی داشت و آقا زاده هایشان هم هنوز کوچک بودند، بله جالب بود که یک اتاق نسبتاً بزرگی بود وسطش پرده ای کشیده بودند، ما که گاهی اجازه می گرفتیم برویم خدمتشان شرفیاب بشویم ما یک طرف پرده می نشستیم آن طرف پرده خودشان و خانواده شان، یعنی در واقع یک اتاق بود که ایشان در آن زندگی می کردند ،هم اتاق زندگی شان با همسر و بچه هایشان بود و یک طرفش هم اتاق پذیرایی شان بود. از آن دوران چیزی که من بخصوص توجهم را جلب می کرد یعنی سؤالی برایم ایجاد می کرد و جوابش را بلد نبودم ایشان خیلی ذکر یا ستّار زیاد می گفتند و این سؤال برای من بود که آخر این همه اسماء الهی چطور ایشان این اسم را زیاد به کار می برد.
 
بعدها یک جوابی حدس زدم ولی هیچ وقت نه جرأت می کردم و نه ابهت ایشان اجازه می داد مثلاً غیر از موقع درس کم اتفاق می افتاد ما جرأت به خودمان بدهیم که چیزی سؤال کنیم. بعدها همچنین به ذهنم آمد یک قرائنی هم بود که ایشان از اینکه اطلاع داشته باشند از اطراف و محیط و اینها خسته می شوند، چون چیزهایی را می دیدند که ماها نمی دیدیم، چیزهایی را می شنیدند که ماها نمی شنیدیم و برای اینکه هم این ارتباطات قطع بشود و کمتر توجه به اینها جلب بشود یا ستّار می گفتند که خدای متعال اینها را پرده ای بیندازد و نبینند.
 
یک چنین جوابی بعدها برای این سؤال پیدا کردیم ولی هیچ وقت من نپرسیدم و سال ها همین حالت محفوظ بود یعنی ذکر یا ستّار را ایشان زیاد می گفتند. معمولاً ایشان روزهای تعطیلی یک ساعتی را اجازه می فرمودند روزهای پنجشنبه غالباً می رفتیم آنجا می نشستیم و ایشان هرچه صلاح می دانستند می گفتند، غالباً هم یا یک حدیثی می خواندند یا یک داستانی نقل می کردند، داستانی که نکته آموزنده ای داشته باشد به اندازه فهم ما بچه گانه، بیشتر از این ما لیاقت نداشتیم، قصه ای می گفتند داستانی از یک استادی یا عالمی، تا اینکه علاقه مند شدیم از معلومات فقهی ایشان هم استفاده کنیم ،چند نفر بودیم از دوستان که غالباً یک نوع عطش معنوی در ما مشترک بود.
 
خدمت ایشان رسیدیم و درخواست کردیم که درس فقهی شروع بفرمایند و ما استفاده کنیم، ایشان هم بزرگواری فرمودند و قبول کردند و در یکی از حجرات مدرسه فیضیه این درس را ما شروع کردیم و بعد از درس مرحوم آیه الله بروجردی(رض) که ایشان مقیّد بودند همیشه درس ایشان شرکت کنند بعد از درس تشریف می بردند مدرسه فیضیه و ما هم چند نفری بودیم آنجا در خدمتشان کتاب طهارت را شروع کردیم.
 
گاهی اتفاق می افتاد که صاحب حجره نبود حالا مسافرتی رفته بود یا بیماریی چیزی داشت ،ایشان در یکی از صفّه های حجره همان جا کنار مدرسه می نشستند و ما هم روی زمین دور ایشان می نشستیم و درس خارج فقه به این صورت برگزار می شد.
 
* شما که در درس فقه این مرد ملکوتی بودید به نظرتان آیا بعد عرفانی ایشان بعد فقهی ایشان را تحت الشعاع قرار نداده بود؟ اگر نظر خاصی در رابطه با درس فقه ایشان دارید بفرمایید.
 
من باید عرض بکنم که ایشان احتراز داشتند از اینکه به عنوان غیر از فقاهت اصلاً شناخته بشوند و در مسائل علمی عرفانی و بحثهای نظری و اینها که هیچ اصلاً اظهاری نمی کردند. مطلبی هم که دلالت داشته باشد بر اینکه خود ایشان یک کمال معنوی دارند چیزی می دانند کشف می کنند از گذشته از حال از آینده، جدّاً خودداری می کردند و کتمان می کردند. آن سال هایی که آن وقت ها ما خدمتشان می رسیدیم کاملاً محسوس بود که ایشان سعی دارند هیچ امر غیرعادی که از همه علما انتظار می رود از ایشان انتظار نرود و ایشان به عنوان دیگری شناخته نشوند.
 
هیچ امری که دلالت داشته باشد بر یک جهت غیرعادی برای ایشان، ابراز نمی کردند، خیلی اشارات بعیدی از کلام هایشان می شد استفاده کرد. یک چیزهایی ما خودمان حدس می زدیم اما هیچ ابرازی از طرف خود ایشان نمی شد.
 
مطالبی هم اگر احیاناً به عنوان مطالب اخلاقی می فرمودند خیلی مطالبی بود که ظاهرش مثلاً یک آیه ای می خواندند، روایتی یا حدیثی یا داستانی نقل می کردند در همین حدّ، بعد طوری برخورد می کردند با ما که اصلاً ما جرأت نمی کردیم، حالا شاید هم از بی لیاقتی بنده بود مثلاً یک سؤال به قول شما عرفانی از ایشان بکنیم و اگر هم اتفاقاً یک وقتی فرصتی می شد یک چیزی عرض می کردیم ایشان یک جوری جواب می دادند که کأنّه یک کلیاتی بیان می کردند تا معلوم نشود که با خود ایشان ارتباط دارد، ولی ما درباره چیزهایی که شنیده بودیم از دوستانی که در نجف داشتند و بزرگان دیگر، قلباً می دانستیم که ایشان مقاماتی دارند اما از خود ایشان هیچ چیزی شاهد نداشتیم و این جریان بود تا این سال های اخیر یک چیزهایی از ایشان ظاهر شد گویا مأموریتی داشتند که اظهار کنند والا در آن سال های قبلی که مربوط به بیش از پنجاه سال قبل است هیچ اظهاری نمی کردند و اباء داشتند از اینکه عنوان دیگری غیر از فقیه به ایشان اطلاق بشود.
 
بله این جریان ادامه داشت تا ما یک درس فقهی شروعی کردیم و عرض کردم کتاب طهارت را ما در طول چند سال خدمت ایشان خواندیم، یک تحولاتی بعدها در زندگی شان پیدا شد و از آن خانه منتقل شدند به یک خانه ای در طرف های خیابان آذر و بازار آنجا و بعد از آن ایشان دعوت شدند برای ... بعد منزلشان همین منزلی که تا اواخر بودند اینجا را خریدند و منزل خیلی کوچک و محقّری بود و ما درسمان را در این منزل برگزار کردیم یعنی خود ایشان اجازه فرمودند و برای درس می رفتیم منزلشان.
 
همچنین اجازه می گرفتیم برای نماز مغرب و عشاء وما در همان جا می ماندیم و به ایشان اقتدا می کردیم. بعدها فرمودند که شاید عین عبارتشان یادم نیست اشاره ای کردند که یک مسجدی اینجا بناست مثلاً ما در آن نماز بخوانیم و دیگر در منزل نیایید. معنی اش این بود که ایشان امامت مسجد فاطمیه را قبول فرمودند بعد از فوت مرحوم آقاشیخ عبدالنبی اراکی (رض) ودیگر تقریباً برنامه ثابتی شد که درس ما در منزلشان بود و برای نماز هم می رفتیم مسجد فاطمیه.
 
چند سال پیش در یکی از فرمایشاتتان فرموده بودید که آن روزها در بین درس حضرت آیه الله بهجت به بعضی از حکایات یا بعضی از مطالبی در خصوص امامت اشاره ای داشتند که ما امروز فهمیدیم که چگونه به درد می خورد، به نظر حضرتعالی در این وضعیتی که چند سال شاید دو دهه ما درگیرش بودیم حضرتعالی بعنوان طلایه دار این حرکت حرکت می کردید نقش آن نکاتی را که ایشان در آن مقطع مطرح می کردند چگونه می بینید ؟
 
ما پیش از درس مقیّد بودیم زودتر برویم پیش از وقت درس بلکه از ارشادات معنوی ایشان به یک نحوی استفاده کنیم، ایشان هم تشریف می آوردند پیش از وقت درس، گاهی یکی دو نفر بودیم که پیش از درس و به طور متفرّق مطالبی همان طور که عرض کردم گاهی حدیثی می خواندند گاهی داستانی نقل می کردند از اساتید و بزرگان دیگران، ابتدا ما فکر می کردیم انتخاب این حدیث یا داستان اتفاقی است.
 
بعدها با دوستان صحبت کردیم گفتیم که بیان این حدیث ها و یا داستان ها مثل اینکه جهت دار است، آن دوست ما گفت که اتفاقاً من حس می کنم که ایشان وقتی یک مطلبی را نقل می کنند مثل اینکه من را مخاطب قرار می دهند، به جهتی مربوط به من دارند می گویند منتها به زبان یک حدیث یا داستان، فرض کنید من اگر یک لغزشی کردم و کس دیگری هم نمی داند حالا در خانه مربوط به خانواده ام و یا مربوط به دیگری ایشان یک داستانی نقل می کردند یا حدیثی می گفتند که تنبیهی بر آن جهت و اشاره ای داشت مثلاً یک چنین اشتباهی کردید شما کار بدی کردید مثلاً و راهنمایی بود که چه کار کنید.
 
این زیاد اتفاق می افتاد که وقتی داستان نقل می کردند یک نگاه خاصی هم به طرف می کردند، بعدها دیگر کم کم ما باور کردیم که اینها جهت دار است همین جوری و به طوراتفاقی چیزی نقل نمی کنند. از جمله گاهی مطالبی را می فرمودند که ناظر به جهات اجتماعی و سیاسی و اینها بود و آن وقت ها هم مصادف شده بود با اوایل جریان نهضت روحانیت و حمله کماندوهای شاه به مدرسه فیضیه و گاهی مطالبی می فرمودند ارتباط پیدا می کرد با این مسائل و گاهی هم همین طوری که شما اشاره فرمودید به مسائل ولایت و خلافت امیرالمؤمنین (ع) و مسائل شیعه و یک سری مطالبی را بیان می فرمودند.
 
من خودم گاهی تعجب می کردم که آقا مثلاً ما که سنّی نیستیم که این مطالب را برای ما بیان می کنید، کسی درباره آن شک ندارد ، ته دلم این جورمی گفت و نمی فهمیدم سرّ اینکه ایشان این قدرروی این مطالب تکیه می کنند چیست. بعدها در این دهه های اخیر کاربرد آن فرمایشات ایشان برایمان روشن شد، مثلاً گاهی می فرمودند که خوب است اگر یک وقت با برادران اهل تسنّن ارتباط پیدا کردید این جوری بحث کنید، یادم هست( حالا این مطلب شاید بیش از چهل سال قبل است ما درس فقه نزد ایشان می خواندیم ،بحث طهارت که تمام شد مکاسب و خیارات را هم ما خدمت ایشان خواندیم، می فرمودند که شما وقتی با اهل تسنّن مواجه شدید نیایید بحث خلافت امیرالمؤمنین را مطرح کنید، بحث را از اینجا شروع کنید بگویید که همه اهل تسنّن در مسائل فقهی به چهار نفر مراجعه می کنند ابوحنیفه و شافعی و مالک و ابن حنبل واینها یا مستقیماً شاگرد امام صادق بودند مثل ابوحنیفه و یا مع الواسطه شاگرد بودند و هر کدامشان درباره امام صادق بیانات جالبی دارند درباره اعتراف به فقاهت و اعلمیت ایشان و مارأیت أفقه من جعفر بن محمد و از این جور تعبیرها. شماها می گویید از این شاگردهای امام صادق تقلید می کنید. در واقع، وقتی از این شاگردها تقلید جایز باشد از استادی که خود این شاگردها به فضل او اعتراف کردند تقلید نمی شود کرد؟! این چه منطقی است، ما از استاد اینها داریم تقلید می کنیم ما شیعه ها کارمان این است که از امام صادق تقلید می کنیم، شما از ابوحنیفه تقلید می کنید از شافعی، بسیار خوب چرا اجازه نمی دهید ما از امام صادق تقلید کنیم .آنها که همه شان اعتراف دارند که امام صادق افقه بوده وهیچ کسی نمی تواند این را رد بکند این منشأ این می شود که آنهایی که اهل انصاف باشند و واقعاً غرضی در کارشان نباشد تصدیق کنند که بله می شود این کار را کرد کمااینکه شیخ شلتوت این کار را کرد وعمل به فقه شیعه را جایز دانست بلکه بعضی قوانین مصر در آن زمان بر اساس فقه شیعه تنظیم شد مثل مسأله طلاق، اهل تسنّن سه طلاقه در یک مجلس جایز می دانند آنها بر طبق قانون شیعه آمدند طلاق را گفتند باید در سه مجلس انجام بگیرد.
 
فرمودند از این منطق وارد بشوید که ما شیعیان از استاد این امام های شما تقلید می کنیم تا آنها منطقاً هیچ دلیلی بر ردّ مذهب ما نداشته باشند ناچار باشند بپذیرند که کار صحیحی می کنید ، وقتی این کار صحیح شد و مذهب شیعه به عنوان یک مذهب رسمی شناخته شد آن وقت مطالعه کتابهای ما برای آنها آزاد می شود ، اگر این کار بشود بسیار ما پیشرفت می کنیم و الان مانعی که هست و آن این است که کتاب های ما را مطالعه نمی کنند،وقتی این کتاب ها مطالعه شد کم کم به حقانیت مذهب ما پی می برند و اقلاً این دشمنی ها دیگر برداشته می شود، خلاصه ایشان پیش از درس گاهی از این جور مطالب می فرمود، امروز ملاحظه می فرمایید بعد از پنجاه سال که از این جریان گذشته ، من هنوز راهی بهتر از این برای ارتباط با اهل تسنن پیدا نکردم، این یک کار خیلی ساده ای است، هر راه دیگری آدم وارد بشود دست انداز دارد، حبّ و بغض ها و بدبینی ها تحریک می شود امادر این راه نه ، راه خیلی ساده ای و هیچ عکس العمل بدی ندارد هیچ تنشی ایجاد نمی کند و باعث ارتباط بیشتر و تدریجاً راهی می شود برای اثبات حقانیت مذهب شیعه، این یکی از راهکارهای کلّی بود که ما از ایشان یاد گرفتیم ولی همچنان این سؤال برایمان باقی بود که ایشان گاهی دلیل می آوردند که واقعاً حق با علی بوده و چند تا از این داستانها مثلاً از شرح ابن ابی الحدید و نهج البلاغه نقل می کردند که در کتابهای خود آنها است جاهای دیگر هست، ما می گفتیم آخر ما که شکی نداریم برای چه اینها را برای ما بیان می کنند؟!
 
اماحالا متوجه می شویم که ایشان پیش بینی می کرد که یک روزی این مسائل مورد نیاز خواهد شد و کسانی در ایران تشکیک می کنند فرض کنید من کنت مولاه فهذا علی مولاه، فکر می کرد این معنایش مولا یعنی دوست او هستند، ایشان آن وقت نقل می کرد که این معنا ندارد که در یک چنین حادثه ای پیامبر علی را بلند کند وبگوید من دوست او هستم، این همه تشریفات و مقدمات و چیزی که در غدیر اتفاق افتاد فقط برای این بود که پیغمبر بفرمایند او را دوست دارم شما هم دوستش داشته باشید به عنوان یک امر عادی؟حالا ما می فهمیم که اینها مورد حاجت هست و ایشان پنجاه سال پیشتر کأنّه امروز را می دید و به ما توجه می داد که روی اینها کار بکنیم.
 
مستحضر هستید آن سلسله نورانی که از مرحوم جودا شروع می شود و ملاحسین قلی همدانی و سیداحمد کربلایی و قبلش هم شیخ علی شوشتری گرچه یک عرفان منزوی مطرح می شود اما وقتی در عمقش نگاه می کنیم می بینیم که یک عرفان ستیز و یک تقوای ستیز هم در آن هست کما اینکه در همان دستورالعمل ملاحسین قلی همدانی ایشان فریاد از تسلط کفّار بر بلاد و حاکمیت دهریون ومادیون دارند و همان نکاتی که الان حضرتعالی به آن اشاره فرمودید تا شاگردانی مانند سیدعبدالحسین لاری و بافقی که از مکتب سیداحمد کربلایی برمی خیزند، این سلسله نورانی خودشان در مقاطع حساس وارد عرصه سیاست شدند حتی در دستورالعمل های اخلاقی شان بیان کردند، یک جا جمله ای از حضرتعالی هست و بسیار جمله زیبایی است و دوست داریم این را بشکافیم که چگونه از نظر این مکتبی که علامه طباطبایی و بعد آقای بهجت ادامه دهنده همان هستند حضرتعالی فرمودید که بزرگترین مشوّق بنده لااقل در پرداختن به مسائل سیاسی و اجتماعی ایشان بودند، دوست داشتیم در این خصوص بیشتر توضیح دهید؟
 
همان طور که اشاره کردم در موقعی که نهضت حضرت امام( رض) و نهضت روحانیت شروع شد و داستان مدرسه فیضیه و حمله کماندوها به مدرسه فیضیه در حضور مرحوم آیه الله العظمی گلپایگانی (رض) طلبه ها مورد هجمه واقع شدند بعضی ها را از بالای پشت بام مدرسه فیضیه پرت کردند در رودخانه در مدرسه، مرحوم آقای بهجت ضمن اظهار حساسیت و تأسف نسبت به این مسائل اصرار می کردند که سعی کنید این حوادث را ضبط کنید بنویسید و ممکن است اینها چندی بگذرد فراموش بشود یا تحریف بشود و مؤکداً اصرار می کردند که نگذارید اینها فراموش بشود و خود ایشان هم در مقام محکوم کردن اینجور کارها و زشتی و عظمت گناه و فجایعی که انجام می گرفت به صورت های مختلف یک نوع مسئولیتی برای خودشان می دانستند که اینها را زنده نگه دارند.
 
و همین که ایشان اصرار می کردند به هر حال ما هم روی علاقه ای که داشتیم و می دانستیم ایشان بی جهت به یک چیزی تأکید نمی کنند از همان وقت ها به فکر این افتادیم که این مسائل را دنبال کنیم چون بالاخره وقتی آدم بخواهد قضایایی را ثبت بکند و یادداشت بکند، باید اطلاعات دقیق داشته باشد، ناچار باید حضور داشته باشد بپرسد تحقیق کند تا دقیقاً ثابت بشود یعنی واقعیت آن طور که هست ثبت بشود و جلوگیری بشود از تحریف ها.
 
روز به روز وقتی جریانات مبارزات داغتر می شد و مزاحمتی که برای روحانیون و منبری ها و زندان و تبعید و اینها پیش می آمد به این مناسبت ها ایشان هم اشاراتی می فرمودند یا اشاره ای که مثلاً چه باید کرد، گاهی حرفهای خیلی ساده ایشان می توانست فتح بابی باشد برای یک نوع فعالیت و بعضی از دوستانی که در درس ایشان شرکت می کردند بخاطر همین تأکیدات ایشان رفتند سراغ فعالیت های اجتماعی و سیاسی، بخصوص در بخش کارهای تبلیغاتی و فرهنگی، یعنی مبارزاتی که از آن زمان شروع شد به رهبری حضرت امام و سایر مراجع یک بعدش ضعیف بود و آن بعد تبلیغاتی و فرهنگی اش بود و اتفاقاً ایشان روی این بعد از مبارزات تکیه می کردند، ما را سوق می دادند به اینکه این جهتش را جبران کنید تقویت کنید و همین باعث شد که ما در این فعالیت ها در حدّ توان و بضاعت خودمان شرکت کنیم و بخصوص به بعد تبلیغاتی و فرهنگی اش اهمیت بدهیم.
 
اینکه من عرض کردم محرّک من در شروع این فعالیت ها همین جهت بود که ایشان تأکید می کردند برای تقویت بعد فرهنگی و تبلیغاتی مبارزه، ما هم روی حسن ظنّی که به فرمایشات ایشان داشتیم این را یک وظیفه مؤکدی برای خودمان می دانستیم و در حدّی که ازعهده ما برمی آمد دنبال می کردیم.
 
* حضرتعالی که در مجلس خبرگان تشریف داشتید نقل است که یک مرتبه حضرت امام مجلس خبرگان را به حضور در درس اخلاق آیه الله بهجت دعوت کردند. اگر خاطره ای در این خصوص دارید بفرمایید.
 
آنچه من نظرم هست این است که مرحوم آیه الله مشکینی (رض) که رئیس مجلس خبرگان بودند نقل می فرمودند که ما خدمت حضرت امام شاید هم گفتند بارها برای مسائل اخلاقی و اینها مطرح کردیم و گفتیم به کی مراجعه کنیم در این گونه مسائل و ایشان می فرمودند به آقای بهجت مراجعه کنید، عرض می کردیم ایشان نمی پذیرند اباء دارند از اینکه مثلاً به این عنوان شناخته بشوند و مطرح بشوند و اینها، امام می فرمودند که باز می فرمودند به ایشان مراجعه کنید اصرار کنید.
 
مرحوم امام کس دیگری را به این عنوان معرفی نکردند . بنده هم از مرحوم آقا مصطفی (ره)شنیدم که می گفتند که حضرت امام نظر خاصی به آقای بهجت دارند و گاهی برای بعضی حاجات و مشکلاتشان به ایشان ارجاع می دادند، حالا نمی دانم ذکر این مطلب چه اندازه بجاست ، جناب آقای مسعودی که تولیت آستانه حضرت معصومه(س) را داشتند ایشان بخاطر اینکه اهل خمین بودند و به منزل امام، زیاد رفت وآمد داشتند نقل می کردند که بارها اتفاق افتاد مشکلی برای امام پیش آمد یا بیماری سختی مثلاً بستگانشان داشتند، ایشان مرا می فرستادند پیش آقای بهجت که برو ببین آقای بهجت چه می گویند و مکرّر اتفاق افتاد که ایشان می فرمودند بروید قربانی کنید گاهی یکی گاهی دو تا گوسفند قربانی کنید و من بلافاصله به دستور آقای بهجت وبا پیشنهاد حضرت امام می آمدم پیش فلان قصابی و گوسفند می گرفتم.
 
مرحوم آقامصطفی راجع به مقامات معنوی ایشان نقل می کردند، بنده هم بلاواسطه از خود آقامصطفی شنیدم که می فرمودند امام معتقدند آقای بهجت خیلی مقامات عالیه معنوی دارند و حتی در ذهنم هست که این تعبیر را کردند که ایشان موت اختیاری دارد، این را مرحوم آقامصطفی از امام درباره آقای بهجت نقل می کرد.همچنین این داستان را افراد موثقی نقل کردند. حالا یادم نیست آقامصطفی نقل کردند یا کس دیگری که یک وقتی امام متوجه شده بودند که آقای بهجت از لحاظ مسائل مادّی در تنگنا هستند، آن موقع مرحوم امام با مرحوم آقای بروجردی رابطه خیلی نزدیکی داشتند . مرحوم آقای بروجردی تازه به قم تشریف آورده بودند و حضرت امام یکی از عناصر اصلی در تثبیت مرجعیت ایشان و اقامت ایشان در قم بودند.
 
ایشان از آقای بروجردی یک هدیه ای را برای آقای بهجت گرفته بودند. وقتی آورده بودند ،آقای بهجت قبول نکردند و ایشان هم خیلی نگران شده بودند که حالا من از آقای بروجردی به عنوان اجبار کمک گرفتم بروم پس بدهم زشت است سوء تفاهم می شود چه کارش بکنم.
 
بالاخره یک راهی به نظرشان رسیده بود که ایشان از مال خودشان به آقای بهجت تقدیم کنند و آن را خودشان بردارند آن را که از آقای بروجردی گرفته بودند، حالا من نمی دانم به چه صورتی این راه را انتخاب کرده بودند، بالاخره آقای بهجت هدیه از شخص امام را از مال شخصی شان قبول کرده بودند اما اینکه از وجوهات بود و از مرحوم آقای بروجردی گرفته بودند ایشان این را نپذیرفتند، این نقلی است از آن وقت.
 
اشاره ای فرمودید به اینکه کرامت واقعی مرحوم آیه الله بهجت در حقیقت همان منظومه فکری و نظام فکری بود که بر اساس آن، رسالت و تکلیف خودش را تعریف کرده بود، اگر بخواهیم این را برای نسل کنونی باز کنیم و یا تدوین کنیم باید روی چه مؤلفه هایی انگشت بگذاریم در زندگی این بزرگمرد، چون حضرتعالی آن بعد کتوم بودن ایشان را مطرح کردید و فرمودید که اصلاً به غیر از این چند سال اخیر ایشان روی این مسأله مطرح نشده بود، کدام یک از ویژگیهای ایشان را ما باید در بین نسل جوان تبلیغ کنیم و خود ما هم روی آن تأسی کنیم؟
 
بنده خیال می کنم چیزی که در زندگی ایشان کاملاً بیّن بود و هر کس اندکی با ایشان معاشرت پیدا می کرد یا از فرمایشات ایشان استفاده می کرد متوجه می شد این بود که ایشان تمام سخنانشان و رفتارشان روی یک محور متمرکز بود وآن اینکه تقرب به خدای متعال یا کمال حقیقی برای انسان جز در سایه اطاعت خدا و عمل به دستورات شریعت حاصل نمی شود.
 
تکیه کلام ایشان انجام واجبات و ترک محرمات بود. هرکه از ایشان می پرسید چه باید بکنیم چه دستور اخلاقی شما توصیه می کنید محورش همین بود انجام واجبات ترک محرمات، تکیه کلام ایشان در تمام مدتی که ما خدمت ایشان می رسیدیم و گاهی صحبت از مسائل اخلاقی و معنوی می شد، مسلّمات شریعت بود، این مطلب را بارها تکیه می کردند که اگر ما آنچه از شریعت می دانیم عمل کنیم خدا آنچه لازم باشد به ما خواهد فهماند، لزومی ندارد که بگردیم دنبال یک چیزهایی که خیلی مجهول هست و یک اسراری هست کسانی می دانند هیچ کس نمی داند، می فرمودند هرچه در شریعت بیشتر روی آن تأکید شده، آیات قرآن و روایات ،بیشتر به آن تأکید کرده دلیل آن است که آن راه ،راه تقرب به خداو مهمتر و مؤثرتر است.
 
ما برای اهمیت رفتارهایمان باید ببینیم خدا و پیغمبر به چه مطلبی بیشتر اهمیت دادند، این باورکردنی نیست که یک راهی برای تقرب به خدا باشد و آن را خدا اختصاص داده باشد به یک اشخاص خاصی بصورت یک سرّی نزد یک کسی باشد خدای متعال از همه بیشتر علاقه دارد که مردم به او نزدیک بشوند، اصل دستگاه نبوت و انبیاء و ائمه را برای این قرار داده که هرچه بیشتر مردم او را بشناسند و به او نزدیک بشوند به او راه پیدا کنند، آن وقت چطور ممکن است آنکه مهمترین راه است آن را مخفی کند از مردم، این معقول نیست.
 
حتماً آن چیزهایی که در شرع بیشتر به آن اهمیت داده شده آنها مقرّبیتش بیشتر است، آن چیزهایی که بیشتر نهی شده و تأکید شده معلوم می شود که آنها خیلی انسان را از خدا دور می کند تکیه کلام ایشان اینها بود، اما در بین مقوله های دینی و عبادی چیزهایی که ایشان خیلی به آنها اهمیت می دادند اصل نماز و توسل به اولیاء خدا مخصوصاً توسل به سید الشهداء و وجود مقدس ولی عصر ارواحنا فداه اینها را به صورت های مختلف تأکید می کردند.
 
اما اینکه یک رمز و راز خاصی باشد و به صورت سرّی باید به یک کسی بیان کرد ،ایشان نه تنها چنین کاری نمی کردند که نفی می کردند، به هر صورت استدلال می کردند که چنین چیزی نیست و این برای این است که ما دنبال این می گردیم که برای نزدیک شدن به خدا یک راه کوتاه میانبری پیدا کنیم که با خواسته هایمان بسازد، دلمان می خواهد دلخواه خودمان عمل کنیم یک ذکری هم بگوییم که این ما را به خدا نزدیک کند، این مال تنبلی ماست والا راه همان است که خودش فرموده.
 
گاهی می فرمودند اگر آدم به همان چیزهایی که می داند وبه مسلمات شرع عمل کند اگر لازم بشود در یک موقعیتی یک کاری انجام بدهد خدا از هر راهی باشد از راه یک انسانی ،یک عالمی، جاهلی یا بچه ای حتی اتفاقی قضیه ای راه را به او نشان می دهد.فرض کنید آدم در کوچه دارد می رود می بیند کاغذ افتاده مچاله شده برای اینکه اسم خدا در آن باشد برمی دارد وقنی می خواهد ببیند که این چیست ،می بیند آن چیزی راکه به درد او می خورد خدای متعال در همان کاغذ مچاله شده برای او مهیا فرموده، گاهی ممکن است آدم از یک کسی اتفاقاً یک حرفی بشنود او دارد برای خودش حرف می زند اما آن راهی باشد که خدا از همان راه به آدم نشان می دهد که چه کار باید بکند.
 
ایشان داستانی در همان وقت هایی که ما می رفتیم خدمت ایشان، نقل کردند که هم سبک تربیت ایشان را نشان می دهد و هم این نکته ای که اشاره کردم خدای متعال از چه راهی آدم را راهنمایی می کند روشن می شود. منزل ایشان در انتهای بن بستی بود که یک طرفش منزل ایشان بود و یک طرف منزل یک شخصی بود که همسایه نزدیکشان بود. دو سه تا بچه کوچک بودند از آن منزل می آمدند و می نشستند کنارمنزل و در واقع این زاویه مشترک بین منزل آقای بهجت و منزل همسایه بود.
 
بچه ها می نشستند آنجا روی سکو بازی می کردند، یک روز ما رفتیم درس ایشان با یک حالت بشّاشی فرمودند که من امروز یک چیزی از این بچه ها یاد گرفتم، تقریباً حاصلش را من به زبان خودم عرض می کنم عین عبارت های ایشان یادم نیست اما مضمونش این بود ما تعجب کردیم آقای بهجت از یک بچه ای که بازی می کردند سر کوچه چی یاد گرفته.فرمودند من اینجا نشسته بودم داشتم مطالعه می کردم یک فقیری آمد درب منزل و به این بچه ها گفت که برو از مامانت نانی چیزی برای من بگیر بیاور، آن بچه گفت که برو از مامانت بگیر، این فقیر گفت که من گرسنه هستم احتیاج دارم تو برو به مامانت بگو یک چیزی به من بدهد، دوباره خیلی صریح گفت برو از مامانت بگیر، دو سه مرتبه این تکرار شد تا این فقیر بالاخره دید نه این بچه ها از جایشان بلند نمی شوند رفت دنبال کارش.
 
آنکه من یاد گرفتم این است که اگر ما خدا را به اندازه مامان حساب می کردیم به اندازه اینکه این بچه می فهمد که هرچه می خواهد از مامانش باید بگیرد، اگر این را ما یاد می گرفتیم که هرچه می خواهیم برویم از خدا بخواهیم بار ما بسته می شد، مشکل ما این است که خدا را کاره ای نمی دانیم نمی رویم سراغ او، این را می فرمود من از یک بچه یاد گرفتم، خوب حالا برای تعلیم ما این را می فرمود چرا که مقام ایشان خیلی بالاتر از این حرف ها بود ولی منظورم این بود که خدا گاهی از راه یک بچه چیزی به آدم می آموزد اگر به آنچه ما می دانیم عمل کنیم خدا بلد است به ما بفهماند که چه کار باید بکنیم.
 
برداشت ما از فرمایشات شما این است که آیه الله بهجت در حقیقت بنیانگذار یک مکتب جدیدی نبود بلکه همان سیره و سلوک معصومین علیهم السلام را احیا کردند و در این عصری که عرفان های کاذب دارد رشد می کند دکّه ها و دکان ها دارد باز می شود باز هم وجود مقدس آقای بهجت به نوعی پیامی برای معضلات امروز بود.
 
مرحوم آقای بهجت برای خودشان کأنّه یک رسالتی قائل بودند که در مقابل خرافات و دکان داری هایی که در این زمینه وجود دارد و کسانی به نام عرفان و مسائل اخلاقی و قطبی و مرشدی و این حرفها دکان داری می کنند و مردم را سرگرم می کنند برای خودشان یک رسالتی قائل بودند که با اینها مبارزه بکنند منتها مبارزه مثبت، یعنی به جای اینکه بگویند فلان کس دارد خطا می کند یا فلان فرقه چنین و چنانند ایشان این جهت را بیان می کردند که راه صحیح، پیروی از اهل بیت و عمل به دستورات شریعت است راه دیگری نیست.
 
به طور کلی سایر فرقه ها و راه ها و بدعت ها و همه اینها را نفی می کردند به صورت مبارزه مثبت یعنی با تثبیت اینکه راه فقط پیروی از اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین هست، سایر چیزها را نفی می کردند و شاید این روز را می دیدند، آن وقت ها البته فرقه تصوف و اینها بود ولی این عرفانهای کاذب به این وسعت نبود اینها تازه رواج پیدا کرده هرگوشه ای یک کسی یک مغازه ای باز کرده و شاید به خاطر همین ها بود که ایشان این مسأله را خیلی روی آن تأکید می کردند که تنها عمل به دستورات شرع، انجام واجبات و ترک محرمات است که انسان را می تواند به سعادت برساند و از ویژگی های ایشان این بود که همیشه در فعالیت ها جنبه مثبت را تقویت می کردند یعنی به جای اینکه یکی یکی با این مکاتب انحرافی و خرافی مبارزه بکنند و اسم ببرند آن مکتب غلط است و فلان است، در مقابلش آن جهت مثبت را ارائه می دادند که اینها صحیح است و ما باید این جوری رفتار بکنیم.
 
* حضرتعالی سالها در خدمت ایشان بودید هم در نماز برکاتی ایشان شرکت کردید ،هم دردرس و محفل انس ایشان شرکت می کردید آیا شخصیتی مانند آقای بهجت با آن هروله هر روزش از مسجد تا حرم بی بی و زیارت عاشورا خواندنش که یادآور توحید و تولی و تبری است برای نسل های آینده، آیا یک چنین شخصیتی قابل تکرار هست یا نه؟
 
اولاً باید اعتراف بکنم که حضور بنده آن سالها در درس ایشان هیچ دلیلی بر اینکه بنده لیاقت استفاده از ایشان را داشتم نیست و خیلی متأسفم و باید اعتراف بکنم که علی رغم اینکه بیش از پانزده سال من مرتب در درس ایشان شرکت می کردم در امور معنوی و اینها لیاقت استفاده از بهره های معنوی ایشان را نداشتم، در حد همین چیزهایی که شنیدم و نمونه هایش را برایتان نقل کردم در همین حدها بود والا من اگر لیاقت داشتم در ظرف این پانزده سال اقلاً یک تکانی خورده بودم یک قدمی برداشته بودم که متأسفانه روز به روز بر گناهانم افزوده شده و بارم سنگین شده.
 
اما نسبت به معرفت مقام ایشان حقیقت این است که دهان بنده کوچک تر از این است که راجع به چنین شخصیتهایی اظهار نظر بکنم که اینها در چه مقامی هستند و کسی مثل آنها هست یا نیست، آنچه من به طور کلی از آموزه های امثال مرحوم آیه الله بهجت و منابع فرمایشاتشان( آیات و روایات) استفاده کردم این است که در هیچ حالی ما حق نداریم ناامید بشویم از وجود بندگان خاص خدا و خدا ذخائری دارد در میان بندگانش که همه را معرفی نمی کند، اولیاء خدا مستور هستند، گاهی مسائلی اقتضاء می کند که بعضی هایشان شناخته بشوند به اندازه ای که مردم لیاقت استفاده دارند.
 
شاید اساتید مرحوم آقای بهجت و کسانی که اساتید ایشان را دیده بودند فکر می کردند بعضی از اساتید کسی مثل آنها پیدا نخواهد شد، ما هم باور نمی کردیم که آقای بهجت چنین مقاماتی را دارند یعنی به عنوان یک بچه ای که آشنا شده بودیم و ایشان را به عنوان یک آدم متدیّن و متعبّد می دیدیم ،اما معلوم شد ایشان مقاماتی دارند که به حسب حدس و گمان ما کمتر کسی به این مقامات نائل شده و خود اینکه آدم بتواند پنجاه سال این مقامات خودش را کتمان کند این چیزی شبیه معجزه است، جای این دارد که خیلی روی این تأمل بشود.
 
آنچه بعدها به طور یقین ثابت شد این است که ایشان از آغاز تکلیفش چیزهایی را داشته که ما بعد از هفتاد سال به آن نمی رسیم یعنی من بیش از شصت سال از تکلیفم می گذرد و همیشه هم دلم می خواسته که در این راه ها پیشرفتی بکنم اما به آنجایی که ایشان روز اول تکلیفش رسیده بوده نرسیدم، به فرض اینکه آخر عمرم برسم تازه شصت سال از ایشان عقبم و حالا این تازه چیزی است که به عقل من می رسد، اختلافات مراتب اولیای خدا چیزی نیست که به این سادگی ها قابل شناختن باشد، کی مقامش بالاتر است چقدر بالاتر هست اینها اثباتش خیلی آسان نیست.
 
ظهور کرامات و این چیزها خیلی دلیل نمی شود، عرض کردم تا چند سال اخیر چیزی از ایشان ظاهر نمی شد اما هیچ از مقامش کم نبود، خیلی مقامات عالی داشت ولی هیچ ظهوری نداشت و نمی گذاشت کسی متوجه بشود، شاید کسان دیگری هم باشند که خدا یک چنین تفضلاتی به آنها فرموده ما نمی شناسیم.
 
این که قضاوت بکنیم هیچ کس مثل ایشان نخواهد شد یا حتی الان هم وجود ندارد یک چنین ادعایی از دهان بنده خیلی بزرگ تر است ، ولی می شود گفت در بین کسانی که می شناسیم لااقل در این زمان کسی به پای ایشان نمی شناسیم و خیلی بعید می دانیم به این زودی ها کسی مثل ایشان پیدا بشود.
 
اما به ضرس قاطع آدم بگوید نخواهد شد و یا نیست ،این یک ادعایی است که از امثال بنده برنمی آید، این کسان دیگری می خواهد که خودشان از این نمد کلاهی داشته باشند، مایی که پیاده ایم و از این دریا پایمان هم تر نشده حق نداریم در این مسائل اظهار نظر کنیم.
 
در رابطه با حفظ مسأله شریعت شما اشاره ای داشتید یک جا هم ما مطالعه ای داشتیم که ایشان حتی در ارتباط با خانواده طلاب هم وقتی چیزی را می فرستادند ،آن شریعت را کاملاً مراعات می کردند کما اینکه در رابطه با شما در یک جایی که ایام مبارزه تشریف داشتید همسر خودشان را فرستادند. در این باره اگر توضیحی دارید بفرمائید.
 
بله حدس ما و شاید بیش از حدس، یقین که ایشان نه تنها واجبات و محرمات را و مستحبات و اینها را حتی المقدور رعایت می کردند آداب شرعی و اجتناب از مکروهات را هم از نظر دور نمی داشتند و شاید بشود گفت که موردی پیش نمی آمد که عملاً بشود مستحبی را بجا آورد جایش باشد و ایشان اقدام نکنند یا مکروهی را بشود از آن اجتناب کنند و ایشان اجتناب نکنند.
 
نمونه های زیادی در طول سالهای زیاد اتفاق افتاده که من دیدم و همه اش یادم نیست ولی یک موردی که خیلی برای من جالب توجه بود همین نکته ای است که اشاره فرمودید. ما یک وقتی در جریانات بعضی مسائل و فعالیتهای سیاسی با دوستان تصمیم گرفته بودیم که یک مدتی متواری بشویم،از جمله آیه الله مشکینی مدتی به اردبیل تشریف بردند ، بعضی دوستان دیگر جاهای مختلف رفتند، بعضی ها هم زندانی بودند که به هر حال آن ارتباطهای پنهانی این اجتماع یا این هیئت کشف شد و بالاخره با توصیه بعضی کسانی که در خود زندان بودند ما بنا گذاشتیم که چندی در قم نباشیم. چندماهی من به اطراف یزد و رفسنجان و آنجاها رفتم، آن وقت ها ما یک زندگی طلبگی ساده ای داشتیم و آنچنان هم نبود که اگر ما نباشیم ، کسی رسیدگی به وضع خانواده مان بکند . بعد از چندی شاید پنج شش ماه گذشته بود از آن موقعیت، خانواده ما گفتند که یک روز همسر حضرت آیه الله بهجت منزل ما تشریف آوردند ویک کیسه برنج با مبلغی پول دادند به ما، و من تعجب کردم ایشان منزل ما را از کجا می دانستند و اینها وقتی می رفتند پشت سر ایشان نگاه کردم دیدم سر کوچه آقازاده شان ایستاده است.
 
حاصل جمع این اطلاعات این شد که مرحوم آقای بهجت مبلغی پول و یک کیسه کوچک برنج که می شد حمل بکنند این را توسط آقازاده شان فرستاده بودند درب منزل ما ولی برای اینکه مرد با خانواده ما تماس پیدا نکند همسرشان را هم فرستاده بودند که وقتی می خواهند تحویل بدهند خانمشان تحویل داده باشند. و این برای من سؤال شده بود که چرا آقازاده شان این هدایا را نیاورده بود خانواده ما نتوانسته بودند این را تحلیل بکنند که این سرّش چه بود، همان یک بار هم همسر ایشان تشریف آورده بودند درب منزل ما، بعدها من متوجه شدم که یکی از مکروهات این است که وقتی مرد خانواده ای درمسافرت است ،کراهت دارد که مرد دیگری در آن منزل برود و با همسر او صحبت کند، یکی از مکروهات این است که اگر کاری هم دارد حتی المقدور مرد با آن خانمی که شوهرش نیست صحبت نکند و ایشان برای اینکه این کارمکروه انجام نگیرد ،آقازاده و همسر شان را فرستاده بودند مخصوصاً که همسرشان منزل ما را هم بلد نبودند آقازاده شان آن امانت را حمل کرده وسر کوچه داده بود به مادر خود و خودش رفته بود سر کوچه ایستاده بود و خانم آورده بودند آن مبلغ را به همسر ما مرحمت کرده بودند.
 
آن وقت من متوجه شدم که ایشان وقتی می خواهد یک کمکی برای کسی بکند تمام آداب شرعی و مستحبات و مکروهاتش را هم رعایت می کند که مبادا یک مکروهی در این جریان انجام بگیرد، حالا اگر مکروهی هم بود برای ایشان مکروه نبود. اما راضی نبودند حتی فرزند ایشان هم مبتلا به انجام مکروهی در این جریان شوند. اولیای خدا چقدر ظرافت در رفتارها را رعایت می کنند و این نکته های ظریف و آدابی که در شرع مقدس وارد شده و رعایتش باعث تقرّب های جهشی می شود چه ارزشی به کارها می بخشد. بله این مکتب آقای بهجت است یعنی مکتب اهل بیت (سلام الله علیهم اجمعین) با رعایت تمام احکام واجب و مستحب و ترک محرمات و مکروهات.
 
* در پایان اگر نکته خاصی دارید بفرمایید.
 
بنده چیز خاصی به نظرم نمی رسد عرض بکنم آنهایی هم که گفتم اتلاف وقتی بود برای شما یا کسان دیگری که بشنوند ولی اگر بنا باشد توصیه بکنم به همان چیزی توصیه می کنم که آقای بهجت به ما یاد دادند و آن توسل به اولیای خدا و در اینجا مخصوصاً برای ما قمی ها و ساکنین قم توسل به بارگاه حضرت معصومه(س) که ولی نعمت همه ما هستند و برکاتشان شامل حال همه شیعیان می شود و در درجه اول ما مسئولیت بیشتری برای شکرگزاری این نعمت و استفاده از این برکات و خدا محبت ما را نسبت به این خانواده و نسبت به شخص حضرت معصومه(س) بیشتر کند و ما را مشمول عنایاتشان قرار بدهد.






استخدام روحانیون در عقیدتی و سیاسی ناجا

نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390   ساعت 11 و 11 دقیقه و 18 ثانیه

دفتر نمایندگی سازمان عقیدتی و سیاسی نیروی انتظامی مستقر در قم از میان روحانیون سطح 2 و 3 جهت استخدام و اعزام به تبلیغ دعوت به عمل آورده است.

اعتقاد و التزام عملی به نظام مقدس جمهوری اسلامی و ولایت مطلقه فقیه، داشتن تابعیت جمهوری اسلامی ایران، عدم عضویت و هواداری از احزاب و گروه­های سازمان­های سیاسی، عدم سوء پیشینه، سلامت کامل جسمی، تلبس به لباس مقدس روحانیت و دارا بودن حداکثر 35 سال سن، را از شرایط پذیرش اعلام کرده است.
 
شایان ذکر است، استخدام رسمی بعد از گذشت سه سال با داشتن شرایط، پرداخت حقوق و مزایا برابر با نظام هماهنگ پرداخت، برخورداری از بیمه خدمات درمانی نیروهای مسلح، بهره­مندشدن از مسکن سازمانی در حین خدمت، دریافت حقوق در میان­دوره و بهره­مندشدن از مزایای بیمه بازنشستگی از مزایای این طرح می­باشد.
 
داوطلبان استخدام با در دست داشتن مدارک مورد نیاز شامل: اصل و تصویر آخرین مدرک حوزوی، آخرین مدرک تحصیلی، تصویر تمام صفحات شناسنامه، تصویر کارت پایان­خدمت یا معافیت تحصیلی و 18 قطعه عکس به نشانی قم خیابان ساحلی 5 پشت دادگستری، دفتر نمایندگی سازمان عقیدتی سیاسی نیروی انتظامی مستقر در قم مراجعه و یا با تلفن های 7722859 - 0251 تماس بگیرند.






کدام مرجع تقلید کامپیوتر را به حوزه آورد؟!

نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390   ساعت 11 و 05 دقیقه و 14 ثانیه

بنیانگذار اولین مرکز کامپیوتری در حوزه علمیه بودند و معجم فقهی ایشان هم اکنون مشتمل بر 7 هزار کتاب فقهی است


حجت الاسلام والمسلمین سید جواد گلپایگانی، فرزند مرجع فقید آیت الله العظمی گلپایگانی همزمان با فرا رسیدن هجدهمین سالگرد ارتحال این عالم ربانی طی سخنانی با اشاره به ابعاد شخصیتی این مرجع عالیقدر جهان تشیع اظهار داشت: ایشان دارای ویژگی های خاصی بوده و با این که در دوران طفولیت علی رغم این که معظم له در سن 4 سالگی مادر و در سن 9 سالگی پدر خود را از دست داده بودند از استعداد و هوش بسیار بالایی برخوردار بوده اند.
 
وی افزود: مرحوم والد از گذراندن تحصیلات ابتدایی در گلپایگان برای ادامه تحصیل به اراک آمد و در حوزه علمیه این شهر از وجود اساتید بزرگی چون آیت الله العظمی شیخ عبد الکریم حائری بهره برد.
 
* هفتادوپنج سال تدریس در حوزه
 
فرزند ارشد آیت الله العظمی گلپایگانی ادامه داد: این مرجع عالیقدر پس از مدتی اقامت در اراک به قم مهاجرت و در آن جا نیز از حضور اساتید بزرگی بهره بردند و پس از مدت اندکی به تدریس و تربیت طلاب پرداختند، به طوری که ایشان 75 سال سابقه تدریس داشتند و بیش از 60 سال آن مربوط به تدریس خارج فقه بود.
 
وی با بیان این مطلب که مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی30 سال بر کرسی مرجعیت و فقاهت تکیه زدند، گفت: معظم له مکتب فقهی خاصی برای خود داشت و در تدریس بیشتر از اصل روایات، بهره می برد و از همین روایات احکام را استخراج می نمود به طوری که انس ایشان با روایات زبان زد بود.
 
* اولین مرجعی که دروس کلاسیک را در حوزه ایجاد کرد
 
حجت الاسلام والمسلمین گلپایگانی با اشاره به این که این مرجع عالیقدر جهان تشیع خدمات زیادی را به حوزه ارائه نمودند، افزود: اهتمام ویژه ای  به حفظ حوزه ها و رفع مشکلات مادی طلاب داشتند و در دوران خفقان ستم شاهی که ظلم و ستم موج می زد با تدبیر خاصی حوزه را رونق بخشیدند.
 
وی گفت: این مرجع تقلید برنامه خاصی برای نظام آموزشی حوزه داشت و اولین مرجعی که دروس ابتدایی حوزه را به صورت کلاسیک در اورد ایشان بودند، همچنین مدارس علمیه ای را ایجاد کردند که بسیار منشاء اثر بوده و بسیاری از افراد امروز، طلبه های همان مدارس ابتدایی همچون علوی و المهدی هستند.
 
فرزند ارشد آیت الله العظمی گلپایگانی با اشاره به تأسیس مدرسه حضرت آیت الله گلپایگانی در قم آن را یکی دیگر از خدمات این مرجع عالیقدر دانست و گفت: این مدرسه امروز یکی از بزرگترین مراکز درسی حوزه می باشد که روزانه بیش از 320 کلاس درس در آن برگزار می شود.
 
وی ادامه داد: در این مدرسه کتابخانه بزرگی تعبیه شده که هم اکنون 14000 جلد کتاب خطی و 90 هزار جلد کتاب دیگر در آن موجود می باشد.
 
 *أسیس اولین مدرسه قرآن
 
حجت الاسلام والمسلمین گلپایگانی، این مرجع عالیقدر را موسس اولین مدرسه قرآن در ایران دانست و گفت: پدرم اهتمام ویژه ای به قرآن و قرائت آن داشت به طوری که در دوران ستم شاهی این مدرسه بزرگ را تاسیس و در آن به ترویج قرآن و تعلیم طلاب به شیوه های نوین پرداخت، ایشان همچنین احترام خاصی به حافظان قرآن قائل بوده و شهریه خاصی به آنان پرداخت می کرد و در زمانی که علمای اهل سنت، شیعه را متهم به قرائت قرآنی متفاوت می نمود، ایشان قرآنی که مربوط به چاپ بغداد بود را در سطح وسیع چاپ و در بلاد عربی توزیع نمود.
 
* فعالیت های بین المللی
 
فرزند ارشد این مرجع فقید با اشاره به فعالیت های برون مرزی آیت الله العظمی گلپایگانی(ره) یادآور شد: ایشان اولین مرکز شیعی را در لندن راه اندازی نموده که فعالیت های خوبی در عرصه دین انجام داده و هم اکنون نیز فعال می باشد به طوری که امروز نماز جمعه شیعیان لندن در این مرکز اقامه می گردد.
 
حجت الاسلام والمسلمین گلپایگانی تصریح کرد: معظم له همچنین در بسیاری از کشورهای خارجی همچون هندوستان، پاکستان، سوریه، لبنان و ... مدارس و مراکزی را جهت ترویج مکتب اسلام راه اندازی نمودند.
 
وی تاسیس بیمارستان آیت الله العظمی گلپایگانی را از دیگر اقدامات و ابتکارات این مرجع عالیقدر دانست که هم اکنون به صورت خیریه برای طلاب و دیگر اقشار مردم خدمات رسانی می کند.
 
* تأکید بر اصل ولایت فقیه
 
حجت الاسلام والمسلمین گلپایگانی فرزند ارشد آیت الله العظمی گلپایگانی در پایان با اشاره به مجاهدت های این عالم ربانی علیه رژیم ستم شاهی تصریح کرد: ایشان اهتمام ویژه ای به ولایت فقیه داشته و قبل از پیروزی انقلاب اسلامی جزوه ای را در این زمینه چاپ نمودند، ایشان یار و یاور امام خمینی (ره) بوده، تعامل خوبی با رهبر کبیر انقلاب داشتند به طوری که امام خمینی(ره) به خاطر این تعامل وصیت می نمایند که نماز ایشان را حضرت آیت الله گلپایگانی به جای آورند.






دروس خارج حوزه اینترنتی می شود

نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390   ساعت 11 و 04 دقیقه و 48 ثانیه

حجت الاسلام و المسلمین نوذری از ساماندهی دروس خارج در حوزه های علمیه استان ها و ارائه آن از طریق فضای مجازی در آینده خبر داد

مدیر کل برنامه ریزی و نظارت معاونت آموزش حوزه های علمیه در جمع مدیران و اساتید حوزه علمیه کازرون گفت: با توجه به وضعیت مدیران و معاونین مدارس استان ها که علاقمند به ادامه تحصیل در دروس خارج هستند، ارائه دروس خارج به صورت اینترنتی در دستور کار است که پس از تصویب شورای عالی، این امکان برای مدیران و معاونین مدارس استان ها ایجاد می شود از طریق فضای مجازی در مقطع تحصیلی خارج فقه و اصول ادامه تحصیل دهند.
 
حجت الاسلام و المسلمین نوذری اظهار داشت: در آیین نامه ساماندهی دروس خارج شهرستان ها، وضعیت علمی مدرسین و همچنین شرکت کنندگان در دروس خارج مورد ارزیابی علمی قرار می گیرند.
 
وی ادامه داد: اینکه طلبه ای هنوز دروس سطحش تکمیل نشده، پای درس خارج می نشیند به لحاظ آموزشی صحیح نیست و اینها در این آیین نامه عنوان شده است.
 
معاون امور حوزه های علمیه نیز در این نشست، به تشریح چگونگی تعیین شورای استانی حوزه فارس پرداخت و گفت: برای تشکیل شورای استانی با علما، فضلا و بزرگان حوزه در حوزه علمیه قم و فارس گفتگو کرده و نظرات آنان را با برگزاری اجلاسیه و یا حضور در منزل آنان، اخذ کردیم و بر اساس همان نظرات و پیشنهادات اعضای شورای استانی را انتخاب نمودیم.
 
وی با بیان اینکه نماینده ولی فقیه در استان به عنوان مدیر شورا و سه مسئول مدرسه و دو استاد و عالم برجسته استان به عنوان اعضا، شورای استانی را تشکیل می دهند، اظهار داشت:  در استان فارس، سه مسئول مدرسه از شهرهای آباده، جهرم و نی ریز که دارای شرایط خاصی هستند، انتخاب شده اند.
 
معاون امور شهرستان های حوزه از آیات دستغیب و موحد به عنوان دو عضو شورای استانی حوزه علمیه فارس نام برد و گفت: شورای استانی حوزه علمیه فارس با مسئولیت آیت الله ایمانی نماینده ولی فقیه در استان بسیاری از امور نظارتی و تصمیم گیری و بررسی حوزه های علمیه را انجام خواهند داد






حمله مزدوران آل خلیفه و آل سعود به عزاداران حضرت ام البنین(س)

نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390   ساعت 11 و 00 دقیقه و 10 ثانیه

نیروهای آل خلیفه و آل سعود در ادامه حمله به انقلابیون بحرینی شب گذشته به دسته های عزاداری شیعیان این کشور در سالگرد وفات حضرت ام البنین(س) حمله کردند.
 
بنابر گزارش پایگاه خبری التوافق، این حملات در همه شهرها و روستاهای بحرین در نهایت قساوت رخ داده است و نیروهای آل خلیفه و آل سعود اقدام به شلیک گاز اشک آور و پرتاب بمب های صوتی به سمت عزادارن کردند.
 
در همین حال منابع بحرینی نیز از شلیک مستقیم به عزاداران در منطقه «الشوزن» خبر داده و اعلام کردند در اثر این اقدام دست کم چهار نفر زخمی شدند.
 
همچنین از درگیری های شدید به عزاداران وفات حضرت ام البنین(س) در مناطق «مهزه»، «ستره»، «سلماباد»، «توبلی»، «کرانه» و «منامه» گزارش شده و اعلام شده این شهرها و مناطق به محاصره کامل درآمده اند و در «جدحفص» نیز پنج نفر دستگیر و روانه شکنجه گاه های آل خلیفه شدند.
 
بنابر این گزارش تعدادی از علما و خطبای این عزاداری ها از جمله «شیخ عبدالحکیم العرادی» نیز دستگیر و روانه زندان شده اند.






استقلال حوزه خواسته جدی مراجع تقلید است

نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390   ساعت 10 و 37 دقیقه و 29 ثانیه

  • حجت الاسلام و المسلمین عبداللهی، با تاکید بر لزوم حفظ استقلال حوزه های علمیه آن را خواسته جدی مراجع معظم تقلید توصیف کرد.
  • استقلال حوزه خواسته جدی مراجع تقلید است چاپ
    • حجت الاسلام و المسلمین عبداللهی، با تاکید بر لزوم حفظ استقلال حوزه های علمیه آن را خواسته جدی مراجع معظم تقلید توصیف کرد.
    • 1390/02/25

    • به گزارش سرویس استان های مرکز خبر حوزه، عضو شورای عالی حوزه های علمیه طی سخنانی در نشست مشترک اعضای این شورا با اعضای شورای استانی حوزه علمیه فارس تصریح کرد: مراجع معظم تقلید بر استقلال حوزه تاکید بسیاری داشته و دارند به ویژه در رابطه با حوزه های علمیه شهرستان ها و استان ها این مطالبه به طور جدی وجود دارد.
    • وی همچنین با بیان این که یکی از اهداف مهم تشکیل شورای عالی حوزه های علمیه تاکید بر استقلال حوزه بوده است، افزود: هدف این بود که این شورا بتواند با کمک علمای شهرستان ها و مدیریت‌های استانی مشکلات حوزه را با عنایت به مساله استقلال مرتفع سازد.
    • عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در ادامه بیان داشت: انصافا نسبت به گذشته در حوزه گام های بسیار خوبی برداشته شده و تحولات زیادی صورت گرفته است، اما با توجه به رسالت عظیم حوزه های علمیه هنوز جای کار فراوانی در این خصوص احساس می شود.
    • وی همچنین با تاکید بر لزوم کار جمعی و تعامل مناسب در اداره بهتر حوزه های علمیه خاطر نشان کرد: در حال حاضر بخشی از مشکلات و کاستی های موجود ناظر به مدیریت ها و اختلاف سلایق است که البته این مشکلات با تعامل و تدبیر عزیزان در استان ها و شهرستان ها قابل حل است.
    استقلال حوزه خواسته جدی مراجع تقلید است چاپ
    • حجت الاسلام و المسلمین عبداللهی، با تاکید بر لزوم حفظ استقلال حوزه های علمیه آن را خواسته جدی مراجع معظم تقلید توصیف کرد.
    • 1390/02/25

    • به گزارش سرویس استان های مرکز خبر حوزه، عضو شورای عالی حوزه های علمیه طی سخنانی در نشست مشترک اعضای این شورا با اعضای شورای استانی حوزه علمیه فارس تصریح کرد: مراجع معظم تقلید بر استقلال حوزه تاکید بسیاری داشته و دارند به ویژه در رابطه با حوزه های علمیه شهرستان ها و استان ها این مطالبه به طور جدی وجود دارد.
    • وی همچنین با بیان این که یکی از اهداف مهم تشکیل شورای عالی حوزه های علمیه تاکید بر استقلال حوزه بوده است، افزود: هدف این بود که این شورا بتواند با کمک علمای شهرستان ها و مدیریت‌های استانی مشکلات حوزه را با عنایت به مساله استقلال مرتفع سازد.
    • عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در ادامه بیان داشت: انصافا نسبت به گذشته در حوزه گام های بسیار خوبی برداشته شده و تحولات زیادی صورت گرفته است، اما با توجه به رسالت عظیم حوزه های علمیه هنوز جای کار فراوانی در این خصوص احساس می شود.
    • وی همچنین با تاکید بر لزوم کار جمعی و تعامل مناسب در اداره بهتر حوزه های علمیه خاطر نشان کرد: در حال حاضر بخشی از مشکلات و کاستی های موجود ناظر به مدیریت ها و اختلاف سلایق است که البته این مشکلات با تعامل و تدبیر عزیزان در استان ها و شهرستان ها قابل حل است.
    • به گزارش سرویس استان های مرکز خبر حوزه، عضو شورای عالی حوزه های علمیه طی سخنانی در نشست مشترک اعضای این شورا با اعضای شورای استانی حوزه علمیه فارس تصریح کرد: مراجع معظم تقلید بر استقلال حوزه تاکید بسیاری داشته و دارند به ویژه در رابطه با حوزه های علمیه شهرستان ها و استان ها این مطالبه به طور جدی وجود دارد.
    • وی همچنین با بیان این که یکی از اهداف مهم تشکیل شورای عالی حوزه های علمیه تاکید بر استقلال حوزه بوده است، افزود: هدف این بود که این شورا بتواند با کمک علمای شهرستان ها و مدیریت‌های استانی مشکلات حوزه را با عنایت به مساله استقلال مرتفع سازد.
    • عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در ادامه بیان داشت: انصافا نسبت به گذشته در حوزه گام های بسیار خوبی برداشته شده و تحولات زیادی صورت گرفته است، اما با توجه به رسالت عظیم حوزه های علمیه هنوز جای کار فراوانی در این خصوص احساس می شود.
    • وی همچنین با تاکید بر لزوم کار جمعی و تعامل مناسب در اداره بهتر حوزه های علمیه خاطر نشان کرد: در حال حاضر بخشی از مشکلات و کاستی های موجود ناظر به مدیریت ها و اختلاف سلایق است که البته این مشکلات با تعامل و تدبیر عزیزان در استان ها و شهرستان ها قابل حل است.
    • حجت الاسلام و المسلیمن عبداللهی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به ضرورت تربیت استاد در طرح های دراز مدت حوزه ابراز داشت: هم اکنون به طوری جدی نیازمند اساتید در برخی مناطق هستیم و باید در این خصوص فکری کرد.





    رهبر انقلاب با اشاره به پیشرفت های اخیر در بخش نشر نسبت به گذشته فرمودند : تارسیدن به نقطه مطلوب فاصله داریم

    نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390   ساعت 10 و 26 دقیقه و 13 ثانیه

     هیچ چیز جای كتاب را نمی‌گیرد 

     

     رهبر انقلاب با اشاره به پیشرفت های اخیر در بخش نشر نسبت به گذشته فرمودند : تارسیدن به نقطه مطلوب فاصله داریم

    «هیچ چیز جای كتاب را نمی‌گیرد.» شاید اعتقاد رهبر به همین موضوع است كه باعث می‌شود تقریبا هر سال میهمان ثابت نمایشگاه كتاب باشد. نمایشگاهی كه بیست و چهار سال پیش با پیگیری‌های خودشان آغاز به كار كرده و حالا بازدید از آن تبدیل شده به یكی از برنامه‌های ثابت رهبری، تا هم در جریان تازه‌های نشر قرار بگیرد و هم مهم‌تر از آن، اهمیت كتاب و كتاب‌خوانی را برای خیلی‌ها یادآوری كند.

    انجام این برنامه آنقدر قطعی است كه با شروع ایام نمایشگاه، همه منتظر تعیین زمان آن هستند تا برنامه‌شان را بر اساس آن تنظیم كنند. خیلی از غرفه‌دارها سعی می‌كنند طوری  برنامه بچینند كه بالاترین مسوول انتشارات در آن روز در نمایشگاه باشد. خیلی از بازدیدكنندگان سعی می‌كنند هرطور شده از روز بازدید رهبر مطلع شوند تا بتوانند رهبر را هم در نمایشگاه ببینند. البته خیلی‌ها هم هستند كه مطمئنند این كار نشدنی است و برنامه‌شان را جوری تنظیم می‌كنند كه حتما در آن روز به نمایشگاه نیایند تا درگیر مشكلات شلوغی و حفاظت و... نشوند.

    امسال اما همه این برنامه‌ها به هم ریخت. بازدید رهبر تفاوتی اساسی با آنچه هرسال اتفاق می‌افتاد، داشت. سالنی در كنار نمایشگاه برپا شد تا هم فرصتی باشد برای ارائه گزارشی از وضعیت نشر و هم فرصتی برای ناشران مطرح و كتاب‌های مهم برای دیده‌شدن.

    بازدید رهبر از ساعت 10، همزمان با آغاز به كار نمایشگاه شروع شد. به‌جز تعدادی بازدیدكننده حرفه‌ای كه متوجه حضور رهبر شده بودند، همه‌چیز نمایشگاه مثل روزهای عادی پیش می‌رفت. دیگر مثل سال‌های گذشته نه سالنی بسته بود و نه بازدیدكننده‌ای مشغول مباحث امنیتی. احتمالا این موضوع بیشتر به نفع شهرستانی‌هایی شده بود كه فرصت زیادی هم برای بازدید نداشتند.
     
    اما در گوشه‌ای دیگر از مصلی، وزیر فرهنگ داشت گزارش فعالیت‌های وزارتخانه‌اش را در حوزه كتاب ارائه می‌كرد. از افزایش عناوین منتشر شده می‌گفت و رشد كتاب‌های تالیفی و كاهش كتاب‌های ترجمه‌ای. به خاطر كاهش مجموع تیراژ كل كتاب‌ها مورد سوال قرار می‌گرفت و شاید زیرلب خدا را شكر می‌كرد كه رهبر از كاهش متوسط تیراژ هر كتاب سوال نكرده.

    آمارها كه تمام شد، نوبت به تازه‌های نشر رسید و كتاب‌هایی كه در سال گذشته مورد تقدیر قرار گرفته بودند. از بدشانسی وزیر بود یا از بدسلیقگی برگزاركنندگان؛ اولین غرفه مربوط به كتاب‌های كودك بود. رهبر نگاهی به چند كتاب انداخت و در آخر گفت: «چیزهای خیلی مفیدی نبود.»

    اما جلوتر، وضع عوض شد. كتاب‌های حوزه جنگ نرم، علوم انسانی، دین و دفاع مقدس چهره‌ی رهبر را بشاش‌تر كرد. هرچند انتظار ایشان بیشتر از این حرف‌ها بود، این را می‌شد وقتی فهمید كه اشاره‌ای به جوایز جشنواره‌های كتاب كردند: «جایزه‌ای كه شما می‌دهید، كمتر از بقیه دنیا نیست. 110سكه و 200سكه و... پس چرا این طور؟»

    بالاخره، سالن اول یا همان «سالن گزارش» تمام شد و نوبت  به سالن ناشران رسید. ناشرانی كه در سال89 بیشترین كتاب‌های چاپ اول را منتشر كرده بودند. هرچند نام خیلی از این انتشاراتی‌ها آشنا بود، اما خیلی‌هایشان در نمایشگاه‌های قبل فرصت دیدار رهبر را پیدا نكرده بودند و لابد حق هم داشتند كه به‌عنوان فعال‌ترین مجموعه‌های نشر، از این موضوع دلخور باشند.

    با ورود به این سالن، فضای بازدید هم عوض شد. دیگر خبری از گزارش‌های رسمی نبود. هر ناشری سعی می‌كرد آخرین تولیداتش را به بهترین شكل معرفی كند و به نحوی رهبر را بیشتر در غرفه‌اش نگه دارد. یك نفر از خاطراتش با رهبر صحبت می‌كرد و دیگری درددلی در حوزه نشر داشت. خیلی‌ها كتاب‌های جدیدشان را به رهبر هدیه دادند و خیلی‌ها هم چفیه‌ای از رهبر هدیه گرفتند.

    بعد از دو ساعت و نیم، بازدید از نمایشگاه تمام شد و رهبر به سالنی در گوشه نمایشگاه رفت و ناشران هم پشت سر ایشان وارد شدند تا فارغ از گزارش و درددل، چند دقیقه‌ای هم حرف رهبر را بشنوند درباره كتاب: «وقتی امروز را با 10-15 سال پیش مقایسه می‌كنم، كیفیت خیلی بالا رفته، علاوه بر كمیت. در گذشته خیلی عقب بودیم، زمان انقلاب وضعیت بهتر شد. در سال‌های اخیر هم كه این پیشرفت كاملا محسوس شده. هم موضوعات متنوع‌تر شده و دایره دید نویسندگان متنوع‌تر شده، هم محتواها قوی‌تر شده. كیفیت چاپ و صفحه‌آرایی و جلد و... هم پیشرفت كرده و چشم‌نواز شده.» و بعد هم بشنوند از فلسفه توجه جدی رهبر به كتاب: «كتاب جایگزین ندارد. با این كه لوازم رسانه‌ای متعددی اضافه شده، هیچكدام جای كتاب را نمی‌گیرد.»

    اذان ظهر بود و قطعا پایان بازدید رهبر. بازدیدی كه با توصیه‌ای به ناشران پایان یافت: «هرچه ممكن است به مقوله كتاب اهمیت بدهید. هم وزارت ارشاد و جاهای دولتی، هم شما ناشران. پیشرفت كشور بدون پیشرفت كتاب امكانپذیر نیست. ما هنوز خیلی عقبیم.»






    علت علاقه مصری ها به اهل بیت‌(ع) از نگاه استاد الازهر

    نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390   ساعت 10 و 00 دقیقه و 24 ثانیه

     استاد دانشگاه الازهر گفت: تاریخ مصر نشان می‌دهد كه مصری‌ها شیعه بوده‌اند و همین پیشنیه مذهبی باعث شده است كه شهروندان مصری عشق و علاقه خاصی به اهل بیت(ع) داشته باشند

     

    به گزارش مرکز خبر حوزه، " احمد السایح" استاد فلسفه و كلام دانشگاه الازهر اظهار داشت: وهابی ها تهدیدی جدی برای امت اسلامی محسوب می‌شوند، و آنها بدنبال از بین بردن ثبات كشورهای اسلامی هستند، و با تخریب مقبره‌های اهل بیت(ع) سعی دارد همچون اجدادشان عمل كنند.

    * عربستان ، حامی اصلی جنبش های تندرو و تکفیری

    وی در گفت‌وگو با شبکه العالم با بیان اینکه عربستان سعودی حامی اصلی جنبش‌های تندرو و تكفیری است، از شهروندان مصری خواست، در صفی واحد و یكپارچه در برابر وهابی ها ایستادگی كنند.

    استاد دانشگاه الازهر با هشدار درباره گسترش فعالیت وهابی ها در کشورهای اسلامی، وهابیت را تهدیدی جدی برای امت اسلامی دانست.

    * الازهر درحال مبارزه با جریان خطرناك وهابیت است

    احمد السایح بیان كرد: الازهر درحال مبارزه با جریان خطرناك وهابیت است، و زمینه را برای مبارزه با حركات مشكوك وهابیون فراهم می‌كند.

    این استاد دانشگاه الازهر تأكید كرد: اخیرا تظاهراتی در مصر با پرچم‌های عربستان سعودی برگزار شد كه دخالت سعودی‌ها در این كشور و حمایت آنان از جنبش‌های تكفیری و تندرو را نشان می‌دهد.






    آخرین پستها

    آیة‌اللّه العظمى صافى گلپایگانى کمبودهاى اقتصادى به حساب روحانیت گذاشته نشود یکشنبه 23 مرداد 1390
    معاون تبلیغ و آموزشهای کاربردی حوزه های علمیه: شنبه 22 مرداد 1390
    متن کامل نامه شورای عالی حوزه به مشاور رییس جمهور و مدیر عامل خبرگزاری ایرنا شنبه 22 مرداد 1390
    بیانیه معاون سابق آموزش حوزه های علمیه در خصوص حوادث اخیر شنبه 22 مرداد 1390
    قابل توجه طلاب سطوح عالی که درخواست ارتقاء پایه دارند شنبه 22 مرداد 1390
    نقشه مرکزمدیریت حوزه علمیه استان مرکزی چهارشنبه 15 تیر 1390
    رهبر معظم انقلاب: وضع فعلی عدالت مطلقا راضی کننده نیست؛ دوران آزمون و خطا در مقوله عدالت سپری شده است چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390
    مقام و منزلت حضرت آیت الله بهجت در گفتگو با آیت الله مصباح یزدی چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390
    استخدام روحانیون در عقیدتی و سیاسی ناجا چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390
    کدام مرجع تقلید کامپیوتر را به حوزه آورد؟! چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390
    دروس خارج حوزه اینترنتی می شود چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390
    حمله مزدوران آل خلیفه و آل سعود به عزاداران حضرت ام البنین(س) چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390
    استقلال حوزه خواسته جدی مراجع تقلید است چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390
    رهبر انقلاب با اشاره به پیشرفت های اخیر در بخش نشر نسبت به گذشته فرمودند : تارسیدن به نقطه مطلوب فاصله داریم چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390
    علت علاقه مصری ها به اهل بیت‌(ع) از نگاه استاد الازهر چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390
    شمّه‌ای از اخلاق، صفات و کرامات حضرت فاطمه یکشنبه 18 اردیبهشت 1390
    وصایای حضرت فاطمه سلام الله علیها یکشنبه 18 اردیبهشت 1390
    فضایل قرانی حضرت فاطمه(سلام الله علیها ) یکشنبه 18 اردیبهشت 1390
    پروفسور لگنهاوزن چگونه مسلمان شد؟ یکشنبه 18 اردیبهشت 1390
    رهبر معظم انقلاب، در دیدار معلمان:حركت بیداری قطعاً تا قلب اروپا پیش خواهد رفت یکشنبه 18 اردیبهشت 1390
    لیست آخرین پستها