حوزه علمیه استان مرکزی حوزه علمیه استان مرکزی tag:http://howzehelmiehostanemarkazi.mihanblog.com 2020-02-16T14:14:19+01:00 mihanblog.com آیة‌اللّه العظمى صافى گلپایگانى کمبودهاى اقتصادى به حساب روحانیت گذاشته نشود 2011-08-14T09:39:35+01:00 2011-08-14T09:39:35+01:00 tag:http://howzehelmiehostanemarkazi.mihanblog.com/post/146 حوزه علمیه استان مرکزی. متأسفانه تعدادى از منحرفان مى‌خواهند روحانیت اصیل را در بین مردم بدبین کنند؛ این افراد حتى کمبودهاى اقتصادى را به حساب روحانیت مى‌گذارند و با کارهاى غیر‌علمى و نسنجیده، مردم را به نظام و انقلاب بدبین مى‌کنند! به گزارش مرکز خبر حوزه، حضرت آیةاللّه صافى گلپایگانى در دیدار با جمعى از طلاب ممتاز و نخبه حوزه علمیه قم، با اشاره به جایگاه تحصیل علم در آیات و روایات گفتند: یکى از عبادات بزرگى که در دین مقدس اسلام، بر آن تأکید ف متأسفانه تعدادى از منحرفان مى‌خواهند روحانیت اصیل را در بین مردم بدبین کنند؛ این افراد حتى کمبودهاى اقتصادى را به حساب روحانیت مى‌گذارند و با کارهاى غیر‌علمى و نسنجیده، مردم را به نظام و انقلاب بدبین مى‌کنند!

به گزارش مرکز خبر حوزه، حضرت آیةاللّه صافى گلپایگانى در دیدار با جمعى از طلاب ممتاز و نخبه حوزه علمیه قم، با اشاره به جایگاه تحصیل علم در آیات و روایات گفتند: یکى از عبادات بزرگى که در دین مقدس اسلام، بر آن تأکید فراوانى شده است، کسب علم و دانش و حضور در جلسه درس مى‌باشد و شاید بتوان گفت، عبادت و جهادى بالاتر از آن نیست.
ایشان با اشاره به آیه‌: »هل یستوى الذین یعلمون والذین لایعلمون»، به مقام علم و عالِم در قرآن کریم پرداختند و افزودند: با علم است که مجهولات براى انسان کشف مى‌شود و با کسب علم مى‌توان جهان را تسخیر نمود.
معظم‌له ادامه دادند: علمى ارزش دارد که ما را به راه راست، کمال و سعادت دنیا و آخرت هدایت کند و آن، همان علوم اسلامى و معارف نورانى اهل‌بیت علیهم‌السلام است که راه بهتر زندگى‌کردن را به ما مى‌آموزند. در واقع، هرچه انسان‌ها براى انسانیت خود لازم دارند، در علوم محمد و آل محمد صلى‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم وجود دارد.
حضرت آیةاللّه صافى در بخش دیگرى از سخنان خود، حوزه‌هاى علمیه‌را میراث گران‌بهاى بزرگانى دانستند که براى رساندن پیام اسلام، از هیچ کوششى دریغ نکردند.
ایشان یادآور شدند: حوزه‌هاى علمیه ما که بیش از هزار‌سال سابقه دارند، باید با استقلال کامل، سنت‌هایى را که بزرگان براى ما به ارث گذاشته‌اند را حفظ کرده و با اخلاص و نیت پاک انجام وظیفه نمایند.
ایشان با اشاره به میراث گران‌بهاى شیعى افزودند: در زمان‌هاى گذشته، بعضى از محدثان بزرگ شیعه، براى دریافت چند حدیث، سفرهاى طولانى را متحمل مى‌شدند و با تحمل زحمات و مشقات فراوان، گنجینه‌ى حدیثى خود را بهتر و پربارتر مى‌نمودند، الآن آن گنج‌هاى طلایى و کتاب‌هاى حدیثى در دست ماست، که باید از آن به بهترین صورت استفاده نماییم.
این مرجع تقلید با بیان این‌که امروز وظایف مهمى بر دوش روحانیت است، تصریح کردند: وظیفه‌ اصلى ما پاسدارى از دین است؛ آن هم دینى که سعادت بشر را تضمین مى‌کند و شما پاسدار آن مى‌باشید.
معظم‌له ادامه دادند: دین براى مردم دنیایى مى‌خواهد که همه در آن با رفاه کامل، امنیت، عدالت و برابرى زندگى نمایند؛ زندگى‌اى که بدون خشونت، کینه و حسد باشد و در آن دروغ و تهمت نباشد و همه با خوشى و آسایش خاطر، به وظایف خود عمل کنند.
ایشان افزودند: ما مى‌گوییم دولت‌ها باید امنیت اخلاقى و جانى مردم را فراهم کنند و با اجراى قوانین اسلام، عدالت واقعى را در جامعه پیاده نمایند؛ ما مى‌گوییم بیت‌المال از آن همه مردم است، و نباید چوب حراج به بیت‌المال زد؛ یک ریال آن محترم است و باید پاسخگوى آن باشند.
این مرجع‌تقلید با اشاره به توطئه دشمنان بر ضد روحانیت تأکید کردند: متأسفانه تعدادى از منحرفان مى‌خواهند روحانیت اصیل را در بین مردم بدبین کنند؛ این افراد حتى کمبودهاى اقتصادى را به حساب روحانیت مى‌گذارند و با کارهاى غیر‌علمى و نسنجیده مردم را به نظام و انقلاب بدبین مى‌کنند.
معظم‌له افزودند: اگر گرانى و تورم در جامعه وجود دارد، به خاطر ندانم‌کارى بعضى از مسئولان است؛ مسئولان باید شرایط اقتصادى را به گونه‌اى رقم بزنند که قشر ضعیف جامعه بتواند آن‌را تحمل کند و بر ضعفا فشار وارد نشود؛ البته همه مسئولیم و نباید از اداى وظیفه، شانه خالى کنیم.
ایشان خطاب به روحانیون اظهار داشتند: البته روحانیون نیز نباید کارى کنند که مردم به اسلام و تشیع بدبین شوند؛ آنها هم باید با تهذیب نفس و اخلاق اسلامى و دورى از مظاهر دنیا و جناح‌بازى‌ها براى مردم الگو بوده و زینت دین باشند و دغدغه آنها فقط حفظ دین باشد.
این مرجع‌تقلید تصریح کردند: ما نیز به نصیحت و تذکر احتیاج داریم؛ نباید خودمان را از موعظه و پند و اندرز بى‌نیاز بدانیم. انشاء‌اللّه‌تعالى همه ما با پیمودن راه صحیح ائمه معصومین علیهم‌السلام بتوانیم رضایت مولا و آقایمان حضرت بقیة‌اللّه عجل‌اللّه‌تعالى‌فرجه‌الشریف را کسب کنیم.

خط انحراف را گوشزد کردیم
ما خط انحراف را گوشزد کردیم و گفتیم که لازم نیست صبر کنیم تا آن‌ها خود را بیشتر نشان دهند؛ همان روز‌هاى سخت که به احکام و دستورات مقدس شرع و قرآن توهین نمودند، باید جلوى آن‌ها گرفته مى‌شد.
به گزارش مرکز خبر حوزه، حضرت آیةاللّه صافى در دیدار مدیر، اساتید و جمعى از طلاب مدرسه الحجة عجل‌اللّه‌تعالى‌فرجه‌الشریف ضمن بیان این مطلب، به وظایف طلاب و حوزه‌هاى علمیه در عصر حاضر اشاره کردند و اظهار داشتند: عصرى که ما در آن زندگى مى‌کنیم، زمانى بسیار حساس و عصر امتحان و تخلیص مى‌باشد؛ همه باید امتحان دهند. هر کسى که خود را به نحوى منتسب به امام زمان ارواحنا فداه مى‌داند، باید از آزمون‌هاى بزرگ در این زمان و فتنه‌هاى آخرالزمان سرافراز بیرون بیاید.
ایشان با تأکید بر لزوم تطابق گفتار و کردار، ادامه دادند: باید صف راستگویان از دروغگویان جدا شود؛ این‌طور نیست که اگر کسى ادعا کرد من منتظر امام زمان عجل‌اللّه‌تعالى‌فرجه‌الشریف هستم، ولى کارها و رفتارش مخالف اسلام و دستورات شرع مقدس باشد، امام زمانى است؛ آنچه اهمیت دارد عمل است، نه گفتار. معظم‌له افزودند: بعضى از مردم همواره به سر و سینه‌ى خود مى‌زنند و فرج آن حضرت را از خداوند درخواست مى‌کنند، اما در عمل فرسنگ‌ها با حضرت فاصله دارند!
این مرجع‌تقلید یادآور شدند: باید نوکرى و خدمت‌گزارى آستان مقدس آن امام عزیز را براى خود افتخار بدانیم و آن را با هیچ چیز دیگرى عوض نکنیم؛ اگر ریاست داشته باشیم، قدرت و جاه و علم داشته باشیم، اما آقا ما را به چاکرى درگاهش قبول نفرماید، خسارت‌زده دنیا و آخرت هستیم.
ایشان، طلاب را به تلاش و کوشش بیشتر در فراگیرى علوم اهل‌بیت علیهم‌السلام فراخواندند و اظهار داشتند: طلاب باید بدانند ما آمده‌ایم که فقط به اسلام و امام زمان عجل‌اللّه‌تعالى‌فرجه‌الشریف و اهل‌بیت علیهم‌السلام خدمت کنیم و براى رسیدن به این هدف بزرگ باید اندوخته‌هاى علمى و دینى فراوانى کسب نماییم و یک لحظه فرصت‌را از دست ندهیم.
حضرت آیةاللّه صافى با اشاره به شبهه‌ها و سؤالات بسیار مردم در عصر حاضر، تصریح کردند: عالم دینى باید جامعیت داشته باشد؛ در فقه، اصول، تفسیر، تاریخ و شناخت دوست و دشمن و فرقه‌هاى ضاله، تبحّر و تخصّص داشته باشد.
ایشان وظایف و مسئولیت‌هاى عالمان دینى را بسیار خطیر خواندند و افزودند: عالم دینى نباید اعتزال گوشه‌گیرى و کنار‌گذاشتن مسئولیت‌ها را براى خود امتیاز بداند. امام زمان علیه‌السلام مرجع، عالم و طلبه‌اى را مى‌خواهند که با مردم باشد و در میان مردم و از آن‌ها جدا نباشد و به وظیفه اصلى خود، یعنى بیان احکام و امر به معروف و نهى از منکر بپردازد.
معظم‌له در توصیه‌هاى دیگرى به طلاب یادآور شدند: به علمى که به‌دست آورده‌اید، قانع نباشید و همیشه و حتى تا هنگام مرگ، در پى کسب علم و فضایل باشید.
این مرجع تقلید با بیان این‌که اوضاع فعلى با سال‌هاى گذشته بسیار متفاوت بوده و این امر، وظیفه ما را خیلى سنگین کرده است، اضافه کردند: هر روز از اطراف جهان سؤال مى‌آید و درخواست راهنمایى و توصیه دارند؛ در واقع، مردم به اسلام توجه پیدا کرده‌اند؛ بنابراین ما باید محاسن و زیبایى‌هاى کلام معصومین علیهم‌السلام را به جهان ارسال نماییم، تا دنیاى تشنه‌ى معنویت، بدین وسیله از فساد و تباهى و ضد‌اخلاق مصونیت پیدا کند.
ایشان در بخش دیگرى از سخنان خود با اشاره به فتنه‌ها و مطالب انحرافى‌اى که در جامعه مطرح مى‌شود، ابراز داشتند: ما خط انحراف را گوشزد کردیم و گفتیم که لازم نیست صبر کنیم تا آن‌ها خود را بیشتر نشان دهند؛ همان روز‌هاى سخت که به احکام و دستورات مقدس شرع و قرآن توهین نمودند، باید جلوى آن‌ها گرفته مى‌شد.
حضرت آیةاللّه صافى با بیان این‌که همه ما مسئولیم و باید پیش خداوند متعال و امام زمان علیه‌السلام پاسخ‌گو باشیم، اظهار داشتند: من همیشه گفته‌ام و مى‌گویم مملکت ما صاحب دارد و صاحب اصلى آن، امام زمان علیه‌السلام است و ایشان بر همه‌ى کارها و گفته‌هاى ما مراقبت دارند.
معظم‌له ادامه دادند: این مملکت، کشور شهیدان، جانبازان و آزادگان سرافراز است، و آن‌چه آنان از ما مى‌خواهند، حاکمیت اسلام و برپایى عدل در کل جامعه است. روحانیت و مردم شرافتمند ایران هرگز از خواسته‌هاى خود، که عزت و سربلندى مملکت و سرافرازى نظام مى‌باشد، کوتاه نخواهند آمد.
این مرجع تقلید در پایان تصریح کردند: روحانیت و طلاب باید سعى کنند غصه‌هاى امام‌زمان عجل‌اللّه‌تعالى‌فرجه‌الشریف را کم کنند و زمینه‌ى ظهور موفورالسرور آن حضرت را فراهم نمایند.
خاطرنشان مى‌شود، در ابتداى این دیدار حجة‌الاسلام والمسلمین طباطبایى مدیر مدرسه الحجة عجل‌اللّه‌تعالى‌فرجه‌الشریف گزارشى از برنامه‌هاى آموزشى این مدرسه ارائه نمود.
]]>
معاون تبلیغ و آموزشهای کاربردی حوزه های علمیه: 2011-08-13T10:26:37+01:00 2011-08-13T10:26:37+01:00 tag:http://howzehelmiehostanemarkazi.mihanblog.com/post/145 حوزه علمیه استان مرکزی. کمک به قحطی‌زدگان سومالی وظیفه‌ای انسانی و اسلامی است معاون تبلیغ حوزه های علمیه با تاکید بر ضرورت کمک جامعه جهانی و مسلمانان به قحطی زدگان کشور سومالی، از اختصاص یک روز حقوق کارکنان مرکز مدیریت حوزه های علمیه در ماه مبارک رمضان در این راستا خبر داد.حجت الاسلام محمدحسن نبوی، معاون تبلیغ حوزه‌های علمیه، با ابراز تاسف از وضعیت ناگوار مردم مسلمان کشور سومالی تاکید کرد: متاسفانه مردم این کشور در قحطی بسیار شدیدی به سر می برند.وی خواستار کمک جامعه جهانی و به ویژه مسلمانان به قحطی زدگا کمک به قحطی‌زدگان سومالی وظیفه‌ای انسانی و اسلامی است
معاون تبلیغ حوزه های علمیه با تاکید بر ضرورت کمک جامعه جهانی و مسلمانان به قحطی زدگان کشور سومالی، از اختصاص یک روز حقوق کارکنان مرکز مدیریت حوزه های علمیه در ماه مبارک رمضان در این راستا خبر داد.


حجت الاسلام محمدحسن نبوی، معاون تبلیغ حوزه‌های علمیه، با ابراز تاسف از وضعیت ناگوار مردم مسلمان کشور سومالی تاکید کرد: متاسفانه مردم این کشور در قحطی بسیار شدیدی به سر می برند.

وی خواستار کمک جامعه جهانی و به ویژه مسلمانان به قحطی زدگان سومالی شد و تاکید کرد: بحرانی که در کشور سومالی ایجاد شده یک فاجعه انسانی به تمام معنا است و صدها هزار نفر در خطر جدی قرار دارند، در این شرایط نباید مردم این کشور را تنها گذاشت.

وی افزود: مردم سومالی مردمانی مسلمان هستند و از این رو شایسته است که مسلمانان جهان در حد توان خود به آنها کمک کنند تا از این وضعیت رهایی یابند.

حجت الاسلام نبوی با اشاره به روایت معروف پیامبر گرامی اسلام«من سمع رجل ینادی یا للمسلمین فلم یجبه فلیس بمسلم» تاکید کرد: پیامبر گرامی اسلام در این حدیث شریف می‌فرماید کسی که ندای استمداد مسلمانی را بشنود و به او جواب مثبت ندهد مسلمان نیست.

معاون تبلیغ حوزه های علمیه تاکید کرد: روایات متعددی داریم که اگر مسلمانی شب سیر بخوابد و همسایه اش گرسنه باشد مسلمان نیست، امروز مردم کشور سومالی چنین وضعیتی دارند و بر هر زن و مردم مسلمان لازم است که به داد آنها برسد.

معاون تبلیغ حوزه های علمیه افزود: همه باید در حد توان خود به داد قحطی زدگان کشور مسلمان سومالی برسند و کمک های نقدی و غیر نقدی خود را تقدیم آنها کمک کنند.

وی در ادامه ابرازداشت: با هماهنگی های صورت گرفته با دبیرخانه شورای عالی حوزه، کارکنان و پرسنل مرکز مدیریت حوزه های علمیه یک روز از حقوق خود در ماه مبارک رمضان را به قحطی زدگان سومالی اختصاص خواهند داد.

گفتنی است، در پی بحران سومالی و تشدید قحطی در این کشور مسلمان شماری از مراجع تقلید و علما افزون بر کمک های نقدی به قحطی زدگان، اختصاص ثلث سهم امام به آنها را مجاز اعلام کرده اند.
]]>
متن کامل نامه شورای عالی حوزه به مشاور رییس جمهور و مدیر عامل خبرگزاری ایرنا 2011-08-13T10:19:48+01:00 2011-08-13T10:19:48+01:00 tag:http://howzehelmiehostanemarkazi.mihanblog.com/post/144 حوزه علمیه استان مرکزی. شورای عالی حوزه‌های علمیه در نامه‌ای به علی‌اکبر جوانفکر، مشاور رییس جمهور و مدیر عامل خبرگزاری ایرنا به اظهارات وی مبنی بر کمک 760 میلیاد تومانی دولت به حوزه واکنش نشان داد.  متن کامل نامه شورای علی حوزه بدین شرح است: جناب آقای علی اکبر جوانفکر (زید توفیقه) سرپرست محترم روزنامه ایران سلام علیکم با احترام، در سرمقاله روزنامه ایران مورخ 2/3/90 شورای عالی حوزه‌های علمیه در نامه‌ای به علی‌اکبر جوانفکر، مشاور رییس جمهور و مدیر عامل خبرگزاری ایرنا به اظهارات وی مبنی بر کمک 760 میلیاد تومانی دولت به حوزه واکنش نشان داد.


 متن کامل نامه شورای علی حوزه بدین شرح است:

جناب آقای علی اکبر جوانفکر (زید توفیقه)


سرپرست محترم روزنامه ایران


سلام علیکم


با احترام، در سرمقاله روزنامه ایران مورخ 2/3/90 مطالبی در حمایت از دولت محترم بیان شده و به عنوان تیتر اول روزنامه نیز قرار گرفته که موجب سوء تفاهم برای برخی از مومنین و نگرانی علما گردیده، لازم است با رعایت امانتداری نکات ذیل در همان صفحه و با همان کادر به اطلاع عموم برسد.


1- دولت خدمتگزار آقای احمدی نژاد نخواسته از کمک های مالی به مراکز دینی، حوزه ها و یا مصلاهای نماز جمعه استفاده ابزاری کند ضمن آنکه شرایط و مقتضیات زمان در توفیقات دولت ها در نحوه خدمتگذاری به عموم برنامه های مختلف کشور متفاوت است.


2- روحانیت شیعه در طول تاریخ خویش وامدار هیچ گروه، حزب و دولتی نبوده و در کمال استقلال وظیفه الهی خویش که دفاع از حق بوده است را انجام داده ، امروز نیز با پشتیبانی کامل از نظام ولایی و سرفراز جمهوری اسلامی هر کجا نیاز باشد از سر دلسوزی و دفاع از مسیر حق تذکراتی را به دولتمردان داشته و دارد و استقلال خویش را با هیچ چیزی معامله نمی کند.


3- دریافت کمک های دولت برای تامین زیر ساخت ها و امور خدماتی حوزوی با موافقت برخی از بزرگان انجام شده، این در حالی است که کمک هزینه زندگی حداقلی طلاب و فضلا از طریق شهریه مراجع عظام تقلید (حفظهم الله ) تامین می شود.


4- جناب عالی خود خوب می دانید اعتبارات و کمک های دولتی هیچ گاه صددرصد استیفاء نمی گردد به ویژه در سالی که لایحه بودجه آن در دومین ماه سال مالی از تصویب مجلس محترم شورای اسلامی گذشت.


5- هر چند کمک های تخصیصی به حوزه ها و مراکز دینی نسبت به اعتبارات تخصیصی مراکز علمی، رفاهی، ورزشی و ... اندک است ولی اضافه کردن عنوان کمک به حوزه ها در کنار کلمه مراکز دینی با توجه به درصد پایین مبلغ کمک به حوزه ها و برجسته کردن نام حوزه ها و القای آن صحیح به نظر نمی رسد.


در خاتمه یاد آوری این نکته لازم است که دولت محترم آقای دکتر احمدی نژاد نباید نیازمند این گونه دفاع ها باشد. اطاعت کامل از رهبری معظم انقلاب(مدظله العالی) و عمل به توصیه های مراجع عظام تقلید و کسب رضایت ایشان که رضایت امام عصر (عج) را در پی دارد می تواند بهترین دلگرمی دولت و حمایت امت حزب الله را به دنبال داشته باشد.


توفیق روز افزون خادمین به اسلام و مسلمین را از خداوند خواستاریم. اِنَّه ولیُ التّوفیق


دفتر ارتباطات شورای عالی حوزه های علمیه


شایان ذکر است، علی اکبر جوانفکر چند روز پیش در سرمقاله روزنامه ایران، با ارائه آمار و ارقامی از کمک های دولت به حوزه علمیه، آن را نشانه توجه و ارادت رییس جمهور به روحانیت و مراجع دانسته بود


همچنین آیت‌الله مقتدایی مدیر حوزه‌های علمیه کشور، ضمن رد برخی اخبار در مورد میزان کمک دولت به حوزه های علمیه، از بررسی طرحی در شورای عالی حوزه برای عدم دریافت کمک های مالی از دولت خبر داد.
به نقل از مرکز خبرحوزه، آیت‌الله مقتدایی، صبح امروز در گردهمایی معاونین تبلیغ و آموزش‌های کاربردی حوزه‌های علمیه سراسر کشور، در اردوگاه یاوران حضرت امام مهدی‌(عج) جمکران، گفت: چند روز پیش در یکی از روزنامه‌های رسمی که از سوی یکی از مسئولان دولت گفته شده بود 760 میلیارد تومان در سال گذشته به حوزه علمیه کمک شده است، غلط است و ما آن را تکذیب می‌کنیم.

وی با اشاره به این‌که این شخص در کنار حوزه، لفظ مراکز دینی را هم قرار داد، گفت: مراکز دینی شامل حسینیه‌ها، مساجد سازمان تبلیغات، مرکز خدمات حوزه، دفتر تبلیغات اسلامی، جامعةالمصطفی‌العالمیه و... می‌شود؛ این‌که بخواهیم کمک به این جمع را به حساب حوزه علمیه بگذاریم، اشتباه است.

مدیر حوزه‌های علمیه خاطرنشان ساخت: نمی‌دانم طرح این مطالب با چه هدفی صورت می‌گیرد، حال اگر چنین خدمتی هم به حوزه‌های علمیه شده باشد، آیا مصلحت است که بیان شود؟!

وی با اشاره به این که حوزه‌های علمیه توسط مردم و مراجع اداره می‌شوند، گفت: پس از انتشار این خبر تماس‌های فراوانی از سوی بیوت و دفاتر مراجع عظام تقلید و اساتید برجسته گرفته شد، مبنی بر این که ممکن است این خبر در میان مردم تاثیر نا مطلوبی داشته باشد.

آیت‌الله مقتدایی با اشاره به ارائه پیشنهاد شورای عالی به مقام‌معظم‌رهبری مبنی بر این‌که تمامی کمک‌ها به حوزه به دست معظم‌له صورت گیرد، گفت: زمان حضور مقام‌معظم‌رهبری در قم به معظم‌له پیشنهاد داده شد که تمامی کمک‌هایی که به حوزه می‌شود از سوی ایشان انجام گیرد، ایشان هم پذیرفتند که این پیشنهاد را در قالب نامه‌ای به دفتر ایشان تحویل دهیم تا رسیدگی شود.

آیت‌الله مقتدایی همچنین خاطرنشان ساخت: پس از انتشار خبر کمک به حوزه، شورای عالی تصمیم گرفت نامه‌ دیگری مبنی بر تسریع این امر به دفتر مقام‌معظم‌رهبری ارسال کند.

مدیر حوزه‌های علمیه در بخش دیگری از سخنان خود، تلاش معاونان تبلیغ، سراسر کشور را بسیار ارزشمند دانسته و گفت: در این مسیر شناسایی نیازها، اولویت آنها و بررسی ویژگی‌های مبلغی که باید اعزام شود از اهمیت فراوانی برخوردار است.

وی با اشاره به این‌که ممکن است مبلغانی از نهادهای اعزام مبلغ دیگری غیر از حوزه‌ در مناطق مختلف حضور یابند، اظهار داشت: معاونین تبلیغ حوزه باید با آغوش باز از آنان پذیرایی کنند و با آنها همکاری نمایند.

آیت‌الله مقتدایی با تاکید بر نظارت بر کار مبلغان، گفت: مبلغانی چون از نهادهای مختلف اعزام می‌شوند، دارای اخلاق و شیوه‌های متفاوت تبلیغی هستند، برای این‌که خدای ناکرده تبلیغ این بزرگواران نتیجه معکوس نداشته باشد و مردم نسبت به روحانیت، انقلاب و اسلام بدبین نشوند، باید برای فعالیت آنان نظارت مستمر داشت و توصیه‌های تبلیغی را به آنها ارائه نمود.

وی افزود: برای این کار، نظرسنجی از مردم منطقه اهمیت زیادی دارد؛ به گونه‌ای که با گرفتن نظرات آنها و بررسی و ارائه گزارش آن به مسئولان حوزه برنامه‌ریزی‌های بهتر و تأثیرگذارتری صورت خواهد گرفت.

مدیر حوزه‌های علمیه با اشاره به این‌که شرایط نسبت به گذشته تفاوت زیادی کرده است، گفت: امروز در دورترین نقاط کشور افرادی با تحصیلات دانشگاهی وجود دارد؛ از این رو سطح آگاهی بالای آنها، نیازهای بالاتری را ایجاد می‌کند که باید پاسخگوی آن بود.

آیت‌الله مقتدایی در پایان یادآور شد: در این شرایط اگر مردم نسبت به آگاهی و توانایی‌های تبلیغی مبلغان اهتمام پیدا نکنند، آسیب‌های زیادی به وجود می‌آید.
]]>
بیانیه معاون سابق آموزش حوزه های علمیه در خصوص حوادث اخیر 2011-08-13T10:18:18+01:00 2011-08-13T10:18:18+01:00 tag:http://howzehelmiehostanemarkazi.mihanblog.com/post/143 حوزه علمیه استان مرکزی. مشاهده می شود اظهار نظرهایی در پاره ای از رسانه ها و پایگاه های خبری درباره افراد و نهادهای محترم مطرح می شود که فراتر از انتقاد بودهحجت الاسلام و المسلمین دکتر عباسی ، معاون سابق آموزش حوزه های علمیه  بیانیه ای در خصوص حوادث اخیر صادر کردند که به شرح زیر می باشد: بسمه تعالی برادران عزیز، اساتید ارجمند و فضلای گرامی، به دنبال مسائل اخیر در باب معاونت آموزش، مشاهده می شود اظهار نظرهایی در پاره ای از رسانه ها و پایگاه های خبری درباره افراد و نهادهای محترم مطرح می شود که فراتر از مشاهده می شود اظهار نظرهایی در پاره ای از رسانه ها و پایگاه های خبری درباره افراد و نهادهای محترم مطرح می شود که فراتر از انتقاد بوده
حجت الاسلام و المسلمین دکتر عباسی ، معاون سابق آموزش حوزه های علمیه  بیانیه ای در خصوص حوادث اخیر صادر کردند که به شرح زیر می باشد:
بسمه تعالی

برادران عزیز، اساتید ارجمند و فضلای گرامی، به دنبال مسائل اخیر در باب معاونت آموزش، مشاهده می شود اظهار نظرهایی در پاره ای از رسانه ها و پایگاه های خبری درباره افراد و نهادهای محترم مطرح می شود که فراتر از انتقاد بوده، سازگار با اخلاق دینی که سرمشق سلوک ولایتمداران است نمی نماید. دفاع عالمانه از تحول مثبت و انتقاد روشنگرانه ممدوح است، اما تعرض ناروا به هیچ رو قابل توجیه نیست. این عمل اگر از جانب بدخواهان نباشد، قطعاً  از سر ناآگاهی است.
حوزه مبارکه علمیه بر اساس اندیشه ها و آرمان های ولی امرمسلمین (دام ظلّه العالی) و نقطه نظرات مراجع معظم (دامت برکاتهم)، با سیاستگزاری شورای محترم عالی حوزه و تدبیر مرکز معزز مدیریت اداره می¬شود. پاسداشت جایگاه والای هریک از نهادهای مؤثر در حوزه مبارکه ضرورتی تخلف ناپذیر است.
حوزه برکت خیز قم کماکان جایگاه تضارب اندیشه ها در مسیر پویایی و بالندگی است. طرح دیدگاه-های نو و عرضه برنامه های تحول آفرین و نقد منصفانه و عالمانه در فضایی صمیمی و اخوت آمیز به یاری خداوند، آفاق تازه را فرا روی حوزه خواهد گشود.
]]>
قابل توجه طلاب سطوح عالی که درخواست ارتقاء پایه دارند 2011-08-13T10:01:24+01:00 2011-08-13T10:01:24+01:00 tag:http://howzehelmiehostanemarkazi.mihanblog.com/post/142 حوزه علمیه استان مرکزی. شرایط ارتقای پایه در امتحانات شهریورماه1- قبولی در همه دروس پایه های قبل 2-دارا بودن نمره 16 در هر درس اصلی همان پایه تحصیلی 3- دارا بودن معدل 15 در مجموع سایر دروس (فقه و اصول) (طلاب گرامی که شرایط فوق را دارا می باشند جهت ثبت درخواست خود از قسمت درخواستها برای امتحانات سطوح عالی پیام بگذارند.) شرایط ارتقای پایه در امتحانات شهریورماه
1- قبولی در همه دروس پایه های قبل
2-دارا بودن نمره 16 در هر درس اصلی همان پایه تحصیلی
3- دارا بودن معدل 15 در مجموع سایر دروس (فقه و اصول)

(طلاب گرامی که شرایط فوق را دارا می باشند جهت ثبت درخواست خود از قسمت درخواستها برای امتحانات سطوح عالی پیام بگذارند.)

]]>
نقشه مرکزمدیریت حوزه علمیه استان مرکزی 2011-07-06T07:54:17+01:00 2011-07-06T07:54:17+01:00 tag:http://howzehelmiehostanemarkazi.mihanblog.com/post/141 حوزه علمیه استان مرکزی. در انتهای صفحه نقشه ای وجود دارد که ساختمان سفید رنگ وسط نقشه مرکز مدیریت حوزه علمیه استان مرکزی میباشد. عزیزان مراجعه کننده میتوانند با بررسی  نقشه ازمحل سکونت خود تامرکز مدیریت حوزه علمیه استان مرکزی بهترین وکوتاه ترین راه را انتخاب نمایند. در انتهای صفحه نقشه ای وجود دارد که ساختمان سفید رنگ وسط نقشه مرکز مدیریت حوزه علمیه استان مرکزی میباشد.

عزیزان مراجعه کننده میتوانند با بررسی  نقشه ازمحل سکونت خود تامرکز مدیریت حوزه علمیه استان مرکزی بهترین وکوتاه ترین راه را انتخاب نمایند.

]]>
رهبر معظم انقلاب: وضع فعلی عدالت مطلقا راضی کننده نیست؛ دوران آزمون و خطا در مقوله عدالت سپری شده است 2011-05-18T06:48:44+01:00 2011-05-18T06:48:44+01:00 tag:http://howzehelmiehostanemarkazi.mihanblog.com/post/140 حوزه علمیه استان مرکزی. اسلامی دوران آزمون و خطا را در مقوله عدالت، دورانی سپری شده دانستند و تأکید کردند: در سه دهه اخیر در موارد زیادی، در باب عدالت بصورت آزمون و خطا عمل کرده ایم اما از این پس باید، براساس تعاریف و روشهای متقن حرکت کنیم.   دومین نشست اندیشه های راهبردی در جمهوری اسلامی، صبح امروز با «موضوع عدالت» و با هم اندیشی و تبادل نظر رهبر معظم انقلاب و دهها نفر از اندیشمندان، متفکران، استادان و محققان دانشگاهی و حوزوی برگزار شد.   در این نشست 4 ساعته، ابتدا 10 نفر از صاحبنظران و نخبگا

اسلامی دوران آزمون و خطا را در مقوله عدالت، دورانی سپری شده دانستند و تأکید کردند: در سه دهه اخیر در موارد زیادی، در باب عدالت بصورت آزمون و خطا عمل کرده ایم اما از این پس باید، براساس تعاریف و روشهای متقن حرکت کنیم.

 

90227.jpg


دومین نشست اندیشه های راهبردی در جمهوری اسلامی، صبح امروز با «موضوع عدالت» و با هم اندیشی و تبادل نظر رهبر معظم انقلاب و دهها نفر از اندیشمندان، متفکران، استادان و محققان دانشگاهی و حوزوی برگزار شد.
 
در این نشست 4 ساعته، ابتدا 10 نفر از صاحبنظران و نخبگان در دو بخش نظری و کاربردی  دیدگاههای خود را درباره «مبانی، مفاهیم، ابعاد، کارکردها و ضرورتهای عدالت» بیان کردند.
اولین نشست اندیشه های راهبردی در جمهوری اسلامی، آذر ماه سال گذشته با موضوع الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت برگزار شده بود.
 
* سخنان رهبر معظم انقلاب در این نشست
 
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در این هم اندیشی راهبردی، با تأکید بر ضرورت تلاش جدی و تضارب آرای اندیشمندان و متفکران برای دستیابی به نظریه اسلامی ناب در باب عدالت، کارهای انجام شده برای تحقق عدالت اجتماعی را در سه دهه اخیر خوب ارزیابی کردند اما افزودند: وضع فعلی، مطلقاً راضی کننده نیست چرا که نظام اسلامی به دنبال اجرای حداکثر عدالت و تحقق کامل عدالت به مفهوم یک ارزش مطلق و همگانی است.
 
ایشان، مطالب مطرح شده در این هم اندیشی را پرمغز و مفید دانستند و خاطرنشان کردند: نشست امروز، تنها یک آغاز بود و امیدواریم مبحث عدالت با استفاده از ظرفیت گسترده صاحبنظران سراسر کشور، به گفتمانی نخبگانی تبدیل شود و با استمرار و پیگیری شایسته، به سرانجامی مبارک برسد.
 
ایشان، عدالت را دغدغه همیشگی بشر دانستند و با اشاره به ورود متفکران و اندیشمندان تاریخ بشر به این مقوله خاطرنشان کردند بررسی دقیق نشان می دهد که با وجود نظریه پردازی های مختلف اندیشمندان در مبحث عدالت، نقش ادیان الهی در این مقوله، بی نظیر و استثنایی بوده است.
 
رهبر انقلاب اسلامی، با استناد به قرآن مجید، عدالت را هدف اصلی ادیان برشمردند و افزودند: عدالت، هدف نظام سازی اجتماعی ادیان و حرکت بشر در چارچوب دین بوده است و این اهتمام جدی به عدالت، در هیچ مکتب بشری یافت نمی شود.
 
حضرت آیت الله خامنه ای در تبیین بیشتر تفاوت عدالت در «نگاه ادیان و مکاتب بشری» خاطرنشان کردند: انبیاء علاوه بر تبیین عدالت، برای تحقق آن، عملاً با طاغوتها و ستمگران وارد پیکار می شدند و در معارضه ظالم و مظلوم، همیشه در جبهه مظلومان بوده اند اما نظریه پردازان فقط در حد حرف و کلام به «عدالت» پرداخته اند.
 
ایشان، اعتقاد همه ادیان الهی به منتهی شدن تاریخ بشر به دوران مبتنی بر عدل را سومین «تفاوت «عدالت» در ادیان الهی و مکاتب بشری» دانستند و افزودند: ادیان الهی در نگاه به مبدأ خلقت هستی و بشر – در مسیر حرکت تاریخی ملتها و در تبیین پایان این مسیر یعنی معاد، همواره بر عنصر عدالت تأکید کرده اند که این مسئله ای استثنایی و بی نظیر است.
 
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: براساس همین نگاه دینی بود که «عدالت» در انقلاب اسلامی نیز از همان آغاز، جایگاهی بی نظیر یافت و در شعارهای ملت – قانون اساسی – سخنان و دیدگاههای امام خمینی (رض) و دورانهای مختلف حیات سی و دو ساله جمهوری اسلامی، به عنوان یک ارزش مطلق مورد تأکید قرار گرفت.
 
رهبر انقلاب اسلامی، عدالت را سرلوحه دغدغه های همیشگی نظام اسلامی دانستند و با اشاره به کارهای فراوان و گسترده ای که پس از انقلاب برای تحقق عدالت اجتماعی انجام شده افزودند: این کارهای خوب، راضی کننده نیست چرا که ما براساس نگاه اسلامی، تحقق کامل عدالت و محو هرگونه ظلم را هدف قرار داده ایم که برای پر کردن فاصله وسیع وضع موجود و تحقق عدالت اجتماعی، باید تلاش مستمر، جدی و همه جانبه انجام داد.
 
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به توجه امروز نظام اسلامی برای دستیابی به نظریه  اسلامی ناب در مقوله عدالت افزودند: تا امروز نیز شناخت و تعاریف اجمالی از عدالت وجود داشته است اما باید تلاش کنیم عدالت به گفتمانی زنده و همیشه حاضر در صحنه های مختلف کشور تبدیل شود و در میان نخبگان – مسئولان – مردم و بخصوص نسل جوان همواره به عنوان یک مسئله اصلی مطرح باشد.
 
ایشان در تبیین بیشتر اهداف برگزاری نشست اندیشه های راهبردی درباره عدالت افزودند: برای کاهش فاصله کنونی تا تحقق حداکثری عدالت، باید به روشها و راهکارهای جدید و مؤثر دست پیدا کنیم که این مسئله نیز به هم اندیشی متفکران نیاز دارد.
 
رهبر انقلاب اسلامی دوران آزمون و خطا را در مقوله عدالت، دورانی سپری شده دانستند و تأکید کردند: در سه دهه اخیر در موارد زیادی، در باب عدالت بصورت آزمون و خطا عمل کرده ایم اما از این پس باید، براساس تعاریف و روشهای متقن حرکت کنیم.
 
رهبر انقلاب اسلامی، حرکت کشور در مسیر پیشرفتهای سریع و جهشی را یکی دیگر از عوامل ضرورت توجه بیشتر به مقوله عدالت برشمردند و افزودند: ادامه این حرکت پرشتاب، نیازمند تصمیم گیریهای بزرگ است و اگر در این تصمیم گیریها از عنصر عدالت و «ارتباط عدالت و پیشرفت» غفلت شود، خسارات فراوانی به بار خواهد آمد.
 
ایشان در ادامه سخنانشان با تمرکز بر مبحث نظری عدالت، افزودند: هدف ما رسیدن به نظریه اسلامی ناب و خالص در باب عدالت است که برای دستیابی به این هدف بسیار مهم، باید با نگاه متجددانه و نوآورانه، به منابع اسلامی رجوع کنیم و با استفاده از متدها و فنون خاص این کار، نظریه اسلامی خالص را در مقوله عدالت استخراج کنیم.
 
ایشان در همین زمینه تأکید کردند: در دستیابی به نظریه اسلامی عدالت باید از التقاط و هرگونه مونتاژ نظریه های دیگر بشدت پرهیز کرد و با مراجعه به منابع اصیل اسلامی، این نظریه را استخراج نمود.
 
حضرت آیت الله خامنه ای، تعریف عدالت را در هر مکتب مبتنی بر پایه های هستی شناسی آن مکتب دانستند و افزودند: به همین علت نباید در شناخت نظریه اسلامی عدالت، از مکاتب دیگر، استفاده کرد.
 
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به تفاوت عمیق نگاه اسلام و مکاتب بشری به عدالت افزودند: عدالت در اسلام، ناشی از حق است و عدالت ورزی یک وظیفه الهی محسوب می شود در حالیکه در مکاتب بشری، این نگاه وجود ندارد.
 
رهبر انقلاب اسلامی، تعدد و تضارب آرا را نیازی واقعی در روند دستیابی به نظریه اسلامی ناب در باب عدالت دانستند و افزودند: نباید کسی تصور کند که در این مقوله، با نوعی پیش داوری می خواهیم به برداشتی که در ذهنمان است برسیم بلکه باید تلاش کنیم در پرتو تضارب آرا و نشاط علمی، به آنچه حق و صحیح است دست یابیم.
 
حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: حتی پس از دستیابی به نظریه اسلامی خالص درباب عدالت، تضارب آرا در این زمینه باید همواره ادامه داشته باشد.
 
ایشان افزودند: در این مقطع در واقع باید تلاش کرد به یک جمع بندی قوی – متقن، مستدل و منسجم در باب عدالت دست یافت تا برنامه های درازمدت با اتکاء به آنها تدوین شود.
 
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: پس از این جمع بندی نیز باید پژوهشهای جدیدی بویژه در مباحث کاربردی و روشهای اجرای نظریه صورت گیرد که در این زمینه می توانیم از تجربیات مفید دیگران نیز استفاده کنیم.
 
حضرت آیت الله خامنه ای، ایجاد رشته عدالت پژوهی در حوزه و دانشگاه را، نوعی سرمایه گذاری مفید برای ایجاد و تقویت گفتمان عدالت و تربیت نیروهای توانمند دانستند و افزودند: یکی دیگر از کارهای مهم نظری، یافتن شاخص برای اندازه گیری میزان تحقق عدالت اجتماعی است.
 
ایشان خاطرنشان کردند: برخی شاخص های مطرح در نظریه های غربی در شرایط خاص قابل استفاده است اما بسیاری از آنها ناقص و یا کلاً غلط است بنابراین باید شاخص هایی مستقل برای تحقق عدالت از دیدگاه اسلام تعریف شود.
 
رهبر انقلاب اسلامی، توجه مجلس و شورای نگهبان را به مقوله عدالت در هر نوع قانون گذاری، از کارهای ضروری برشمردند و افزودند: در عرصه عمل باید برای اجرای عدالت اجتماعی کارهای فراوان انجام شود.
 
حضرت آیت الله خامنه ای در پایان سخنانشان، اعتقاد به مبدأ و معاد را در مسئله عدالت، دارای نقشی اساسی خواندند و افزودند: اعتقاد به معاد، و باور داشتن تجسم اعمال در قیامت، موجب نیرو و نشاط عدالت خواهانه می شود و در واقع نمی توان در جامعه ای که اعتقاد به مبدأ و معاد وجود ندارد، عدالت حقیقی را مستقر کرد.
 
ایشان، تلاش هر فرد برای اجرای عدالت درباره خود را نکته مهم دیگری در مقوله عدالت خواندند و افزودند: نگاه عادلانه هر فرد به خود، موجب دوری از گناه و ایجاد حالت خضوع و خشوع در مقابل پروردگار می شود و این مسئله به ایجاد عدالت اجتماعی نیز کمک می کند.
 
سخنان و ارائه مقالات صاحب نظران
 
اولین سخنران این نشست راهبردی در بخش دیدگاههای نظری، دکتر حسین عیوض لو، استادیار دانشگاه امام صادق(ع) بود. دکتر عیوض لو با ارائه دیدگاههای خود درباره «مفاهیم و معیارهای عدالت اجتماعی و اقتصادی در چارچوب الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت» گفت: عدالت اجتماعی به معنای آن است که هرکس در جامعه بتواند پاداش متناسب با شایستگی ها و تلاش خود را دریافت کند.
 
این استاد دانشگاه حق برخورداری برابر از منابع و ثروتهای عمومی – سهم بری براساس میزان مشارکت در تولید و قرار گرفتن اموال در موضع صحیح را معیارها و قواعد عدالت از دیدگاه اسلام خواند.
 
حجت الاسلام ابوالقاسم علیدوست عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، اندیشمند دیگری بود که در دومین نشست اندیشه های راهبردی به تشریح ابعاد عدالت به عنوان «یک سند، قاعده، رویکرد و گفتمان عام در کشف و اجرای احکام اسلام» پرداخت.
 
این استاد حوزه و دانشگاه گفت: با عدالت نمی توان کژدار و مریز برخورد کرد بلکه باید با این مفهوم بنیادی، برخوردی روشمند انجام داد تا به یک گفتمان عام تبدیل شود.
 
حجت الاسلام علیدوست، عدالت را یک قاعده در فقه دانست و افزود: در فهم دلایل و استنباط احکام، باید عدالت را به عنوان یک رویکرد مورد توجه قرار داد و در اجرای احکام نیز، عدالت را، گفتمان حاکم بر رفتار و گفتار مسئولان و کارگزاران قرار داد.
 
سومین سخنران دومین نشست اندیشه های راهبردی، دکتر فهیمه فرهمندپور استادیار دانشگاه تهران بود. دکتر فرهمندپور تحت عنوان «اقتضائات و ملاحظات عدالت جنسیتی با رویکرد دینی» گفت: عدالت را نباید تقسیم کمّی فرصتها و مشاغل در نظر گرفت بلکه در برداشت صحیح از عدالت، تفاوتهای طبیعی زن و مرد پذیرفته می شود.
 
وی افزود: برای ایجاد عدالت بویژه در مشاغل تخصصی باید شایسته سالاری مورد توجه کامل قرار گیرد و در الگوی اشتغال فارغ التحصیلان دانشگاهی تجدید نظر شود.
 
ایجاد عرصه هایی غیر از ورود به دانشگاه برای تأمین نیازهای روانی، علمی و شخصیتی زنان و دختران از دیگر پیشنهادهای خانم فرهمند پور بود.
 
حجت الاسلام سیدعباس نبوی، مدرس حوزه و دانشگاه به عنوان سخنران بعدی، با اشاره به فرمان و امر مکرر پروردگار در قرآن کریم برای اقامه عدل و قسط گفت: باید ضمن نظریه پردازی در مقوله عدالت، شاخص های قابل اندازه گیری نیز ارائه داد.
 
حجت الاسلام نبوی، برابری در فرصتها، رشد ظرفیتها و بکارگیری توانمندیها را سه شاخص مهم عدالت اجتماعی دانست و افزود: باید عدالت اجتماعی را به عنوان بنیان قواعد اجتماعی، راهبرد اصلی «برنامه های توسعه» - و مبنای رشد فرهنگ عمومی مورد توجه قرار داد که متأسفانه نهادهای متولی فرهنگ عمومی به این مسئله کم توجه اند و رهبری و جنبش دانشجویی پیگیر مقوله عدالت اجتماعی هستند.
 
این مدرس حوزه و دانشگاه تأکید کرد: در الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت، عدالت اجتماعی، «کلان راهبردی» است که باید در همه عرصه ها مورد توجه کامل قرار گیرد.
 
پنجمین سخنران هم اندیشی امروز نخبگان و رهبر انقلاب در باب عدالت، دکتر سید محمد میر سِندُسی استادیار دانشگاه امام حسین بود. دکتر میر سندسی با اشاره به مبانی دو نظریه غالب در بحث عدالت یعنی شایستگی و نیاز گفت: در جمهوری اسلامی باید نظریه ای ترکیبی را پیگیری کنیم که در این نظریه تأمین نیازهای عامه مردم مورد توجه جدی است اما راه برای بهره مندی اشخاص براساس شایستگی و تلاش نیز باز است.
 
وی با اشاره به نبود نظریه منسجم و روشن درباب مفهوم عدالت در کشور افزود: به همین علت هر مسئولی روی کار می آید، براساس برداشت خود از مفهوم عدالت، عمل می کند که این برداشتهای فردی گاه با یکدیگر متفاوت و حتی در تعارضند.
 
بخش دوم نشست اندیشه های راهبردی با موضوع عدالت، به مباحث کاربردی اختصاص داشت. در آغاز این بخش، حجت الاسلام سیدعباس موسویان مدرس حوزه و دانشگاه با بررسی «جایگاه عدالت اقتصادی در بانک داری اسلامی» گفت: توزیع منابع بانکی، زمانی عادلانه و در جهت فقرزدایی است که اشتغال زایی و رشد متوازن در تخصیص منابع بانکی مورد توجه قرار گیرد.
 
دکتر موسویان، تخصیص منابع به طرحهای دارای ارزش افزوده، توزیع متوازن منابع، و توزیع عادلانه سود را از اصول و معیارهای توزیع عادلانه منابع بانکی دانست و گفت: نظام بانکداری باید با کاهش حاشیه سود خود، در جهت سود حقیقی سپرده گذاران متحول شود.
 
دومین سخنران بخش کاربردی نشست اندیشه های راهبردی، دکتر الیاس نادران دانشیار دانشگاه تهران بود.
 
وی با ارائه مقاله ای تحت عنوان «عدالت توزیعی و اقتصاد رانتی»، به بررسی مشکلات اقتصادی – اجتماعی پدیده رانت پرداخت. دکتر نادران معتقد است جهت گیریهای عدالت خواهانه پس از پیروزی انقلاب، با وجود فراز و نشیبهای مختلف، در مجموع باعث بهبود توزیع شاخص های درآمدی شده است، اما به علت تداوم ساختارهای اقتصادی مبتنی بر رانت، مشکلات ناشی از این پدیده همچنان ادامه دارد.
 
«عدالت بین نسلی در بهره برداری از منابع طبیعی» عنوان مقاله سومین سخنران بخش کاربردی نشست امروز یعنی حجت الاسلام سعید فراهانی فرد، استادیار دانشکده علوم اقتصادی بود.
 
این استاد دانشگاه، تشریع عادلانه مالکیت دولتی و عمومی بر ثروتهای طبیعی – ساز و کار صحیح توزیع اولیه منابع طبیعی و قوانین لازم برای حفاظت از منابع طبیعی را از اصول ایجاد عدالت بین نسلی در بهره برداری از منابع طبیعی دانست و گفت: از دیدگاه اسلام، دولت دارای جایگاهی است که می تواند با نظارت بر چگونگی استفاده از منابع طبیعی، عدالت را در این زمینه پیگیری و محقق کند.
 
نشست هم اندیشی رهبر انقلاب اسلامی و اندیشمندان و صاحبنظران در باب عدالت با سخنرانی دکتر مجید یاسوری ادامه یافت. وی که دانشیار دانشگاه گیلان است عدالت محیطی را راهکاری برای تحقق توسعه پایدار ملی دانست و گفت: منابع باید میان مناطق مختلف جغرافیایی، متناسب با نیازها و بطور عادلانه توزیع شود تا شکاف اقتصادی – اجتماعی بخشهای گوناگون کشور کاهش یابد و دورنمای زندگی حتی در محرومترین مناطق بهبود یابد.
 
دهمین و آخرین سخنران دومین نشست اندیشه های راهبردی، دکتر محمد جواد لاریجانی استاد دانشگاه بود. وی با عنوان «وضعیت عدالت و حقوق بشر در سطح بین المللی» به تشریح مبانی عدالت در لیبرالیزم غربی و دین مبین اسلام پرداخت.
 
بخشی از دومین نشست اندیشه های راهبردی در جمهوری اسلامی به پرسش و پاسخ محققان و اندیشمندان و «نقد و بررسی» دیدگاههای مطرح شده اختصاص داشت. در این بخش استادان و محققانی که به ارائه مقاله پرداخته بودند به سؤالات و نقدهای حاضران پاسخ گفتند.
 
در آغاز این هم اندیشی دکتر صادق واعظ زاده دبیر این نشست، با اشاره به پیگیری موضوعات نشست اول اندیشه های راهبردی گفت: مقدمات ایجاد مرکزی برای هماهنگی و راهبری تحقیقات مربوط به الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت انجام شده است که این مرکز کلیه ظرفیتهای نخبگانی کشور را برای تدوین این الگوی راهبردی فعال خواهد کرد.
 
دکتر واعظ زاده همچنین با تشریح اهداف دومین نشست اندیشه های راهبردی گفت: تلاش خواهد شد با تکیه بر مطالب ارائه شده و استفاده از همه ظرفیتها «نظریه عدالت» تدوین شود.
 
در پایان این دیدار نماز جماعت ظهر و عصر به امامت حضرت آیت الله خامنه ای اقامه شد.

]]>
مقام و منزلت حضرت آیت الله بهجت در گفتگو با آیت الله مصباح یزدی 2011-05-18T06:44:59+01:00 2011-05-18T06:44:59+01:00 tag:http://howzehelmiehostanemarkazi.mihanblog.com/post/139 حوزه علمیه استان مرکزی. آیت الله مصباح یزدی اظهار داشت: آیت الله بهجت بر روی دو مساله تاکید فراوان داشتند؛ یکی عمل به دستورات شرع و دیگری انجام واجبات و ترک محرمات، که انسان را می تواند به سعادت برساند و از ویژگی های ایشان این بود که همیشه در فعالیت ها جنبه مثبت را تقویت می کردند   آنچه در پی می آید گفتگویی است که با حضرت آیت الله مصباح یزدی درباره مقام و منزلت حضرت آیت الله بهجت و خاطراتشان از دوران تلمذ در محضر ایشان انجام گرفته و در روزنامه کیهان به چاپ رسیده است.   * اجازه بدهید سؤال را از

آیت الله مصباح یزدی اظهار داشت: آیت الله بهجت بر روی دو مساله تاکید فراوان داشتند؛ یکی عمل به دستورات شرع و دیگری انجام واجبات و ترک محرمات، که انسان را می تواند به سعادت برساند و از ویژگی های ایشان این بود که همیشه در فعالیت ها جنبه مثبت را تقویت می کردند

 

Bahjat-Mesbah.jpg


آنچه در پی می آید گفتگویی است که با حضرت آیت الله مصباح یزدی درباره مقام و منزلت حضرت آیت الله بهجت و خاطراتشان از دوران تلمذ در محضر ایشان انجام گرفته و در روزنامه کیهان به چاپ رسیده است.
 
* اجازه بدهید سؤال را از اینجا مطرح کنیم که اولین باری که نام مبارک حضرت آیه الله بهجت (قدس سره) به گوش مبارکتان خورد و اولین باری که آن چهره ملکوتی را شما نگاه کردید و دیدید به یاد دارید چه سالی بود، چه تاریخی بود، در چه مکانی بود؟ اگر از این زاویه وارد زندگی این مرد ملکوتی بشوید خیلی ممنون می شویم.
 
بنده در سال 1332 در مدرسه حجتیه حجره ای داشتم و مرحوم آیه الله بهجت (رضوان الله علیه) مجاور مدرسه حجتیه منزلی داشتند و بطور طبیعی هر روز چند مرتبه ایشان را ما در رفت و آمد زیارت می کردیم، مخصوصاً صبح ها که مشرّف می شدند حرم، گاهی ما هم توفیق داشتیم در بین راه، برگشتن و در حرم زیارت می کردیم یک قیافه نورانی ملکوتی و یک احساس هم علاقه قلبی و هم احساس کوچکی در مقابل عظمت آن روحی که در آن بدن تجلّی داشت داشتیم منتها مبهم، هم به یک سلام و علیکی که در بین راه می کردیم و اظهار ارادت و ایشان هم یک بزرگواری می فرمود.
 
بعدها از دوستان درباره ایشان چیزهایی شنیدیم که هم از لحاظ علمی و هم از لحاظ مسائل معنوی و اخلاقی ایشان امتیازات زیادی دارند و ما هم به طور اجمال به گوشمان می خورد گاهی و تا اینکه این شنیده ها هم باعث این شد که بیشتر علاقه مند بشویم که به نحوی از حضور ایشان استفاده کنیم اگر لایق باشیم.
 
بعدش یکی دو سال بعد بود همان منزل ایشان منتقل شد به گذر عابدین، اینجا یک منزلی اجاره کرده بودند دو تا اتاقی داشت و آقا زاده هایشان هم هنوز کوچک بودند، بله جالب بود که یک اتاق نسبتاً بزرگی بود وسطش پرده ای کشیده بودند، ما که گاهی اجازه می گرفتیم برویم خدمتشان شرفیاب بشویم ما یک طرف پرده می نشستیم آن طرف پرده خودشان و خانواده شان، یعنی در واقع یک اتاق بود که ایشان در آن زندگی می کردند ،هم اتاق زندگی شان با همسر و بچه هایشان بود و یک طرفش هم اتاق پذیرایی شان بود. از آن دوران چیزی که من بخصوص توجهم را جلب می کرد یعنی سؤالی برایم ایجاد می کرد و جوابش را بلد نبودم ایشان خیلی ذکر یا ستّار زیاد می گفتند و این سؤال برای من بود که آخر این همه اسماء الهی چطور ایشان این اسم را زیاد به کار می برد.
 
بعدها یک جوابی حدس زدم ولی هیچ وقت نه جرأت می کردم و نه ابهت ایشان اجازه می داد مثلاً غیر از موقع درس کم اتفاق می افتاد ما جرأت به خودمان بدهیم که چیزی سؤال کنیم. بعدها همچنین به ذهنم آمد یک قرائنی هم بود که ایشان از اینکه اطلاع داشته باشند از اطراف و محیط و اینها خسته می شوند، چون چیزهایی را می دیدند که ماها نمی دیدیم، چیزهایی را می شنیدند که ماها نمی شنیدیم و برای اینکه هم این ارتباطات قطع بشود و کمتر توجه به اینها جلب بشود یا ستّار می گفتند که خدای متعال اینها را پرده ای بیندازد و نبینند.
 
یک چنین جوابی بعدها برای این سؤال پیدا کردیم ولی هیچ وقت من نپرسیدم و سال ها همین حالت محفوظ بود یعنی ذکر یا ستّار را ایشان زیاد می گفتند. معمولاً ایشان روزهای تعطیلی یک ساعتی را اجازه می فرمودند روزهای پنجشنبه غالباً می رفتیم آنجا می نشستیم و ایشان هرچه صلاح می دانستند می گفتند، غالباً هم یا یک حدیثی می خواندند یا یک داستانی نقل می کردند، داستانی که نکته آموزنده ای داشته باشد به اندازه فهم ما بچه گانه، بیشتر از این ما لیاقت نداشتیم، قصه ای می گفتند داستانی از یک استادی یا عالمی، تا اینکه علاقه مند شدیم از معلومات فقهی ایشان هم استفاده کنیم ،چند نفر بودیم از دوستان که غالباً یک نوع عطش معنوی در ما مشترک بود.
 
خدمت ایشان رسیدیم و درخواست کردیم که درس فقهی شروع بفرمایند و ما استفاده کنیم، ایشان هم بزرگواری فرمودند و قبول کردند و در یکی از حجرات مدرسه فیضیه این درس را ما شروع کردیم و بعد از درس مرحوم آیه الله بروجردی(رض) که ایشان مقیّد بودند همیشه درس ایشان شرکت کنند بعد از درس تشریف می بردند مدرسه فیضیه و ما هم چند نفری بودیم آنجا در خدمتشان کتاب طهارت را شروع کردیم.
 
گاهی اتفاق می افتاد که صاحب حجره نبود حالا مسافرتی رفته بود یا بیماریی چیزی داشت ،ایشان در یکی از صفّه های حجره همان جا کنار مدرسه می نشستند و ما هم روی زمین دور ایشان می نشستیم و درس خارج فقه به این صورت برگزار می شد.
 
* شما که در درس فقه این مرد ملکوتی بودید به نظرتان آیا بعد عرفانی ایشان بعد فقهی ایشان را تحت الشعاع قرار نداده بود؟ اگر نظر خاصی در رابطه با درس فقه ایشان دارید بفرمایید.
 
من باید عرض بکنم که ایشان احتراز داشتند از اینکه به عنوان غیر از فقاهت اصلاً شناخته بشوند و در مسائل علمی عرفانی و بحثهای نظری و اینها که هیچ اصلاً اظهاری نمی کردند. مطلبی هم که دلالت داشته باشد بر اینکه خود ایشان یک کمال معنوی دارند چیزی می دانند کشف می کنند از گذشته از حال از آینده، جدّاً خودداری می کردند و کتمان می کردند. آن سال هایی که آن وقت ها ما خدمتشان می رسیدیم کاملاً محسوس بود که ایشان سعی دارند هیچ امر غیرعادی که از همه علما انتظار می رود از ایشان انتظار نرود و ایشان به عنوان دیگری شناخته نشوند.
 
هیچ امری که دلالت داشته باشد بر یک جهت غیرعادی برای ایشان، ابراز نمی کردند، خیلی اشارات بعیدی از کلام هایشان می شد استفاده کرد. یک چیزهایی ما خودمان حدس می زدیم اما هیچ ابرازی از طرف خود ایشان نمی شد.
 
مطالبی هم اگر احیاناً به عنوان مطالب اخلاقی می فرمودند خیلی مطالبی بود که ظاهرش مثلاً یک آیه ای می خواندند، روایتی یا حدیثی یا داستانی نقل می کردند در همین حدّ، بعد طوری برخورد می کردند با ما که اصلاً ما جرأت نمی کردیم، حالا شاید هم از بی لیاقتی بنده بود مثلاً یک سؤال به قول شما عرفانی از ایشان بکنیم و اگر هم اتفاقاً یک وقتی فرصتی می شد یک چیزی عرض می کردیم ایشان یک جوری جواب می دادند که کأنّه یک کلیاتی بیان می کردند تا معلوم نشود که با خود ایشان ارتباط دارد، ولی ما درباره چیزهایی که شنیده بودیم از دوستانی که در نجف داشتند و بزرگان دیگر، قلباً می دانستیم که ایشان مقاماتی دارند اما از خود ایشان هیچ چیزی شاهد نداشتیم و این جریان بود تا این سال های اخیر یک چیزهایی از ایشان ظاهر شد گویا مأموریتی داشتند که اظهار کنند والا در آن سال های قبلی که مربوط به بیش از پنجاه سال قبل است هیچ اظهاری نمی کردند و اباء داشتند از اینکه عنوان دیگری غیر از فقیه به ایشان اطلاق بشود.
 
بله این جریان ادامه داشت تا ما یک درس فقهی شروعی کردیم و عرض کردم کتاب طهارت را ما در طول چند سال خدمت ایشان خواندیم، یک تحولاتی بعدها در زندگی شان پیدا شد و از آن خانه منتقل شدند به یک خانه ای در طرف های خیابان آذر و بازار آنجا و بعد از آن ایشان دعوت شدند برای ... بعد منزلشان همین منزلی که تا اواخر بودند اینجا را خریدند و منزل خیلی کوچک و محقّری بود و ما درسمان را در این منزل برگزار کردیم یعنی خود ایشان اجازه فرمودند و برای درس می رفتیم منزلشان.
 
همچنین اجازه می گرفتیم برای نماز مغرب و عشاء وما در همان جا می ماندیم و به ایشان اقتدا می کردیم. بعدها فرمودند که شاید عین عبارتشان یادم نیست اشاره ای کردند که یک مسجدی اینجا بناست مثلاً ما در آن نماز بخوانیم و دیگر در منزل نیایید. معنی اش این بود که ایشان امامت مسجد فاطمیه را قبول فرمودند بعد از فوت مرحوم آقاشیخ عبدالنبی اراکی (رض) ودیگر تقریباً برنامه ثابتی شد که درس ما در منزلشان بود و برای نماز هم می رفتیم مسجد فاطمیه.
 
چند سال پیش در یکی از فرمایشاتتان فرموده بودید که آن روزها در بین درس حضرت آیه الله بهجت به بعضی از حکایات یا بعضی از مطالبی در خصوص امامت اشاره ای داشتند که ما امروز فهمیدیم که چگونه به درد می خورد، به نظر حضرتعالی در این وضعیتی که چند سال شاید دو دهه ما درگیرش بودیم حضرتعالی بعنوان طلایه دار این حرکت حرکت می کردید نقش آن نکاتی را که ایشان در آن مقطع مطرح می کردند چگونه می بینید ؟
 
ما پیش از درس مقیّد بودیم زودتر برویم پیش از وقت درس بلکه از ارشادات معنوی ایشان به یک نحوی استفاده کنیم، ایشان هم تشریف می آوردند پیش از وقت درس، گاهی یکی دو نفر بودیم که پیش از درس و به طور متفرّق مطالبی همان طور که عرض کردم گاهی حدیثی می خواندند گاهی داستانی نقل می کردند از اساتید و بزرگان دیگران، ابتدا ما فکر می کردیم انتخاب این حدیث یا داستان اتفاقی است.
 
بعدها با دوستان صحبت کردیم گفتیم که بیان این حدیث ها و یا داستان ها مثل اینکه جهت دار است، آن دوست ما گفت که اتفاقاً من حس می کنم که ایشان وقتی یک مطلبی را نقل می کنند مثل اینکه من را مخاطب قرار می دهند، به جهتی مربوط به من دارند می گویند منتها به زبان یک حدیث یا داستان، فرض کنید من اگر یک لغزشی کردم و کس دیگری هم نمی داند حالا در خانه مربوط به خانواده ام و یا مربوط به دیگری ایشان یک داستانی نقل می کردند یا حدیثی می گفتند که تنبیهی بر آن جهت و اشاره ای داشت مثلاً یک چنین اشتباهی کردید شما کار بدی کردید مثلاً و راهنمایی بود که چه کار کنید.
 
این زیاد اتفاق می افتاد که وقتی داستان نقل می کردند یک نگاه خاصی هم به طرف می کردند، بعدها دیگر کم کم ما باور کردیم که اینها جهت دار است همین جوری و به طوراتفاقی چیزی نقل نمی کنند. از جمله گاهی مطالبی را می فرمودند که ناظر به جهات اجتماعی و سیاسی و اینها بود و آن وقت ها هم مصادف شده بود با اوایل جریان نهضت روحانیت و حمله کماندوهای شاه به مدرسه فیضیه و گاهی مطالبی می فرمودند ارتباط پیدا می کرد با این مسائل و گاهی هم همین طوری که شما اشاره فرمودید به مسائل ولایت و خلافت امیرالمؤمنین (ع) و مسائل شیعه و یک سری مطالبی را بیان می فرمودند.
 
من خودم گاهی تعجب می کردم که آقا مثلاً ما که سنّی نیستیم که این مطالب را برای ما بیان می کنید، کسی درباره آن شک ندارد ، ته دلم این جورمی گفت و نمی فهمیدم سرّ اینکه ایشان این قدرروی این مطالب تکیه می کنند چیست. بعدها در این دهه های اخیر کاربرد آن فرمایشات ایشان برایمان روشن شد، مثلاً گاهی می فرمودند که خوب است اگر یک وقت با برادران اهل تسنّن ارتباط پیدا کردید این جوری بحث کنید، یادم هست( حالا این مطلب شاید بیش از چهل سال قبل است ما درس فقه نزد ایشان می خواندیم ،بحث طهارت که تمام شد مکاسب و خیارات را هم ما خدمت ایشان خواندیم، می فرمودند که شما وقتی با اهل تسنّن مواجه شدید نیایید بحث خلافت امیرالمؤمنین را مطرح کنید، بحث را از اینجا شروع کنید بگویید که همه اهل تسنّن در مسائل فقهی به چهار نفر مراجعه می کنند ابوحنیفه و شافعی و مالک و ابن حنبل واینها یا مستقیماً شاگرد امام صادق بودند مثل ابوحنیفه و یا مع الواسطه شاگرد بودند و هر کدامشان درباره امام صادق بیانات جالبی دارند درباره اعتراف به فقاهت و اعلمیت ایشان و مارأیت أفقه من جعفر بن محمد و از این جور تعبیرها. شماها می گویید از این شاگردهای امام صادق تقلید می کنید. در واقع، وقتی از این شاگردها تقلید جایز باشد از استادی که خود این شاگردها به فضل او اعتراف کردند تقلید نمی شود کرد؟! این چه منطقی است، ما از استاد اینها داریم تقلید می کنیم ما شیعه ها کارمان این است که از امام صادق تقلید می کنیم، شما از ابوحنیفه تقلید می کنید از شافعی، بسیار خوب چرا اجازه نمی دهید ما از امام صادق تقلید کنیم .آنها که همه شان اعتراف دارند که امام صادق افقه بوده وهیچ کسی نمی تواند این را رد بکند این منشأ این می شود که آنهایی که اهل انصاف باشند و واقعاً غرضی در کارشان نباشد تصدیق کنند که بله می شود این کار را کرد کمااینکه شیخ شلتوت این کار را کرد وعمل به فقه شیعه را جایز دانست بلکه بعضی قوانین مصر در آن زمان بر اساس فقه شیعه تنظیم شد مثل مسأله طلاق، اهل تسنّن سه طلاقه در یک مجلس جایز می دانند آنها بر طبق قانون شیعه آمدند طلاق را گفتند باید در سه مجلس انجام بگیرد.
 
فرمودند از این منطق وارد بشوید که ما شیعیان از استاد این امام های شما تقلید می کنیم تا آنها منطقاً هیچ دلیلی بر ردّ مذهب ما نداشته باشند ناچار باشند بپذیرند که کار صحیحی می کنید ، وقتی این کار صحیح شد و مذهب شیعه به عنوان یک مذهب رسمی شناخته شد آن وقت مطالعه کتابهای ما برای آنها آزاد می شود ، اگر این کار بشود بسیار ما پیشرفت می کنیم و الان مانعی که هست و آن این است که کتاب های ما را مطالعه نمی کنند،وقتی این کتاب ها مطالعه شد کم کم به حقانیت مذهب ما پی می برند و اقلاً این دشمنی ها دیگر برداشته می شود، خلاصه ایشان پیش از درس گاهی از این جور مطالب می فرمود، امروز ملاحظه می فرمایید بعد از پنجاه سال که از این جریان گذشته ، من هنوز راهی بهتر از این برای ارتباط با اهل تسنن پیدا نکردم، این یک کار خیلی ساده ای است، هر راه دیگری آدم وارد بشود دست انداز دارد، حبّ و بغض ها و بدبینی ها تحریک می شود امادر این راه نه ، راه خیلی ساده ای و هیچ عکس العمل بدی ندارد هیچ تنشی ایجاد نمی کند و باعث ارتباط بیشتر و تدریجاً راهی می شود برای اثبات حقانیت مذهب شیعه، این یکی از راهکارهای کلّی بود که ما از ایشان یاد گرفتیم ولی همچنان این سؤال برایمان باقی بود که ایشان گاهی دلیل می آوردند که واقعاً حق با علی بوده و چند تا از این داستانها مثلاً از شرح ابن ابی الحدید و نهج البلاغه نقل می کردند که در کتابهای خود آنها است جاهای دیگر هست، ما می گفتیم آخر ما که شکی نداریم برای چه اینها را برای ما بیان می کنند؟!
 
اماحالا متوجه می شویم که ایشان پیش بینی می کرد که یک روزی این مسائل مورد نیاز خواهد شد و کسانی در ایران تشکیک می کنند فرض کنید من کنت مولاه فهذا علی مولاه، فکر می کرد این معنایش مولا یعنی دوست او هستند، ایشان آن وقت نقل می کرد که این معنا ندارد که در یک چنین حادثه ای پیامبر علی را بلند کند وبگوید من دوست او هستم، این همه تشریفات و مقدمات و چیزی که در غدیر اتفاق افتاد فقط برای این بود که پیغمبر بفرمایند او را دوست دارم شما هم دوستش داشته باشید به عنوان یک امر عادی؟حالا ما می فهمیم که اینها مورد حاجت هست و ایشان پنجاه سال پیشتر کأنّه امروز را می دید و به ما توجه می داد که روی اینها کار بکنیم.
 
مستحضر هستید آن سلسله نورانی که از مرحوم جودا شروع می شود و ملاحسین قلی همدانی و سیداحمد کربلایی و قبلش هم شیخ علی شوشتری گرچه یک عرفان منزوی مطرح می شود اما وقتی در عمقش نگاه می کنیم می بینیم که یک عرفان ستیز و یک تقوای ستیز هم در آن هست کما اینکه در همان دستورالعمل ملاحسین قلی همدانی ایشان فریاد از تسلط کفّار بر بلاد و حاکمیت دهریون ومادیون دارند و همان نکاتی که الان حضرتعالی به آن اشاره فرمودید تا شاگردانی مانند سیدعبدالحسین لاری و بافقی که از مکتب سیداحمد کربلایی برمی خیزند، این سلسله نورانی خودشان در مقاطع حساس وارد عرصه سیاست شدند حتی در دستورالعمل های اخلاقی شان بیان کردند، یک جا جمله ای از حضرتعالی هست و بسیار جمله زیبایی است و دوست داریم این را بشکافیم که چگونه از نظر این مکتبی که علامه طباطبایی و بعد آقای بهجت ادامه دهنده همان هستند حضرتعالی فرمودید که بزرگترین مشوّق بنده لااقل در پرداختن به مسائل سیاسی و اجتماعی ایشان بودند، دوست داشتیم در این خصوص بیشتر توضیح دهید؟
 
همان طور که اشاره کردم در موقعی که نهضت حضرت امام( رض) و نهضت روحانیت شروع شد و داستان مدرسه فیضیه و حمله کماندوها به مدرسه فیضیه در حضور مرحوم آیه الله العظمی گلپایگانی (رض) طلبه ها مورد هجمه واقع شدند بعضی ها را از بالای پشت بام مدرسه فیضیه پرت کردند در رودخانه در مدرسه، مرحوم آقای بهجت ضمن اظهار حساسیت و تأسف نسبت به این مسائل اصرار می کردند که سعی کنید این حوادث را ضبط کنید بنویسید و ممکن است اینها چندی بگذرد فراموش بشود یا تحریف بشود و مؤکداً اصرار می کردند که نگذارید اینها فراموش بشود و خود ایشان هم در مقام محکوم کردن اینجور کارها و زشتی و عظمت گناه و فجایعی که انجام می گرفت به صورت های مختلف یک نوع مسئولیتی برای خودشان می دانستند که اینها را زنده نگه دارند.
 
و همین که ایشان اصرار می کردند به هر حال ما هم روی علاقه ای که داشتیم و می دانستیم ایشان بی جهت به یک چیزی تأکید نمی کنند از همان وقت ها به فکر این افتادیم که این مسائل را دنبال کنیم چون بالاخره وقتی آدم بخواهد قضایایی را ثبت بکند و یادداشت بکند، باید اطلاعات دقیق داشته باشد، ناچار باید حضور داشته باشد بپرسد تحقیق کند تا دقیقاً ثابت بشود یعنی واقعیت آن طور که هست ثبت بشود و جلوگیری بشود از تحریف ها.
 
روز به روز وقتی جریانات مبارزات داغتر می شد و مزاحمتی که برای روحانیون و منبری ها و زندان و تبعید و اینها پیش می آمد به این مناسبت ها ایشان هم اشاراتی می فرمودند یا اشاره ای که مثلاً چه باید کرد، گاهی حرفهای خیلی ساده ایشان می توانست فتح بابی باشد برای یک نوع فعالیت و بعضی از دوستانی که در درس ایشان شرکت می کردند بخاطر همین تأکیدات ایشان رفتند سراغ فعالیت های اجتماعی و سیاسی، بخصوص در بخش کارهای تبلیغاتی و فرهنگی، یعنی مبارزاتی که از آن زمان شروع شد به رهبری حضرت امام و سایر مراجع یک بعدش ضعیف بود و آن بعد تبلیغاتی و فرهنگی اش بود و اتفاقاً ایشان روی این بعد از مبارزات تکیه می کردند، ما را سوق می دادند به اینکه این جهتش را جبران کنید تقویت کنید و همین باعث شد که ما در این فعالیت ها در حدّ توان و بضاعت خودمان شرکت کنیم و بخصوص به بعد تبلیغاتی و فرهنگی اش اهمیت بدهیم.
 
اینکه من عرض کردم محرّک من در شروع این فعالیت ها همین جهت بود که ایشان تأکید می کردند برای تقویت بعد فرهنگی و تبلیغاتی مبارزه، ما هم روی حسن ظنّی که به فرمایشات ایشان داشتیم این را یک وظیفه مؤکدی برای خودمان می دانستیم و در حدّی که ازعهده ما برمی آمد دنبال می کردیم.
 
* حضرتعالی که در مجلس خبرگان تشریف داشتید نقل است که یک مرتبه حضرت امام مجلس خبرگان را به حضور در درس اخلاق آیه الله بهجت دعوت کردند. اگر خاطره ای در این خصوص دارید بفرمایید.
 
آنچه من نظرم هست این است که مرحوم آیه الله مشکینی (رض) که رئیس مجلس خبرگان بودند نقل می فرمودند که ما خدمت حضرت امام شاید هم گفتند بارها برای مسائل اخلاقی و اینها مطرح کردیم و گفتیم به کی مراجعه کنیم در این گونه مسائل و ایشان می فرمودند به آقای بهجت مراجعه کنید، عرض می کردیم ایشان نمی پذیرند اباء دارند از اینکه مثلاً به این عنوان شناخته بشوند و مطرح بشوند و اینها، امام می فرمودند که باز می فرمودند به ایشان مراجعه کنید اصرار کنید.
 
مرحوم امام کس دیگری را به این عنوان معرفی نکردند . بنده هم از مرحوم آقا مصطفی (ره)شنیدم که می گفتند که حضرت امام نظر خاصی به آقای بهجت دارند و گاهی برای بعضی حاجات و مشکلاتشان به ایشان ارجاع می دادند، حالا نمی دانم ذکر این مطلب چه اندازه بجاست ، جناب آقای مسعودی که تولیت آستانه حضرت معصومه(س) را داشتند ایشان بخاطر اینکه اهل خمین بودند و به منزل امام، زیاد رفت وآمد داشتند نقل می کردند که بارها اتفاق افتاد مشکلی برای امام پیش آمد یا بیماری سختی مثلاً بستگانشان داشتند، ایشان مرا می فرستادند پیش آقای بهجت که برو ببین آقای بهجت چه می گویند و مکرّر اتفاق افتاد که ایشان می فرمودند بروید قربانی کنید گاهی یکی گاهی دو تا گوسفند قربانی کنید و من بلافاصله به دستور آقای بهجت وبا پیشنهاد حضرت امام می آمدم پیش فلان قصابی و گوسفند می گرفتم.
 
مرحوم آقامصطفی راجع به مقامات معنوی ایشان نقل می کردند، بنده هم بلاواسطه از خود آقامصطفی شنیدم که می فرمودند امام معتقدند آقای بهجت خیلی مقامات عالیه معنوی دارند و حتی در ذهنم هست که این تعبیر را کردند که ایشان موت اختیاری دارد، این را مرحوم آقامصطفی از امام درباره آقای بهجت نقل می کرد.همچنین این داستان را افراد موثقی نقل کردند. حالا یادم نیست آقامصطفی نقل کردند یا کس دیگری که یک وقتی امام متوجه شده بودند که آقای بهجت از لحاظ مسائل مادّی در تنگنا هستند، آن موقع مرحوم امام با مرحوم آقای بروجردی رابطه خیلی نزدیکی داشتند . مرحوم آقای بروجردی تازه به قم تشریف آورده بودند و حضرت امام یکی از عناصر اصلی در تثبیت مرجعیت ایشان و اقامت ایشان در قم بودند.
 
ایشان از آقای بروجردی یک هدیه ای را برای آقای بهجت گرفته بودند. وقتی آورده بودند ،آقای بهجت قبول نکردند و ایشان هم خیلی نگران شده بودند که حالا من از آقای بروجردی به عنوان اجبار کمک گرفتم بروم پس بدهم زشت است سوء تفاهم می شود چه کارش بکنم.
 
بالاخره یک راهی به نظرشان رسیده بود که ایشان از مال خودشان به آقای بهجت تقدیم کنند و آن را خودشان بردارند آن را که از آقای بروجردی گرفته بودند، حالا من نمی دانم به چه صورتی این راه را انتخاب کرده بودند، بالاخره آقای بهجت هدیه از شخص امام را از مال شخصی شان قبول کرده بودند اما اینکه از وجوهات بود و از مرحوم آقای بروجردی گرفته بودند ایشان این را نپذیرفتند، این نقلی است از آن وقت.
 
اشاره ای فرمودید به اینکه کرامت واقعی مرحوم آیه الله بهجت در حقیقت همان منظومه فکری و نظام فکری بود که بر اساس آن، رسالت و تکلیف خودش را تعریف کرده بود، اگر بخواهیم این را برای نسل کنونی باز کنیم و یا تدوین کنیم باید روی چه مؤلفه هایی انگشت بگذاریم در زندگی این بزرگمرد، چون حضرتعالی آن بعد کتوم بودن ایشان را مطرح کردید و فرمودید که اصلاً به غیر از این چند سال اخیر ایشان روی این مسأله مطرح نشده بود، کدام یک از ویژگیهای ایشان را ما باید در بین نسل جوان تبلیغ کنیم و خود ما هم روی آن تأسی کنیم؟
 
بنده خیال می کنم چیزی که در زندگی ایشان کاملاً بیّن بود و هر کس اندکی با ایشان معاشرت پیدا می کرد یا از فرمایشات ایشان استفاده می کرد متوجه می شد این بود که ایشان تمام سخنانشان و رفتارشان روی یک محور متمرکز بود وآن اینکه تقرب به خدای متعال یا کمال حقیقی برای انسان جز در سایه اطاعت خدا و عمل به دستورات شریعت حاصل نمی شود.
 
تکیه کلام ایشان انجام واجبات و ترک محرمات بود. هرکه از ایشان می پرسید چه باید بکنیم چه دستور اخلاقی شما توصیه می کنید محورش همین بود انجام واجبات ترک محرمات، تکیه کلام ایشان در تمام مدتی که ما خدمت ایشان می رسیدیم و گاهی صحبت از مسائل اخلاقی و معنوی می شد، مسلّمات شریعت بود، این مطلب را بارها تکیه می کردند که اگر ما آنچه از شریعت می دانیم عمل کنیم خدا آنچه لازم باشد به ما خواهد فهماند، لزومی ندارد که بگردیم دنبال یک چیزهایی که خیلی مجهول هست و یک اسراری هست کسانی می دانند هیچ کس نمی داند، می فرمودند هرچه در شریعت بیشتر روی آن تأکید شده، آیات قرآن و روایات ،بیشتر به آن تأکید کرده دلیل آن است که آن راه ،راه تقرب به خداو مهمتر و مؤثرتر است.
 
ما برای اهمیت رفتارهایمان باید ببینیم خدا و پیغمبر به چه مطلبی بیشتر اهمیت دادند، این باورکردنی نیست که یک راهی برای تقرب به خدا باشد و آن را خدا اختصاص داده باشد به یک اشخاص خاصی بصورت یک سرّی نزد یک کسی باشد خدای متعال از همه بیشتر علاقه دارد که مردم به او نزدیک بشوند، اصل دستگاه نبوت و انبیاء و ائمه را برای این قرار داده که هرچه بیشتر مردم او را بشناسند و به او نزدیک بشوند به او راه پیدا کنند، آن وقت چطور ممکن است آنکه مهمترین راه است آن را مخفی کند از مردم، این معقول نیست.
 
حتماً آن چیزهایی که در شرع بیشتر به آن اهمیت داده شده آنها مقرّبیتش بیشتر است، آن چیزهایی که بیشتر نهی شده و تأکید شده معلوم می شود که آنها خیلی انسان را از خدا دور می کند تکیه کلام ایشان اینها بود، اما در بین مقوله های دینی و عبادی چیزهایی که ایشان خیلی به آنها اهمیت می دادند اصل نماز و توسل به اولیاء خدا مخصوصاً توسل به سید الشهداء و وجود مقدس ولی عصر ارواحنا فداه اینها را به صورت های مختلف تأکید می کردند.
 
اما اینکه یک رمز و راز خاصی باشد و به صورت سرّی باید به یک کسی بیان کرد ،ایشان نه تنها چنین کاری نمی کردند که نفی می کردند، به هر صورت استدلال می کردند که چنین چیزی نیست و این برای این است که ما دنبال این می گردیم که برای نزدیک شدن به خدا یک راه کوتاه میانبری پیدا کنیم که با خواسته هایمان بسازد، دلمان می خواهد دلخواه خودمان عمل کنیم یک ذکری هم بگوییم که این ما را به خدا نزدیک کند، این مال تنبلی ماست والا راه همان است که خودش فرموده.
 
گاهی می فرمودند اگر آدم به همان چیزهایی که می داند وبه مسلمات شرع عمل کند اگر لازم بشود در یک موقعیتی یک کاری انجام بدهد خدا از هر راهی باشد از راه یک انسانی ،یک عالمی، جاهلی یا بچه ای حتی اتفاقی قضیه ای راه را به او نشان می دهد.فرض کنید آدم در کوچه دارد می رود می بیند کاغذ افتاده مچاله شده برای اینکه اسم خدا در آن باشد برمی دارد وقنی می خواهد ببیند که این چیست ،می بیند آن چیزی راکه به درد او می خورد خدای متعال در همان کاغذ مچاله شده برای او مهیا فرموده، گاهی ممکن است آدم از یک کسی اتفاقاً یک حرفی بشنود او دارد برای خودش حرف می زند اما آن راهی باشد که خدا از همان راه به آدم نشان می دهد که چه کار باید بکند.
 
ایشان داستانی در همان وقت هایی که ما می رفتیم خدمت ایشان، نقل کردند که هم سبک تربیت ایشان را نشان می دهد و هم این نکته ای که اشاره کردم خدای متعال از چه راهی آدم را راهنمایی می کند روشن می شود. منزل ایشان در انتهای بن بستی بود که یک طرفش منزل ایشان بود و یک طرف منزل یک شخصی بود که همسایه نزدیکشان بود. دو سه تا بچه کوچک بودند از آن منزل می آمدند و می نشستند کنارمنزل و در واقع این زاویه مشترک بین منزل آقای بهجت و منزل همسایه بود.
 
بچه ها می نشستند آنجا روی سکو بازی می کردند، یک روز ما رفتیم درس ایشان با یک حالت بشّاشی فرمودند که من امروز یک چیزی از این بچه ها یاد گرفتم، تقریباً حاصلش را من به زبان خودم عرض می کنم عین عبارت های ایشان یادم نیست اما مضمونش این بود ما تعجب کردیم آقای بهجت از یک بچه ای که بازی می کردند سر کوچه چی یاد گرفته.فرمودند من اینجا نشسته بودم داشتم مطالعه می کردم یک فقیری آمد درب منزل و به این بچه ها گفت که برو از مامانت نانی چیزی برای من بگیر بیاور، آن بچه گفت که برو از مامانت بگیر، این فقیر گفت که من گرسنه هستم احتیاج دارم تو برو به مامانت بگو یک چیزی به من بدهد، دوباره خیلی صریح گفت برو از مامانت بگیر، دو سه مرتبه این تکرار شد تا این فقیر بالاخره دید نه این بچه ها از جایشان بلند نمی شوند رفت دنبال کارش.
 
آنکه من یاد گرفتم این است که اگر ما خدا را به اندازه مامان حساب می کردیم به اندازه اینکه این بچه می فهمد که هرچه می خواهد از مامانش باید بگیرد، اگر این را ما یاد می گرفتیم که هرچه می خواهیم برویم از خدا بخواهیم بار ما بسته می شد، مشکل ما این است که خدا را کاره ای نمی دانیم نمی رویم سراغ او، این را می فرمود من از یک بچه یاد گرفتم، خوب حالا برای تعلیم ما این را می فرمود چرا که مقام ایشان خیلی بالاتر از این حرف ها بود ولی منظورم این بود که خدا گاهی از راه یک بچه چیزی به آدم می آموزد اگر به آنچه ما می دانیم عمل کنیم خدا بلد است به ما بفهماند که چه کار باید بکنیم.
 
برداشت ما از فرمایشات شما این است که آیه الله بهجت در حقیقت بنیانگذار یک مکتب جدیدی نبود بلکه همان سیره و سلوک معصومین علیهم السلام را احیا کردند و در این عصری که عرفان های کاذب دارد رشد می کند دکّه ها و دکان ها دارد باز می شود باز هم وجود مقدس آقای بهجت به نوعی پیامی برای معضلات امروز بود.
 
مرحوم آقای بهجت برای خودشان کأنّه یک رسالتی قائل بودند که در مقابل خرافات و دکان داری هایی که در این زمینه وجود دارد و کسانی به نام عرفان و مسائل اخلاقی و قطبی و مرشدی و این حرفها دکان داری می کنند و مردم را سرگرم می کنند برای خودشان یک رسالتی قائل بودند که با اینها مبارزه بکنند منتها مبارزه مثبت، یعنی به جای اینکه بگویند فلان کس دارد خطا می کند یا فلان فرقه چنین و چنانند ایشان این جهت را بیان می کردند که راه صحیح، پیروی از اهل بیت و عمل به دستورات شریعت است راه دیگری نیست.
 
به طور کلی سایر فرقه ها و راه ها و بدعت ها و همه اینها را نفی می کردند به صورت مبارزه مثبت یعنی با تثبیت اینکه راه فقط پیروی از اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین هست، سایر چیزها را نفی می کردند و شاید این روز را می دیدند، آن وقت ها البته فرقه تصوف و اینها بود ولی این عرفانهای کاذب به این وسعت نبود اینها تازه رواج پیدا کرده هرگوشه ای یک کسی یک مغازه ای باز کرده و شاید به خاطر همین ها بود که ایشان این مسأله را خیلی روی آن تأکید می کردند که تنها عمل به دستورات شرع، انجام واجبات و ترک محرمات است که انسان را می تواند به سعادت برساند و از ویژگی های ایشان این بود که همیشه در فعالیت ها جنبه مثبت را تقویت می کردند یعنی به جای اینکه یکی یکی با این مکاتب انحرافی و خرافی مبارزه بکنند و اسم ببرند آن مکتب غلط است و فلان است، در مقابلش آن جهت مثبت را ارائه می دادند که اینها صحیح است و ما باید این جوری رفتار بکنیم.
 
* حضرتعالی سالها در خدمت ایشان بودید هم در نماز برکاتی ایشان شرکت کردید ،هم دردرس و محفل انس ایشان شرکت می کردید آیا شخصیتی مانند آقای بهجت با آن هروله هر روزش از مسجد تا حرم بی بی و زیارت عاشورا خواندنش که یادآور توحید و تولی و تبری است برای نسل های آینده، آیا یک چنین شخصیتی قابل تکرار هست یا نه؟
 
اولاً باید اعتراف بکنم که حضور بنده آن سالها در درس ایشان هیچ دلیلی بر اینکه بنده لیاقت استفاده از ایشان را داشتم نیست و خیلی متأسفم و باید اعتراف بکنم که علی رغم اینکه بیش از پانزده سال من مرتب در درس ایشان شرکت می کردم در امور معنوی و اینها لیاقت استفاده از بهره های معنوی ایشان را نداشتم، در حد همین چیزهایی که شنیدم و نمونه هایش را برایتان نقل کردم در همین حدها بود والا من اگر لیاقت داشتم در ظرف این پانزده سال اقلاً یک تکانی خورده بودم یک قدمی برداشته بودم که متأسفانه روز به روز بر گناهانم افزوده شده و بارم سنگین شده.
 
اما نسبت به معرفت مقام ایشان حقیقت این است که دهان بنده کوچک تر از این است که راجع به چنین شخصیتهایی اظهار نظر بکنم که اینها در چه مقامی هستند و کسی مثل آنها هست یا نیست، آنچه من به طور کلی از آموزه های امثال مرحوم آیه الله بهجت و منابع فرمایشاتشان( آیات و روایات) استفاده کردم این است که در هیچ حالی ما حق نداریم ناامید بشویم از وجود بندگان خاص خدا و خدا ذخائری دارد در میان بندگانش که همه را معرفی نمی کند، اولیاء خدا مستور هستند، گاهی مسائلی اقتضاء می کند که بعضی هایشان شناخته بشوند به اندازه ای که مردم لیاقت استفاده دارند.
 
شاید اساتید مرحوم آقای بهجت و کسانی که اساتید ایشان را دیده بودند فکر می کردند بعضی از اساتید کسی مثل آنها پیدا نخواهد شد، ما هم باور نمی کردیم که آقای بهجت چنین مقاماتی را دارند یعنی به عنوان یک بچه ای که آشنا شده بودیم و ایشان را به عنوان یک آدم متدیّن و متعبّد می دیدیم ،اما معلوم شد ایشان مقاماتی دارند که به حسب حدس و گمان ما کمتر کسی به این مقامات نائل شده و خود اینکه آدم بتواند پنجاه سال این مقامات خودش را کتمان کند این چیزی شبیه معجزه است، جای این دارد که خیلی روی این تأمل بشود.
 
آنچه بعدها به طور یقین ثابت شد این است که ایشان از آغاز تکلیفش چیزهایی را داشته که ما بعد از هفتاد سال به آن نمی رسیم یعنی من بیش از شصت سال از تکلیفم می گذرد و همیشه هم دلم می خواسته که در این راه ها پیشرفتی بکنم اما به آنجایی که ایشان روز اول تکلیفش رسیده بوده نرسیدم، به فرض اینکه آخر عمرم برسم تازه شصت سال از ایشان عقبم و حالا این تازه چیزی است که به عقل من می رسد، اختلافات مراتب اولیای خدا چیزی نیست که به این سادگی ها قابل شناختن باشد، کی مقامش بالاتر است چقدر بالاتر هست اینها اثباتش خیلی آسان نیست.
 
ظهور کرامات و این چیزها خیلی دلیل نمی شود، عرض کردم تا چند سال اخیر چیزی از ایشان ظاهر نمی شد اما هیچ از مقامش کم نبود، خیلی مقامات عالی داشت ولی هیچ ظهوری نداشت و نمی گذاشت کسی متوجه بشود، شاید کسان دیگری هم باشند که خدا یک چنین تفضلاتی به آنها فرموده ما نمی شناسیم.
 
این که قضاوت بکنیم هیچ کس مثل ایشان نخواهد شد یا حتی الان هم وجود ندارد یک چنین ادعایی از دهان بنده خیلی بزرگ تر است ، ولی می شود گفت در بین کسانی که می شناسیم لااقل در این زمان کسی به پای ایشان نمی شناسیم و خیلی بعید می دانیم به این زودی ها کسی مثل ایشان پیدا بشود.
 
اما به ضرس قاطع آدم بگوید نخواهد شد و یا نیست ،این یک ادعایی است که از امثال بنده برنمی آید، این کسان دیگری می خواهد که خودشان از این نمد کلاهی داشته باشند، مایی که پیاده ایم و از این دریا پایمان هم تر نشده حق نداریم در این مسائل اظهار نظر کنیم.
 
در رابطه با حفظ مسأله شریعت شما اشاره ای داشتید یک جا هم ما مطالعه ای داشتیم که ایشان حتی در ارتباط با خانواده طلاب هم وقتی چیزی را می فرستادند ،آن شریعت را کاملاً مراعات می کردند کما اینکه در رابطه با شما در یک جایی که ایام مبارزه تشریف داشتید همسر خودشان را فرستادند. در این باره اگر توضیحی دارید بفرمائید.
 
بله حدس ما و شاید بیش از حدس، یقین که ایشان نه تنها واجبات و محرمات را و مستحبات و اینها را حتی المقدور رعایت می کردند آداب شرعی و اجتناب از مکروهات را هم از نظر دور نمی داشتند و شاید بشود گفت که موردی پیش نمی آمد که عملاً بشود مستحبی را بجا آورد جایش باشد و ایشان اقدام نکنند یا مکروهی را بشود از آن اجتناب کنند و ایشان اجتناب نکنند.
 
نمونه های زیادی در طول سالهای زیاد اتفاق افتاده که من دیدم و همه اش یادم نیست ولی یک موردی که خیلی برای من جالب توجه بود همین نکته ای است که اشاره فرمودید. ما یک وقتی در جریانات بعضی مسائل و فعالیتهای سیاسی با دوستان تصمیم گرفته بودیم که یک مدتی متواری بشویم،از جمله آیه الله مشکینی مدتی به اردبیل تشریف بردند ، بعضی دوستان دیگر جاهای مختلف رفتند، بعضی ها هم زندانی بودند که به هر حال آن ارتباطهای پنهانی این اجتماع یا این هیئت کشف شد و بالاخره با توصیه بعضی کسانی که در خود زندان بودند ما بنا گذاشتیم که چندی در قم نباشیم. چندماهی من به اطراف یزد و رفسنجان و آنجاها رفتم، آن وقت ها ما یک زندگی طلبگی ساده ای داشتیم و آنچنان هم نبود که اگر ما نباشیم ، کسی رسیدگی به وضع خانواده مان بکند . بعد از چندی شاید پنج شش ماه گذشته بود از آن موقعیت، خانواده ما گفتند که یک روز همسر حضرت آیه الله بهجت منزل ما تشریف آوردند ویک کیسه برنج با مبلغی پول دادند به ما، و من تعجب کردم ایشان منزل ما را از کجا می دانستند و اینها وقتی می رفتند پشت سر ایشان نگاه کردم دیدم سر کوچه آقازاده شان ایستاده است.
 
حاصل جمع این اطلاعات این شد که مرحوم آقای بهجت مبلغی پول و یک کیسه کوچک برنج که می شد حمل بکنند این را توسط آقازاده شان فرستاده بودند درب منزل ما ولی برای اینکه مرد با خانواده ما تماس پیدا نکند همسرشان را هم فرستاده بودند که وقتی می خواهند تحویل بدهند خانمشان تحویل داده باشند. و این برای من سؤال شده بود که چرا آقازاده شان این هدایا را نیاورده بود خانواده ما نتوانسته بودند این را تحلیل بکنند که این سرّش چه بود، همان یک بار هم همسر ایشان تشریف آورده بودند درب منزل ما، بعدها من متوجه شدم که یکی از مکروهات این است که وقتی مرد خانواده ای درمسافرت است ،کراهت دارد که مرد دیگری در آن منزل برود و با همسر او صحبت کند، یکی از مکروهات این است که اگر کاری هم دارد حتی المقدور مرد با آن خانمی که شوهرش نیست صحبت نکند و ایشان برای اینکه این کارمکروه انجام نگیرد ،آقازاده و همسر شان را فرستاده بودند مخصوصاً که همسرشان منزل ما را هم بلد نبودند آقازاده شان آن امانت را حمل کرده وسر کوچه داده بود به مادر خود و خودش رفته بود سر کوچه ایستاده بود و خانم آورده بودند آن مبلغ را به همسر ما مرحمت کرده بودند.
 
آن وقت من متوجه شدم که ایشان وقتی می خواهد یک کمکی برای کسی بکند تمام آداب شرعی و مستحبات و مکروهاتش را هم رعایت می کند که مبادا یک مکروهی در این جریان انجام بگیرد، حالا اگر مکروهی هم بود برای ایشان مکروه نبود. اما راضی نبودند حتی فرزند ایشان هم مبتلا به انجام مکروهی در این جریان شوند. اولیای خدا چقدر ظرافت در رفتارها را رعایت می کنند و این نکته های ظریف و آدابی که در شرع مقدس وارد شده و رعایتش باعث تقرّب های جهشی می شود چه ارزشی به کارها می بخشد. بله این مکتب آقای بهجت است یعنی مکتب اهل بیت (سلام الله علیهم اجمعین) با رعایت تمام احکام واجب و مستحب و ترک محرمات و مکروهات.
 
* در پایان اگر نکته خاصی دارید بفرمایید.
 
بنده چیز خاصی به نظرم نمی رسد عرض بکنم آنهایی هم که گفتم اتلاف وقتی بود برای شما یا کسان دیگری که بشنوند ولی اگر بنا باشد توصیه بکنم به همان چیزی توصیه می کنم که آقای بهجت به ما یاد دادند و آن توسل به اولیای خدا و در اینجا مخصوصاً برای ما قمی ها و ساکنین قم توسل به بارگاه حضرت معصومه(س) که ولی نعمت همه ما هستند و برکاتشان شامل حال همه شیعیان می شود و در درجه اول ما مسئولیت بیشتری برای شکرگزاری این نعمت و استفاده از این برکات و خدا محبت ما را نسبت به این خانواده و نسبت به شخص حضرت معصومه(س) بیشتر کند و ما را مشمول عنایاتشان قرار بدهد.

]]>
استخدام روحانیون در عقیدتی و سیاسی ناجا 2011-05-18T06:41:18+01:00 2011-05-18T06:41:18+01:00 tag:http://howzehelmiehostanemarkazi.mihanblog.com/post/138 حوزه علمیه استان مرکزی. دفتر نمایندگی سازمان عقیدتی و سیاسی نیروی انتظامی مستقر در قم از میان روحانیون سطح 2 و 3 جهت استخدام و اعزام به تبلیغ دعوت به عمل آورده است. اعتقاد و التزام عملی به نظام مقدس جمهوری اسلامی و ولایت مطلقه فقیه، داشتن تابعیت جمهوری اسلامی ایران، عدم عضویت و هواداری از احزاب و گروه­های سازمان­های سیاسی، عدم سوء پیشینه، سلامت کامل جسمی، تلبس به لباس مقدس روحانیت و دارا بودن حداکثر 35 سال سن، را از شرایط پذیرش اعلام کرده است.   شایان ذکر است، استخدام رسمی بعد از گذشت سه سال با داشتن شرای دفتر نمایندگی سازمان عقیدتی و سیاسی نیروی انتظامی مستقر در قم از میان روحانیون سطح 2 و 3 جهت استخدام و اعزام به تبلیغ دعوت به عمل آورده است.

اعتقاد و التزام عملی به نظام مقدس جمهوری اسلامی و ولایت مطلقه فقیه، داشتن تابعیت جمهوری اسلامی ایران، عدم عضویت و هواداری از احزاب و گروه­های سازمان­های سیاسی، عدم سوء پیشینه، سلامت کامل جسمی، تلبس به لباس مقدس روحانیت و دارا بودن حداکثر 35 سال سن، را از شرایط پذیرش اعلام کرده است.
 
شایان ذکر است، استخدام رسمی بعد از گذشت سه سال با داشتن شرایط، پرداخت حقوق و مزایا برابر با نظام هماهنگ پرداخت، برخورداری از بیمه خدمات درمانی نیروهای مسلح، بهره­مندشدن از مسکن سازمانی در حین خدمت، دریافت حقوق در میان­دوره و بهره­مندشدن از مزایای بیمه بازنشستگی از مزایای این طرح می­باشد.
 
داوطلبان استخدام با در دست داشتن مدارک مورد نیاز شامل: اصل و تصویر آخرین مدرک حوزوی، آخرین مدرک تحصیلی، تصویر تمام صفحات شناسنامه، تصویر کارت پایان­خدمت یا معافیت تحصیلی و 18 قطعه عکس به نشانی قم خیابان ساحلی 5 پشت دادگستری، دفتر نمایندگی سازمان عقیدتی سیاسی نیروی انتظامی مستقر در قم مراجعه و یا با تلفن های 7722859 - 0251 تماس بگیرند.

]]>
کدام مرجع تقلید کامپیوتر را به حوزه آورد؟! 2011-05-18T06:35:14+01:00 2011-05-18T06:35:14+01:00 tag:http://howzehelmiehostanemarkazi.mihanblog.com/post/137 حوزه علمیه استان مرکزی. بنیانگذار اولین مرکز کامپیوتری در حوزه علمیه بودند و معجم فقهی ایشان هم اکنون مشتمل بر 7 هزار کتاب فقهی است حجت الاسلام والمسلمین سید جواد گلپایگانی، فرزند مرجع فقید آیت الله العظمی گلپایگانی همزمان با فرا رسیدن هجدهمین سالگرد ارتحال این عالم ربانی طی سخنانی با اشاره به ابعاد شخصیتی این مرجع عالیقدر جهان تشیع اظهار داشت: ایشان دارای ویژگی های خاصی بوده و با این که در دوران طفولیت علی رغم این که معظم له در سن 4 سالگی مادر و در سن 9 سالگی پدر خود را از دست داده بودند از استعداد و هوش بس بنیانگذار اولین مرکز کامپیوتری در حوزه علمیه بودند و معجم فقهی ایشان هم اکنون مشتمل بر 7 هزار کتاب فقهی است


حجت الاسلام والمسلمین سید جواد گلپایگانی، فرزند مرجع فقید آیت الله العظمی گلپایگانی همزمان با فرا رسیدن هجدهمین سالگرد ارتحال این عالم ربانی طی سخنانی با اشاره به ابعاد شخصیتی این مرجع عالیقدر جهان تشیع اظهار داشت: ایشان دارای ویژگی های خاصی بوده و با این که در دوران طفولیت علی رغم این که معظم له در سن 4 سالگی مادر و در سن 9 سالگی پدر خود را از دست داده بودند از استعداد و هوش بسیار بالایی برخوردار بوده اند.
 
وی افزود: مرحوم والد از گذراندن تحصیلات ابتدایی در گلپایگان برای ادامه تحصیل به اراک آمد و در حوزه علمیه این شهر از وجود اساتید بزرگی چون آیت الله العظمی شیخ عبد الکریم حائری بهره برد.
 
* هفتادوپنج سال تدریس در حوزه
 
فرزند ارشد آیت الله العظمی گلپایگانی ادامه داد: این مرجع عالیقدر پس از مدتی اقامت در اراک به قم مهاجرت و در آن جا نیز از حضور اساتید بزرگی بهره بردند و پس از مدت اندکی به تدریس و تربیت طلاب پرداختند، به طوری که ایشان 75 سال سابقه تدریس داشتند و بیش از 60 سال آن مربوط به تدریس خارج فقه بود.
 
وی با بیان این مطلب که مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی30 سال بر کرسی مرجعیت و فقاهت تکیه زدند، گفت: معظم له مکتب فقهی خاصی برای خود داشت و در تدریس بیشتر از اصل روایات، بهره می برد و از همین روایات احکام را استخراج می نمود به طوری که انس ایشان با روایات زبان زد بود.
 
* اولین مرجعی که دروس کلاسیک را در حوزه ایجاد کرد
 
حجت الاسلام والمسلمین گلپایگانی با اشاره به این که این مرجع عالیقدر جهان تشیع خدمات زیادی را به حوزه ارائه نمودند، افزود: اهتمام ویژه ای  به حفظ حوزه ها و رفع مشکلات مادی طلاب داشتند و در دوران خفقان ستم شاهی که ظلم و ستم موج می زد با تدبیر خاصی حوزه را رونق بخشیدند.
 
وی گفت: این مرجع تقلید برنامه خاصی برای نظام آموزشی حوزه داشت و اولین مرجعی که دروس ابتدایی حوزه را به صورت کلاسیک در اورد ایشان بودند، همچنین مدارس علمیه ای را ایجاد کردند که بسیار منشاء اثر بوده و بسیاری از افراد امروز، طلبه های همان مدارس ابتدایی همچون علوی و المهدی هستند.
 
فرزند ارشد آیت الله العظمی گلپایگانی با اشاره به تأسیس مدرسه حضرت آیت الله گلپایگانی در قم آن را یکی دیگر از خدمات این مرجع عالیقدر دانست و گفت: این مدرسه امروز یکی از بزرگترین مراکز درسی حوزه می باشد که روزانه بیش از 320 کلاس درس در آن برگزار می شود.
 
وی ادامه داد: در این مدرسه کتابخانه بزرگی تعبیه شده که هم اکنون 14000 جلد کتاب خطی و 90 هزار جلد کتاب دیگر در آن موجود می باشد.
 
 *أسیس اولین مدرسه قرآن
 
حجت الاسلام والمسلمین گلپایگانی، این مرجع عالیقدر را موسس اولین مدرسه قرآن در ایران دانست و گفت: پدرم اهتمام ویژه ای به قرآن و قرائت آن داشت به طوری که در دوران ستم شاهی این مدرسه بزرگ را تاسیس و در آن به ترویج قرآن و تعلیم طلاب به شیوه های نوین پرداخت، ایشان همچنین احترام خاصی به حافظان قرآن قائل بوده و شهریه خاصی به آنان پرداخت می کرد و در زمانی که علمای اهل سنت، شیعه را متهم به قرائت قرآنی متفاوت می نمود، ایشان قرآنی که مربوط به چاپ بغداد بود را در سطح وسیع چاپ و در بلاد عربی توزیع نمود.
 
* فعالیت های بین المللی
 
فرزند ارشد این مرجع فقید با اشاره به فعالیت های برون مرزی آیت الله العظمی گلپایگانی(ره) یادآور شد: ایشان اولین مرکز شیعی را در لندن راه اندازی نموده که فعالیت های خوبی در عرصه دین انجام داده و هم اکنون نیز فعال می باشد به طوری که امروز نماز جمعه شیعیان لندن در این مرکز اقامه می گردد.
 
حجت الاسلام والمسلمین گلپایگانی تصریح کرد: معظم له همچنین در بسیاری از کشورهای خارجی همچون هندوستان، پاکستان، سوریه، لبنان و ... مدارس و مراکزی را جهت ترویج مکتب اسلام راه اندازی نمودند.
 
وی تاسیس بیمارستان آیت الله العظمی گلپایگانی را از دیگر اقدامات و ابتکارات این مرجع عالیقدر دانست که هم اکنون به صورت خیریه برای طلاب و دیگر اقشار مردم خدمات رسانی می کند.
 
* تأکید بر اصل ولایت فقیه
 
حجت الاسلام والمسلمین گلپایگانی فرزند ارشد آیت الله العظمی گلپایگانی در پایان با اشاره به مجاهدت های این عالم ربانی علیه رژیم ستم شاهی تصریح کرد: ایشان اهتمام ویژه ای به ولایت فقیه داشته و قبل از پیروزی انقلاب اسلامی جزوه ای را در این زمینه چاپ نمودند، ایشان یار و یاور امام خمینی (ره) بوده، تعامل خوبی با رهبر کبیر انقلاب داشتند به طوری که امام خمینی(ره) به خاطر این تعامل وصیت می نمایند که نماز ایشان را حضرت آیت الله گلپایگانی به جای آورند.

]]>
دروس خارج حوزه اینترنتی می شود 2011-05-18T06:34:48+01:00 2011-05-18T06:34:48+01:00 tag:http://howzehelmiehostanemarkazi.mihanblog.com/post/136 حوزه علمیه استان مرکزی. حجت الاسلام و المسلمین نوذری از ساماندهی دروس خارج در حوزه های علمیه استان ها و ارائه آن از طریق فضای مجازی در آینده خبر داد مدیر کل برنامه ریزی و نظارت معاونت آموزش حوزه های علمیه در جمع مدیران و اساتید حوزه علمیه کازرون گفت: با توجه به وضعیت مدیران و معاونین مدارس استان ها که علاقمند به ادامه تحصیل در دروس خارج هستند، ارائه دروس خارج به صورت اینترنتی در دستور کار است که پس از تصویب شورای عالی، این امکان برای مدیران و معاونین مدارس استان ها ایجاد می شود از طریق فضای مجازی در مقطع تحصیلی خارج ف حجت الاسلام و المسلمین نوذری از ساماندهی دروس خارج در حوزه های علمیه استان ها و ارائه آن از طریق فضای مجازی در آینده خبر داد

مدیر کل برنامه ریزی و نظارت معاونت آموزش حوزه های علمیه در جمع مدیران و اساتید حوزه علمیه کازرون گفت: با توجه به وضعیت مدیران و معاونین مدارس استان ها که علاقمند به ادامه تحصیل در دروس خارج هستند، ارائه دروس خارج به صورت اینترنتی در دستور کار است که پس از تصویب شورای عالی، این امکان برای مدیران و معاونین مدارس استان ها ایجاد می شود از طریق فضای مجازی در مقطع تحصیلی خارج فقه و اصول ادامه تحصیل دهند.
 
حجت الاسلام و المسلمین نوذری اظهار داشت: در آیین نامه ساماندهی دروس خارج شهرستان ها، وضعیت علمی مدرسین و همچنین شرکت کنندگان در دروس خارج مورد ارزیابی علمی قرار می گیرند.
 
وی ادامه داد: اینکه طلبه ای هنوز دروس سطحش تکمیل نشده، پای درس خارج می نشیند به لحاظ آموزشی صحیح نیست و اینها در این آیین نامه عنوان شده است.
 
معاون امور حوزه های علمیه نیز در این نشست، به تشریح چگونگی تعیین شورای استانی حوزه فارس پرداخت و گفت: برای تشکیل شورای استانی با علما، فضلا و بزرگان حوزه در حوزه علمیه قم و فارس گفتگو کرده و نظرات آنان را با برگزاری اجلاسیه و یا حضور در منزل آنان، اخذ کردیم و بر اساس همان نظرات و پیشنهادات اعضای شورای استانی را انتخاب نمودیم.
 
وی با بیان اینکه نماینده ولی فقیه در استان به عنوان مدیر شورا و سه مسئول مدرسه و دو استاد و عالم برجسته استان به عنوان اعضا، شورای استانی را تشکیل می دهند، اظهار داشت:  در استان فارس، سه مسئول مدرسه از شهرهای آباده، جهرم و نی ریز که دارای شرایط خاصی هستند، انتخاب شده اند.
 
معاون امور شهرستان های حوزه از آیات دستغیب و موحد به عنوان دو عضو شورای استانی حوزه علمیه فارس نام برد و گفت: شورای استانی حوزه علمیه فارس با مسئولیت آیت الله ایمانی نماینده ولی فقیه در استان بسیاری از امور نظارتی و تصمیم گیری و بررسی حوزه های علمیه را انجام خواهند داد

]]>
حمله مزدوران آل خلیفه و آل سعود به عزاداران حضرت ام البنین(س) 2011-05-18T06:30:10+01:00 2011-05-18T06:30:10+01:00 tag:http://howzehelmiehostanemarkazi.mihanblog.com/post/135 حوزه علمیه استان مرکزی. نیروهای آل خلیفه و آل سعود در ادامه حمله به انقلابیون بحرینی شب گذشته به دسته های عزاداری شیعیان این کشور در سالگرد وفات حضرت ام البنین(س) حمله کردند.   بنابر گزارش پایگاه خبری التوافق، این حملات در همه شهرها و روستاهای بحرین در نهایت قساوت رخ داده است و نیروهای آل خلیفه و آل سعود اقدام به شلیک گاز اشک آور و پرتاب بمب های صوتی به سمت عزادارن کردند.   در همین حال منابع بحرینی نیز از شلیک مستقیم به عزاداران در منطقه «الشوزن» خبر داده و اعلام کردند در اثر این اقدام دست کم چهار نفر زخمی شد نیروهای آل خلیفه و آل سعود در ادامه حمله به انقلابیون بحرینی شب گذشته به دسته های عزاداری شیعیان این کشور در سالگرد وفات حضرت ام البنین(س) حمله کردند.
 
بنابر گزارش پایگاه خبری التوافق، این حملات در همه شهرها و روستاهای بحرین در نهایت قساوت رخ داده است و نیروهای آل خلیفه و آل سعود اقدام به شلیک گاز اشک آور و پرتاب بمب های صوتی به سمت عزادارن کردند.
 
در همین حال منابع بحرینی نیز از شلیک مستقیم به عزاداران در منطقه «الشوزن» خبر داده و اعلام کردند در اثر این اقدام دست کم چهار نفر زخمی شدند.
 
همچنین از درگیری های شدید به عزاداران وفات حضرت ام البنین(س) در مناطق «مهزه»، «ستره»، «سلماباد»، «توبلی»، «کرانه» و «منامه» گزارش شده و اعلام شده این شهرها و مناطق به محاصره کامل درآمده اند و در «جدحفص» نیز پنج نفر دستگیر و روانه شکنجه گاه های آل خلیفه شدند.
 
بنابر این گزارش تعدادی از علما و خطبای این عزاداری ها از جمله «شیخ عبدالحکیم العرادی» نیز دستگیر و روانه زندان شده اند.

]]>
استقلال حوزه خواسته جدی مراجع تقلید است 2011-05-18T06:07:29+01:00 2011-05-18T06:07:29+01:00 tag:http://howzehelmiehostanemarkazi.mihanblog.com/post/134 حوزه علمیه استان مرکزی. حجت الاسلام و المسلمین عبداللهی، با تاکید بر لزوم حفظ استقلال حوزه های علمیه آن را خواسته جدی مراجع معظم تقلید توصیف کرد. استقلال حوزه خواسته جدی مراجع تقلید است حجت الاسلام و المسلمین عبداللهی، با تاکید بر لزوم حفظ استقلال حوزه های علمیه آن را خواسته جدی مراجع معظم تقلید توصیف کرد. 1390/02/25 به گزارش سرویس استان های مرکز خبر حوزه، عضو شورای عالی حوزه های علمیه طی سخنانی در نشست مشترک اعضای این شورا با اعضای شورای استانی حوزه علمیه فارس تصریح کرد: مراجع معظم ت حجت الاسلام و المسلمین عبداللهی، با تاکید بر لزوم حفظ استقلال حوزه های علمیه آن را خواسته جدی مراجع معظم تقلید توصیف کرد.
استقلال حوزه خواسته جدی مراجع تقلید است چاپ
  • حجت الاسلام و المسلمین عبداللهی، با تاکید بر لزوم حفظ استقلال حوزه های علمیه آن را خواسته جدی مراجع معظم تقلید توصیف کرد.
  • 1390/02/25

  • به گزارش سرویس استان های مرکز خبر حوزه، عضو شورای عالی حوزه های علمیه طی سخنانی در نشست مشترک اعضای این شورا با اعضای شورای استانی حوزه علمیه فارس تصریح کرد: مراجع معظم تقلید بر استقلال حوزه تاکید بسیاری داشته و دارند به ویژه در رابطه با حوزه های علمیه شهرستان ها و استان ها این مطالبه به طور جدی وجود دارد.
  • وی همچنین با بیان این که یکی از اهداف مهم تشکیل شورای عالی حوزه های علمیه تاکید بر استقلال حوزه بوده است، افزود: هدف این بود که این شورا بتواند با کمک علمای شهرستان ها و مدیریت‌های استانی مشکلات حوزه را با عنایت به مساله استقلال مرتفع سازد.
  • عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در ادامه بیان داشت: انصافا نسبت به گذشته در حوزه گام های بسیار خوبی برداشته شده و تحولات زیادی صورت گرفته است، اما با توجه به رسالت عظیم حوزه های علمیه هنوز جای کار فراوانی در این خصوص احساس می شود.
  • وی همچنین با تاکید بر لزوم کار جمعی و تعامل مناسب در اداره بهتر حوزه های علمیه خاطر نشان کرد: در حال حاضر بخشی از مشکلات و کاستی های موجود ناظر به مدیریت ها و اختلاف سلایق است که البته این مشکلات با تعامل و تدبیر عزیزان در استان ها و شهرستان ها قابل حل است.
استقلال حوزه خواسته جدی مراجع تقلید است چاپ
  • حجت الاسلام و المسلمین عبداللهی، با تاکید بر لزوم حفظ استقلال حوزه های علمیه آن را خواسته جدی مراجع معظم تقلید توصیف کرد.
  • 1390/02/25

  • به گزارش سرویس استان های مرکز خبر حوزه، عضو شورای عالی حوزه های علمیه طی سخنانی در نشست مشترک اعضای این شورا با اعضای شورای استانی حوزه علمیه فارس تصریح کرد: مراجع معظم تقلید بر استقلال حوزه تاکید بسیاری داشته و دارند به ویژه در رابطه با حوزه های علمیه شهرستان ها و استان ها این مطالبه به طور جدی وجود دارد.
  • وی همچنین با بیان این که یکی از اهداف مهم تشکیل شورای عالی حوزه های علمیه تاکید بر استقلال حوزه بوده است، افزود: هدف این بود که این شورا بتواند با کمک علمای شهرستان ها و مدیریت‌های استانی مشکلات حوزه را با عنایت به مساله استقلال مرتفع سازد.
  • عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در ادامه بیان داشت: انصافا نسبت به گذشته در حوزه گام های بسیار خوبی برداشته شده و تحولات زیادی صورت گرفته است، اما با توجه به رسالت عظیم حوزه های علمیه هنوز جای کار فراوانی در این خصوص احساس می شود.
  • وی همچنین با تاکید بر لزوم کار جمعی و تعامل مناسب در اداره بهتر حوزه های علمیه خاطر نشان کرد: در حال حاضر بخشی از مشکلات و کاستی های موجود ناظر به مدیریت ها و اختلاف سلایق است که البته این مشکلات با تعامل و تدبیر عزیزان در استان ها و شهرستان ها قابل حل است.
  • به گزارش سرویس استان های مرکز خبر حوزه، عضو شورای عالی حوزه های علمیه طی سخنانی در نشست مشترک اعضای این شورا با اعضای شورای استانی حوزه علمیه فارس تصریح کرد: مراجع معظم تقلید بر استقلال حوزه تاکید بسیاری داشته و دارند به ویژه در رابطه با حوزه های علمیه شهرستان ها و استان ها این مطالبه به طور جدی وجود دارد.
  • وی همچنین با بیان این که یکی از اهداف مهم تشکیل شورای عالی حوزه های علمیه تاکید بر استقلال حوزه بوده است، افزود: هدف این بود که این شورا بتواند با کمک علمای شهرستان ها و مدیریت‌های استانی مشکلات حوزه را با عنایت به مساله استقلال مرتفع سازد.
  • عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در ادامه بیان داشت: انصافا نسبت به گذشته در حوزه گام های بسیار خوبی برداشته شده و تحولات زیادی صورت گرفته است، اما با توجه به رسالت عظیم حوزه های علمیه هنوز جای کار فراوانی در این خصوص احساس می شود.
  • وی همچنین با تاکید بر لزوم کار جمعی و تعامل مناسب در اداره بهتر حوزه های علمیه خاطر نشان کرد: در حال حاضر بخشی از مشکلات و کاستی های موجود ناظر به مدیریت ها و اختلاف سلایق است که البته این مشکلات با تعامل و تدبیر عزیزان در استان ها و شهرستان ها قابل حل است.
  • حجت الاسلام و المسلیمن عبداللهی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به ضرورت تربیت استاد در طرح های دراز مدت حوزه ابراز داشت: هم اکنون به طوری جدی نیازمند اساتید در برخی مناطق هستیم و باید در این خصوص فکری کرد.
]]>
رهبر انقلاب با اشاره به پیشرفت های اخیر در بخش نشر نسبت به گذشته فرمودند : تارسیدن به نقطه مطلوب فاصله داریم 2011-05-18T05:56:13+01:00 2011-05-18T05:56:13+01:00 tag:http://howzehelmiehostanemarkazi.mihanblog.com/post/133 حوزه علمیه استان مرکزی.  هیچ چیز جای كتاب را نمی‌گیرد     رهبر انقلاب با اشاره به پیشرفت های اخیر در بخش نشر نسبت به گذشته فرمودند : تارسیدن به نقطه مطلوب فاصله داریم «هیچ چیز جای كتاب را نمی‌گیرد.» شاید اعتقاد رهبر به همین موضوع است كه باعث می‌شود تقریبا هر سال میهمان ثابت نمایشگاه كتاب باشد. نمایشگاهی كه بیست و چهار سال پیش با پیگیری‌های خودشان آغاز به كار كرده و حالا بازدید از آن تبدیل شده به یكی از برنامه‌های ثابت رهبری، تا هم در جریان تازه‌های نشر قرار بگیرد و هم مهم‌تر از آن، اهمیت كت  هیچ چیز جای كتاب را نمی‌گیرد 

 

 رهبر انقلاب با اشاره به پیشرفت های اخیر در بخش نشر نسبت به گذشته فرمودند : تارسیدن به نقطه مطلوب فاصله داریم

«هیچ چیز جای كتاب را نمی‌گیرد.» شاید اعتقاد رهبر به همین موضوع است كه باعث می‌شود تقریبا هر سال میهمان ثابت نمایشگاه كتاب باشد. نمایشگاهی كه بیست و چهار سال پیش با پیگیری‌های خودشان آغاز به كار كرده و حالا بازدید از آن تبدیل شده به یكی از برنامه‌های ثابت رهبری، تا هم در جریان تازه‌های نشر قرار بگیرد و هم مهم‌تر از آن، اهمیت كتاب و كتاب‌خوانی را برای خیلی‌ها یادآوری كند.

انجام این برنامه آنقدر قطعی است كه با شروع ایام نمایشگاه، همه منتظر تعیین زمان آن هستند تا برنامه‌شان را بر اساس آن تنظیم كنند. خیلی از غرفه‌دارها سعی می‌كنند طوری  برنامه بچینند كه بالاترین مسوول انتشارات در آن روز در نمایشگاه باشد. خیلی از بازدیدكنندگان سعی می‌كنند هرطور شده از روز بازدید رهبر مطلع شوند تا بتوانند رهبر را هم در نمایشگاه ببینند. البته خیلی‌ها هم هستند كه مطمئنند این كار نشدنی است و برنامه‌شان را جوری تنظیم می‌كنند كه حتما در آن روز به نمایشگاه نیایند تا درگیر مشكلات شلوغی و حفاظت و... نشوند.

امسال اما همه این برنامه‌ها به هم ریخت. بازدید رهبر تفاوتی اساسی با آنچه هرسال اتفاق می‌افتاد، داشت. سالنی در كنار نمایشگاه برپا شد تا هم فرصتی باشد برای ارائه گزارشی از وضعیت نشر و هم فرصتی برای ناشران مطرح و كتاب‌های مهم برای دیده‌شدن.

بازدید رهبر از ساعت 10، همزمان با آغاز به كار نمایشگاه شروع شد. به‌جز تعدادی بازدیدكننده حرفه‌ای كه متوجه حضور رهبر شده بودند، همه‌چیز نمایشگاه مثل روزهای عادی پیش می‌رفت. دیگر مثل سال‌های گذشته نه سالنی بسته بود و نه بازدیدكننده‌ای مشغول مباحث امنیتی. احتمالا این موضوع بیشتر به نفع شهرستانی‌هایی شده بود كه فرصت زیادی هم برای بازدید نداشتند.
 
اما در گوشه‌ای دیگر از مصلی، وزیر فرهنگ داشت گزارش فعالیت‌های وزارتخانه‌اش را در حوزه كتاب ارائه می‌كرد. از افزایش عناوین منتشر شده می‌گفت و رشد كتاب‌های تالیفی و كاهش كتاب‌های ترجمه‌ای. به خاطر كاهش مجموع تیراژ كل كتاب‌ها مورد سوال قرار می‌گرفت و شاید زیرلب خدا را شكر می‌كرد كه رهبر از كاهش متوسط تیراژ هر كتاب سوال نكرده.

آمارها كه تمام شد، نوبت به تازه‌های نشر رسید و كتاب‌هایی كه در سال گذشته مورد تقدیر قرار گرفته بودند. از بدشانسی وزیر بود یا از بدسلیقگی برگزاركنندگان؛ اولین غرفه مربوط به كتاب‌های كودك بود. رهبر نگاهی به چند كتاب انداخت و در آخر گفت: «چیزهای خیلی مفیدی نبود.»

اما جلوتر، وضع عوض شد. كتاب‌های حوزه جنگ نرم، علوم انسانی، دین و دفاع مقدس چهره‌ی رهبر را بشاش‌تر كرد. هرچند انتظار ایشان بیشتر از این حرف‌ها بود، این را می‌شد وقتی فهمید كه اشاره‌ای به جوایز جشنواره‌های كتاب كردند: «جایزه‌ای كه شما می‌دهید، كمتر از بقیه دنیا نیست. 110سكه و 200سكه و... پس چرا این طور؟»

بالاخره، سالن اول یا همان «سالن گزارش» تمام شد و نوبت  به سالن ناشران رسید. ناشرانی كه در سال89 بیشترین كتاب‌های چاپ اول را منتشر كرده بودند. هرچند نام خیلی از این انتشاراتی‌ها آشنا بود، اما خیلی‌هایشان در نمایشگاه‌های قبل فرصت دیدار رهبر را پیدا نكرده بودند و لابد حق هم داشتند كه به‌عنوان فعال‌ترین مجموعه‌های نشر، از این موضوع دلخور باشند.

با ورود به این سالن، فضای بازدید هم عوض شد. دیگر خبری از گزارش‌های رسمی نبود. هر ناشری سعی می‌كرد آخرین تولیداتش را به بهترین شكل معرفی كند و به نحوی رهبر را بیشتر در غرفه‌اش نگه دارد. یك نفر از خاطراتش با رهبر صحبت می‌كرد و دیگری درددلی در حوزه نشر داشت. خیلی‌ها كتاب‌های جدیدشان را به رهبر هدیه دادند و خیلی‌ها هم چفیه‌ای از رهبر هدیه گرفتند.

بعد از دو ساعت و نیم، بازدید از نمایشگاه تمام شد و رهبر به سالنی در گوشه نمایشگاه رفت و ناشران هم پشت سر ایشان وارد شدند تا فارغ از گزارش و درددل، چند دقیقه‌ای هم حرف رهبر را بشنوند درباره كتاب: «وقتی امروز را با 10-15 سال پیش مقایسه می‌كنم، كیفیت خیلی بالا رفته، علاوه بر كمیت. در گذشته خیلی عقب بودیم، زمان انقلاب وضعیت بهتر شد. در سال‌های اخیر هم كه این پیشرفت كاملا محسوس شده. هم موضوعات متنوع‌تر شده و دایره دید نویسندگان متنوع‌تر شده، هم محتواها قوی‌تر شده. كیفیت چاپ و صفحه‌آرایی و جلد و... هم پیشرفت كرده و چشم‌نواز شده.» و بعد هم بشنوند از فلسفه توجه جدی رهبر به كتاب: «كتاب جایگزین ندارد. با این كه لوازم رسانه‌ای متعددی اضافه شده، هیچكدام جای كتاب را نمی‌گیرد.»

اذان ظهر بود و قطعا پایان بازدید رهبر. بازدیدی كه با توصیه‌ای به ناشران پایان یافت: «هرچه ممكن است به مقوله كتاب اهمیت بدهید. هم وزارت ارشاد و جاهای دولتی، هم شما ناشران. پیشرفت كشور بدون پیشرفت كتاب امكانپذیر نیست. ما هنوز خیلی عقبیم.»

]]>
علت علاقه مصری ها به اهل بیت‌(ع) از نگاه استاد الازهر 2011-05-18T05:30:24+01:00 2011-05-18T05:30:24+01:00 tag:http://howzehelmiehostanemarkazi.mihanblog.com/post/132 حوزه علمیه استان مرکزی.  استاد دانشگاه الازهر گفت: تاریخ مصر نشان می‌دهد كه مصری‌ها شیعه بوده‌اند و همین پیشنیه مذهبی باعث شده است كه شهروندان مصری عشق و علاقه خاصی به اهل بیت(ع) داشته باشند   به گزارش مرکز خبر حوزه، " احمد السایح" استاد فلسفه و كلام دانشگاه الازهر اظهار داشت: وهابی ها تهدیدی جدی برای امت اسلامی محسوب می‌شوند، و آنها بدنبال از بین بردن ثبات كشورهای اسلامی هستند، و با تخریب مقبره‌های اهل بیت(ع) سعی دارد همچون اجدادشان عمل كنند. * عربستان ، حامی اصلی جنبش های تندرو و تکفیری وی در گفت‌وگو

 استاد دانشگاه الازهر گفت: تاریخ مصر نشان می‌دهد كه مصری‌ها شیعه بوده‌اند و همین پیشنیه مذهبی باعث شده است كه شهروندان مصری عشق و علاقه خاصی به اهل بیت(ع) داشته باشند

 

به گزارش مرکز خبر حوزه، " احمد السایح" استاد فلسفه و كلام دانشگاه الازهر اظهار داشت: وهابی ها تهدیدی جدی برای امت اسلامی محسوب می‌شوند، و آنها بدنبال از بین بردن ثبات كشورهای اسلامی هستند، و با تخریب مقبره‌های اهل بیت(ع) سعی دارد همچون اجدادشان عمل كنند.

* عربستان ، حامی اصلی جنبش های تندرو و تکفیری

وی در گفت‌وگو با شبکه العالم با بیان اینکه عربستان سعودی حامی اصلی جنبش‌های تندرو و تكفیری است، از شهروندان مصری خواست، در صفی واحد و یكپارچه در برابر وهابی ها ایستادگی كنند.

استاد دانشگاه الازهر با هشدار درباره گسترش فعالیت وهابی ها در کشورهای اسلامی، وهابیت را تهدیدی جدی برای امت اسلامی دانست.

* الازهر درحال مبارزه با جریان خطرناك وهابیت است

احمد السایح بیان كرد: الازهر درحال مبارزه با جریان خطرناك وهابیت است، و زمینه را برای مبارزه با حركات مشكوك وهابیون فراهم می‌كند.

این استاد دانشگاه الازهر تأكید كرد: اخیرا تظاهراتی در مصر با پرچم‌های عربستان سعودی برگزار شد كه دخالت سعودی‌ها در این كشور و حمایت آنان از جنبش‌های تكفیری و تندرو را نشان می‌دهد.

]]>
شمّه‌ای از اخلاق، صفات و کرامات حضرت فاطمه 2011-05-08T06:26:12+01:00 2011-05-08T06:26:12+01:00 tag:http://howzehelmiehostanemarkazi.mihanblog.com/post/131 حوزه علمیه استان مرکزی. شمّه‌ای از اخلاق، صفات و کرامات حضرت فاطمهدر وصف فاطمه علیهاالسلام درکتاب "کشفُ الغُمَّةِ فی مَعرفةِ الائمَّة، از قول امّ المؤمنین نقل شده است که فرمود: فاطمه علیهاالسلام دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله در سیما و شمایل به رسول خدا صلی الله علیه و آله از همه کس شبیه‌تر بود.(1)از عایشه نقل شده که می ‌گوید: من کسی را در سخن گفتن شبیه‌تر از فاطمه علیهاالسلام به رسول خدا صلی الله علیه و آله ندیدم. چون بر پیامبر صلی الله علیه و آله وارد می ‌شد، آن حضرت دستش را می گرفت، می بوسید و در کنار خو شمّه‌ای از اخلاق، صفات و کرامات حضرت فاطمه
در وصف فاطمه علیهاالسلام

درکتاب "کشفُ الغُمَّةِ فی مَعرفةِ الائمَّة، از قول امّ المؤمنین نقل شده است که فرمود: فاطمه علیهاالسلام دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله در سیما و شمایل به رسول خدا صلی الله علیه و آله از همه کس شبیه‌تر بود.(1)
از عایشه نقل شده که می ‌گوید: من کسی را در سخن گفتن شبیه‌تر از فاطمه علیهاالسلام به رسول خدا صلی الله علیه و آله ندیدم. چون بر پیامبر صلی الله علیه و آله وارد می ‌شد، آن حضرت دستش را می گرفت، می بوسید و در کنار خود می نشاند و چون پیامبر صلی الله علیه و آله بر فاطمه علیهاالسلام وارد می شد فاطمه از جا بلند می شد و به استقبال آن حضرت می رفت و پدر را می بوسید و دستش را می گرفت و در جای خود می نشاند.(2)
و از عایشه نقل شده است که از فاطمه یاد کرد و گفت: من جز پدرش (پیامبر صلی الله علیه و آله) کسی را راستگوتر از او ندیدم. (3)
از جابر نقل شده که می گوید: هیچ وقت فاطمه را در حال راه رفتن ندیدم مگر این که به یاد رسول خدا صلی الله علیه و آله افتادم که گاهی به سمت راست و گاهی به سمت چپ متمایل می شد.(4)
از عایشه پرسیدند: چه کسی از همه مردم نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله محبوب‌تر بود؟ گفت: فاطمه. گفتند: ما تنها از مردان می پرسیم؟ گفت: همسر فاطمه.(5)
از مجاهد نقل شده که می گوید: پیامبر صلی الله علیه و آله از خانه بیرون شد در حالی که دست فاطمه را گرفته بود. فرمود: "هر که این را می شناسد و هر که نمی شناسد، بداند که این فاطمه دختر محمد صلی الله علیه و آله پاره تن من و قلب و روح من است، هر که او را بیازارد مرا آزرده، و هر که مرا بیازارد خدا را آزرده است."
از ثوبان خادم رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده که می گوید: وقتی که رسول خدا صلی الله علیه و آله مسافرت می کرد، با آخرین کسی که از اهل خانه خداحافظی می کرد، فاطمه بود و چون از سفر برمی گشت، نخستین کسی را که دیدن می کرد، فاطمه بود.
از موسی بن جعفر علیه السلام به نقل از پدران بزرگوارش، روایت شده که گوید: "علی علیه السلام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله بر دخترش فاطمه علیهاالسلام وارد شد و در گردنش گردنبندی مشاهده کرد، صورتش ‍را از او برگرداند، فاطمه علیهاالسلام آن گردنبند را برید و دور انداخت، رسول خدا صلی الله علیه و آله رو به دخترش کرد، و فرمود: فاطمه! تو از منی، آنگاه فقیری آمد، گردنبند را به او داد سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: خداوند سخت خشمناک است بر کسی که خون مرا بریزد و مرا با آزردن عترتم بیازارد." (8)

دعا در حق دیگران

جعفر بن محمد بن نقل از پدرش و او از علی بن حسین علیهماالسلام از طریق فاطمه صغری از حسین بن علی علیهما‌السلام به نقل از برادرش حسن بن علی بن ابی طالب علیهماالسلام فرمود: "مادرم فاطمه علیهاالسلام را در شب جمعه‌ای میان محراب دیدم که همواره در رکوع و سجود بود تا سپیده صبح دمید و می شنیدم که مردان و زنان مؤمن را دعا می کرد و آنها را نام می برد و دعای زیادی برای ایشان کرد و برای خودش دعایی نکرد، پس من عرض ‍کردم: مادر چرا همان طوری که برای دیگران دعا می کنید برای خودتان دعا نمی کنید؟ فرمود: پسرم، اول همسایه، سپس خانه." (9)

خشنودی حضرت زهرا علیهاالسلام از شنیدن خبر مرگ

از عایشه نقل شده که می گوید: وقتی که رسول خدا صلی الله علیه و آله مریض شد دخترش فاطمه را خواست با او در گوشی صحبتی کرد او گریست سپس با او در گوشی سخنی گفت که او خندید. حقیقت حال را از فاطمه جویا شدم، فرمود: اما گریه من به این علت بود که حضرت از مرگش خبر داد لذا، من گریه کردم سپس خبر داد که من نخستین فرد از خاندان او هستم که به وی ملحق می شوم، از این رو خندیدم.(10)

درخواست از رسول خدا صلوات الله علیه

در کتاب "مَن لایَحضُرُهُ الفَقیه" آمده است که امیرالمؤمنین علیه السلام به مردی از بنی سعد فرمود: "آیا از حال خودم و فاطمه علیهاالسلام تو را آگاه نسازم؟ او در خانه من آنقدر با مشک آب آورد که بند مشک در سینه‌اش اثر گذاشت و به قدری دستاس کرد که دستش تاول زد و آنقدر خانه را جارو زد که جامه‌هایش به رنگ خاک در آمد و آنقدر زیر دیگ آتش افروخت که جامه‌هایش تیره شد و از این همه کار سخت به زحمت افتاد. به او گفتم اگر خدمت پدرت برسی و از او تقاضای خدمتگزاری بکنی تو را از مشقت این همه کار باز می دارد. فاطمه علیهاالسلام خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله رسید و چون جمعی را خدمت آن حضرت دید، شرم کرد و برگشت اما پیامبر صلی الله علیه و آله دانست که فاطمه علیهاالسلام برای حاجتی آمده است، از این رو فردای آن روز هنوز ما در بستر بودیم وارد شد. سلام داد، ما ساکت شدیم و از این که در بستریم خجالت کشیدیم. دوباره سلام داد، ما ساکت ماندیم، باز هم سلام داد و ما ترسیدیم اگر جواب ندهیم برگردد، زیرا روش پیامبر صلی الله علیه و آله چنین بود که سه مرتبه سلام می داد، اگر اجازه دادند وارد می شد، اگر نه برمی گشت.
از ابن‌عباس به نقل از پیامبر صلی الله علیه و آله آمده است که فرمود: "یا علی، خداوند فاطمه را به همسری تو در آورد و زمین را مهریه او قرار داد پس هر کس با دشمنی تو روی زمین راه رود، مرتکب حرام شده است."
این بود که جواب سلام آن حضرت را دادیم و عرض کردیم یا رسول الله وارد شوید. پیامبر صلی الله علیه و آله وارد شد و بالای سر ما نشست و فرمود: فاطمه! دیروز چه حاجتی نزد پدرت داشتی ؟ ترسیدم که اگر پاسخ ندهیم از جا برخیزد این بود که من سر برآوردم و گفتم: یا رسول الله به خدا سوگند من به عرضتان می رسانم، فاطمه به قدری با مشک آب کشیده است که بند مشک در سینه‌اش اثر گذاشته و به قدری دستاس کرده که دستش تاول زده و آنقدر خانه را جارو زده که جامه‌اش به رنگ خاک در آمده و به قدری زیر دیگ آتش افروخته که جامه‌هایش تیره شده است. لذا به او گفتم اگر نزد پدرت بروی و از او تقاضای خدمتکاری بنمایی، تو را از مشقت این همه کار باز می دارد. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: آیا نمی خواهید به شما چیزی را بیاموزم که بهتر از خدمتگزار است؟ هرگاه به خوابگاه رفتید سی و چهار مرتبه" الله اکبر" و سی و سه مرتبه "سبحان الله" و سی و سه مرتبه "الحمدلله" بگویید. فاطمه علیهاالسلام با شنیدن این سخنان سر بر آورد و عرض کرد: من از خدا و رسولش راضی ام، من از خدا و رسولش راضی ‌ام." (12)

آزار فاطمه؛ آزار پیامبر

از مجاهد نقل شده که می گوید: پیامبر صلی الله علیه و آله از خانه بیرون شد در حالی که دست فاطمه را گرفته بود. فرمود: "هر که این را می شناسد و هر که نمی شناسد، بداند که این فاطمه دختر محمد صلی الله علیه و آله پاره تن من و قلب و روح من است، هر که او را بیازارد مرا آزرده، و هر که مرا بیازارد خدا را آزرده است." (13)

کفو علی علیه السلام

در کتاب "الفردوس" از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل شده است: "اگر علی علیه السلام نبود، برای فاطمه علیهاالسلام همتایی نبود." (14)
و نیز در همان کتاب از ابن‌عباس به نقل از پیامبر صلی الله علیه و آله آمده است که فرمود: "یا علی، خداوند فاطمه را به همسری تو در آورد و زمین را مهریه او قرار داد پس هر کس با دشمنی تو روی زمین راه رود، مرتکب حرام شده است."(15)
از جعفر بن محمد صلی الله علیه و آله به نقل از پدرش روایت شده که می گوید: "رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: فاطمه! آیا می دانی برای چه تو را فاطمه نامیدند؟ علی علیه السلام پرسید: چرا؟ فرمود: چون او و پیروانش از آتش دوزخ بر کنار شده اند."

دعای رسول خدا در حق علی و فاطمه علیهماالسلام

ابن بابویه ضمن حدیث طولانی که راجع به تزویج امیرالمؤمنین علیه السلام با فاطمه ایراد کرده، آورده است که پیامبر صلی الله علیه و آله، فاطمه و علی علیهماالسلام را طلبید، و آنها را در مقابل خود نشاند؛ آنگاه آنها را در آغوش کشید، عرض کرد: خداوندا! اینها از منند و من از ایشانم، خداوندا چنان که از من پلیدی را برطرف کرده‌ای و مرا پاک و پاکیزه قرار داده‌ای از ایشان نیز پلیدی را برطرف کن و آنان را پاک و پاکیزه گردان! سپس فرمود: برخیزید و به خانه‌تان بروید، خداوند میان شما الفت افکند و به راه و رفتار شما برکت دهد و وضع معیشت شما را اصلاح کند! و بعد از جا برخاست و با دست خود، در را به روی آنها بست. (16)
ابن‌عباس می گوید: اسماء نقل کرد که من همچنان به رسول خدا صلی الله علیه و آله می نگریستم، آن حضرت، به خصوص ایشان را دعا می کرد و کسی را در دعای به ایشان شرکت نمی داد تا وارد حجره خود شد.(17)
در روایتی آمده است که فرمود: "خداوند به راه و رفتار شما برکت دهد و شما را متحد سازد و بین دل‌های شما بر اساس ایمان الفت ایجاد کند! امور خانواده‌ات را بر عهده گیر! درود بر شما." (18)

اراده خداوند بر پاکی اهل‌بیت علیهم السلام

از نافع بن ابی حمراء نقل شده که می گوید: رسول خدا صلی الله علیه و آله را هشت ماه تمام می دیدم هر وقت برای نماز صبح از خانه بیرون می آمد از در خانه فاطمه علیهاالسلام می گذشت و می گفت: "درود بر شما، نماز! همانا خداوند اراده فرموده است تا از شما اهل‌بیت، پلیدی را بزداید و شما را پاک و پاکیزه قرار دهد." (19)

خشنودی ملائک

از جابر بن عبدالله روایت شده است که می گوید: چون رسول خدا صلی الله علیه و آله فاطمه را به همسری علی علیه السلام در آورد، فرمود: "خدای تعالی از بالای عرش دستور این تزویج را صادر کرد و جبرئیل خطبه عقد را خواند و میکائیل و اسرافیل با هفتاد هزار فرشته شاهد بودند و خداوند به درخت طوبی وحی کرد که هر چه دُرّ، یاقوت و مروارید داری ثنار کن و به حورالعین وحی کرد تا آنها را جمع کنند زیرا آنها به دلیل خوشحالی از تزویج فاطمه با علی آن گوهرها را تا روز قیامت به یکدیگر هدیه می دهند."(20)
از شرحبیل بن سعید نقل شده که می گوید: رسول خدا صلی الله علیه و آله در بامداد عروسی فاطمه علیهاالسلام با کاسه‌ای شیر بر آن حضرت وارد شد، فرمود: "پدرت فدایت باد! از این شیر بیاشام، سپس رو به علی علیه السلام کرد و فرمود: پسر عمویت فدایت باد! شیر بنوش." (21)
رسول خدا صلی الله علیه و آله دست مبارک و پاکیزه‌اش را بین شانه‌های علی علیه السلام گذاشت و فشرد و سپس فرمود: یا علی ! این غذا عوض آن دینار است، این از جانب خدا پاداش دینار تو است. خداوند هر که را بخواهد بی حساب روزی می دهد. آنگاه اشک چشم پیامبر صلی الله علیه و آله جاری شد و فرمود: سپاس خدا را که نخواست شما را از این دنیا بیرون برد تا این که تو را یا علی به منزله زکریا و فاطمه را به منزله مریم دختر عمران قرار دهد."

آفرینش اهل‌بیت علیهم السلام

از علی علیه السلام نقل شده که می گوید: "شنیدم رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرمود: خدای بزرگ من، علی، فاطمه، حسن و حسین را از یک نور آفریده است." (22)

معنای نام "فاطمه" علیهاالسلام

در روایت دیگری از ابوهریره نقل است که می گوید: فاطمه را از آن جهت فاطمه گفتند که خداوند دوستانش را از آتش دوزخ بر کنار ساخته است. (23)
از جعفر بن محمد صلی الله علیه و آله به نقل از پدرش روایت شده که می گوید: "رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: فاطمه! آیا می دانی برای چه تو را فاطمه نامیدند؟ علی علیه السلام پرسید: چرا؟ فرمود: چون او و پیروانش از آتش دوزخ بر کنار شده اند." (24)
از آن حضرت نقل شده که گوید: "فاطمه علیهاالسلام در نزد خدای تعالی نُه اسم دارد: فاطمه، صدیقه، مبارکه، طاهره، زکیه، رضیه، مرضیه، محدثه، و زهرا. فرمود: از آن جهت او را فاطمه گفتند، که از بدی بریده است، و اگر علی علیه السلام نبود او در روی زمین همتایی نداشت." (25)

معنای نام "زهرا"

از امام باقر علیه السلام پرسیدند که چرا حضرت فاطمه علیهاالسلام را زهرا نامیدند؟ فرمود: "برای آن که خدای تعالی آن حضرت را از پرتو عظمت خود آفرید و چون تابید تمام آسمان‌ها و زمین را به نور خود روشن کرد و چشم فرشتگان خیره گشت و برای خدا به سجده افتادند و عرض کردند: ای خدا و ای مولای ما این چه نوری است؟ خدا به ایشان وحی کرد، این قسمتی از نور من است که در آسمان خود جا داده‌ام و آن را از عظمت خویش آفریده‌ام، آن نور را از صلب پیامبری از پیامبرانم بیرون آوردم و آن پیامبر را بر تمام انبیاء برتری دادم و از همان نور، امامانی را به وجود می آورم که قیام به امر کرده و به حقانیت من هدایت می کنند و پس از پایان گرفتن وحی، آنان را جانشینان خود در زمین قرار می دهم." (26)
از امام باقر علیه السلام پرسیدند که چرا حضرت فاطمه علیهاالسلام را زهرا نامیدند؟ فرمود: "برای آن که خدای تعالی آن حضرت را از پرتو عظمت خود آفرید و چون تابید تمام آسمان‌ها و زمین را به نور خود روشن کرد و چشم فرشتگان خیره گشت و برای خدا به سجده افتادند.

برگزیدگان عالم

از علی علیه السلام نقل شده که می گوید: "رسول خدا صلی الله علیه و آله به فاطمه علیهاالسلام فرمود: دخترم! خدای تعالی توجهی به دنیا فرمود، در نتیجه مرا بر مردان جهان برگزید سپس دوباره عنایتی کرد، همسر تو را بر مردان جهان برگزید، و نیز سومین بار به دنیا نگریست پس تو را بر زنان جهان برگزید و بالاخره مرتبه چهارم توجهی فرمود و پسران تو را بر جوانان عالم برگزید." (27)
درباره معنای قول خدای تعالی: "فَتَلَقَّی آدَمُ مِن رَبِّهِ کَلِماتٍ فَتَابَ عَلیه"(بقره/37)؛ سپس آدم از پروردگار خود کلماتی دریافت داشت (و با آنها توبه کرد) و خداوند توبه او را پذیرفت. روایت شده است که فرمود: "حضرت آدم علیه السلام به حق محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین از خداوند درخواست کرد." (28)

زنان برگزیده

از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل شده است که فرمود: "بهشت مشتاق چهار تن از زنان است؛ مریم دختر عمران، آسیه دختر مزاحم، همسر فرعون که در بهشت همسر پیامبر است، و خدیجه دختر خویلد که در دنیا و آخرت همسر پیامبر صلی الله علیه و آله است و فاطمه دختر محمد صلی الله علیه و آله." (29)
در روایت عایشه آمده است: بانوی زنان بهشت چهار زن است: مریم دختر عمران، فاطمه دختر محمد صلی الله علیه و آله، خدیجه دختر خویلد و آسیه دختر مزاحم، همسر فرعون. (30)

پی نوشت :

1- کشف الغمه، ص 142.
2- همان، ص 136.
3- همان، ص 142.
4- همان، ص 139.
5- همان.
6- کشف الغمه، ص 135، از احمد این حدیث را نقل کرده است که او را در مسند خود ج 5، ص 275 آورده است.
7- همان، ص 142.
8- همان، صص 135 و 136.
9- همان.
10- همان.
11- من لا یحضره الفقیه، ص 88.
12- کشف الغمه، ص 140.
13- کتاب الفردوس، ص 142.
14- همان.
15- کشف الغمه، ص 142.
16- همان.
17- همان، صص 142 و

]]>
وصایای حضرت فاطمه سلام الله علیها 2011-05-08T06:18:23+01:00 2011-05-08T06:18:23+01:00 tag:http://howzehelmiehostanemarkazi.mihanblog.com/post/130 حوزه علمیه استان مرکزی. وصایای حضرت فاطمه سلام الله علیهانویسنده : مریم نورانی وصایای فاطمه (س) به طور پراکنده و نامنظم در روایات و تواریخ نقل شده است . به جز امیرالمؤمنین (ع) که نامش در وصایای فاطمه(ع) زیاد دیده می شود ، نام این سه بانوی محترمه، یعنی ام ایمن ، اسماء و سلمی همسر ابی رافع نیز در روایات آمده است. ام ایمن همان بانوی فداکار و با ایمانی است که به صدق مدعای فاطمه شهادت داد و طبق روایات پیغمبر درباره اش فرمود:" او زنی است از اهل بهشت... " ، او در خانه پیغمبر و خدیجه زندگی می کرد و پس از آن نیز به مدی
وصایای حضرت فاطمه سلام الله علیها
نویسنده : مریم نورانی

وصایای فاطمه (س) به طور پراکنده و نامنظم در روایات و تواریخ نقل شده است .
به جز امیرالمؤمنین (ع) که نامش در وصایای فاطمه(ع) زیاد دیده می شود ، نام این سه بانوی محترمه، یعنی ام ایمن ، اسماء و سلمی همسر ابی رافع نیز در روایات آمده است.
ام ایمن همان بانوی فداکار و با ایمانی است که به صدق مدعای فاطمه شهادت داد و طبق روایات پیغمبر درباره اش فرمود:" او زنی است از اهل بهشت... " ، او در خانه پیغمبر و خدیجه زندگی می کرد و پس از آن نیز به مدینه هجرت کرد و به خانه اسامه رفت و پس از او نیز در خدمت اهل بیت پیغمبر ، انجام وظیفه می کرد.
اسماء بنت عمیس که پس از آنکه شوهرش جعفربن ابیطالب در جنگ مؤته به شهادت رسید به همسری ابوبکر در آمد و این جریان قبل از رحلت رسول خدا (ص) بود.
" سلمی" نیز نام زنی است که خدمتکاری رسول خدا(ص) را می کرد، او کنیز " صفیه " دخترعبدالمطلب بود، و او همان زنی است که قابلگی فرزندان فاطمه دختر رسول خدا (ص) را به عهده داشت، و همچنین قابله " ابراهیم " فرزند رسول خدا(ص) بوده و در ماجرای وفات فاطمه(ع) نیز در غسل دادن او به علی(ع) و اسماء کمک می کرد. (1)
به هر صورت درباره ام ایمن مطلبی در وصیت نامه نیست جز آنکه در روایات نام او آمده و این که فاطمه (ع) به او وصیت کرد . (2)
در مورد سلمی نیز در چند حدیث آمده که گوید: هنگامی که فاطمه (ع) بیمار شد من از او پرستاری می کردم تا در یکی از روزها که علی(ع) برای انجام کاری ازخانه بیرون رفت و فاطمه (ع) با اینکه حالش خوب بود به من فرمود: مادر! قدری آب غسل برای من حاضر کن . من حاضر کردم و فاطمه برخاسته وغسل کرد ، سپس لباس های نو خود را پوشید و به من دستور داد فرشی برای او در وسط اتاق بیندازم ، روی آن خوابید و پاهای خود را به طرف قبله کشید ، آن گاه دست خود را زیر گونه اش گذارده و فرمود: من اینک از دنیا می روم، بدین ترتیب از دنیا رفت و من علی (ع) را خبر کردم . (3)
درباره اسماء بنت عمیس نیز در پاره ای از روایات آمده که گوید: فاطمه (ع) به من وصیت کرد کسی جز من و علی (ع) او را غسل ندهد، و من نیز هنگام غسل فاطمه طبق وصیتی که کرده بود به علی (ع) کمک کردم و هر دو با هم جنازه را غسل دادیم. (4)
درچند حدیث از طریق شیعه و اهل سنت آمده که اسماء گوید، فاطمه درهنگام وفات خود به من فرمود: مادر جان! من از این وضعی که درباره حمل جنازه ها مرسوم است ، شرم می کنم و خوش ندارم که جنازه زنان را روی تخته ای می گذارند و پارچه ای روی آن می اندازند وپستی و بلندی های بدن او برای بیننده آشکار است.
اسماء گوید: به ایشان عرض کردم: من چیزی را که درحبشه دیده ام هم اکنون ترتیب داده نزد شما می آورم و نشانت می دهم . سپس چند عدد چوب تر و تختی را آورد و آن چوبها را خم کرده دو طرف آن را بر کنار تخت بست و چادر روی آن کشید، فاطمه( ع) که آن را دید خوشحال شد و تبسم کرد، اسماء گوید: من از روزی که رسول خدا(ص) از دنیا رفته بود تا به آن روز تبسم بر لبان دختر پیغبر ندیده بودم. (5)
در روایتی است که فرمود: چه چیز خوب و نیکویی است که بدان وسیله جنازه زن از مرد تشخیص داده نمی شود. (6) و در حدیثی است که فرمود:
برای من نیز یک چنین چیزی درست کن، و مرا مستور کن، خدایت از آتش دوزخ مستور دارد.(7)

وصایای حضرت زهرا به حضرت علی علیهما السلام

از جمله کرامات فاطمه علیها سلام که محدثین شیعه و اهل سنت روایت کرده اند این است که وی از مرگ خود خبرداد و روز و وقت آن را تعیین کرد ، چنانکه در روایات پیش از این نیز گذشت و در حدیثی است که وقتی به علی (ع) گفت: هنگام مرگ من رسیده! علی (ع) فرمود: ای دختر پیغمبر، با اینکه وحی از ما قطع شده این خبر را از کجا دانستی ؟
فاطمه پاسخ داد، هم اکنون خواب مختصری مرا فرا گرفت و رسول خدا (ص) را دیدم که به من فرمود: امشب نزد ما خواهی بود و من می دانم که او راست گفته و امروز روز آخر عمر من است. (8)
و در روایتی است که پس از آن به علی (ع) گفت: چیزهایی در دل دارم که می خواهم آنها را به تو وصیت کنم!
علی (ع) فرمود: ای دختر رسول خدا ، هر چه می خواهی بگو!
دراین وقت علی (ع) کسانی را که دراتاق بودند بیرون کرد و نزدیک سر فاطمه (س) نشست، آن گاه فاطمه به سخن آمده گفت :
ای پسرعمو ، هیچ گاه مرا دروغگو و خیانتکار ندیدی، و از وقتی با تو معاشرت داشته ام نافرمانی تو را نکرده ام!
علی (ع) در پاسخ او فرمود:
پناه بر خدا! تو داناتر ، نیکوکارتر ، پرهیزگارتر، بزرگوارتر و نسبت به خدای تعالی بیمناک تر از آنی که من بخواهم تو را در مورد مخالفت و نافرمانی خود سرزنش کنم، و به راستی مفارقت و دوری تو بر من بسیار ناگوار است جز آنکه چاره ای از آن نیست...
آن گاه سخنان خود را ادامه داده فرمود:
به خدا مصیبت رحلت رسول خدا (ص) را برای من تجدید کردی و مرگ و فقدان تو ، بر من بسیار بزرگ است.
" فانا لله و انا الیه راجعون"!
آه! که چه مصیبت دردناک ، جانسوز و غم انگیزی است! مصیبتی که به خدا سوگند جبران پذیر نخواهد بود!
دنباله حدیث این گونه است که در اینجا هر دو گریان شده و لختی گریستند ، آن گاه علی (ع) سر فاطمه را برداشته به سینه چسبانید و بدو فرمود: هر وصیتی داری بنما که من آن را انجام خواهم داد.
فاطمه عرض کرد: خدایت پاداش نیک دهد ای پسرعموی رسول خدا، نخستین وصیت من آن است که پس از من " امامه " دختر خواهرم را به ازدواج خویش درآوری ، چون او نسبت به فرزندان من همانند خودم مهربان است، و مردان نیز ناچارند همسری از زنان داشته باشند.
وصیت دیگر من آن است: که احدی از این مردم که به من ستم کرده و حق مرا گرفتند ، در تشییع جنازه من و دیگر مراسم حاضر نشوند زیرا اینان دشمن من و دشمن رسول خدا هستند، مبادا بگذاری یکی از آنها یا پیروان آنها ، بر جنازه ام نماز بگذارند...
مرا شب هنگام در آن وقتی که دیده ها همگی خواب رفته اند دفن کن (9)
و در نقلی هم آمده که فاطمه (ع) وصایای خود را در رقعه ای نوشته و زیر سرش نهاده بود و چون از دنیا رفت، علی (ع) آن رقعه را بیرون آورد و جملات زیر را در آن مشاهده کرد:
" بسم الله الرحمن الرحیم، هذا ما اوصت به فاطمة بنت رسول الله، اوصت وهی تشهد ان لا اله الا الله، وان محمداً عبده و رسوله ، و ان الجنة حق و النار حق، و ان الساعة آتیة لا ریب فیها، و ان الله یبعث من فی القبور.
" یا علی انا فاطمة بنت محمد زوجنی الله منک لا کون لک فی الدنیا و الآخرة، انت ولی بی من غیری، حنطنی و غسلنی و کفنی با للیل، و صل علی و ادفنی باللیل و لا تعلم احدا، و استودعک الله و اقرء علی ولدی السلام الی یوم القیامة" (10)
" به نام خدای بخشاینده و مهربان، این است آنچه دختر رسول خدا بدان وصیت می کند، و این وصیت را در حالی می کند که گواهی می دهد معبودی جز خدای یکتا نیست، و گواهی می دهد محمد بنده و رسول اوست، و گواهی می دهد که بهشت حق است، و جهنم حق است، و قیامت خواهد آمد و هیچ گونه شکی در آن نیست، و گواهی می دهد که خدای تعالی هر کس را که در گورهاست مبعوث و زنده خواهد کرد.
ای علی ! منم فاطمه دختر محمد که خدای تعالی مرا به ازدواج تو درآورد تا در دنیا وآخرت از آن تو باشم، و تو در انجام کارهای من سزاوارتر از دیگران هستی !
کار حنوط ، غسل و کفن مرا در شب انجام ده، و بر من نماز بخوان و شبانه مرا دفن کن، و کسی را خبر نکن ، تو را به خدا می سپارم ، و بر فرزندان خود تا روز قیامت سلام می رسانم (11)

پی نوشت :

1- اسد الغابة، ج 5، ص 478.
2- بحار الانوار ، ج 43، صص 181 و 204.
3- کشف الغمه ، ج 2، ص 127.
4- بحار الانوار، ج 43، صص 184 و 198/ کشف الغمه ، ج 3، صص 126 و 130.
5- احقاق الحق ، ج 10، ص 474/ بحار الانوار، ج 43، صص 189و 213.
6- کشف الغمه، ج 2، ص 130.
7- بحارالانوار، ج 43، ص 213.
8- همان، ص 179.
9- بحار الانوار، ج 43، صص 192 و 191.
10- همان، ص 214.
11- همان، ص 214.

]]>
فضایل قرانی حضرت فاطمه(سلام الله علیها ) 2011-05-08T05:39:18+01:00 2011-05-08T05:39:18+01:00 tag:http://howzehelmiehostanemarkazi.mihanblog.com/post/129 حوزه علمیه استان مرکزی.   فضایل قرآنی فاطمه(سلام الله علیها )نویسنده : حامد علی اکبر زاده فاطمه زهرا (سلام الله علیها) یگانه بانوی بزرگ اسلام است که شناخت حقیقی ابعاد وجودی این سرور زنان دو جهان تنها در عهده ائمه اطهار علیهم السلام و از طریق قرآن مجید و کلام معصومین(علیهم السلام) امکان پذیر خواهد بود و از همین رو ادعای شناخت و معرفت حقیقی این شخصیت با عظمت فقط برازنده انسان کامل و معصوم است. حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) در تاریخ اسلام بانویی نمونه و یگانه است که در عرصه های مختلف جایگاه درخ
 

فضایل قرآنی فاطمه(سلام الله علیها )
نویسنده : حامد علی اکبر زاده

فاطمه زهرا (سلام الله علیها) یگانه بانوی بزرگ اسلام است که شناخت حقیقی ابعاد وجودی این سرور زنان دو جهان تنها در عهده ائمه اطهار علیهم السلام و از طریق قرآن مجید و کلام معصومین(علیهم السلام) امکان پذیر خواهد بود و از همین رو ادعای شناخت و معرفت حقیقی این شخصیت با عظمت فقط برازنده انسان کامل و معصوم است.
حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) در تاریخ اسلام بانویی نمونه و یگانه است که در عرصه های مختلف جایگاه درخشنده اش بروز و ظهور پیدا کرده است و شان و منزلت این کوثر پرعظمت در روایات و احادیث و تفاسیر و تاویل هایی که از سوی معصومین به آن اشاره گردید بارها یادآوری شده است.
احادیثی که فضایل حضرت زهرا را بیان می کند بسیار زیاد است اما آنچه که در این نوشتار به آن پرداخته شده، روایاتی است که در تفسیر و تاویل و بیان شان نزول برخی از آیات قرآن درباره فاطمه(سلام الله علیها) وارد شده است. بدیهی است که این مطالب تنها گوشه ای از فضایل شخصیت باعظمت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) است که اینک با هم آن را از نظر می گذرانیم.

شناخت فاطمه (سلام الله علیها) محوریت لیله القدر

در تفسیر فرات کوفی از امام صادق(علیه السلام) درباره آیه نخست سوره قدر «انا انزلناه فی لیله القدر» روایت شده است که حضرت فرمودند: منظور و مراد از «لیله» فاطمه است و مقصود از «القدر» الله جل جلاله است، پس هر کسی که فاطمه(س) را آن گونه که حق آن است، بشناسد، به تحقیق شب قدر را درک کرده است و همانا او فاطمه نامیده شد زیرا که مردم از شناخت او بازماندند (عاجز ماندند). (1)

آیین پایدار

در کتاب البرهان فی تفسیر القرآن، نوشته سیدهاشم بحرانی، در تفسیر آیه پنجم سوره بینه آنجا که خداوند متعال می فرماید: «ذلک دین القیمه» از حضرت امام محمدباقر(ع) روایت شده که فرمودند: منظور از این آیه فاطمه(س) است (2)
در این رابطه باید گفت که ولایت اهل بیت(ع) لازمه قبولی همه فرائض و عبادات است و در حقیقت دین بدون ولایت محمد و آل محمد کامل و پایدار نیست و اینکه در روایت، پایداری دین به (محبت) فاطمه (و ذریه او) تفسیر شده است، حاکی از همین مطلب مهم می باشد.
فاطمه زهرا بر اساس سخنان معصومین علیهم السلام حجت و نشانه الهی بر این ذوات مقدسه بوده است و ولایت و محبت او و فرزندانش یکسان و در راستای ولایت الهی است و آیینی که این ولایت را همراه نداشته باشد پایدار نمی ماند. (3)
همچنان که امام صادق(ع) می فرمایند: هنگامی که بنده ای در آخرت در برابر خداوند متعال قرار می گیرد، نخست درباره نمازهای واجب، زکات، روزه و ولایت ما اهل بیت مورد سوال قرار می گیرد، پس اگر به ولایت ما اقرار نموده و بر این عقیده از دنیا رخت بربسته باشد، نماز، زکات، روزه و حج او مورد قبول حق تعالی خواهد بود، اما چنانکه اقرار به ولایت ما نکند هیچ یک از اعمال او پذیرفته نخواهد شد. (4)

خانه آسمانی

علامه مجلسی از انس بن مالک و بریده نقل می کند که: رسول خدا(ص) آیه 37 سوره نور را قرائت نمودند: «فی بیوت اذن الله ان ترفع و یذکر اسمه یسبح له فیها بالغدو والاصال» در این هنگام مردی برخاست و سوال کرد: یا رسول الله، این خانه ها کدام است؟ حضرت فرمودند: خانه های انبیاء. ابوبکر برخاست و پرسید: ای رسول خدا، آیا این خانه نیز از همان خانه هاست؟ (به خانه علی و فاطمه اشاره نمود) حضرت فرمود: آری از برترین آنهاست. (5)
ابن عباس نیز در این باره می گوید:
در مسجد پیامبر(ص) بودیم که قاری، آیه فوق را تلاوت کرد. پرسیدم: ای رسول خدا این خانه ها کدام خانه هاست؟ حضرت فرمودند: خانه های انبیاء و به دست خویش به خانه فاطمه زهرا(س) اشاره فرمودند. (6)

ادب و امر پروردگار

امام صادق(ع) از پدران خود، از حضرت فاطمه(س) نقل می کند که فرمود: وقتی آیه 64 سوره نور نازل شد: «لاتجعلوا دعاء الرسول بینکم کدعاء بعضکم بعضاً» «آن گونه که یکدیگر را صدا می زنید، پیامبر را نخوانید».
از این که بگویم «یا أبه» (پدر جان) خودداری نمودم و ایشان را رسول الله خطاب می کردم. پیامبر به من روی کرده فرمودند: فاطمه جان! این آیه درباره تو و خانواده و نسل تو نازل نگردیده است، زیرا که تو از منی و من از تو. این آیه درباره جفاکاران و انسان های خودخواه و متکبر قریش نازل شده است. فاطمه جانم، تو به من بگو «پدرم» زیرا این سخن، دلم را زنده می کند و خدا را راضی می گرداند، پس صورت مرا بوسیدند... (7)

مرارت دنیا و شیرینی آخرت

علامه مجلسی در بحارالانوار از تفسیر ثعلبی، از امام صادق(ع) نقل می کند که: رسول اکرم(ص)، فاطمه زهرا(س) را دیدند که لباسی از پوست شتر بر تن داشت و به دست خود (گندم یا جو) آسیاب می کرد و فرزند خود را نیز شیر می داد. اشک از چشمان رسول خدا(ص) سرازیر شده و فرمودند: دخترم، تلخی و سختی دنیا را پیشاپیش بچش تا شیرینی آخرت را پس از آن دریابی.
عرض کرد: ای رسول گرامی پروردگار، خدای بزرگ را بر نعمت هایش سپاس می گویم و به خاطر بخشیده هایش شکر فراوان دارم. پس از این گفتگو بود که آیه ششم سوره ضحی نازل شد: «ولسوف یعطیک ربک فترضی». «به زودی پروردگارت آن چنان بخششی بر تو نماید که راضی و خشنود گردی». (8)

عذاب و دوری از رحمت الهی در کمین دشمنان

در تفسیر قمی درباره آیه 57 سوره احزاب آنجا که خداوند متعال می فرماید: «ان الذین یوذون الله و رسوله لعنهم الله فی الدنیا و الاخره و أعد لهم عذاباً مهینا» «آنان که خدا و پیامبرش را آزار می دهند، خداوند آنانرا از رحمت خود در دنیا و آخرت دور ساخته و برای آنها عذاب خوارکننده ای آماده کرده است.»
علی بن ابراهیم قمی با بیان اینکه این آیه درباره غصب حق امیرالمؤمنین(ع) و حق فاطمه زهرا(س) نازل شده است، روایتی از پیامبر اکرم(ص) نقل می کند که در آن حضرت فرمودند: «هرکس فاطمه را در حیات و زنده بودن من آزار دهد گویی بعد از مرگ من نیز او را آزرده است و هر آنکه او را پس از رحلت من بیازارد مانند کسی است که در هنگام زندگی من، او را بیازرده است، هرکس فاطمه را آزار دهد به من آزار رسانده و کسی که من را آزرده خاطر سازد خدای متعال را آزرده است و این قول خدای عزوجل است که فرمود: «ان الذین یوذون الله و رسوله... الخ»(9)

قیامت و دستگیری از شیعیان و دوستداران

در تفسیر آیات چهارم و پنجم سوره روم که در آن حق تعالی فرموده است:
«... یومئذ یفرح المؤمنون¤ بنصرالله ینصرمن یشاء...» «در آن روز مؤمنان بخاطر یاری خداوند خوشحال خواهند شد و او هرکس را بخواهد یاری می دهد.»
شیخ صدوق از رسول خدا(ص) روایت می کند که حضرت از جبرئیل سؤال کرد: حبیب من جبرئیل، چرا فاطمه در آسمانها به «منصوره» و در زمین به «فاطمه» نام گرفت؟ جبرئیل فرمود «او در زمین فاطمه نامیده شد زیرا که شیعیان او از آتش جهنم و دشمنانش از محبت او دور شدند و در آسمانها نیز منصوره نامیده شد، (به خاطر یاری نمودن مؤمنان در قیامت) آنچنانکه مراد از قول خدا در آیات «یومئذ یفرح المؤمنون¤ بنصرالله ینصرمن یشاء» یاری فاطمه(س) به محبان و دوستدارانش در قیامت است. (10)
همچنین شبیه این روایت تفسیری را فرات کوفی نیز در تفسیر خود از حضرت صادق(ع) نقل کرده است. (11)

نعمت های ابدی پاداش محبت

فرات ابن ابراهیم در تفسیرش از رسول خدا(ص) روایت می کند که حضرت فرمود: دخترم فاطمه(س) با فرزندان و شیعیانش وارد بهشت می شوند و در این باره است که خدای متعال می فرماید: «لایحزنهم الفزع الاکبر¤ و هم فی ما اشتهت انفسهم خالدون». (انبیاء103. ) «هرگز هول و هراس روز قیامت آنها را غمگین نمی سازد و بدانچه مشتاق هستند در بهشت تا ابد از نعمت ها بهره مندند.» به خدا سوگند آنها فاطمه و ذریه و شیعیانش هستند. (12)
ستاره ای فروزان پروردگار متعال در آیه 36 سوره نور می فرماید:
«خداوند روشنی آسمان ها و زمین است. داستان روشنایی حضرت او چونان چراغدانی است که چراغی در آن است و آن چراغ در آبگینه ای و آن آبگینه گویی ستاره ای است درخشان...»
حافظ ابن المغازلی شافعی در کتاب مناقب (ص317) با اسناد به علی بن جعفر نقل می کند که: از امام کاظم(ع) مقصود این سخن خدا را پرسیدم (که در آیه فوق ذکر شد)، حضرت فرمود: منظور از چراغ دان فاطمه است و چراغ حسن و آبگینه حسین. مقصود از «گویی ستاره ای است رخشان» فاطمه است که اختری بود فروزان در میان زنان جهان و «روغن آن چراغ دان گویی که می درخشد» اشاره به دانش آن حضرت دارد که همواره می تراود. (13)
از رسول خدا(ص) نیز روایت شده است که فرمودند: نور دخترم فاطمه از نور خداست. (14)

مژده به دوستداران

ابوذر غفاری صحابی بزرگ رسول خدا(ص) نقل می کند: به سلمان و بلال می نگریستم که به سوی پیامبر می آمدند، ناگهان سلمان خود را بر پاهای رسول خدا افکند و آن را غرق بوسه ساخت. پیامبر سلمان را از این کار بازداشت و فرمود: رفتاری که عجم ها با پادشاهان خویش دارند، بر ما روا مدار. من بنده ای از بندگان خدایم. مانند سایر بندگان می خورم و همچون آنها می نشینم. سلمان گفت: مولای من، تو را به خداوند سوگند می دهم که از فضل و فرزانگی فاطمه در روز قیامت برایم سخن بگو. پیامبر خندان و شادان به سلمان فرمود: سوگند به خدایی که جانم در دست اوست، او بانویی است که از پهنه رستاخیز، سوار بر ناقه ای می گذرد، ناقه ای که سرش را از خشیت خدا آفریده اند و چشمانش را از نور حق تعالی... جبرئیل از سمت راست فاطمه، میکائیل از سمت چپ و علی در پیش و حسن و حسین از ورای وی می روند... درحالی که اینان نرم و آهسته بر پهنه رستاخیز می خرامند، بانگی از جانب خداوند برمی خیزد: ای آفریده ها، چشمانتان را فرو بندید و سرهایتان را فرو افکنید که این فاطمه دختر پیامبرتان محمد و همسر علی امام شما و مادر حسن و حسین است که می گذرد.
در این هنگام فاطمه با دو جامه سپید بر تن از صراط می گذرد. وقتی بر بهشت قدم می گذارد، کرامت هایی را می نگرد که خداوند برایش فراهم آورده است، زبان سپاس می گشاید و می فرماید: «سپاس خدایی را که اندوه را از ما زدود، براستی که پروردگار ما همواره می آمرزد و پاداش می بخشد، پروردگاری که ما را در سرایی جاودان جا داده است، سرایی که هیچ رنجی در آن به ما نرسد. (فاطر. 35)
در این حال خداوند به فاطمه وحی می کند: فاطمه از من بخواه تا بر تو ببخشم و آرزو کن تا به برآوردنش، خرسندت سازم.
فاطمه می گوید: پروردگار من، تو آرزوی منی و از آن هم فزونتری، از تو می خواهم که دوستداران من و عترت مرا به آتش نسوزانی.
خدای تعالی به او وحی می فرستد: فاطمه! به عزت و جلال و بلندمرتبگی خود سوگند که دو هزار سال پیش از آن که آسمان ها و زمین را بیافرینم، بر خویشتن پیمان بسته بودم تا دوستداران تو و عترت تو را در آتش عذاب نکنم. (15) این روایت در جلد سوم تفسیر برهان علامه بحرانی نیز نقل شده است.

اجر رسالت

در تفسیر آیه 23 سوره شوری که خداوند متعال می فرماید:
«(ای رسول ما به امت) بگو: من از شما اجر رسالت جز این نخواهم که موّدت و محبت مرا در حق خویشاوندان منظور دارید.»
ابن عباس نقل می کند هنگامیکه این آیه نازل شد، گفتند: ای فرستاده خدا، آنان که خداوند متعال ما را به محبت و دوستی شان امر فرمود، چه کسانی هستند؟ حضرت فرمودند: علی و فاطمه و دو پسران آنها. (16)
پیامبر اسلام(ص) در جایی دیگر در این باره فرمودند: خدای تعالی پاداش و اجر مرا بر شما، مهر ورزیدن نسبت به اهل بیتم قرار داده است و من فردای قیامت از شما درباره محبت و دوستی تان با آنان، سؤال خواهم کرد. (17)
علی علیه السلام نیز در این باره می فرماید: در سوره شوری درباره ما آیه ای هست و وظیفه محبت به ما را جز مؤمن حفظ نمی کند. (18)

اهل بیت پیامبر

در آیه 33 سوره احزاب خدای متعال می فرماید:
«خدا چنین می خواهد که پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملاً شما را پاک و منزه سازد.»
در شأن نزول این آیه روایات متواتری نقل شده که آیه تطهیر در خانه ام سلمه نازل شده است و در آن هنگام رسول اکرم(ص)، حضرت فاطمه زهرا(س)، علی(ع) و حسنین(ع) حضور داشته اند. ام سلمه نیز از پیامبر(ص) درخواست می کند که من نیز به جمع شما داخل شوم و زیر کساء در کنار شما خاندان نبوت باشم؟ حضرت او را نهی می نماید و می فرماید: «نه! تو داخل مشو، هرچند تو برخیر هستی، اما این آیه مخصوص ما پنج تن است».
این روایت توسط بسیاری از صحابه نقل شده که از آن جمله می توان به ابوسعید خدری، عبدالله بن جعفر، ام سلمه، عایشه، جابربن عبدالله انصاری و مقداد بن اسود اشاره کرد.
در روایت آمده که بعد از نزول این آیه (احزاب. 33) حضرت رسول(ص) هر روز هنگام خروج از خانه برای اقامه نماز صبح در مسجد، به در خانه فاطمه زهرا(س) می آمد و می فرمود: «سلام بر شما اهل بیت، خداوند می خواهد آلودگی ها را از شما بزداید و پاک گرداند و...»(19)

انفاق قرآنی و لباس نو

صفوری شافعی از ابن جوزی نقل می کند: رسول خدا(ص) در شب عروسی برای فاطمه زهرا(س) پیراهن تازه ای تهیه کردند و جامه ای کهنه و وصله دار نیز در نزدشان بود. در این هنگام سائلی در زد و گفت: از خانه رسول خدا جامه ای کهنه می خواهم. فاطمه زهرا(س) خواست که جامه وصله دار را به وی دهد، ولی فرموده خدا در قرآن را به یاد آورد که: «لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون» (آل عمران92. ) «به نیکوکاری نمی رسید مگر آنکه از آن چه دوست می دارید، انفاق کنید.» پس جامه نو را به سائل داد.
وقتی که هنگام زفاف نزدیک شد، جبرئیل به محضر نبی اکرم(ص) آمد و عرض کرد: یا رسول الله، پروردگارت سلام می رساند و مرا نیز فرمان داده که به فاطمه سلام برسانم و برای فاطمه، توسط من جامه ای از دیبای سبز از جامه های بهشتی فرستاده است. (20)
فضایل فاطمه زهرا(س) در قرآن به قدری است که شرح آن در این مقاله نمی گنجد، چه آنکه اهل بیت پیامبر که حجت الهی بر مردم هستند، خود قرآن ناطق اند و بیان تفسیر و تأویل آیات الهی بر عهده آنان گذارده شده است. احادیث و روایات و آیاتی که به فضایل این بانوی بزرگ و یکتای اسلام اشاره دارد متعدد و فراوان است که تنها به گوشه ای از آن اشاره شد.
آنچه باعث تأسف است آنکه با همه این فضایل و تأکیدات و سفارشات پیامبر مبنی بر نگاه داشتن حرمت و جایگاه فاطمه زهرا(س)، متأسفانه نیت های شیطانی و احقاد بدریه و حنینیه و کینه های رسوب شده، اجازه نداد امت اسلام از آن سرچشمه علم و ایمان و معرفت بهره مند شود و تنها چند روز پس از رحلت پیامبر(ص) حرمتش شکسته شد و جهان از نعمت وجودش محروم گشت.

فاطمه زهرا (سلام الله علیها) یگانه بانوی بزرگ اسلام است که شناخت حقیقی ابعاد وجودی این سرور زنان دو جهان تنها در عهده ائمه اطهار علیهم السلام و از طریق قرآن مجید و کلام معصومین(علیهم السلام) امکان پذیر خواهد بود و از همین رو ادعای شناخت و معرفت حقیقی این شخصیت با عظمت فقط برازنده انسان کامل و معصوم است.
حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) در تاریخ اسلام بانویی نمونه و یگانه است که در عرصه های مختلف جایگاه درخشنده اش بروز و ظهور پیدا کرده است و شان و منزلت این کوثر پرعظمت در روایات و احادیث و تفاسیر و تاویل هایی که از سوی معصومین به آن اشاره گردید بارها یادآوری شده است.
احادیثی که فضایل حضرت زهرا را بیان می کند بسیار زیاد است اما آنچه که در این نوشتار به آن پرداخته شده، روایاتی است که در تفسیر و تاویل و بیان شان نزول برخی از آیات قرآن درباره فاطمه(سلام الله علیها) وارد شده است. بدیهی است که این مطالب تنها گوشه ای از فضایل شخصیت باعظمت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) است که اینک با هم آن را از نظر می گذرانیم.

شناخت فاطمه (سلام الله علیها) محوریت لیله القدر

در تفسیر فرات کوفی از امام صادق(علیه السلام) درباره آیه نخست سوره قدر «انا انزلناه فی لیله القدر» روایت شده است که حضرت فرمودند: منظور و مراد از «لیله» فاطمه است و مقصود از «القدر» الله جل جلاله است، پس هر کسی که فاطمه(س) را آن گونه که حق آن است، بشناسد، به تحقیق شب قدر را درک کرده است و همانا او فاطمه نامیده شد زیرا که مردم از شناخت او بازماندند (عاجز ماندند). (1)

آیین پایدار

در کتاب البرهان فی تفسیر القرآن، نوشته سیدهاشم بحرانی، در تفسیر آیه پنجم سوره بینه آنجا که خداوند متعال می فرماید: «ذلک دین القیمه» از حضرت امام محمدباقر(ع) روایت شده که فرمودند: منظور از این آیه فاطمه(س) است (2)
در این رابطه باید گفت که ولایت اهل بیت(ع) لازمه قبولی همه فرائض و عبادات است و در حقیقت دین بدون ولایت محمد و آل محمد کامل و پایدار نیست و اینکه در روایت، پایداری دین به (محبت) فاطمه (و ذریه او) تفسیر شده است، حاکی از همین مطلب مهم می باشد.
فاطمه زهرا بر اساس سخنان معصومین علیهم السلام حجت و نشانه الهی بر این ذوات مقدسه بوده است و ولایت و محبت او و فرزندانش یکسان و در راستای ولایت الهی است و آیینی که این ولایت را همراه نداشته باشد پایدار نمی ماند. (3)
همچنان که امام صادق(ع) می فرمایند: هنگامی که بنده ای در آخرت در برابر خداوند متعال قرار می گیرد، نخست درباره نمازهای واجب، زکات، روزه و ولایت ما اهل بیت مورد سوال قرار می گیرد، پس اگر به ولایت ما اقرار نموده و بر این عقیده از دنیا رخت بربسته باشد، نماز، زکات، روزه و حج او مورد قبول حق تعالی خواهد بود، اما چنانکه اقرار به ولایت ما نکند هیچ یک از اعمال او پذیرفته نخواهد شد. (4)

خانه آسمانی

علامه مجلسی از انس بن مالک و بریده نقل می کند که: رسول خدا(ص) آیه 37 سوره نور را قرائت نمودند: «فی بیوت اذن الله ان ترفع و یذکر اسمه یسبح له فیها بالغدو والاصال» در این هنگام مردی برخاست و سوال کرد: یا رسول الله، این خانه ها کدام است؟ حضرت فرمودند: خانه های انبیاء. ابوبکر برخاست و پرسید: ای رسول خدا، آیا این خانه نیز از همان خانه هاست؟ (به خانه علی و فاطمه اشاره نمود) حضرت فرمود: آری از برترین آنهاست. (5)
ابن عباس نیز در این باره می گوید:
در مسجد پیامبر(ص) بودیم که قاری، آیه فوق را تلاوت کرد. پرسیدم: ای رسول خدا این خانه ها کدام خانه هاست؟ حضرت فرمودند: خانه های انبیاء و به دست خویش به خانه فاطمه زهرا(س) اشاره فرمودند. (6)

ادب و امر پروردگار

امام صادق(ع) از پدران خود، از حضرت فاطمه(س) نقل می کند که فرمود: وقتی آیه 64 سوره نور نازل شد: «لاتجعلوا دعاء الرسول بینکم کدعاء بعضکم بعضاً» «آن گونه که یکدیگر را صدا می زنید، پیامبر را نخوانید».
از این که بگویم «یا أبه» (پدر جان) خودداری نمودم و ایشان را رسول الله خطاب می کردم. پیامبر به من روی کرده فرمودند: فاطمه جان! این آیه درباره تو و خانواده و نسل تو نازل نگردیده است، زیرا که تو از منی و من از تو. این آیه درباره جفاکاران و انسان های خودخواه و متکبر قریش نازل شده است. فاطمه جانم، تو به من بگو «پدرم» زیرا این سخن، دلم را زنده می کند و خدا را راضی می گرداند، پس صورت مرا بوسیدند... (7)

مرارت دنیا و شیرینی آخرت

علامه مجلسی در بحارالانوار از تفسیر ثعلبی، از امام صادق(ع) نقل می کند که: رسول اکرم(ص)، فاطمه زهرا(س) را دیدند که لباسی از پوست شتر بر تن داشت و به دست خود (گندم یا جو) آسیاب می کرد و فرزند خود را نیز شیر می داد. اشک از چشمان رسول خدا(ص) سرازیر شده و فرمودند: دخترم، تلخی و سختی دنیا را پیشاپیش بچش تا شیرینی آخرت را پس از آن دریابی.
عرض کرد: ای رسول گرامی پروردگار، خدای بزرگ را بر نعمت هایش سپاس می گویم و به خاطر بخشیده هایش شکر فراوان دارم. پس از این گفتگو بود که آیه ششم سوره ضحی نازل شد: «ولسوف یعطیک ربک فترضی». «به زودی پروردگارت آن چنان بخششی بر تو نماید که راضی و خشنود گردی». (8)

عذاب و دوری از رحمت الهی در کمین دشمنان

در تفسیر قمی درباره آیه 57 سوره احزاب آنجا که خداوند متعال می فرماید: «ان الذین یوذون الله و رسوله لعنهم الله فی الدنیا و الاخره و أعد لهم عذاباً مهینا» «آنان که خدا و پیامبرش را آزار می دهند، خداوند آنانرا از رحمت خود در دنیا و آخرت دور ساخته و برای آنها عذاب خوارکننده ای آماده کرده است.»
علی بن ابراهیم قمی با بیان اینکه این آیه درباره غصب حق امیرالمؤمنین(ع) و حق فاطمه زهرا(س) نازل شده است، روایتی از پیامبر اکرم(ص) نقل می کند که در آن حضرت فرمودند: «هرکس فاطمه را در حیات و زنده بودن من آزار دهد گویی بعد از مرگ من نیز او را آزرده است و هر آنکه او را پس از رحلت من بیازارد مانند کسی است که در هنگام زندگی من، او را بیازرده است، هرکس فاطمه را آزار دهد به من آزار رسانده و کسی که من را آزرده خاطر سازد خدای متعال را آزرده است و این قول خدای عزوجل است که فرمود: «ان الذین یوذون الله و رسوله... الخ»(9)

قیامت و دستگیری از شیعیان و دوستداران

در تفسیر آیات چهارم و پنجم سوره روم که در آن حق تعالی فرموده است:
«... یومئذ یفرح المؤمنون¤ بنصرالله ینصرمن یشاء...» «در آن روز مؤمنان بخاطر یاری خداوند خوشحال خواهند شد و او هرکس را بخواهد یاری می دهد.»
شیخ صدوق از رسول خدا(ص) روایت می کند که حضرت از جبرئیل سؤال کرد: حبیب من جبرئیل، چرا فاطمه در آسمانها به «منصوره» و در زمین به «فاطمه» نام گرفت؟ جبرئیل فرمود «او در زمین فاطمه نامیده شد زیرا که شیعیان او از آتش جهنم و دشمنانش از محبت او دور شدند و در آسمانها نیز منصوره نامیده شد، (به خاطر یاری نمودن مؤمنان در قیامت) آنچنانکه مراد از قول خدا در آیات «یومئذ یفرح المؤمنون¤ بنصرالله ینصرمن یشاء» یاری فاطمه(س) به محبان و دوستدارانش در قیامت است. (10)
همچنین شبیه این روایت تفسیری را فرات کوفی نیز در تفسیر خود از حضرت صادق(ع) نقل کرده است. (11)

نعمت های ابدی پاداش محبت

فرات ابن ابراهیم در تفسیرش از رسول خدا(ص) روایت می کند که حضرت فرمود: دخترم فاطمه(س) با فرزندان و شیعیانش وارد بهشت می شوند و در این باره است که خدای متعال می فرماید: «لایحزنهم الفزع الاکبر¤ و هم فی ما اشتهت انفسهم خالدون». (انبیاء103. ) «هرگز هول و هراس روز قیامت آنها را غمگین نمی سازد و بدانچه مشتاق هستند در بهشت تا ابد از نعمت ها بهره مندند.» به خدا سوگند آنها فاطمه و ذریه و شیعیانش هستند. (12)
ستاره ای فروزان پروردگار متعال در آیه 36 سوره نور می فرماید:
«خداوند روشنی آسمان ها و زمین است. داستان روشنایی حضرت او چونان چراغدانی است که چراغی در آن است و آن چراغ در آبگینه ای و آن آبگینه گویی ستاره ای است درخشان...»
حافظ ابن المغازلی شافعی در کتاب مناقب (ص317) با اسناد به علی بن جعفر نقل می کند که: از امام کاظم(ع) مقصود این سخن خدا را پرسیدم (که در آیه فوق ذکر شد)، حضرت فرمود: منظور از چراغ دان فاطمه است و چراغ حسن و آبگینه حسین. مقصود از «گویی ستاره ای است رخشان» فاطمه است که اختری بود فروزان در میان زنان جهان و «روغن آن چراغ دان گویی که می درخشد» اشاره به دانش آن حضرت دارد که همواره می تراود. (13)
از رسول خدا(ص) نیز روایت شده است که فرمودند: نور دخترم فاطمه از نور خداست. (14)

مژده به دوستداران

ابوذر غفاری صحابی بزرگ رسول خدا(ص) نقل می کند: به سلمان و بلال می نگریستم که به سوی پیامبر می آمدند، ناگهان سلمان خود را بر پاهای رسول خدا افکند و آن را غرق بوسه ساخت. پیامبر سلمان را از این کار بازداشت و فرمود: رفتاری که عجم ها با پادشاهان خویش دارند، بر ما روا مدار. من بنده ای از بندگان خدایم. مانند سایر بندگان می خورم و همچون آنها می نشینم. سلمان گفت: مولای من، تو را به خداوند سوگند می دهم که از فضل و فرزانگی فاطمه در روز قیامت برایم سخن بگو. پیامبر خندان و شادان به سلمان فرمود: سوگند به خدایی که جانم در دست اوست، او بانویی است که از پهنه رستاخیز، سوار بر ناقه ای می گذرد، ناقه ای که سرش را از خشیت خدا آفریده اند و چشمانش را از نور حق تعالی... جبرئیل از سمت راست فاطمه، میکائیل از سمت چپ و علی در پیش و حسن و حسین از ورای وی می روند... درحالی که اینان نرم و آهسته بر پهنه رستاخیز می خرامند، بانگی از جانب خداوند برمی خیزد: ای آفریده ها، چشمانتان را فرو بندید و سرهایتان را فرو افکنید که این فاطمه دختر پیامبرتان محمد و همسر علی امام شما و مادر حسن و حسین است که می گذرد.
در این هنگام فاطمه با دو جامه سپید بر تن از صراط می گذرد. وقتی بر بهشت قدم می گذارد، کرامت هایی را می نگرد که خداوند برایش فراهم آورده است، زبان سپاس می گشاید و می فرماید: «سپاس خدایی را که اندوه را از ما زدود، براستی که پروردگار ما همواره می آمرزد و پاداش می بخشد، پروردگاری که ما را در سرایی جاودان جا داده است، سرایی که هیچ رنجی در آن به ما نرسد. (فاطر. 35)
در این حال خداوند به فاطمه وحی می کند: فاطمه از من بخواه تا بر تو ببخشم و آرزو کن تا به برآوردنش، خرسندت سازم.
فاطمه می گوید: پروردگار من، تو آرزوی منی و از آن هم فزونتری، از تو می خواهم که دوستداران من و عترت مرا به آتش نسوزانی.
خدای تعالی به او وحی می فرستد: فاطمه! به عزت و جلال و بلندمرتبگی خود سوگند که دو هزار سال پیش از آن که آسمان ها و زمین را بیافرینم، بر خویشتن پیمان بسته بودم تا دوستداران تو و عترت تو را در آتش عذاب نکنم. (15) این روایت در جلد سوم تفسیر برهان علامه بحرانی نیز نقل شده است.

اجر رسالت

در تفسیر آیه 23 سوره شوری که خداوند متعال می فرماید:
«(ای رسول ما به امت) بگو: من از شما اجر رسالت جز این نخواهم که موّدت و محبت مرا در حق خویشاوندان منظور دارید.»
ابن عباس نقل می کند هنگامیکه این آیه نازل شد، گفتند: ای فرستاده خدا، آنان که خداوند متعال ما را به محبت و دوستی شان امر فرمود، چه کسانی هستند؟ حضرت فرمودند: علی و فاطمه و دو پسران آنها. (16)
پیامبر اسلام(ص) در جایی دیگر در این باره فرمودند: خدای تعالی پاداش و اجر مرا بر شما، مهر ورزیدن نسبت به اهل بیتم قرار داده است و من فردای قیامت از شما درباره محبت و دوستی تان با آنان، سؤال خواهم کرد. (17)
علی علیه السلام نیز در این باره می فرماید: در سوره شوری درباره ما آیه ای هست و وظیفه محبت به ما را جز مؤمن حفظ نمی کند. (18)

اهل بیت پیامبر

در آیه 33 سوره احزاب خدای متعال می فرماید:
«خدا چنین می خواهد که پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملاً شما را پاک و منزه سازد.»
در شأن نزول این آیه روایات متواتری نقل شده که آیه تطهیر در خانه ام سلمه نازل شده است و در آن هنگام رسول اکرم(ص)، حضرت فاطمه زهرا(س)، علی(ع) و حسنین(ع) حضور داشته اند. ام سلمه نیز از پیامبر(ص) درخواست می کند که من نیز به جمع شما داخل شوم و زیر کساء در کنار شما خاندان نبوت باشم؟ حضرت او را نهی می نماید و می فرماید: «نه! تو داخل مشو، هرچند تو برخیر هستی، اما این آیه مخصوص ما پنج تن است».
این روایت توسط بسیاری از صحابه نقل شده که از آن جمله می توان به ابوسعید خدری، عبدالله بن جعفر، ام سلمه، عایشه، جابربن عبدالله انصاری و مقداد بن اسود اشاره کرد.
در روایت آمده که بعد از نزول این آیه (احزاب. 33) حضرت رسول(ص) هر روز هنگام خروج از خانه برای اقامه نماز صبح در مسجد، به در خانه فاطمه زهرا(س) می آمد و می فرمود: «سلام بر شما اهل بیت، خداوند می خواهد آلودگی ها را از شما بزداید و پاک گرداند و...»(19)

انفاق قرآنی و لباس نو

صفوری شافعی از ابن جوزی نقل می کند: رسول خدا(ص) در شب عروسی برای فاطمه زهرا(س) پیراهن تازه ای تهیه کردند و جامه ای کهنه و وصله دار نیز در نزدشان بود. در این هنگام سائلی در زد و گفت: از خانه رسول خدا جامه ای کهنه می خواهم. فاطمه زهرا(س) خواست که جامه وصله دار را به وی دهد، ولی فرموده خدا در قرآن را به یاد آورد که: «لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون» (آل عمران92. ) «به نیکوکاری نمی رسید مگر آنکه از آن چه دوست می دارید، انفاق کنید.» پس جامه نو را به سائل داد.
وقتی که هنگام زفاف نزدیک شد، جبرئیل به محضر نبی اکرم(ص) آمد و عرض کرد: یا رسول الله، پروردگارت سلام می رساند و مرا نیز فرمان داده که به فاطمه سلام برسانم و برای فاطمه، توسط من جامه ای از دیبای سبز از جامه های بهشتی فرستاده است. (20)
فضایل فاطمه زهرا(س) در قرآن به قدری است که شرح آن در این مقاله نمی گنجد، چه آنکه اهل بیت پیامبر که حجت الهی بر مردم هستند، خود قرآن ناطق اند و بیان تفسیر و تأویل آیات الهی بر عهده آنان گذارده شده است. احادیث و روایات و آیاتی که به فضایل این بانوی بزرگ و یکتای اسلام اشاره دارد متعدد و فراوان است که تنها به گوشه ای از آن اشاره شد.
آنچه باعث تأسف است آنکه با همه این فضایل و تأکیدات و سفارشات پیامبر مبنی بر نگاه داشتن حرمت و جایگاه فاطمه زهرا(س)، متأسفانه نیت های شیطانی و احقاد بدریه و حنینیه و کینه های رسوب شده، اجازه نداد امت اسلام از آن سرچشمه علم و ایمان و معرفت بهره مند شود و تنها چند روز پس از رحلت پیامبر(ص) حرمتش شکسته شد و جهان از نعمت وجودش محروم گشت

]]>
پروفسور لگنهاوزن چگونه مسلمان شد؟ 2011-05-08T05:34:46+01:00 2011-05-08T05:34:46+01:00 tag:http://howzehelmiehostanemarkazi.mihanblog.com/post/128 حوزه علمیه استان مرکزی. پروفسور لگنهاوزن چگونه مسلمان شد؟وقتى پروفسور محمد لگنهاوزن براى تدریس به دانشگاه تگزاس وارد شد، فکر نمى‌کرد روزى ضمن آشنایى با معارف غنى اسلام و آموزه‌هاى معرفتى اهل‌بیت علیهم‌السلام، اسلام را به عنوان برترین دین بپذیرد و تشیع را از میان تمام مذاهب، انتخاب کند. پروفسور لگنهاوزن پس از این‌که به مذهب تشیع گروید به ایران آمد و پس از مراحل تحصیل در مراکز حوزوى و علمى، هم‌اکنون در مجامع علمى ایران به تدریس اشتغال دارد و سال گذشته نیز در هشتمین همایش چهره‌هاى ماندگار ایران اسلامى به عنوان

پروفسور لگنهاوزن چگونه مسلمان شد؟
وقتى پروفسور محمد لگنهاوزن براى تدریس به دانشگاه تگزاس وارد شد، فکر نمى‌کرد روزى ضمن آشنایى با معارف غنى اسلام و آموزه‌هاى معرفتى اهل‌بیت علیهم‌السلام، اسلام را به عنوان برترین دین بپذیرد و تشیع را از میان تمام مذاهب، انتخاب کند.

پروفسور لگنهاوزن پس از این‌که به مذهب تشیع گروید به ایران آمد و پس از مراحل تحصیل در مراکز حوزوى و علمى، هم‌اکنون در مجامع علمى ایران به تدریس اشتغال دارد و سال گذشته نیز در هشتمین همایش چهره‌هاى ماندگار ایران اسلامى به عنوان چهره ماندگار شناخته شد.

سرویس علمى - فرهنگى مرکز خبر حوزه، گفت‌وگویى صمیمانه با این استاد حوزه و دانشگاه انجام داده است که تقدیم خوانندگان ارجمند مى‌شود.

لطفا در ابتدا، کمى در خصوص زادگاه خود و محیط رشد و منطقه زندگى‌تان بگویید.

بنده در سال 1953 میلادى (1332 شمسى) در خانواده‌اى کاتولیک در آمریکا به دنیا آمدم. تحصیلاتم را از مدرسه کاتولیک‌ها شروع کردم، ولى همیشه سؤالات و شبهاتى درباره مسیحیت داشتم، یادم هست در دوره دبیرستان به این نتیجه رسیدم که حضرت مسیح خدا نیست و هم‌چنین تثلیث را نمى‌توانستم آن‌طور که تعلیم مى‌دادند قبول کنم، ولى هنوز خودم را مسیحى مى‌دانستم. تا این‌که در دانشگاه ایالت نیویورک در آوبنه (مرکز ادارى و دانشگاهى ایالت نیویورک) مشغول تحصیل شدم و در آنجا علاقه خود را نسبت به آیین مسیحیت از دست دادم و بى‌دین شدم. در این شرایط بودم تا این‌که براى فوق لیسانس دانشگاه لاس در تگزاس پذیرفته شدم، بعد از فارغ‌التحصیلى، در دانشگاه تگزاس جنوبى تدریس را شروع کردم و در آنجا با تعدادى از دانشجویان مسلمان آشنا شدم. در میان آن‌ها دانشجویانى از کشورهاى مختلف اسلامى از جمله ایران، لبنان، پاکستان، فلسطین، عربستان، اردن و نیجریه بودند. دیدگاهى که آن‌ها در مورد مسایل مختلف داشتند برایم جالب بود.

فکر مى‌کردم آن‌ها جور دیگرى به دین نگاه مى‌کنند که من اصلاً آن‌را تجربه نکرده بودم. این مسئله باعث شد بیشتر تحقیق کنم، مسئولین دانشگاه به من این اختیار را داده بودند که درسى را که مى‌خواهم تدریس کنم، خودم انتخاب کنم و من فلسفه دین را انتخاب و دو ترم آن‌را تدریس کردم و هم‌زمان با آن، ادیان بزرگ را با دانشجویان مرور کردم و سر این کلاس‌ها به تدریج به اسلام نزدیک‌تر مى‌شدم، تا این‌که اسلام را پذیرفتم.

در مورد نحوه مسلمان شدنتان بیشتر توضیح دهید. چطور شد دین اسلام را پذیرفتید و در آن هنگام در چه شرایط روحى به سر مى‌بردید؟

مسلمان‌شدن بنده براى کسانى که تبلیغ دینى انجام مى‌دهند، داستان پیچیده‌اى است، زیرا مسایل علمى، عاطفى و مسایل مختلف دیگر در آن دخیل بود. من در دوران تدریس در دانشگاه تگزاس جنوبى با یک دانشجویى ایرانى به نام اکبر نوجه‌دهى آشنا شدم. او درس «مقدمه‌اى به فلسفه» را با من مى‌خواند. اکبر دو هفته‌اى به کلاس من نیامد تا این‌که ایشان را در دفتر دانشگاه دیدم و پرسیدم چرا به کلاس نمى‌آیید؟ گفت: مردم ما در ایران انقلاب کردند و من فکر مى‌کنم خیلى مهم است که دانشجویان اینجا اطلاعات درستى در مورد آن داشته باشند؛ بنابراین لازم دانستم براى معرفى این انقلاب به دانشجویان تلاش کنم و به خاطر این نمى‌توانم سر کلاس حاضر شوم. من حرف او را تایید کردم و گفتم خوب این درست است، ولى شما تکلیف دارید درس هم بخوانید. بعد من با ایشان قرار گذاشتم که من، تبلیغات و اطلاع‌رسانى انقلاب ایران را در جمع دانشجویان بر عهده بگیرم و ایشان هم قبول کردند درسشان را بخوانند و بعد از این جریان با همدیگر دوست شدیم و کارهاى مختلفى با‌هم انجام مى‌دادیم، تا این‌که ایشان لیسانس گرفتند و به ایران برگشتند. بعد شنیدم به جبهه رفته و در آن‌جا به فیض شهادت نایل شدند. با اکبر درباره اعتقاداتش بحث مى‌کردیم. دانشجوى خوبى بود و خیلى صادقانه حرف مى‌زد و اعتقادات جدى داشت و هیچ شکى درباره اعتقاداتش نداشت. از زمان آشنا شدن با اکبر، تقریباً سه سال طول کشید تا مسلمان شدم، البته در آن زمان به مساجد مى‌رفتم و با مسلمانان صحبت مى‌کردم و به تدریج جذابیت‌هاى اسلام را بیشتر درک مى‌کردم. هدف من فقط کار علمى درباره اسلام بود و کنجکاو بودم که مسلمانان چطور فکر مى‌کنند، ولى به طور ناخواسته هر چه بیشتر تحقیق مى‌کردم بیشتر به اسلام علاقه‌مند مى‌شدم. نماز خواندن را یاد گرفته بودم و بعضى وقت‌ها نماز مى‌خواندم، مخصوصاً نماز جماعت را زیاد دوست داشتم، ولى هنوز شهادتین را نگفته بودم که یک روزى بعد از نماز جمعه در پارکینگ مسجد، چند تا مسلمانان سیاهپوست آمریکایى پیش من آمدند و گفتند که مى‌خواهند با من آشنا شوند و از نحوه آشنایى من با اسلام پرسیدند و...، من پیش آن‌ها شهادتین گفتم و به‌طور رسمى مسلمان شدم و گریه کردم! آنها خیلى خوشحال شدند و همان روز اول به من پیشنهاد دادند که پیش‌نماز آن‌ها شوم! و قرار شد با همدیگر بیشتر همکارى داشته باشیم، بعدها، با همکارى آن‌ها انجمن مسلمانان در دانشگاه تگزاس جنوبى را تأسیس کردیم. البته گروهى که در آن‌جا داشتیم اکثراً سنى مذهب بودند، ولى من از اول هیچ شکى نداشتم که شیعه شوم، چرا که نهج‌البلاغه را خوانده بودم و مى‌خواستم اسلام شیعه را قبول کنم.

چطور شد که همان‌جا پس از ملاقات با مسلمانان سیاهپوست آمریکایى شهادتین را گفتید و رسماً مسلمان شدید؟ آیا اتفاق خاصى برایتان پیش آمد؟

نه، این کار یک‌باره اتفاق نیفتاد و قبل از آن خیلى درباره اسلام فکر کرده بودم، ولى ملاقات با این مسلمانان آمریکایى، موجب تحریک من براى پذیرش اسلام شد، یعنى من قبل از دیدن آن‌ها در مرز مسلمانى بودم و به دین اسلام خیلى نزدیک شده بودم، ولى ملاقات با آن‌ها برایم جالب و اخلاص آن‌ها برایم خوشایند بود و مرا به پذیرفتن اسلام تشویق مى‌کرد و به طرف اسلام کشاند.

بعد از این‌که رسماً اسلام را پذیرفتید؛ چه تغییراتى در کارهاى روزمره‌تان صورت گرفت؟ و چطور شد تصمیم گرفتید به ایران بیایید؟

دانشجویان مسلمان بیشتر شده بودند و به خاطر این، اختلافاتى با مسئولین دانشگاه داشتم، آن‌ها مى‌خواستند من در مدیریت دانشگاه کار کنم و مرا مشغول کاغذ‌بازى کنند، ولى من فقط مى‌خواستم تدریس کنم؛ لذا تصمیم گرفتم که به ایران بیایم. یکى از دانشجویان ایرانى مرا به دکتر خرازى که آن زمان سفیر ایران در سازمان ملل بودند، معرفى کرد و من پس از آن از دانشگاه استعفا دادم و به صورت جدى تصمیم گرفتم به ایران بیایم و هدفم این بود که دو سال در ایران باشم و چیزى درباره فلسفه اسلامى یاد بگیرم و چیزهاى زیادى از اسلام بدانم و بعد از آن دوباره به آمریکا برگردم. با کمک دکتر خرازى، دعوت‌نامه‌اى از انجمن حکمت و فلسفه تهران فراهم شد و قرار شد به ایران بیایم. در دفتر دکتر خرازى به طور اتفاقى آیةاللّه مصباح را دیدم. ایشان آن‌زمان سفرى به آمریکا داشتند و من در آن‌جا با ایشان آشنا شدم و دکتر خرازى هم مرا به ایشان معرفى کرد و با هم گفت‌وگو کردیم و در پایان، آیةاللّه مصباح از من خواست به قم بیایم و در مؤسسه امام خمینى قدس‌سره که آن موقع با نام بنیاد باقرالعلوم علیه‌السلام فعالیت مى‌کرد، مشغول شوم. من به ایشان گفتم، اگر دعوت‌‌نامه رسمى بفرستند مى‌توانم بیایم؛ ولى من نتوانستم منتظر دعوت‌نامه ایشان باشم و به انجمن حکمت و فلسفه در تهران رفتم و با دکتر اعوانى،‌ تحصیل فلسفه اسلامى را شروع کردم و ایشان در این مورد خیلى زحمت کشیدند. من قبل از آمدن به ایران، مقدارى ادبیات فارسى خوانده بودم، ولى وقتى کسى با من احوال‌پرسى مى‌کرد، نمى‌توانستم جواب دهم و فارسى صحبت کردن برایم سخت بود.

دکتر اعوانى پیشنهاد دادند براى این‌که زبان فارسى‌ام تقویت شود، فلسفه اسلامى را از کتب فارسى شروع کنیم. بنابراین آموزش فلسفه اسلامى را از رساله‌هاى فلسفى سهروردى استفاده مى‌کردم تا جایى که موجب خنده دوستان مى‌شد. بعد از مدتى دکتر اعوانى گفتند، اگر مى‌خواهى فلسفه را خوب یاد بگیرى، باید همان رساله‌هاى سهروردى را به زبان عربى هم بخوانیم. بنابراین دوباره همان سه رساله فلسفى سهروردى را که مى‌گویند خودشان به دو زبان عربى و فارسى نگاشته‌اند خواندیم که خیلى عالى بود.

همکارى شما با آیةاللّه مصباح و فعالیتتان در مؤسسه امام خمینى قدس‌سره چگونه شروع شد؟

فعالیت بنده در مؤسسه امام خمینى قدس‌سره اتفاقى بود، دوستى داشتم که اهل تگزاس و اصالتاً عراقى بود، ولى در آمریکا بزرگ شده بود. یک روز خبر داد که مى‌خواهد به قم بیاید و از یک دختر عراقى مقیم ایران خواستگارى کند و از من خواست که همراهش بروم. در قم به صورت اتفاقى یکى از معاونین آیةاللّه مصباح را که از قبل مرا مى‌شناخت، در خیابان دیدم. ایشان از من خواست پیش آیةاللّه مصباح برویم. خدمت آیةاللّه مصباح رسیدیم، ایشان از حضور من در ایران ابراز خوشحالى مى‌کردند و پرسیدند چرا به قم نیامدم؟ من هم به ایشان گفتم که منتظر دعوت‌نامه رسمى بودم و ایشان بلافاصله گفتند: خوب من الان به شما دعوت‌نامه رسمى مى‌دهم! این دیدار باعث شد هر هفته یک روز از تهران به قم بیایم و در بنیاد باقرالعلوم که امروز مؤسسه امام خمینى قدس‌سره نام گرفته، تدریس کنم و سال بعد، به دو روز در هفته افزایش یافت. چون مى‌خواستم زبان فارسى را بیشتر یاد بگیرم، تصمیم گرفتم یک سال دیگر هم در ایران بمانم و آمدم در قم ساکن شدم و سال بعد از آن هم همین‌طور پیش رفت. در آن سال یکى از دانشجویانم کسى را براى ازدواج به من معرفى کرد، ازدواج ما هم خیلى عجیب بود، زیرا چند جلسه بیشتر نگذشته بود که تصمیم گرفتم ازدواج کنم. آشنایى چندانى با دختر و خانواده‌شان نداشتم و فقط با اعتمادى که به آن دانشجو داشتم پذیرفتم با آن خانم ازدواج کنم. قبل از مراسم پیش حضرت فاطمه معصومه سلام‌اللّه‌علیها رفتم و خیلى دعا کردم که ازدواج موفقى داشته باشم و درست تصمیم بگیرم. بعد از ازدواج، تمام وقت در بنیاد باقرالعلوم مشغول شدم، بعد هدفم کلاً عوض شد و فکر کردم که اگر در قم و بنیاد باقرالعلوم بمانم و براى طلبه‌ها تدریس کنم، بیشتر مى‌توانم خدمت کنم.

از این‌که به عنوان یک آمریکایى در کشورى مثل ایران به عنوان چهره ماندگار انتخاب شدید، چه احساسى دارید؟

این براى من افتخار بزرگى است و احساس سپاس‌گزارى مى‌کنم، اول خدا را سپاس‌گزارم که توانستم در این کشور خدمتى انجام دهم و از این‌که مسئولین در ایران از من قدردانى کردند تشکر مى‌کنم، مردم ایران نسبت به بنده دیدگاه خوبى دارند، به خاطر همین احساس وظیفه بیشترى مى‌کنم و امیدوارم بیشتر خدمت کنم.

مهم‌ترین عامل موفقیت خود را در چه چیزى مى‌دانید؟

لطف خدا. آن‌چه که من از گذشته زندگى خودم مى‌بینم، اعمال نادرست و خراب‌کارى است، ولى لطف خداست که راه را براى بنده باز کرد. حدود 12 سال پیش وقتى که در سفر حج بودم، همه کارهایم به هم ریخت، گذرنامه‌ام گم شد، بعد کاروان من را در شهر جده جا گذاشتند و از کاروان دور افتادم و....! هر قدمى که برمى‌داشتم مصیبت دیگرى برایم پیش مى‌آمد، ولى همه‌اش یک جورى حل مى‌شد که احساس مى‌کردم همان‌طور که دریا براى حضرت موسى‌ علیه‌السلام شکافته شد، مشکلات هم از مقابل من برداشته مى‌شد، من خود نمى‌توانستم مقابل آن مشکلات بایستم و قادر به حل آن‌ها نبودم، ولى آن‌ها حل مى‌شدند. این جریان را به این دلیل گفتم که بدانید موفقیت بنده از لطف خداست و کار من نیست. همیشه دیدم که نمى‌توانم خودم جلو بروم، ولى خدا راه را براى بنده بازکرده است. در همان سفر حج وقتى از مکه مى‌خواستم به ایران برگردم، بلیط من در جیب رئیس کاروان که زوتر از ما به ایران برگشته بود، مانده بود. وقتى به مسئولین فرودگاه گفتم بلیط ندارم، گفتند که پس چطورى مى‌خواهى سوار هواپیما شوى؟! وقتى اسم رئیس کاروان را گفتم با اشتیاق گفت؛ او دوست من است و فوراً به او زنگ زد وقتى مطمئن شد بلیط من پیش اوست، گفت که اشکال ندارد و من بدون بلیط سوار هواپیما شدم و این خیلى چیز عجیبى است. حج من از اول تا آخر این‌طورى بود و من فکر مى‌کنم، همه زندگى من همین‌طورى است و این حج، نشانه‌اى از طرف خدا براى من بود که خدا نشان داد، شما هیچ توانى ندارید و نمى‌توانید کارى بکنید و همه کارها دست خداست.

اگر مسلمان نبودید، فکر مى‌کنید الان کجا بودید و به چه کارى اشتغال داشتید؟

خدا مى‌داند. نمى‌توانم تصور کنم که چه اتفاقى مى‌افتاد.

اگر امکان این وجود داشت که به گذشته برگردید و زندگى را دوباره تجربه کنید، سعى مى‌کردید چه تغییراتى در زندگى‌تان به وجود بیاورید؟

اگر مى‌توانستیم از اشتباهات، گناهان و... را که در گذشته کردیم پرهیز کنیم، خیلى خوب مى‌شد، وقتى به پسرم مى‌گویم اى کاش مى‌توانستیم به گذشته برمى‌گشتیم و این اشتباهات را مرتکب نمى‌شدیم، پسرم مى‌گوید اگر شما آن اشتباهات را انجام نمى‌دادید، احتمالاً اشتباهات دیگرى را مرتکب مى‌شدید!!

از زندگى‌تان به چه چیزهایى تعلق خاطر دارید و بیشتر به آن‌ها اهمیت مى‌دهید؟

یکى از چیزهایى که از بچگى دنبال آن بودم، کشف حقیقت است. پدرم همیشه اصرار مى‌کرد باید خودمان فکر کنیم و خودمان حقیقت را پیدا کنیم، وقتى هم به ایران آمدم و خدمت آیةاللّه مصباح‌یزدى رسیدم، ایشان چندین بار به من گفتند؛ شما باید حقیقت‌جو باشید، این مسئله برایم خیلى مهم است که تلاش نماییم تا حقیقت را کشف کنیم. این مهم‌ترین مسئله زندگى من است و همیشه به آن فکر مى‌کنم.

از نزدیکان یا دوستان شما کسانى بودند که به واسطه شما، مسلمان شده باشند؟

خیلى از دوستانى که داشتم بعد از مسلمان شدنم با من قطع رابطه کردند و چون اغلب در ایران هستم ارتباط زیادى با نزدیکان ندارم؛ البته چند نفر هستند که مسلمان شدند، ولى از نزدیکان یا دوستان بنده نبودند. هر چند، افراد زیادى هستند که گفتند با خواندن آثار بنده به دین اسلام علاقه پیدا کرده‌اند و خواسته‌اند بیشتر درباره آن تحقیق کنند.

در مورد مردم ایران چه نظرى دارید و ارتباط شما با آن‌ها چطور است؟

من ارتباط زیادى با اقشار مختلف مردم ندارم و بیشتر با طلاب، دانشجویان و اساتید، ارتباط علمى دارم، ولى ایرانى‌ها را خیلى دوست دارم و زندگى در ایران را ترجیح مى‌دهم. بنده خیلى خوشبخت بودم که طلاب و اساتیدى پیدا کردم که در هنگام بحث، اصلاً تنگ‌نظر نیستند و در مورد مسایل مختلف از جمله تفکرات غربى بحث مى‌کنیم و واقعاً افراد علاقه‌مندى هستند. به آینده طلابى که در اینجا با آن‌ها آشنا شدم خوش‌بین هستم و انشاءاللّه در آینده نقش برجسته‌اى در رشد دین‌دارى مردم خواهند داشت.

آیا آرزویى در زندگى‌تان بوده که خیلى دوست داشتید به آن برسید و تا کنون به آن نرسیده‌اید؟

آرزوها و خواسته‌هاى من بیشتر در مورد مسایل علمى است چیزهایى نوشتم و آرزو دارم با تکمیل و انتشار آن‌ها به مکتب شیعه خدمت کنم. مثلاً مقاله‌هایى در موضوعات مختلف از جمله پیغمبر‌اکرم صلى‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم و مفهوم خدا در مکتب شیعه دارم که جنبه‌هاى مختلف تفکر شیعى را معرفى مى‌کند. اگر خدا توفیق دهد، مى‌خواهم کتابى بنویسم و تشیع را به مردم دنیا معرفى کنم و مقالاتى هم درباره ابن‌سینا نوشتم و امیدوارم این‌ها را جمع کرده و به صورت کتاب منتشر کنم.

شما بیشتر اوقات به کارهاى علمى و پژوهشى و تدریس مشغول هستید، براى تفریح چه کار مى‌کنید؟

تفریح خاصى ندارم و معمولاً تفریح و گردش ما به تابستان‌ها خلاصه مى‌شود که آن‌هم پیش مادرم در نیویورک مى‌روم و در آنجا با خانواده به پارک یا جاهاى تفریحى مى‌رویم.

در پایان اگر مطلب خاصى دارید که لازم مى‌دانید مطرح شود، بفرمایید.

از شما خیلى سپاس‌گزارم و خیلى خوشحالم که توانستم اینجا یک خدمتى کنم و امیدوارم خدا به ما توفیق دهد بیشتر خدمت کنیم.

گفت‌وگو: على حاجى

]]>
رهبر معظم انقلاب، در دیدار معلمان:حركت بیداری قطعاً تا قلب اروپا پیش خواهد رفت 2011-05-08T04:42:20+01:00 2011-05-08T04:42:20+01:00 tag:http://howzehelmiehostanemarkazi.mihanblog.com/post/127 حوزه علمیه استان مرکزی. رهبر معظم انقلاب، در دیدار معلمان:حركت بیداری قطعاً تا قلب اروپا پیش خواهد رفت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در دیدار هزاران نفر از معلمان از سراسر كشور، مهمترین وظیفه آموزش و پرورش را تربیت انسان‌هایی در طراز نظام جمهوری اسلامی و حركت عظیم ملت ایران، دانستند و تأكید كردند: بر همین اساس آموزش و پرورش نیازمند تحول بر مبنای یك الگوی مستقل و پیشرفته ایرانی اسلامی است كه پرورش انسان‌هایی مؤمن، متوكل، شریف، شجاع، مبتكر، صبور، امیدوار به آینده و دارای اخلاق نیك و قدرت رهبر معظم انقلاب، در دیدار معلمان:
حركت بیداری قطعاً تا قلب اروپا پیش خواهد رفت

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در دیدار هزاران نفر از معلمان از سراسر كشور، مهمترین وظیفه آموزش و پرورش را تربیت انسان‌هایی در طراز نظام جمهوری اسلامی و حركت عظیم ملت ایران، دانستند و تأكید كردند: بر همین اساس آموزش و پرورش نیازمند تحول بر مبنای یك الگوی مستقل و پیشرفته ایرانی اسلامی است كه پرورش انسان‌هایی مؤمن، متوكل، شریف، شجاع، مبتكر، صبور، امیدوار به آینده و دارای اخلاق نیك و قدرت خطرپذیری برای ورود به میدان‌های جدید، نتیجه آن باشد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با گرامی‌داشت یاد و خاطره استاد شهید آیت‌الله مرتضی مطهری و روز معلم، شهید مطهری را انسانی برجسته، بصیر و همراه با احساس درد توصیف كردند و افزودند: این انسان بزرگ با چنین ویژگی‌هایی منشأ بركات فراوانی در عرصه علم و فرهنگ و تعلیم و تربیت شد و در نهایت هم خداوند متعال پاداش او را با شهادت داد و او را زنده نگه داشت.
ایشان در تبیین نقش و جایگاه معلم خاطرنشان كردند: معلم انسانی است كه آینده كشور و تربیت انسان‌های بزرگ و مجاهدان راه حق و افرادی كه كشور را اداره خواهند كرد، به دست او است، بنابراین، همه آحاد ملت باید قدر و اهمیت معلم را بدانند و حرمت معلم را پاس بدارند، ضمن آنكه رسانه‌ها و مسئولان نیز نقش بسزایی در شناساندن جایگاه واقعی معلم دارند.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به موضوع تحول در آموزش و پرورش، در بیان علت نیازمندی به این تحول افزودند: از آنجایی‌كه نظام كنونی آموزش و پرورش وارداتی است و در آن، نیازها، اقتضائات و فرهنگ ملت ایران در نظر گرفته نشده است، بنابراین آموزش و پرورش نیازمند تحول است.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تأكید كردند: لازمه این تحول یك الگوی مستقل و پیشرفته ایرانی اسلامی است كه هدف این الگو نیز باید تربیت انسان‌هایی در طراز نظام جمهوری اسلامی باشد.

ایشان خاطرنشان كردند: اگر جمهوری اسلامی ایران می خواهد پرچم اسلام را در دست بگیرد و دنیا و آخرت خود را آباد كند و یاری رسان، شاهد و مبشر برای ملت‌های دیگر باشد، باید انسان‌هایی مؤمن، متوكل، شریف، مبتكر، شجاع، حلیم، دارای استعدادهای جوشان، و قدرت خطرپذیری بالا، تربیت كند.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: لازمه تربیت چنین انسان‌هایی، عمل براساس دستورات اسلام و معارف قرآن است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأكید بر لزوم مشخص بودن جهت‌گیری در ایجاد تحول در آموزش و پرورش، خاطرنشان كردند: داشتن نگاه كلان و طرح جامع و همچنین لحاظ كردن محوریت معلم، از شروط مهم ایجاد تحول است.
ایشان افزودند: هر مقدار كه در آموزش و پرورش و ایجاد تحول در آن، سرمایه‌گذاری شود، قطعاً ارزش بازده آن به مراتب بیشتر از سرمایه‌گذاری انجام شده خواهد بود، و همه باید با چنین دیدی به آموزش و پرورش نگاه كنند.
رهبر انقلاب اسلامی با یادآوری كار عظیم و كم نظیر ملت ایران به رهبری امام خمینی(ره)، در طول تاریخ، خاطرنشان كردند: كشور ایران، نیازمند آموزش و پرورشی در شأن چنین ملتی است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در تبیین ابعاد حركت عظیم ملت ایران افزودند: در شرایطی كه عوامل زور و قدرت در دنیا، همه توان و امكانات خود را بر ضد ارزش‌های اسلامی و انسانی بكار گرفته بودند، ملت ایران، غریبانه برای احیای این ارزشها قیام كرد و غریبانه این راه دشوار را پیمود و اكنون به پیروزی‌ها و پیشرفت‌های بزرگی دست یافته است.
ایشان حركت بیداری كنونی در غرب آسیا و شمال افریقا را امتداد حركت عظیم ملت ایران خواندند و تأكید كردند: این حركت بیداری قطعاً تا قلب اروپا پیش خواهد رفت و ملت‌های اروپا بر ضد سیاستمداران و زمامداران خود كه آنها را تسلیم محض سیاست‌های فرهنگی و اقتصادی امریكا و صیهونیست‌ها كرده‌اند، به‌پا خواهند خاست.
رهبر انقلاب اسلامی با تأكید بر اینكه این بیداری در اروپا حتمی است، خاطرنشان كردند: بیداری كنونی، عمق حركت عظیم ملت ایران است و اگر بخواهیم این حركت با همین شتاب و قدرت ادامه پیدا كند، باید ضمن شكوفا كردن استعدادها و تربیت انسان‌های مقاوم، ایمان، بصیرت، آگاهی و دانش را تقویت و اتحاد و انسجام را مستحكم تر كنیم.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پایان تأكید كردند: مطمئن باشید جمهوری اسلامی ایران به بركت همت‌های بلند، ایمان‌های قوی و انسان‌های با اخلاص، قله‌های سعادت و پیشرفت را یكی پس از دیگری فتح خواهد كرد.

در ابتدای این دیدار آقای حاجی‌بابایی وزیر آموزش و پرورش در سخنانی با اشاره به برنامه‌ریزی‌ها و تلاش‌های انجام گرفته برای تحول بنیادین در آموزش و پرورش گفت: سیاست‌های كلی آموزش و پرورش در مجمع تشخیص مصلحت نظام به تصویب رسیده و فلسفه تعلیم و تربیت نیز در دستور كار شورای‌عالی انقلاب فرهنگی است و همچنین برنامه درسی ملی در حال بررسی و تصویب نهایی در شورای‌عالی آموزش و پرورش است.
وی افزود: توجه به شكوفایی استعدادها، مبانی تعلیم و تربیت اسلامی، فناوری‌های جدید، تربیت بدنی، مهارت‌های زندگی، كتابخانه‌های مدارس و مجلات كمك آموزشی، و ارزشیابی كیفی، از جمله مواردی هستند كه در برنامه درسی ملی در نظر گرفته شده‌اند.
]]>
نامه شیعیان بحرین به محضر امام خامنه ای: برایمان دعا کنید 2011-03-17T09:41:21+01:00 2011-03-17T09:41:21+01:00 tag:http://howzehelmiehostanemarkazi.mihanblog.com/post/126 حوزه علمیه استان مرکزی. شیعه آنلاین: در پی بحرانی شدن اوضاع جاری در بحرین و افزایش حملات وحشیانه نیروهای رژیم بحرین که از سوی کشورهای مختلف حمایت می شوند، گروهی از شیعیان بحرینی نامه ای کوتاه خطاب به مقام معظم رهبری نوشته و نسخه ای از آن را برای پایگاه خبری شیعه آنلاین ارسال کردند.   متن کامل این نامه که به شرح ذیل است :   بسم‌الله الرحمن الرّحیم محضر مبارک ولی امر مسلمین جهان حضرت آیت‌ الله العظمی سید علی خامنه ‌ای (مدظله العالی) سلام علیکم ..   با سلام و صلوات بر خاتم أنبیاء محمد مصطفی (

شیعه آنلاین: در پی بحرانی شدن اوضاع جاری در بحرین و افزایش حملات وحشیانه نیروهای رژیم بحرین که از سوی کشورهای مختلف حمایت می شوند، گروهی از شیعیان بحرینی نامه ای کوتاه خطاب به مقام معظم رهبری نوشته و نسخه ای از آن را برای پایگاه خبری شیعه آنلاین ارسال کردند.
 
متن کامل این نامه که به شرح ذیل است :
 
بسم‌الله الرحمن الرّحیم
محضر مبارک ولی امر مسلمین جهان
حضرت آیت‌ الله العظمی سید علی خامنه ‌ای (مدظله العالی)
سلام علیکم ..
 
با سلام و صلوات بر خاتم أنبیاء محمد مصطفی (ص)،‌ او که پیامبر بود و از ایشان رسالت بر دوش داشتن را آموختیم، بر علی (ع) که از ایشان عدالت وار بودن را یاد گرفتیم، بر سیده دو عالم که در ایشان ولایتمداری را یافتیم، بر سبْطیْ شباب اهل الجنّة که از ایشان صبر و فرهنگ سرخ شهادت را به ارث بردیم، ‌بر ائمّه‌ طاهرین علیهم‌ السّلام که از ایشان جهاد در راه حقّ را آموختیم و بر تک سوار آخر الزّمان (عج) که از ایشان انتظار اصلاح را به تعلم نشستیم.
 
سلام ما بر آن امامی که در عرصه‌ی تاریک تاخت و تاز طاغوتیان قیام نمود و درود فراوان بر حضرتعالی که پرچمدار فعلی انقلاب اسلامی و ولی امر مسلمین جهان هستید. 
 
ما گروهی از شیعیان بحرین هستیم که از حضرتعالی تقلید می کنیم و سیرت و سنت جنابعالی برای ما حجت است. واقعیت این است که اکنون از ظلم و ستم آل خلیفه نزد جنابعالی شکایت می کنیم. فشار بر ما سنگین شده به حدی که برادران و خواهران و عائله ما را در مقابل چشممان می کشند، فریادرسی کمک نمی کند ما را. اجتماع می کنیم برای رضای خدا و در راه عزت مسلمین و شیعیان اما کشته می شویم.
 
از شما درخواست می کنیم برایمان نزد خدا دعا کنید زیرا اطمینان به استجابت آن داریم. و در ثانی کوچک تر از آنیم که درخواستی کنیم، مع ذلک رنج این آلام و مصیبت ها را که از طرف ما را احاطه کرده، جز با حضرتعالی با چه کسی در میان بگذاریم؟! هر طور که صلاح می دانید ما مقلدان و فرزندان خود در بحرین را یاری دهید. سخنرانی عربی جنابعالی در خصوص انقلاب مصر، برادران مصری ما را منصور گردانید و موجب توفیق و نصرت آنان شد، ما نیز در رنج و عذابیم و جز مقاومت و آمادگی برای شهادت چیزی نداریم و خداوند متعال فتح و نصرت را مسئلت می کنیم..
والنصر قادم إنشاءالله
جمعی از مقلدان حضرت آیت الله العظمی خامنه ای در بحرین

]]>
اطلاعیه(ثبت نام در آزمون ورودی حوزه علمیه ) 2011-03-09T12:56:03+01:00 2011-03-09T12:56:03+01:00 tag:http://howzehelmiehostanemarkazi.mihanblog.com/post/125 حوزه علمیه استان مرکزی. ثبت نام آزمون ورودی حوزه علمیه(برادران) از تاریخ 1/12/89لغایت31/1/90 آقای رضوانی پور معاونت آموزش مرکز مدیریت حوزه علمیه استان مرکزی: پذیرش طلاب امسال در تمامی مدارس استان  مرکزی در مقاطع سیکل و دیپلم  صورت می پذیرد نحوه ثبت نام در آزمون: 1-مراجعه به سایت  معاونت آموزش حوزه علمیه قم  www.howzeh-qom.com 2-مراجه به دفاتر پست مرکزی شهرستانها وتهیه دفترچه آزمون 3-مراجعه به مرکز مدیریت حوزه علمیه استان مرکزی(اراک  کوی مسکن پشت بیمارستان امیرکبیر جنب پارک ثبت نام آزمون ورودی حوزه علمیه(برادران) از تاریخ 1/12/89لغایت31/1/90

آقای رضوانی پور معاونت آموزش مرکز مدیریت حوزه علمیه استان مرکزی:

پذیرش طلاب امسال در تمامی مدارس استان  مرکزی در مقاطع سیکل و دیپلم  صورت می پذیرد

نحوه ثبت نام در آزمون:

1-مراجعه به سایت  معاونت آموزش حوزه علمیه قم  www.howzeh-qom.com

2-مراجه به دفاتر پست مرکزی شهرستانها وتهیه دفترچه آزمون

3-مراجعه به مرکز مدیریت حوزه علمیه استان مرکزی(اراک  کوی مسکن پشت بیمارستان امیرکبیر جنب پارک علم الهدی ساختمان ستاد امر به معروف طبقه همکف)

  تلفن تماس:08613137100

]]>
آیت‌الله‌العظمی نوری‌همدانی :حوزه باید در سیاست اظهار نظر کند 2011-02-26T04:38:28+01:00 2011-02-26T04:38:28+01:00 tag:http://howzehelmiehostanemarkazi.mihanblog.com/post/124 حوزه علمیه استان مرکزی.  حضرت آیت الله نوری همدانی گفتند: حوزه‌های علمیه به دلیل این که یکی از عوامل اصلی به وجود آورنده انقلاب هستند، باید در سیاست اظهار نظر کنند.    به‌گزارش مرکز خبر حوزه، معظم‌له سه شنبه شب، در هم‌اندیشی اساتید سطوح عالی و خارج حوزه علمیه قم با موضوع «مطالبات مقام‌معظم‌رهبری و مسئولیت اساتید» که در محل سالن همایش‌های مدرسه عالی‌دارالشفا برگزار شد، اظهار داشتند: در زمان ما حادثه ای رخ داد که بسیار مهم و از نظر دین‌باوران شیرین‌ترین رویداد بود و آن چیزی جز انقلاب اسلامی ا  حضرت آیت الله نوری همدانی گفتند: حوزه‌های علمیه به دلیل این که یکی از عوامل اصلی به وجود آورنده انقلاب هستند، باید در سیاست اظهار نظر کنند. 

 

به‌گزارش مرکز خبر حوزه، معظم‌له سه شنبه شب، در هم‌اندیشی اساتید سطوح عالی و خارج حوزه علمیه قم با موضوع «مطالبات مقام‌معظم‌رهبری و مسئولیت اساتید» که در محل سالن همایش‌های مدرسه عالی‌دارالشفا برگزار شد، اظهار داشتند: در زمان ما حادثه ای رخ داد که بسیار مهم و از نظر دین‌باوران شیرین‌ترین رویداد بود و آن چیزی جز انقلاب اسلامی ایران نبود.

حضرت آیت الله نوری همدانی تصریح کردند: حادثه انقلاب اسلامی ایران بر کل جهان اثر گذاشت و قطعا همان‌گونه که امروز شاهد آثار فراوان آن در کشورهای اسلامی هستیم، در آینده نیز آثار دیگری بر آن مترتب خواهد بود.

* طنین انقلاب اسلامی در مصر، تونس و ...

ایشان افزودند: امروز طنین حادثه انقلاب اسلامی ایران، در کشورهایی چون مصر، تونس، کویت، یمن و ... تأثیر گذاشته و این به دلیل بزرگ بودن این حادثه عظیم بود؛ از این رو وظیفه حوزه های علمیه پشتیبانی از این نظام است.

این مرجع تقلید با بیان این که حادثه انقلاب اسلامی ایران، امتداد ولایت ائمه اطهار(ع) است، گفتند: کل فقهای ما در بحث های خود به جاهایی می رسند که حکومت لازم است و معتقدند در زمان غیبت باید یک مدیر جامعه که فقیه و مدیر و مدبر و شجاع باشد در رأس حکومت اسلامی قرار گیرد؛ بر این اساس می توان گفت که انقلاب اسلامی ایران ریشه قرآنی، حدیثی و تاریخی و فقهی دارد.

معظم له، با بیان این که در اسلام نظام ها یا طاغوتی اند یا ولایی و قسم سومی برای آن متصور نیست، گفتند: نظام جمهوری اسلامی ایران، نظامی ولایی و مورد تأیید ائمه و اهل بیت(ع) است و باید از آن پشتیبانی کنیم.

حضرت آیت الله نوری همدانی، در ادامه سخنان خود، تصریح کردند: ما طلبه ها سال ها در حوزه مشغول تحصیل و تهذیب هستیم، اما باید گفت که یک نفر همانند امام خمینی(ره) در حوزه پیدا می شود که دارای جمع ویژگی های خاص باشد.

* نگاه امام خمینی‌(ره) به انقلاب

این مرجع تقلید ادامه داد: اگر امام خمینی(ره) می گفت انقلاب ایران، کسی توجهی به آن نمی کرد و گستره آن امروز کشورهایی چون مصر، تونس، یمن، بحرین و ... را در بر نمی گرفت، بلکه گفت انقلاب اسلامی تا همه مسلمانان جهان با آن همراه باشند.

معظم له خاطرنشان کردند: با انقلاب اسلامی ایران، موقعیتی برای حوزه و روحانیت پدید آمده است که باید از این فرصت نهایت استفاده را برد.

حضرت آیت الله نوری همدانی با یادآوری حرکت های دین ستیزانه و روحانیت ستیزانه رضاشاه پهلوی و  تشریح عملکرد مؤسس حوزه علمیه قم آیت الله العظمی حائری، گفتند: آیت الله حائری اقتضاء را در این می‌دیدند که فقط حوزه را حفظ کند تا افرادی چون امام خمینی(ره) در آن رشد کنند و از این رو این حرکت را مانند حرکت امام حسن مجتبی(ع) دانست که زمینه سازی برای قیام کربلاء کردند.

ایشان یادآور شدند: امروز به برکت تحقق انقلاب اسلامی ایران، شرایط بسیار مطلوبی برای حوزه های علمیه و روحانیت به وجود آمده که باید از آن ها نهایت استفاده را کرد.

*انتقاد از کم توجهی برخی طلاب به جدیت در تحصیل

این مرجع تقلید، در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به شرایط امروز حوزه های علمیه، گفتند: متأسفانه امروز اگر علمای هر شهری از دنیا می رود، جایگزینی برای آن ها یافت نمی شود که برای به وجود آمدن چنین خلاءهایی باید فکری کرد.

معظم له تصریح کردند: نکته بعدی که باید به آن توجه کنیم طبقه بندی در حوزه است، چرا که یک فرد نمی تواند به تمام علوم تخصصی دست یابد، بلکه باید با جدیت در یک رشته خاص و تمرکز روی آن، به سطوح بالای علمی برسد.

حضرت آیت الله نوری همدانی با انتقاد از کم توجهی برخی طلاب به جدیت در تحصیل، گفتند: امروز گاهی مشاهده می شود که برخی طلاب به بهانه های مختلف از حضور در کلاس ها دوری می کنند و به جای آن از نوارها و سی دی ها استفاده می کنند، حال آن که باید دانست که کسی با نوار و سی دی ملا نمی شود.

ایشان در ادامه سخنان خود خطاب به اساتید حوزه گفتند: در حوزه سابق، دروس اخلاق بسیاری دایر می شد، اما امروزه این امر تا حدودی کمرنگ شده است که این امر نیز باید مورد توجه قرار گیرد.

* ضرورت تقدیر مستمر از اساتید

این مرجع تقلید در بیان راهکاری برای ارتقای سطح علمی حوزه های علمیه، با بیان این که سالیانه چند بار از افراد برتر دانشگاه ها تقدیر می شود، گفتند: باید از افراد برجسته حوزه همواره تقدیر و تشکر کرد.

معظم له افزودند: نمی گویم که حضور و غیاب بارد در کلاس های حوزوی باشد، اما باید بدانیم که چه کسانی به صورت منظم در سر کلاس حاضر می شوند و چه کسانی بهانه هایی را برای عدم شرکت در کلاس عنوان می کنند.

* حوزه باید در سیاست اظهار نظر کند

 حضرت آیت الله نوری همدانی در بیان آخرین راهکار به حوزه های علمیه، گفتند: حوزه‌های علمیه به دلیل این که یکی از عوامل اصلی به وجود آورنده انقلاب هستند، باید در سیاست اظهار نظر کنند.

ایشان در پایان گفتند: باید در حوزه، همان‌گونه که رهبری گفتند، مسائل روز را بشناسیم و نسبت به برطرف کردن مشکلات اقدام کنیم.

]]>
معاون آموزش حوزه‌هاى علمیه:مدیریت‌هاى استانى، حوزه را توسعه مى‌دهد 2011-02-26T04:30:24+01:00 2011-02-26T04:30:24+01:00 tag:http://howzehelmiehostanemarkazi.mihanblog.com/post/123 حوزه علمیه استان مرکزی. معاون آموزش حوزه‌هاى علمیه با بیان این‌که با تشکیل مدیریت‌هاى استانى، گام جدیدى در راستاى توسعه حوزه برداشته شد، گفت: مدیران باید با شناسایى کاستى‌ها، تصمیم‌سازان حوزه را یارى کنند. حجة‌الاسلام والمسلمین عباسى، پنج‌شنبه 28 بهمن در اجلاسیه  معاونان آموزش مدیریت‌هاى استانى حوزه‌هاى علمیه، با اعلام این‌که نام‌نویسى از داوطلبان علوم حوزوى، از اسفندماه آغاز شده است، گفت: با برگزارى آزمون در اردیبهشت‌ماه و اعلام نتایج در اوایل خرداد، مدیران و مسولان، زمان بیشترى براى مصاحبه و ارزیابى و ب معاون آموزش حوزه‌هاى علمیه با بیان این‌که با تشکیل مدیریت‌هاى استانى، گام جدیدى در راستاى توسعه حوزه برداشته شد، گفت: مدیران باید با شناسایى کاستى‌ها، تصمیم‌سازان حوزه را یارى کنند.

حجة‌الاسلام والمسلمین عباسى، پنج‌شنبه 28 بهمن در اجلاسیه  معاونان آموزش مدیریت‌هاى استانى حوزه‌هاى علمیه، با اعلام این‌که نام‌نویسى از داوطلبان علوم حوزوى، از اسفندماه آغاز شده است، گفت: با برگزارى آزمون در اردیبهشت‌ماه و اعلام نتایج در اوایل خرداد، مدیران و مسولان، زمان بیشترى براى مصاحبه و ارزیابى و برگزارى دوره اختبار و تثبیت دارند و مى‌توانند با دقت بیشترى به ارزیابى طلاب بپردازند.

معاون آموزش حوزه‌هاى علمیه، با اشاره به اهمیت ارزیابى معاونت تهذیب در پذیرش نهایى طلاب، خاطرنشان کرد: حتى اگر داوطلبى پس از اتمام موفقیت‌آمیز دوره اختبار و تثبیت، از نظر اخلاقى از سوى معاونت تهذیب رد صلاحیت شود، نمى‌تواند وارد حوزه گردد.

وى هم‌چنین افزود: معاونت آمار و بررسى نیز در حین برگزارى این دوره یک ماهه، مى‌تواند کارهاى تحقیقاتى خود را به اتمام برساند و تا آغاز سال تحصیلى حوزه، نتیجه بررسى‌ها را اعلام کند.

حجة‌الاسلام والمسلمین عباسى در بخش دیگرى از سخنان خود، ایجاد مدیریت‌هاى استانى را گامى ارزشمند در راستاى پیشرفت حوزه معرفى کرد و گفت: حوزه علمیه براى این‌که بتواند به نیازهاى فراوان دینى جامعه پاسخ دهد و در مناطق مختلف، از نزدیک در عرصه اجرا وارد شود، مدیریت‌هاى استانى را تشکیل داد.

وى با اشاره به این‌که پیش از انقلاب، مدارس علیمه کشور زیر نظر متولیان مربوطه اداره مى‌شد و انسجام و هماهنگى وجود نداشت، اظهار داشت: پس از انقلاب اسلامى و شکل‌گیرى شوراى مدیریت، تا حدودى انسجام میان مدارس به وجود آمد، ولى پس از سفر مقام معظم رهبرى در سال 71 به قم و تأکید معظم‌له براى شکل‌گیرى شوراى عالى، در سال 72 اعضاى شوراى عالى حوزه به منظور سیاست‌گذارى کلان در حوزه از سوى جامعه مدرسین انتخاب شدند.

معاون آموزش حوزه‌هاى علمیه ادامه داد: در عصر حاضر نیز با توجه به نیازهاى فراوانى که از سوى جامعه و نظام به حوزه ارائه مى‌شود، لازم بود که گام جدیدى در راستاى توسعه حوزه برداشته شود؛ از این رو مدیریت‌هاى استانى راه‌اندازى شد.

وى، همکارى تمامى مدیران و معاونان حوزه‌هاى علمیه استانى را براى موفقیت در این عرصه ضرورى دانست و گفت: باید تمامى مدیران و معاونان در استان‌ها، کاستى‌ها و نیازهاى منطقه را شناسایى و با ارائه پیشنهاد‌ها و انتقادات، تصمیم‌سازان حوزه را در این راستا یارى رسانند.

حجة‌الاسلام والمسلمین عباسى، در پایان با اشاره به ساختار معاونت آموزش حوزه‌هاى علمیه، اظهار داشت: ادارات پذیرش، آموزش، برنامه‌ریزى و نظارت، امور مدارس، امور اساتید و مدارج علمى و رشته‌هاى تخصصى از بخش‌هاى اصلى معاونت آموزش حوزه محسوب مى‌شوند.

خاطرنشان مى‌شود، در این اجلاسیه مدیران ادارات مختلف معاونت آموزش نیز گزارشى از عملکرد این ادارات ارائه دادند و به پرسش‌هاى معاونان آموزش مدیریت‌هاى استانى حوزه‌هاى علمیه، پاسخ گفتند.

]]>
ره‌نامه 2011-02-26T04:28:24+01:00 2011-02-26T04:28:24+01:00 tag:http://howzehelmiehostanemarkazi.mihanblog.com/post/122 حوزه علمیه استان مرکزی.   امام خمینى قدس‌سره من اکثر موفقیت‌هاى روحانیت و نفوذ آنان را در جوامع اسلامى در ارزش عملى و زهد آنان مى‌دانم. و امروز هم این ارزش نه‌تنها نباید به فراموشى سپرده شود، که باید بیشتر از گذشته به آن پرداخت. هیچ چیزى به زشتى دنیاگرایى روحانیت نیست. و هیچ وسیله‌اى هم نمى‌تواند بدتر از دنیاگرایى، روحانیت را آلوده کند. چه بسا دوستان نادان یا دشمنان دانا بخواهند با دلسوزى‌هاى بى‌مورد مسیر زهدگرایى آنان را منحرف سازند؛ و گروهى نیز مغرضانه یا ناآگاهانه روحانیت را به طرفدارى از سرمایه‌دارى

 

امام خمینى قدس‌سره

من اکثر موفقیت‌هاى روحانیت و نفوذ آنان را در جوامع اسلامى در ارزش عملى و زهد آنان مى‌دانم. و امروز هم این ارزش نه‌تنها نباید به فراموشى سپرده شود، که باید بیشتر از گذشته به آن پرداخت. هیچ چیزى به زشتى دنیاگرایى روحانیت نیست. و هیچ وسیله‌اى هم نمى‌تواند بدتر از دنیاگرایى، روحانیت را آلوده کند. چه بسا دوستان نادان یا دشمنان دانا بخواهند با دلسوزى‌هاى بى‌مورد مسیر زهدگرایى آنان را منحرف سازند؛ و گروهى نیز مغرضانه یا ناآگاهانه روحانیت را به طرفدارى از سرمایه‌دارى و سرمایه‌داران متهم نمایند.

در این شرایط حساس و سرنوشت‌سازى که روحانیت در مصدر امور کشور است و خطر سوء‌استفاده دیگران از منزلت روحانیون متصور است، باید به‌شدت مواظب حرکات خود بود. چه‌بسا افرادى از سازمان‌ها و انجمن‌ها و تشکیلات سیاسى و غیر آنها با ظاهرى صد‌در‌صد اسلامى بخواهند به حیثیت و اعتبار آنان لطمه وارد سازند؛ و حتى علاوه بر تأمین منافع خود، روحانیت را رو در روى یکدیگر قرار دهند.

البته آن چیزى که روحانیون هرگز نباید از آن عدول کنند و نباید با تبلیغات دیگران از میدان به در روند حمایت از محرومین و پابرهنه‌هاست؛ چرا که هر کسى از آن عدول کند از عدالت اجتماعى اسلام عدول کرده است‌.

صحیفه امام، 21/99

 

مقام معظم رهبرى

استقلال حوزه‌ها به معناى عدم حمایت نظام از حوزه و حوزه از نظام تلقى نشود؛ یک عده‌اى این را مى‌خواهند.

بعضى‌ها مى‌خواهند به عنوان استقلال و به نام استقلال، رابطه حوزه را با نظام قطع کنند؛ این نمى‌شود. وابستگى غیر از حمایت است، غیر از همکارى است. نظام به حوزه مدیون است؛ باید به حوزه‌ها کمک کند.

البته معیشت طلاب به صورت سنت معمول و بسیار پرمعنا و پررمز و راز باید به وسیله مردم اداره شود؛ مردم بیایند وجوهات شرعى‌شان را بدهند؛ این اعتقاد من است.

انسان هرچه به اعماق این عادت و سنت دیرین که شاید از صد سال، صد و پنجاه سال قبل در میان حوزه‌هاى ما رایج است، دقت مى‌کند، آن‌را مهم‌تر، پرمعناتر، پررمز و رازتر مشاهده مى‌کند.

راز ارتباط مستحکم مردم با حوزه‌ها همین است که احساس خویشاوندى مى‌کنند. مردم توقع زیادى هم از روحانى ندارند، اما خودشان را به پشتیبانى مالى حوزه‌ها و روحانیون متعهد مى‌دانند؛ و همین درست است. اما مسایل حوزه‌ها فقط مسئله معیشت نیست.

در حوزه‌ها هزینه‌هایى وجود دارد که جز با کمک بیت‌المال مسلمین و کمک دولت‌ها امکان ندارد آن هزینه‌ها تحقق پیدا کند. دولت‌ها موظف‌اند این هزینه‌ها را بدهند، دخالتى هم نباید بکنند.

در جمع طلاب و فضلا -‌ پنج‌شنبه 29 مهرماه 1389‌

]]>
سیستم عامل ویندوز با طراحی اسلامی ساخته شد 2011-02-26T04:24:28+01:00 2011-02-26T04:24:28+01:00 tag:http://howzehelmiehostanemarkazi.mihanblog.com/post/121 حوزه علمیه استان مرکزی. برای نخستین بار در کشور، سیستم عامل ویندوز با طراحی اسلامی ساخته و در نمایشگاه نرم افزارهای قرآنی عرضه شده است. منبع خبر: www.iqna.ir «میثم افشارزاده» مدیر گروه نرم افزاری «طوفان» از استان مرکزی در گفت وگو با خبرنگاران و اصحاب رسانه از طراحی و تولید سیستم عامل ویندوز اسلامی خبر داد و درباره ویژگی های آن گفت: در سیستم عامل ویندوز با طراحی اسلامی که برگرفته از سیستم عامل ویندوز xp است تمام تصاویر، تم ها، صداها، فونت های فارسی و اسلامی و صفحه لوگین، صفحه بوت و محیط نصب ویندوز، به شکل برای نخستین بار در کشور، سیستم عامل ویندوز با طراحی اسلامی ساخته و در نمایشگاه نرم افزارهای قرآنی عرضه شده است.
منبع خبر: www.iqna.ir


«میثم افشارزاده» مدیر گروه نرم افزاری «طوفان» از استان مرکزی در گفت وگو با خبرنگاران و اصحاب رسانه از طراحی و تولید سیستم عامل ویندوز اسلامی خبر داد و درباره ویژگی های آن گفت: در سیستم عامل ویندوز با طراحی اسلامی که برگرفته از سیستم عامل ویندوز xp است تمام تصاویر، تم ها، صداها، فونت های فارسی و اسلامی و صفحه لوگین، صفحه بوت و محیط نصب ویندوز، به شکل اسلامی طراحی و ساخته شده است.
 
وی در ادامه سخنانش تصریح کرد: ویندوز طراحی شده شامل نرم افزار قرآن سه بعدی، همراه با ترجمه فارسی و قابلیت ورق خوردن، نرم افزار «حرم آنلاین» برای پخش زنده حرم امام رضا(ع)، نرم افزار تفسیر المیزان، توضیح المسائل هفت مرجع عالیقدر تقلید و نرم افزار «استخاره آنلاین» است.
 
افشارزاده با اشاره به این که عملیات ساخت این محصول زیر نظر اداره کل فرهنگ و ارشاد استان مرکزی انجام شده است اظهار کرد: این ویندوز xp در مدت 17 دقیقه نصب و راه اندازی می شود و نصب آن آسان و بدون نیاز به شماره ورودی است.

]]>
اظهارات مضحک قذافی: من مثل ملکه انگلیس قدرتی ندارم! مسئول کشتار و تخریب نیستم! 2011-02-26T04:12:29+01:00 2011-02-26T04:12:29+01:00 tag:http://howzehelmiehostanemarkazi.mihanblog.com/post/120 حوزه علمیه استان مرکزی. دیکتاتور لیبی در اظهاراتی مضحک با ادعای اینکه شبکه القاعده قرص های روان گردان در اختیار مردم معترض قرار می دهد، مدعی شد از سال 1977 تا کنون هیچ قدرتی ندارد و مقامش مثل ملکه انگلیس تشریفاتی است. منبع خبر: www.mehrnews.com به نقل از شبکه تلویزیونی العربیه، معمر القذافی در گفتگوی تلفنی با شبکه تلویزیون رسمی لیبی در تلاش برای مخدوش کردن وجهه مردم مسلمان لیبی که از 43 سال حکومت سراسر ظلم و خفقان و استبداد و سرکوب وی به ستوه آمده وعلیه وی قیام کرده اند، مدعی شد : القاعده در ورای اعتراض


دیکتاتور لیبی در اظهاراتی مضحک با ادعای اینکه شبکه القاعده قرص های روان گردان در اختیار مردم معترض قرار می دهد، مدعی شد از سال 1977 تا کنون هیچ قدرتی ندارد و مقامش مثل ملکه انگلیس تشریفاتی است.

منبع خبر: www.mehrnews.com


به نقل از شبکه تلویزیونی العربیه، معمر القذافی در گفتگوی تلفنی با شبکه تلویزیون رسمی لیبی در تلاش برای مخدوش کردن وجهه مردم مسلمان لیبی که از 43 سال حکومت سراسر ظلم و خفقان و استبداد و سرکوب وی به ستوه آمده وعلیه وی قیام کرده اند، مدعی شد : القاعده در ورای اعتراضات اخیر مردمی در لیبی قرار دارد.
 
وی شبکه القاعده را به تلاش برای تشکیل حکومت اسلامی در لیبی متهم و ادعا کرد : القاعده قرص های روان گردان در اختیار معترضین شهر الزاویه قرار می دهد و آنها را به اعتراضات خیابانی تشویق می کند.
 
دیکتاتور لیبی از کشته شدن نیروهای امنیتی لیبی وابسته به خود ابراز تاسف کرد و به خانواده های قربانیان تسلیت گفت.
 
وی با ادعای اینکه مسئول تخریب و نابودی کشور لیبی نیست، خطاب به مردم گفت: اگر می خواهید در چنین اوضاع ناآرامی زندگی کنید آزادید و اگر به دنبال کشتن یکدیگر هستید این کار را انجام دهید.
 
قذافی همچنین ادعا کرد: من از سال 1977 از قدرت کناره گیری کرده ام و قدرت من جنبه تشریفاتی دارد. وی از مردم شهر الزاویه خواست که برای مقابله با معترضین به خیابان ها بیایند و اگر مردی وجود ندارد زنان به این اقدام مبادرت بورزند.
 
وی در ادامه در تلاش برای منصرف کردن مردم لیبی از ادامه قیام خود علیه رژیم دیکتاتوری اش مدعی شد آمریکا می خواهد به بهانه مبارزه با القاعده در لیبی دخالت کند.
 
ادعاهای مضحک قذافی به اینکه مسئول کشتار مردم نیست، در حالی است که رژیم وی هزاران مزدور مسلح را از کشورهای فقیر آفریقا به شهرهای لیبی آورده است تا مردم معترض را قتل عام کنند و هم اکنون مزدوران مسلح و نیروهای ویژه وی به مردم شهر الزاویه حمله می کنند.

]]>
توصیه های مهم آیت الله جوادی آملی به طلاب و روحانیان 2011-02-26T04:11:39+01:00 2011-02-26T04:11:39+01:00 tag:http://howzehelmiehostanemarkazi.mihanblog.com/post/119 حوزه علمیه استان مرکزی. حضرت آیت الله عبدالله جوادی آملی،  یكشنبه 1 اسفند 1389 مصادف با شب  میلاد پیامبر گرامی اسلام در مراسم عمامه گذاری شماری از طلاب حوزه علمیه قم، با تبریک میلاد حضرت محمد(ص) و امام جعفر صادق(ع)، هفته وحدت را گرامی داشت. عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم اظهار داشت: شبی که وجود مبارک پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) به دنیا می‌آیند با برکت‌های الهی همراه است، چون این بزرگواران همتای قرآن هستند.حضرت آیت‌الله عبدالله جوادی آملی ضمن قرائت آیاتی از قرآن کریم، برای طلابی که ملبس به ل چاپ
Imageحضرت آیت الله عبدالله جوادی آملی،  یكشنبه 1 اسفند 1389 مصادف با شب  میلاد پیامبر گرامی اسلام در مراسم عمامه گذاری شماری از طلاب حوزه علمیه قم، با تبریک میلاد حضرت محمد(ص) و امام جعفر صادق(ع)، هفته وحدت را گرامی داشت.
عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم اظهار داشت: شبی که وجود مبارک پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) به دنیا می‌آیند با برکت‌های الهی همراه است، چون این بزرگواران همتای قرآن هستند.

حضرت آیت‌الله عبدالله جوادی آملی ضمن قرائت آیاتی از قرآن کریم، برای طلابی که ملبس به لباس مقدس روحانیت شدند، آرزوی توفیق و عمل به انجام وظایف و ماموریت های طلبگی کرد و طلبگی را یک رسالت مهم دانست.

وی با بیان اینکه وجود مبارک امام زمان(عج) بقیه‌الله است و شاگردان حضرت ولی عصر(عج) هم چون اولوا الالباب و اولوا الابصار هستند، اولوا البقیه هم می‌توانند باشند و حیف است که انسان این مرتبه را درک نکند و به زباله ‌دان تاریخ برود.

حضرت آیت‌الله جوادی آملی جایگاه روحانیت را بسیار برجسته و مهم ارزیابی و تصریح کرد: لباس شریف روحانیت را به تن کردن یعنی اینکه شخص روحانی در کنار سفره حضرت ولی عصر(عج) آمده و می‌خواهد بقیه‌الله شود.

مفسر قرآن کریم اضافه کرد: خدای سبحان روزی رسان شاگردان امام زمان(عج) است، ذات اقدس اله این وعده را به ما داد که اگر درس بخوانیم و خودمان عمل کنیم و دیگران را نیز هدایت کنیم، او روزی ما را تامین خواهد کرد.

حضرت آیت الله جوادی آملی بیان داشت: اکثر علمایی که کتاب‌هایی تالیف کرده و نوشتند و ما اکنون از آثار و برکات آنها استفاده می‌کنیم با درک این فرمایش ذات اقدس به مرتبه والا و برجسته رسیدند و اگر طلاب علوم دینی به این وعده پروردگار باور و ایمان داشته باشند، نیازهای آنها تامین می‌شود.

این مدرس برجسته خارج حوزه علمیه قم ابراز کرد: بهترین فرصت آن است که ما با ذات اقدس اله ارتباط تنگاتنگ داشته باشیم و چیزی از او بخواهیم که بماند تا ما هم در سایه این ارتباط بمانیم.

وی افزود: انسان در مصاف با مرگ، مرگ را می‌میراند، نه اینکه مرگ انسان را بمیراند؛ حیف است انسان تلف شود و از این دنیا برود بلکه باید سعی کرد از این دنیا توشه ای مناسب برای روز جزا درو کرد.

حضرت آیت‌الله جوادی آملی ادامه داد: تلاش عالمان دین و فقیهان قابل ارج نهادن و سپاسگزاری و قدرشناسی است، این بزرگان در مسیر دین تلاش‌های وافری انجام می‌دهند و کتاب‌های علمی می‌نویسند و ماندگار می شوند و البته برخی از افرد نیز هستند که زندگی شان هیچ اثری ندارد و بعد از مرگ فراموش می‌شوند، ما باید سعی کنیم از دسته نخست باشیم./رسا 98785
]]>
آیت‌الله جنتی: سران فتنه، ساقط، بی آبرو و معدوم شده هستند 2011-02-26T04:09:10+01:00 2011-02-26T04:09:10+01:00 tag:http://howzehelmiehostanemarkazi.mihanblog.com/post/118 حوزه علمیه استان مرکزی. آیت‌الله احمد جنتی، در خطبه نماز جمعه مورخ 29  بهمن 1389 تهران با اشاره به هفته وحدت و مقام و جایگاه پیامبر، اظهار داشت: 1470 آیه قرآن و 2800 موضوع آن به پیامبر مربوط می‌شود. عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم افزود: قرآن تجسم پیغمبر است و پیغمبر تجسم قرآن، قرآن وجود كتبی پیامبر و پیامبر وجوه عینی قرآن است. خطیب موقت جمعه تهران یادآور شد: پیامبر علمش را از شدید القوه آموخته لذا دینش در دنیا فراگیر است و در آینده فراگیر‌تر خواهد شد. آیت‌الله جنتی با بیان اینكه خداوند اطاعت از پیامبر را بر روی آیت‌الله احمد جنتی، در خطبه نماز جمعه مورخ 29  بهمن 1389 تهران با اشاره به هفته وحدت و مقام و جایگاه پیامبر، اظهار داشت: 1470 آیه قرآن و 2800 موضوع آن به پیامبر مربوط می‌شود. Image
عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم افزود: قرآن تجسم پیغمبر است و پیغمبر تجسم قرآن، قرآن وجود كتبی پیامبر و پیامبر وجوه عینی قرآن است.

خطیب موقت جمعه تهران یادآور شد: پیامبر علمش را از شدید القوه آموخته لذا دینش در دنیا فراگیر است و در آینده فراگیر‌تر خواهد شد.

آیت‌الله جنتی با بیان اینكه خداوند اطاعت از پیامبر را بر روی زمین بر مردم واجب كرده است؛ همانطور كه اطاعت خود را بر مردم واجب كرده است به میلاد و تولد حضرت محمد (ص) و خواب حضرت آمنه درباره ایشان اشاره كرد.

امام جمعه موقت تهران همچنین در خطبه دوم این نماز به پیام امام راحل به گورباچف اشاره و تصریح كرد: این پیام یك پیشگویی پیغمبر گونه است كه به زودی تحقق یافت و آینده كشورهای غربی را نیز روشن كرده بود.

وی افزود: شهادت شهید محلاتی و 8 نفر از نمایندگان مجلس كه مورد حمله جنگنده‌های عراقی قرار گرفتند و قیام سرنوشت ساز و تعیین كننده مردم تبریز كه به پیروزی انقلاب اسلامی منتهی شد از دیگر مناسبت‌های پیش‌رو است.

آیت الله جنتی همچنین مسئله اصلی را مسئله فتنه دانست و تصریح كرد: مردم ایران در راهپیمایی باشكوه 22 بهمن ماه شركت كردند و حضوری بی‌سابقه را به ثبت رساندند.

وی افزود: مردمی كه بعد از گذشت 32 سال از انقلاب خود، علیرغم مواجهه با جنگ، مشكلات و تحریم‌ها، نه از امام و نظام بریدند و نه از دولت و اركان نظام بلكه پرشورتر از گذشته در صحنه حضور یافتند، قابل تقدیرند.

دبیر شورای نگهبان همچنین خاطرنشان كرد: بسیاری از انقلاب‌ها بعد از چند سال به دولت‌ها سپرده می‌شوند ولی انقلاب اسلامی ایران اینگونه نبود چرا كه چنین مردمی در هیچ جای دنیا وجود ندارد.

خطیب موقت نماز جمعه تهران ادامه داد: حضور مردم در راهپیمایی این روز (22 بهمن 89) حضوری ساده نبود بلكه حضوری معنادار و پیام‌دار برای دنیا دوستان و دشمنان بود.

وی افزود: برخی كرند و نمی‌شنوند، كوراند و نمی‌بییند كه در ایران بعد از گذشت 32 سال ده‌ها میلیون در خیابان‌ها ریختند و شعار مرگ بر آمریكا، مرگ بر اسرائیل، مرگ بر ضد ولایت فقیه و مرگ بر ضد انقلاب را سر دادند.

آیت الله جنتی با بیان اینكه این شعارها برای آمریكا این پیام را در بر داشت كه در این كشور جایگاهی ندارد، گفت: مردم عاشقانه در این روز به میدان آمدند و با شور، شعور و بصیرت شعارهایی را سر دادند.

امام جمعه موقت تهران با اشاره به حضور جوانان و اقشار مختلف در راهپیمایی 22 بهمن و تیپ‌های مختلف اجتماعی حاضر در صحنه خاطرنشان كرد: این حضور بی سابقه این پیام را برای كشورهای غربی در بر داشت كه اسلام و انقلاب ما قابل سركوب كردن نیست و مردم سر جای خود نمی‌نشیند و زنده‌‌اند و بصیرت دارند و با لحظه شناسی خود به موقع در صحنه حاضر می‌شوند و اقدام می‌كنند.

آیت‌الله جنتی در بخش دیگر این خطبه تصریح كرد: چرا كشورهای غربی این را نمی‌فهمند كه دوران استعمار به پایان رسیده و آنها نمی‌توانند با پول و زور بر این كشور حكومت كنند؟

وی افزود: این حضور پرشور پیام دیگری را نیز برای مستضعفین در بر داشت كه این مملكت بر اساس اسلام، انقلاب و حمایت از مستضعفین و رعایت حق و حقوق مردم برپا شده است.

خطیب موقت نماز جمعه تهران با بیان اینكه ما حامیان مستضعفین كل جهان هستیم، به پیام راهپیمایی 22 بهمن امسال برای مردم غزه و حزب الله لبنان اشاره كرد و گفت: مردم این را اعلام كردند كه ما همچنان از شما دفاع می‌كنیم و با دشمنان شما دشمن هستیم و در این راه از هیچ كمكی دریغ نخواهیم كرد.

آیت الله جنتی یادآور شد: پیام حضور مردم در راهپیمایی 22 بهمن به كشورهای اسلامی این بود كه از كشور ایران الگو بگیرند چرا كه امام راحل فرمودند "انقلاب ما صادر شده و می‌شود. "

وی به پیام خدا شناسی و خدا پرستی این راهپیمایی به مردم دنیا اشاره و تصریح كرد: دشمنان اسلام از این الگو پذیری می‌ترسند ولی علی‌رغم این موضوع كشور مصر كه از بزرگترین كشورها از لحاظ علمی و دانشگاهی است جلو آمد.

خطیب موقت نماز جمعه تهران ادامه داد: مردم مصر بعد از تحمل 30 سال دیكتاتوری این كشور و صلح دولت مصر با اسرائیل و دریافت كمك‌های مالی از آنها و تبدیل شدن این دولت به یك مهره آمریكایی - اسرائیلی احساس تحقیر كردند و به یكباره منفجره شدند.

* حمایت از مبارك حماقت آمریكایی‌ها بود
آیت الله جنتی افزود: مردم مصر بعد از سال‌ها تحمل به میدان آمدند و جوانان این كشور بالاخره این پدیده مبارك را رقم زدند و روز رفتن مبارك با 22 بهمن ما همزمان شد.

دبیر شورای نگهبان همچنین به برخی از نگرانی‌ها درباره این كشور اشاره كرد و گفت: نگرانی ما این است كه اینها تنها مهره‌ها را عوض كنند.

وی افزود: حمایت از مبارك حماقت آمریكایی‌ها بود و در حال حاضر نیز در این فكر هستند كه مهره‌ها را جابه جا كرده و مهره‌های آمریكایی را به جای مبارك بگذارند تا بدین وسیله مردم را بر سر جای خود بنشانند.

امام جمعه موقت تهران در ادامه سخنان خود خاطرنشان كرد: بر این اساس مردم مصر باید این پیام را بگیرند كه با مقاومت، وحدت كلمه استقامت، توكل به خدا و خداجویی به اسلام پناه ببرند.

وی افزود: علمای مصر باید حركت كنند و پیش بیفتند ولی متاسفانه این علما عقب هستند و این موضوع باید حل شود.

آیت الله جنتی همچنین به برخی حركت‌ها در دیگر كشورها از جمله تونس، بحرین و یمن اشاره كرد و گفت: چرا قدرت‌ها این تحولات را نمی‌فهمند.

* سران فتنه باید در خانه‌های خود زندانی شوند
دبیر شورای نگهبان خطاب به فتنه‌گران گفت: بنده به اینها می‌گویم كه شما عمرتان تمام شده است.

وی خطاب به افرادی كه شعار می‌‌دهند "فتنه گران باید اعدام شوند "، گفت: باید اعلام كنم كه اینها معدوم شده‌اند و در جامعه سقوط كرده و آبرویشان رفته است.

خطیب موقت نماز جمعه تهران در ادامه سخنان خود خاطرنشان كرد: اینكه برخی دوستان محاكمه سران فتنه را تقاضا می‌كنند جزء مصلحت‌اندیشی قوه قضائیه است.

آیت الله جنتی گفت: باید ارتباط سران فتنه از مردم قطع شود و در خانه‌های آنها بسته و رفت و آمدهای آنها محدود شود؛ باید تلفن و اینترنت آنها قطع شده و آنها در خانه‌های خود زندانی شوند.

وی خطاب به فتنه‌گران گفت: وقتی كه كشور در زمینه علمی و فنی، پیشرفت‌های چشمگیری می‌كند و آنها را به دنیا عرضه كرده و در حال جهش علمی و فنی و فناوری است و انرژی هسته‌ای را قبضه كرده، برنامه 5 ساله خود را نوشته و در حال تدوین بودجه كشور است و در زمینه مسئله هدفمندی اقداماتی را انجام داده و دولت شبانه روزی كار می‌كند، آیا شما به یاد حمایت از مصر افتاده‌اید؟ اف بر شما.

آیت الله جنتی در ادامه با اشاره به اغتشاشات فتنه‌گران در دوشنبه هفته جاری به بهانه حمایت مردم مصر ادامه داد: بالاخره همه می‌دانند كه اینها همه دروغ، ریا و تزویر است چرا كه مردم در 22 بهمن ماه از مردم مصر حمایت كردند لذا آنها باید بدانند كه با آوردن چند نفر در صحنه نمی‌توانند كاری انجام دهند. /فارس 8911290419/


]]>
آیت‌الله مکارم شیرازی:جوامع بین المللی اجازه ندهند حاکمان خودکامه بحرین دست به هر جنایتی بزنند 2011-02-26T04:07:03+01:00 2011-02-26T04:07:03+01:00 tag:http://howzehelmiehostanemarkazi.mihanblog.com/post/117 حوزه علمیه استان مرکزی. حضرت آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی روز 30 بهمن 1389 در پیامی به مناسبت حوادث اسفناک در بحرین اعلام کرد: از جوامع بین‌المللى مى‌خواهیم که در برابر این جنایات هولناک سکوت نکنند و اجازه ندهند حاکمان خودکامه بحرین دست به هر جنایتى بزنند.متن کامل پیام بدین شرح است: بسم الله الرحمن الرحیمحوادث بسیار دردناکى در بحرین در جریان است، حاکمان ظالم و حلقه به گوش بیگانگان در آنجا حمام خون به راه انداخته‌اند و شیعیان را که هیچ گناهى جز درخواست احقاق حقوق از دست رفته خود ندارند به وحشیانه‌ترین وضعى به خاک و خون حضرت آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی روز 30 بهمن 1389 در پیامی به مناسبت حوادث اسفناک در بحرین اعلام کرد: از جوامع بین‌المللى مى‌خواهیم که در برابر این جنایات هولناک سکوت نکنند و اجازه ندهند حاکمان خودکامه بحرین دست به هر جنایتى بزنند.Image
متن کامل پیام بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم

حوادث بسیار دردناکى در بحرین در جریان است، حاکمان ظالم و حلقه به گوش بیگانگان در آنجا حمام خون به راه انداخته‌اند و شیعیان را که هیچ گناهى جز درخواست احقاق حقوق از دست رفته خود ندارند به وحشیانه‌ترین وضعى به خاک و خون مى‌کشند.

ما ضمن اینکه جنایات ضد انسانى حاکمان بحرین را شدیدآ محکوم مى‌کنیم از جوامع بین‌المللى مى‌خواهیم که در برابر این جنایات هولناک سکوت نکنند و اجازه ندهند حاکمان خودکامه بحرین دست به هر جنایتى بزنند.

از شیعیان جهان نیز مى‌خواهیم که در برابر این جنایات سکوت اختیار نکنند و فریاد اعتراض خود را از هر سو در برابر این دژخیمان بلند کنند تا شیعیان بحرین تصور نکنند تنها هستند و حاکمان آنجا نیز بدانند این شیعیان مظلوم تنها نیستند، حکومت بحرین بداند این‌گونه کارها سرانجام ریشه آنها را خواهد زد و مسلمانان بحرین از شر آنها نجات خواهند یافت.

اینجانب لازم مى‌دانم شهادت جوانان بحرینى را به همه علماى محترم و مبارز آن سامان و تمام اهالى محترم بحرین تبریک و تسلیت عرض کنم و امیدوارم در پرتو خون این شهیدان عالیقدر خداوند همه مشکلات اهالى محترم را حل فرماید و از دشمنانشان انتقام گیرد. (إنّ ربّک لبالمرصاد)/رسا 98667
/

]]>